|
الف) خود آزمايي و درك مطلب: (با توجّه به ابيات زير به سؤالات 1-1 تا 6-1 و سپس ساير سؤالات را نيز طبق موارد مطلوب پاسخ دهيد) اشكم ولي به پاي عزيزان چكيـده ام خـارم ولي به سايــه ي گل آرميده ام با ياد و رنگ بوي تو اي نوبهار عمر همچون بنفشه سر به گريبان كشيده ام چون خاك در هواي تو از پا فتاده ام چون اشــك در قفاي تو با سر دويده ام از جـام عافيـت مي نابـي نخورده ام وز شـاخ آرزو گــل عيشي نچيده ام مـوي سپـيد را فلكم رايـگان نـــداد اين رشته را به نقــد جواني خريده ام گر مي گريزم از نـظر مـردمان رهي عیبم مكن كه آهـوي مردم نـد يـده ام
1-1)شاعر در مصراع اوّل بيت اوّل چه چيزي را عامل ارزش بخشي به خود مي داند ؟ 5/. 1-2)سر به گريبان كشيدن كنايه از چيست ؟5/. 1-3)در بيت سوم دو آرايه ي مختلف بيابيد . 5/. 1-4)در بيت چهارم «از شاخ آرزو گلي نچيدن » كنايه از چيست ؟ 5/. 5-1)در بيت پنجم منظور از « رشته » چيست ؟ 5/. 1-6)در بيت آخر ايهام واژه ي « آهو » را شرح دهيد . 5/.
2)منظور بخش هاي معيّن شده را در عبارت مقابل توضيح دهيد . « از سايه هاي آبي خار هاي سرخ / بر اجساد به جا مانده و طعمه ي عقاب شده فرو مي ريخت .» 5/. 3)در مصراع مقابل معني واژه هاي معيّن شده را بنويسيد . « قضا گفت گير و قدر گفت ده »5/. 4)با توجّه به بيت زير بنويسيد شاعر چه عاملي را سبب حصول پيروزي مي داند ؟5/. « تو يك ساعت چو افريدون به ميدان باش تا زان پس / به هر جانب كه روي آري درفش كاويان بيني » 5)دو كلمه ي ممال مانند « اسليمي » بنوسيد . 5/. 6)ايهام موجود در « سخنراني موجي » را توضيح دهيد . 5/. 7)مفهوم كلّي « بر بساطي كه بساطي نيست. » را بنويسيد . 5/. 8)با توجّه به درس « در سايه سار نخل ولايت » منظور از «با چشماني يتيم نديدنت » چيست ؟ 5/. 9)در بيت زير چه عاملي سبب ارزشمند ي دل شده است ؟ 5/. « برو طواف دلي كن كه كعبه ي مخفي است كه آن خليل بنا كرد و اين خدا خود ساخت » 10)در درس « مسافر » « پولك نشان شدن دستمال » نشانه ي چيست ؟5/.
ب) معني لغات معيّن شده را بنويسيد . 1-جوان ديلاقي مصطفي نام 2-شاخه ها ي عظيم به وضعي موحِش سيخ ايستاده بودند.3-چه بايد نازش و نالش بر اقبالي وادباري 4-آن ها را با جزميّت بيان كرده ام. 5-حسودان تنگ نظر و عنودان بد گهر 6-يكي صلاي آشنا به رهگذر نمي زند( صلا زدن ) 7-بي زلّت و بي گناه محبوسم 8-اين طرف و آن طرف مي دويد و اشتلم مي كرد.
ب) معني و مفهوم ابيات و عبارات زير را به نثر ساده و روان بنويسيد. 1) دراين سراي بي كسي كسي به در نمي زند 25/. 2) هر چند كلام از تو وزن مي گيرد 25/. 3) الهي عبدالله عمر بكاست امّا عذر نخواست . 5/. 4) روزي تفقّدي كن درويش بينوا را 5/. 5) لاجرم سپر بينداخت و از ميدان گريخت 5/. 6) هميشه در انتظارت هستم / بي آن كه در ركودِ نشستن باشم 5/. 7) تنها همان رتبه هاي بالا را وعده بگير و مابقي را نقداً خط بكش .75/. 8) در تـنگناي سـينه ي حسرت كشـيده ام / گهواره ي بصيرت مردان نهـفته است 75/. 9) هزار باديه سـهل است با وجود تو رفتن / اگر خلاف كنم سعديا به سوي تو باشم (1) 10) محبـوسـم و طالع اسـت منـحوســم / غمـخـوارم و اختـر اسـت خونخوارم (1)
د) دانش هاي ادبي : 1)آثار زیراز كيستند؟ الف) الايّام ب)سالاري ها 5/. 2)اّولين كسي كه افكار و اصطلاحات عرفاني را با مضامين عاشقانه در هم آميخت چه كسي بود ؟5/. 3) دو مورد از آثار هوشنگ ابتهاج را نام ببريد . 5/. 4) سر آغاز شعر نو چه نام دارد( كدام اثر است ) و در چه سالي منتشر شده است ؟ 5/. 5) دو جريان ادبي رايج در افغانستان و در ماوراءالنهر چه نام دارند ؟5/. 6) مهمترين آرايه هاي موجود در هر يك از بخش هاي زير را ذكر كنيد . 5/. الف)عشق جون آيد برد هوش دل فرزانه را دزد دانامي كشد اوّل چراغ خانه را ب)جامه اش شولاي عرياني است 7) تخلّص را به عنوان يكي از اجزاي تشكيل دهنده ي قصيده توضيح دهيد . 5/. د) شعر حفظي ابيات زير را كامل كنيد . الف) عشق شوري در نهاد ما نهاد ………………………………………… 5/. ب)مردم شهر به يك …………چنان مي نگرند / كه به يك شعله به يك ……………... 5/. "توفيق رفيق راهتان باد"
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 8:18  توسط جغراتی
|
سهراب سپهري نقاش و شاعر، 15 مهرماه سال 1307 در كاشان متولد شد.
خود سهراب ميگويد : ... مادرم ميداند كه من روز چهاردهم مهر به دنيا آمده ام. درست سر ساعت 12. مادرم صداي اذان را ميشنديده است... (هنوز در سفرم - صفحه 9) پدر سهراب، اسدالله سپهري، كارمند اداره پست و تلگراف كاشان، اهل ذوق و هنر. وقتي سهراب خردسال بود، پدر به بيماري فلج مبتلا شد. ... كوچك بودم كه پدرم بيمار شد و تا پايان زندگي بيمار ماند. پدرم تلگرافچي بود. در طراحي دست داشت. خوش خط بود. تار مينواخت. او مرا به نقاشي عادت داد... (هنوز در سفرم - صفحه 10) درگذشت پدر در سال 1341مادر سهراب، ماه جبين، اهل شعر و ادب كه در خرداد سال 1373 درگذشت. تنها برادر سهراب، منوچهر در سال 1369 درگذشت. خواهران سهراب : همايوندخت، پريدخت و پروانه. محل تولد سهراب باغ بزرگي در محله دروازه عطا بود. سهراب از محل تولدش چنين ميگويد : ... خانه، بزرگ بود. باغ بود و همه جور درخت داشت. براي يادگرفتن، وسعت خوبي بود. خانه ما همسايه صحرا بود . تمام روياهايم به بيابان راه داشت... (هنوز در سفرم - صفحه 10) سال 1312، ورود به دبستان خيام (مدرس) كاشان. ... مدرسه، خوابهاي مرا قيچي كرده بود . نماز مرا شكسته بود . مدرسه، عروسك مرا رنجانده بود . روز ورود، يادم نخواهد رفت : مرا از ميان بازيهايم ربودند و به كابوس مدرسه بردند . خودم را تنها ديدم و غريب ... از آن پس و هربار دلهره بود كه به جاي من راهي مدرسه ميشد.... (اتاق آبي - صفحه 33) ... در دبستان، ما را براي نماز به مسجد ميبردند. روزي در مسجد بسته بود . بقال سر گذر گفت : نماز را روي بام مسجد بخوانيد تا چند متر به خدا نزديكتر باشيد. مذهب شوخي سنگيني بود كه محيط با من كرد و من سالها مذهبي ماندم. بي آنكه خدايي داشته باشم ... (هنوز در سفرم) سهراب از معلم كلاس اولش چنين ميگويد : ... آدمي بي رويا بود. پيدا بود كه زنجره را نميفهمد. در پيش او خيالات من چروك ميخورد... خرداد سال 1319 ، پايان دوره شش ساله ابتدايي. ... دبستان را كه تمام كردم، تابستان را در كارخانه ريسندگي كاشان كار گرفتم. يكي دو ماه كارگر كارخانه شدم . نميدانم تابستان چه سالي، ملخ به شهر ما هجوم آورد . زيانها رساند . من مامور مبارزه با ملخ در يكي از آباديها شدم. راستش، حتي براي كشتن يك ملخ نقشه نكشيدم. اگر محصول را ميخوردند، پيدا بود كه گرسنه اند. وقتي ميان مزارع راه ميرفتم، سعي ميكردم پا روي ملخها نگذارم.... (هنوز در سفرم) مهرماه همان سال، آغاز تحصيل در دوره متوسطه در دبيرستان پهلوي كاشان. ... در دبيرستان، نقاشي كار جدي تري شد. زنگ نقاشي، نقطه روشني در تاريكي هفته بود... (هنوز در سفرم - صفحه 12) از دوستان اين دوره : محمود فيلسوفي و احمد مديحي سال 1320، سهراب و خانواده به خانه اي در محله سرپله كاشان نقل مكان كردند. سال 1322، پس از پايان دوره اول متوسطه، به تهران آمد و در دانشسراي مقدماتي شبانه روزي تهران ثبت نام كرد. ... در چنين شهري [كاشان]، ما به آگاهي نميرسيديم. اهل سنجش نميشديم. در حساسيت خود شناور بوديم. دل ميباختيم. شيفته ميشديم و آنچه مياندوختيم، پيروزي تجربه بود. آمدم تهران و رفتم دانشسراي مقدماتي. به شهر بزرگي آمده بودم. اما امكان رشد چندان نبود... (هنوز در سفرم- صفحه 12) سال 1324 دوره دوساله دانشسراي مقدماتي به پايان رسيد و سهراب به كاشان بازگشت. ... دوران دگرگوني آغاز ميشد. سال 1945 بود. فراغت در كف بود. فرصت تامل به دست آمده بود. زمينه براي تكانهاي دلپذير فراهم ميشد... (هنوز در سفرم) آذرماه سال 1325 به پيشنهاد مشفق كاشاني (عباس كي منش متولد 1304) در اداره فرهنگ (آموزش و پرورش) كاشان استخدام شد. ... شعرهاي مشفق را خوانده بودم ولي خودش را نديده بودم. مشفق دست مرا گرفت و به راه نوشتن كشيد. الفباي شاعري را او به من آموخت... (هنوز در سفرم) سال 1326 و در سن نوزده سالگي، منظومه اي عاشقانه و لطيف از سهراب، با نام "در كنار چمن يا آرامگاه عشق" در 26 صفحه منتشر شد. ...دل به كف عشق هر آنكس سپرد جان به در از وادي محنت نبرد زندگي افسانه محنت فزاست زندگي يك بي سر و ته ماجراست غير غم و محنت و اندوه و رنج نيست در اين كهنه سراي سپنج...مشفق كاشاني مقدمه كوتاهي در اين كتاب نوشته است. سهراب بعدها، هيچگاه از اين سروده ها ياد نميكرد. سال 1327، هنگامي كه سهراب در تپه هاي اطراف قمصر مشغول نقاشي بود، با منصور شيباني كه در آن سالها دانشجوي نقاشي دانشكده هنرهاي زيبا بود، آشنا شد. اين برخورد، سهراب را دگرگون كرد. ... آنروز، شيباني چيرها گفت. از هنر حرفها زد. ون گوگ را نشان داد. من در گيجي دلپذيري بودم. هرچه ميشنيدم، تازه بود و هرچه ميديدم غرابت داشت. شب كه به خانه بر ميگشتم، من آدمي ديگر بودم. طعم يك استحاله را تا انتهاي خواب در دهان داشتم... (هنوز در سفرم) شهريور ماه همان سال، استعفا از اداره فرهنگ كاشان. مهرماه، به همراه خانواده جهت تحصيل در دانشكده هنرهاي زيبا در رشته نقاشي به تهران ميايد. در خلال اين سالها، سهراب بارها به ديدار نميا يوشيج ميرفت. در سال 1330 مجموعه شعر "مرگ رنگ" منتشر گرديد. برخي از اشعار موجود در اين مجموعه بعدها با تغييراتي در "هشت كتاب" تجديد چاپ شد. بخشهايي حذف شده از " مرگ رنگ " : ... جهان آسوده خوابيده است، فروبسته است وحشت در به روي هر تكان، هر بانگ چنان كه من به روي خويش ... سال 1332، پايان دوره نقاشي دانشكده هنرهاي زيبا و دريافت مدرك ليسانس و دريافت مدال درجه اول فرهنگ از شاه. ... در كاخ مرمر شاه از او پرسيد : به نظر شما نقاشي هاي اين اتاق خوب است ؟ سهراب جواب داد : خير قربان و شاه زير لب گفت : خودم حدس ميزدم. ... (مرغ مهاجر صفحه 67) اواخر سال 1332، دومين مجموعه شعر سهراب با عنوان "زندگي خوابها" با طراحي جلد خود او و با كاغذي ارزان قيمت در 63 صفحه منتشر شد. تا سال 1336، چندين شعر سهراب و ترجمه هايي از اشعار شاعران خارجي در نشريات آن زمان به چاپ رسيد. در مردادماه 1336 از راه زميني به پاريس و لندن جهت نام نويسي در مدرسه هنرهاي زيباي پاريس در رشته ليتوگرافي سفر ميكند. فروردين ماه سال 1337، شركت در نخستين بي ينال تهران خرداد همان سال شركت در بي ينال ونيز و پس از دو ماه اقامت در ايتاليا به ايران باز ميگردد. در سال 1339، ضمن شركت در دومين بي ينال تهران، موفق به دريافت جايزه اول هنرهاي زيبا گرديد. در همين سال، شخصي علاقه مند به نقاشيهاي سهراب، همه تابلوهايش را يكجا خريد تا مقدمات سفر سهراب به ژاپن فراهم شود. مرداد اين سال، سهراب به توكيو سفر ميكند و درآنجا فنون حكاكي روي چوب را مياموزد. سهراب در يادداشتهاي سفر ژاپن چنين مينويسد : ... از پدرم نامه اي داشتم. در آن اشاره اي به حال خودش و ديگر پيوندان و آنگاه سخن از زيبايي خانه نو و ايوان پهن آن و روزهاي روشن و آفتابي تهران و سرانجام آرزوي پيشرفت من در هنر. و اندوهي چه گران رو كرد : نكند چشم و چراغ خانواده خود شده باشم... در آخرين روزهاي اسفند سال 1339 به دهلي سفر ميكند. پس از اقامتي دوهفته اي در هند به تهران باز ميگردد. در اواخر اين سال، سهراب و خانواده اش به خانه اي در خيابان گيشا، خيابان بيست و چهارم نقل مكان ميكند. در همين سال در ساخت يك فيلم كوتاه تبليغاتي انيميشن، با فروغ فرخزاد همكاري نمود. تيرماه سال 1341، فوت پدر سهراب ... وقتي كه پدرم مرد، نوشتم : پاسبانها همه شاعر بودند. حضور فاجعه، آني دنيا را تلطيف كرده بود. فاجعه آن طرف سكه بود وگرنه من ميدانستم و ميدانم كه پاسبانها شاعر نيستند. در تاريكي آنقدر مانده ام كه از روشني حرف بزنم ... تا سال 1343 تعدادي از آثار نقاشي سهراب در كشورهاي ايران، فرانسه، سوئيس، فلسطين و برزيل به نمايش درآمد. فروردين سال 1343، سفر به هند و ديدار از دهلي و كشمير و در راه بازگشت در پاكستان، بازديد از لاهور و پيشاور و در افغانستان، بازديد از كابل. در آبانماه اين سال، پس از بازگشت به ايران طراحي صحنه يك نمايش به كارگرداني خانم خجسته كيا را انجام داد. منظومه "صداي پاي آب" در تابستان همين سال در روستاي چنار آفريده ميشود. تا سال 1348 ضمن سفر به كشورهاي آلمان، انگليس، فرانسه، هلند، ايتاليا و اتريش، آثار نقاشي او در نمايشگاههاي متعددي به نمايش درآمد. سال 1349، سفر به آمريكا و اقامت در لانگ آيلند و پس از 7 ماه اقامت در نيويورك، به ايران باز ميگردد. سال 1351 برگذاري نمايشگاههاي متعدد در پاريس و ايران. تا سال 1357، چندين نمايشگاه از آثار نقاشي سهراب در سوئيس، مصر و يونان برگذار گرديد. سال 1358، آغاز ناراحتي جسمي و آشكار شدن علائم سرطان خون. ديماه همان سال جهت درمان به انگلستان سفر ميكند و اسفندماه به ايران باز ميگردد. سال 1359... اول ارديبهشت... ساعت 6 بعد ازظهر، بيمارستان پارس تهران ... فرداي آن روز با همراهي چند تن از اقوام و دوستش محمود فيلسوفي، صحن امامزاده سلطان علي، روستاي مشهد اردهال واقع در اطراف كاشان مييزبان ابدي سهراب گرديد. آرامگاهش در ابتدا با قطعه آجر فيروزه اي رنگ مشخص بود و سپس سنگ نبشته اي از هنرمند معاصر، رضا مافي با قطعه شعري از سهراب جايگزين شد: به سراغ من اگر مياييد نرم و آهسته بياييد مبادا كه ترك بردارد چيني نازك تنهايي من ... كاشان تنها جايي است كه به من آرامش ميدهد و ميدانم كه سرانجام در آنجا ماندگار خواهم شد... و سهراب .... ماندگار شد ....
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 8:16  توسط جغراتی
|
بيت هاي شعر زير را بخوانيد و به سؤالات زيرين پاسخ دهيد. به گردان لشگر سپهدارگفـت كه اين راز بايـد كـه مـاند نهفـت پدر را نبايـد كه دانـد پســر كه بنـدد دل وجـان به مهـر پـدر مگر كان دلاور گو سال خـورد شود كشته بر دسـت اين شير مرد از آن پس بسازيد سهراب را ببنديد يك شب بر او خواب را 1- گردان وسپهدار چه كساني هستند و چه رازي بايد نهفته بماند؟ جواب): گردان، فرمانده ي لشكر و سپهدار، افراسياب است و راز اين است كه سهراب نبايد پدرش رستم را بشناسد. 2- منظور از پدر و پسر چه كساني هستند؟ جواب): پدر، رستم و پسر، سهراب است. 3- سپهدار از نهفته ماندن راز مورد نظرش چه هدفهائي را دنبال مي كرد؟ جواب): اول اينكه رستم كه دشمن نيرومند اوست به دست سهراب كشته شود. دوم اينكه مي تواند به هنگام خواب، سهراب را بكشد. و سوم اينكه به ايرانيان حمله كند. 4- مفهوم«بسازيد» و « ببنديد» در بيت آخر چيست؟ جواب ‹‹ بسازيد ›› : يعني كارش را يكسره كنيد و ‹‹ ببنديد››: يعني هنگام خواب او را بكشيد. 5- واژه هاي «مگر» و «گو» در بيت سوم چه مفهومي دارند؟ جواب): ‹‹ مگر ›› يعني شايد و ‹‹ گو ›› يعني پهلوان بيت هاي شعر زير را بخوانيد و به پرسش هاي آمده پاسخ دهيد چون رايت عشق آن جهان گير شد چـون مـه ليلي آسمان گير بـرداشتـه دل ز كـار او بخـت در مـاند پـدر به كـار او سخـت خويشـان همـه در نيـاز بـا او هر يك شـده چـاره سـاز بـا او بيچــارگي ورا چو ديــدنــد در چـاره گـري زبـان كشيـدنـد گفتنـد بـه اتفــاق يك ســر كـز كعبـه گشـاده گـردد اين در حاجت كه جمله ي جهان اوست محـراب زمين و آسمـان اوسـت 1- مفهوم كنايي «آسمان گير شدن» در بيت اول چيست؟ جواب): مشهور شدن 2- منظور از« او» در بيت دوم وششم چه چيز هايي است؟ جواب): ‹‹ او ›› در بيت اول، مجنون است و در بيت پنجم، خانه ي كعبه 3- «زبان كشيدند» در بيت چهارم، يعني چه؟ جواب): زبان كشيدند يعني: حرف نزدند، ساكت ماندند، خاموش شدند 4- مصراع دوم بيت پنجم به چه معناست؟ جواب): يعني محل عبادت همه ي انسان ها و فرشتگان در خانه ي كعبه است. 5- اين شعر در چه قالبي سروده شده است؟ جواب): مثنوي 6- معني « بكوشيم» در بيت زير چيست؟ بكوشيم فرجام كارآن بود كه فرمان و راي جهان بان بود جواب): بجنگيم 7- «نگاه مي داشتند» در«سمك وآتشك نگاه مي داشتندتا قطران بخفت» يعني چه؟ جواب): مراقب بودند يا منتظر بودند 8- در عبارت زير معني قسمت مشخص شده را بنويسيد. «چون از در رفتيم گرمابه دان و هر كه آن جا بودند، همه بر خاستندو بايستادند.» جواب): داخل شديم با توجه به ابيات زير ،به سؤالات مطرح شده پاسخ دهيد: بگفت اندر اين نامه حرفي است مبهم كه معنيش جز وقت پيري نداني جواني نكـودار كـاين مـرغ زيبا نماند در اين خانه ي استخواني متاعي كه من رايگان دادم از كف تو گر مي تواني مـده رايگانـي هر آن سرگراني كه من كردم اوّل جـهان كرد ازآن بيشترسرگراني ازآن برد گـنج مــرا دزد گيتـي كـه در خواب بودم گه پاسباني 1 ـ منظور از نامه در بيت اول چيست؟ جواب): كتاب زندگاني 2ـ كلمات قافيه در بيت دوم و سوم كدامند؟ جواب): استخواني ـ سرگراني 3ـ در بيت دوم يك استعاره پيدا كنيد؟ جواب): مرغ زيبا (استعاره از جواني) 4ـ در بيت پنجم «گنج» استعاره از چيست؟ جواب): گنج، استعاره از جواني 5 ـ مفهوم كلي بيت سوم چه مي باشد؟ جواب): دوران جواني را بيهوده از دست ندهيد. 6 ـ دربيت چهارم، موضع گيري جهان در برابر رفتار جوان چگونه بوده است؟ جواب): دشمني و بي اعتنايي 7ـ جوان چه موقع خواب بوده است؟ نتيجه ي اين خواب چه بوده است؟ جواب): موقعي كه بايد از جواني بهره ببرد . نتيجه آن شد كه دوران جواني را هدر داده است. 8ـ منظور از ‹‹ خواب ›› و ‹‹ پاسباني›› در بيت آخر چيست؟ جواب): منظور از ‹‹ خواب ›› غفلت است و منظور از ‹‹ پاسباني ›› هوشياري و بهره بردن است. 9ـ در بيت زير مفهوم كلي مصراع اول چه مي باشد؟ « از جاي چو مارحلقه بر جست در حلقه ي زلف كعبه زد دست» جواب): با شتاب عاشقانه به طرف خانه ي خدا رفت. 10ـ مفهوم كلي عبارت« در اين كار تعبيه اي هست» چه مي باشد؟ جواب): حيله اي در اين كار نهفته است. 11ـ عبارت«آسمان راورق زد» در قطعه شعر زير به چه معناست؟ « مردي از شرق بر خاست/ آسمان را ورق زد» جواب): تاريخ و حكومت ايران را عوض كرد 12ـ « صدمرد معتبر» در قطعه شعر زير چه كساني هستند؟ « نامش برم به اوج سما مي رسد سرم/ از شوق مي پرم/ صد مرد معتبر /آيد بر نظر.» جواب): افراد آگاه و دانشمند يا شاعران و عارفان فارسي زبان با توجه به ابيات زير، به سؤالات پاسخ دهيد: به مغرب سينه مالان قرص خورشيد نهان مي گشت پشت كوهسـاران فـرو مي ريخت گـردي زعفران رنگ بـه روي نيـزه هــا و نيـزه داران ز رخسارش فـرو مي ريخـت اشكـي بنـاي زنـدگـي بـر آب مي ديـد در آن سيمـاب گـون امـواج لـرزان خيـال تـازه اي در خواب مي ديد بدان شمشير تيـز عافيــت ســوز در آن انبــوه كار مـرگ مي كرد ولي چندان كه برگ از شاخه مي ريخت دو چندان مي شكفت و برگ مي كرد شبـي را تا شبـي با لشكـري خُــرد زتن ها سـر زسـرها خـود افكنـد چـو لشكر گـرد بـر گـردش گرفتنـد چو كشتي ، بادپا در رود افكنـــد 1- در بيت اول كدام واژه داراي آرايه ي «جان بخشي (تشخيص)» است؟ جواب): قرص خورشيد 2ـ كدام واژه حركت آرام خورشيد را هنگام غروب توصيف مي كند؟ جواب): سينه مالان 3ـ منظور شاعر از ‹‹ انبوه ›› در بيت پنجم چيست؟ جواب): سربازان مغول 4ـ ‹‹ برگ ›› و ‹‹ شاخه ›› در بيت ششم استعاره از چيست؟ جواب): ‹‹ برگ›› استعاره از سرباز و ‹‹ شاخه ›› استعاره از لشكر مغول 5ـ ‹‹ شبي را تا شبي›› معادل چه مدت زمان است؟ جواب): يك شبانه روز 6ـ در بيت آخر منظور از ‹‹ بادپا›› چيست و به چه چيزي تشبيه شده است؟ جواب): ‹‹ بادپا ›› يعني تندرو؛ اسب جلال الدين به كشتي تندرو تشبيه شده است. 7ـ منظور از «گرد زعفران رنگ» چيست؟ جواب): نور زرد رنگ خورشيد 8ـ « بناي زندگي بر آب مي ديد» يعني چه؟ جواب): زندگي خود را پايان يافته مي ديد 9ـ چرا در بيت چهارم، امواج لرزان به سيماب تشبيه شده است؟ جواب): چون موج رودخانه ي سند به هنگام خروش، به رنگ جيوه مي شد. 10ـ اين شعر در چه قالبي سروده شده است؟ جواب): چهار پاره يا دوبيتي پيوسته 11 ـ سينه مالان يعني چه؟ جواب): سينه خيز ، آرام و آهسته 12 ـ مفهوم عبارت مشخص شده را بنويسيد. « محل هنوز بيابان بود وخانه ها درست از سينه ي خاك بيرون آمده بودند.» جواب): خانه ها تازه ساخته مي شدند. 13ـ مفهوم كنايي « نُه كرسي فلك را از زير پاي قزل ارسلان بكشند» چيست؟ جواب): يعني انسان هر چه قدرتمند و توانا باشد سرانجام او مرگ است. 14 ـ منظور از « خاك تن ›› در بيت زير چيست؟ « قطره ي علم است اندر جان من وارهانش از هوا وز خاك تن» جواب): اسارت تن ، هوس 15 ـ در بيت : « گر هزاران دام باشد هر قدم چون تو با مايي نباشد هيچ غم » الف ـ منظور از « دام » چيست؟ ب ـ « تو » خطاب به چه كسي است؟ جواب): الف ـ مشكلات ؛ وابستگي هاي دنيوي ب ـ خداوند با توجه به ابيات زير به سؤالات مطرح شده پاسخ دهيد: چو رستـم ز دسـت وي آزاد شـد بسـان يكـي تيـغ پـولاد شـد خـرامـان بشـد ســوي آب روان چنان چون شده بـاز جويـد روان بخورد آّب و روي و سر و تن بشست به پيش جهان آفرين شد نخست همـي خواست پيـروزي و دستـگاه نبود آگه از بخـشش هـور ومـاه 1- كلمات قافيه در بيت اول كدامند؟ جواب): آزاد و پولاد 2- در كدام بيت به خدا پرستي رستم اشاره شده است؟ جواب): دربيت سوم « بسان يكي تيغ پولاد شد» به چه معناست؟ جواب): قامت راست كرد و نيرو گرفت رستم از خداوند چه چيزهايي مي خواست؟ جواب): قدرت و پيروزي 3- عبارت « هميشه نان سواره باشد و او پياده » به چه معناست؟ جواب): يعني هميشه به دنبال نان باشد و به آن نرسد. 6 ـ مفهوم كلي بيت زير چه مي باشد ؟ « گرشد ازجورشماخانه ي موري ويران خانه ي خويش محال است كه آبادكنيد» جواب): ظلم و ستم عامل ويراني است و مانع آباداني است. 7- بيت: بر ساقه ي خود ثابت، فارغ ز مدد كارم ني در طلب يارم ، ني در غم اغيارم» بيانگر چه مطلبي است؟ جواب): بي نيازي و عدم دلبستگي به ديگران 8- با توجه به بيت « خدا آن ملتي را سروري داد كه تقديرش به دست خويش بنوشت» خداوند كدام ملت را گرامي مي دارد؟ جواب): ملتي كه سرنوشتش را خود رقم بزند. 9 ـ با توجه به شعر زير به سؤالات پاسخ دهيد. خون خورشيد / آتشي در شفق زد / مردي از شرق برخاست / آسمان را ورق زد الف ـ منظور از « مرد » كيست؟ ب ـ مفهوم مصراع پاياني چيست؟ جواب): الف ـ امام خميني (ره) ب ـ حكومت را عوض كرد 10ـ در بيت هاي: « زنان چون كودكان در آب ديدند چو موي خويشتن در تاب رفتند و زان درد گران، بي گفته ي شاه چو ماهي در دهان آب رفتند الف ـ مفهوم مصراع « چو موي خويشتن در تاب رفتند » را بنويسيد. جواب): همانند موهاي خودشان آشفته و پريشان شدند. ب ـ در بيت دوم منظور از « درد گران » چيست؟ جواب): در آب انداختن بچه ها ج ـ منظور از « شاه » چه كسي است؟ جواب): جلال الدين خوارزمشاه 11 ـ در عبارت « با همه ي هنرها جهد كن تا سخن به جايگاه گويي كه سخن نه بر جايگاه اگر چه خوب باشد، زشت نمايد.» منظور از « سخن بر جايگاه » چيست؟ جواب): سخن شايسته، سنجيده و به موقع ( يا هر مفهوم مناسب و نزديك ديگر) 12ـ با توجه به بيت « تو مرا كشتي و خداي نكشت مقبل آن كز خداي گيرد پشت » چه كسي سعادتمند و خوش بخت خواهد بود؟ جواب): كسي كه از خداوند مدد و ياري مي جويد. 13ـ « جهانگير » در بيت: چون رايت عشق آن جهانگير شد چون مه ليلي آسمان گير چه كسي است؟ جواب): مجنون ( قيس بني عامر) 14 ـ در بيت زير منظور از « ميرعلمدار» كيست؟ اي مير علمدار من و نور دوچشمان اي قوّت بازوي من و بهترم از جان جواب): حضرت ابوالفضل (عباس) ع
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 8:15  توسط جغراتی
|
روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت
فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند
و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت :
می آید من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود
و یگانه قلبی ام که درد هایش را در خود نگه می دارد
سر انجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست
فرشتگان چشم به لب هایش دوختند
گنجشک هیچ نگفت و خدا لب یه سخن گشود
گنجشک گفت :
لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام
تو همان را هم از من گرفتی این طوفان بی موقع چه بود؟
چه می خواستی از لانه محقرم ؟
کجای دنیا را گرفته بود ؟
و سنگینی بغض راه بر کلامش بست
سکوتی در عرش طنین انداز شد
فرشتگان همه سر به زیر انداختند و خدا گفت :
ماری در راه لانه ات بود خواب بودی باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند
آنگاه تو از کمین مار پر گشودی
گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود
خدا گفت : و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم
و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود
ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 8:13  توسط جغراتی
|
-«ی»اسنادی در «تویی»چند تکواژ است؟ اگر یک تکواژ است،چه نوعی است؟ و اگر بیش از یک تکواژ است انواع تکواز های آن را مشخص کنید؟
2- واژه ی « صواب »را تا حد امکان گسترش دهید: 3-از مصدر «نامیدن» ماضی مستمر بسازید و آن را فعل جمله ای قرار دهید: 4-واژه ی«دیوار»مشمول کدام یک ازوضعیت های چهارگانه می شود؟(اجزای واژه های غیر ساده گاه آن چنان با هم ادغام می شوند که تشخیص ساده از غیر ساده ممکن نیست؛ امروزه این وازه ها از نظر اهل زبان ساده به شمار می آیند؛چون اهل زبان پیشینه ی باستانی زبان را در نظر نمی گیرند.درس هفدهم صفحه ی125 مورد 2 زبان فارسی 3چاپ 87)با توجه به این که واژه ی «دیوار»جزءاین گونه واژه ها آمده است به نظر می رسد این واژه نسبت به گذشته متحول شده است.خواهشمند است راهنمایی فرمایید. 5-در جمله ی «احمد و رضا آمدند»هسته ی گروه نهادی را مشخص کنید: 6-آیا می توان وابسته های وابسته را نقش تبعی به حساب آورد؟در حالی که نقش قبلی آن ها باعث شده که وابسته ی وابسته شوند. 7-کتاب زبان فارسی 3 درس هفدهم واژه ی « خوش برخورد » را مرکب به حساب آورده در حالی که این گونه به نظر نمی رسد،لطفا نظرتان را بفرمایید؟ 8-آیا در واژه ی «گوناگون» تکواژ آزاد قاموسی «گون» به آن معنایی که در این واژه به کار رفته امروزه فعال است؟«گون»در «گلگون،سرخگون و موارد مشابه به معنای شباهت است وبا «گون» در« گوناگون »فرق دارند. 9-دلیل آمدن «ی» میانجی این است که دو مصوت وقتی پشت سر هم قرار گیرند باعث دشواری تلفظ می شوند و به عبارت دیگر در زبان فارسی دو مصوت بی فاصله پشت سر هم قرا نمی گیرند .در کتاب زبان فارسی 3 درس7گذرا کردن فعل ها بن مضارع «روییدن»این گونه آمده است(رو+ی میانجی)و دردرس هفدهم مورد10یکی از واژه های مرکب «خودروی»است که در آخر ان «ی» میانجی آمده است.لطفا بفرمایید چه دلیلی برای آوردن «ی»میانجی در این جا وجود دارد؟ 10-«وحشی گری»و«لاابالی گری»به ترتیب چند تکواژ دارند؟ بحث روی «وحشی و لاابالی» است! 11-با توجه به این که واژه های غیر ساده از ترکیب تکواژ های قاموسی و اشتقاقی ساخته می شوند و بعدازساخته شدن واژه ازاین طریق آن وقت واژه ی ساخته شده آماده ی پذیرفتن تکواژهای تصریفی است آیا درست است که تکواژ های تصریفی قبل ازتکواژهای اشتقاقی قرار گیرند؟اگر بله ،آیا تعریف ساخت واژه ی تصریفی نقض نمی شود؟و اگر خیر چرا تکواژهای تصریفی «ماضی ساز و ان گذرا ساز »قبل از تکواژهای اشتقاقی می آیند؟ 12-با توجه به مطلبی که دراولین همایش استانی و گارگاه آموزشی شیرازآبان 89فرمودید که هر«وندی» درساختمان فعل به کاررفته باشد تصریفی است مثل«ه» در«رفته است» . چرا فعل هایی مثل«فرو رفت ،برگشت،فرا خواندو ....»فعل پیشوندی لحاظ می کنیم اما فعل های«می روم، بخوانم، می دیدم و...»پیشوندی حساب نکنیم در حالی که اول هر دو گروه «وند»تصریفی قرار دارد؟ 13-چرا در سوم شخص مفرد ماضی ها به جز ماضی التزامی شناسه ی محذوف را یک تکواژ به حساب می آوریم ولی در واژه هایی مثل «سخن گو ،دروغ گوو...»،«-َنده»ی محذوف را یک تکواژ به حساب نمی آوریم؟ 14- واژه ی «ناخوشایند» را درس 24شماره ی1مشتق مرکب گرفته است.درباره ی تکواژهای آن کدام مورد درست است؟ الف:نا+خوش+ آ + یند . ب: نا +خوش +ایند. کتاب درسی «خوشایند»را صفت مرکب گرفته است.بحث دربارهی «آیند» است.اگر «آیند»از (بن مضارع + -َ ند = شناسه )ساخته شده یعنی سوم شخص جمع مضارع ساده ی «آمدن» استقلال «- َند» به عنوان شناسه نادیده گرفته شده و اگر از (بن مضارع + - َنده » صفت فاعلی ساز ،ساخته شده مثلا «خوشاینده» بوده که مرخم شده آن وقت صفت مرکب بودن آن نقض می شود و اگر گفته شود که « آیند»یک تکواز آزاد قاموسی است که به نظر درست نمی آید.لطفا نظرتان را بفرمایید: 1- «ی» اسنادی در واژه ی «تویی» یک تکواژ دستوری است . لازم به ذکر است که این تکواژ در کتاب های زبان شناسی «واژه بست » نامیده شده است . واژه بست ها کلماتی هستند که کاربرد مستقل ندارندولی مانند وندها به کلمه قبل یا بعد از خود مي پیوندند . واژه بست های فارسی همه «پی بست » هستند ؛ یعنی به کلمه ی پیش از خود می پیوندند. (مشکوة الدینی ، دستور و زبان فارسی ، 18 : 1387 و کلباسی ، ساخت اشتقاقی واژه ، ،32 ، 1371 ) ضمیر های پیوسته ، صورت های تصریفی فعل «بودن» در زمان حال که به ان ها فعل های پی بستی می گویند ؛ و پیوند همپایه ، کسره اضافه و ... از آن جمله اند. با توجه به این نکته تجزیه ی سازه ای واژه ی «تویی» این گونه است . تو+ ی میانجی + ی (فعل پی بستی ) = دو تکواژ دستوری است . فعل های پی بستی به اسم ، صفت ، ضمیر و ... می پیوندد : احمدم = احمد هستم خوبم = خوب هستم منم = من هستم در کتاب های درسی واژه بست مطرح نشده است وفعل هاي پي بستي عبارتند از : (-َم ، -ِی ، است ، -ِیم ، -ِید ، -َند ) 2- این کار صواب کارکنان خیّر دبیرستان دخترانه ی پروین اعتصامی شهرستان ممسنی استان فارس. 3- از مصدر« نامیدن » همانند همه ی مصادر فارسی می توان گذشته ی مستمر ساخت امّا کاربرد آن در زبان فارسی بسیار کم رنگ است . از آن گذشته قواعد زبان نسبی است و فعل گذشته ی مستمر در صد سال اخیر به صورت یک گرته برداری صرفی در زبان فارسی متداول شده است . 4- "دیوار" امروزه یک واژه ی ساده است . در لغت نامه ی دهخدا به نقل از بهار عجم گفته شده این واژه از دیو + ار ساخته شده است . صورت فارسی میانه ی آن dēvâr است. ( فرهنگ فارسی معین ، برهان قاطع ) 5- در جمله ی احمد و رضا آمدند ، "احمد" هسته است و "رضا" معطوف . این جمله در زیر ساخت در واقع دو جمله است که در روساخت در یک جمله ادغام شده است . « و » در اینجا حرف پیوند همپایه ساز است . در کتاب زبان فارسی معطوف نقش تبعی دارد بنا براین هم احمد و هم رضا هسته اند ولی احمد معطوف علیه و هسته ی اصلی و رضا معطوف وهسته ی فرعی است. 6- وابسته های وابسته نقش تبعی ندارند در کتاب زبان فارسی وابسته های وابسته را از نقش های تبعی جدا کرده اند به این دلیل که وابسته های وابسته واحدهایی از زبان هستند که وابسته ی هسته در گروه اسمی به حساب می آیند در حالی که نقش های تبعی خود به نوعی هسته هستند :بدل ، معطوف ، تکرار مثال : زهرا ، خواهر فاطمه ، دانش آموز کوشایی است . خواهر فاطمه بدل است و همان نقش را دارد که زهرا دارد یعنی اگر زهرا را که نهاد است از جمله حذف کنیم خواهر فاطمه نهاد جمله است . در حالی که در گروه های اسمی ، وابسته های وابسته چنین موقعیتی را نمی توانند داشته باشند ؛ مثال : او لباس سبز سیر می پوشد / کتاب تاریخ ایران خواندنی است . سیر و ایران وابسته ی وابسته اند . مراد از نقش تبعی آن است که تابع نقش گروه اسمی قبل از خود باشد در حالی که در وابسته ی وابسته چنین نیست . در اینجا وابسته ی وابسته، خود برای اسم یا صفت و ... یک وابسته شمرده می شود . تذكر: واو پيوند هم پايه ساز بر دو گونه است : 1- حرف عطف ؛ هم پايه ساز گروه اسمي ، مثل علي و حسن آمدند 2- حرف ربط : بين جمله هاي هم پايه مي آيد و جمله ساز است . اين واو بين فعل و ... قرار مي گيرد و جملات هم پايه مي سازد : علي عاقل است و دانا 7- در کتاب زبان فارسی چاپ 89 این مورد حذف شده است. همان طوری که در همایش سرگروه ها بحث شد این واژه یک واژه ی مشق- مرکب است : خوش + بر + خورد(خور+د) 8- واژه ی "گوناگون" که صورت های دیگر آن (گونه گون ) و ( گونه گونه ) است ، به معنی رنگارنگ و مختلف و متعدد است . «گون» در پایه ی آن امروزه به عنوان تکواژ قاموسی به کار نمی رود اما گونه ي آزاد آن ‹‹گونه›› به معني رنگ ،چهره،نوع،طرز،شكل وهيأت كاربرد دارد.گون(-gun)در پايان اين واژه پسوندي است كه به معني شباهت ورنگ بوده و با اسم تركيب مي شودوصفت مي سازد،به عبارت ديگر اين پسوندبه اسم مي پيونددوبراي توصيف اسم هايي به كار مي رود كه هم رنگ پايه هستند:گندمگون ،لاله گون،آبگون،گلگون ،پيروزه گون زرگون ،سيم گون، نيلگون و........اين پسوند در برخي از كلمات به معني.‹‹ نوع و گونه›› است : گوناگون ديگر /دگر گون كه بايد آنرا صورت ديگر از گونه تلقي كرد.اين واژه هامشتق نيستند .گون درواژه ي واژگون از نظر تاريخي باپسوند مورد بحث ارتباطي ندارد و واژه ي واژگون امروزه ساده است . (صادقي ،علي اشرف ،مجله نشر دانش ،سال13،شماره پنجم1372ص:23)و(كلباسي ،ساخت اشتقاقي واژه در فارسي امروز 137: 1371 ) در "سرخ گون" با صفت و در "هم گون" با ضمير هم راه شده است 9- دو مورد مطرح شده در اين پرسش اگرچه به هم ارتباط دارند ولي در دو مقوله و دو جايگاه از آنها بحث شده است :1-در درس 7زبان فارسي دربحث گذرا كردن فعل ها گفته شده است اين فعل ها را به كمك وند تصريفي ‹‹ان››مي توان گذرا كرد .بن مضارع ‹‹رو ››از ‹‹روييدن›› نيز از جمله ي اين فعل هاست به اين صورت : رو + ي ميانجي + ان+ تكواژ ماده ي ماضي ساز + شناسه ← روياندند . در اين جا منطقي است كه به واج ميانجي اشاره شود چون ‹‹ رو ››به مصوت ختم مي شود و‹‹ ان ›› نيز با مصوت شروع مي شود كه وجود صامت ميانجي را توجيه پذير مي سازد 2- در واژه ي‹‹خودروي›› درس هفده مورد نظر جنابعالي بعد از واژ ه ي ‹‹رو›› جزئي افزوده نشده است كه به دنبال مرز دو مصوت باشيم ،از اين گذشته‹‹روي››گونه ي آزاد ‹‹رو››است .؛يعني مي توان گفت ‹‹خودرو/خودروي››.اگر بخواهيم به پيشينه ي تاريخي برخي از واژه ها مراجعه كنيم در بسياري از واژه ها اين ‹‹ي››بوده است و واژه ي روي نيز از اين جمله است كه طبيعتا نبايد به پيشينه ي تاريخي آن ها برگشت بنا برا ين اين واژه صامت ميانجي ندارد وبحث مورد نظر در عين ارتباط ظاهري با هم تفاوت دارد . 10- ‹‹گري››/-gari /گرچه در اصل از پسوند (-gar) (-i)ساخته شده است ولي در گروهي از كلمات به عنوان وندي واحد با اسم يا صفت تركيب مي شود و اسم مي سازد.مثل ساقي گري ، وحشيگري، صوفي گري ، ياغي گري ، نظامي گري ،لا ابالي گري .......اين، پسوند مصدري است بنابراين 1- وحشي گري =وحش +ي+گري (سه تكواژ) 2-لاابالي گري =لاابالي +گري (دو تكواژ) لازم به ذكر است كه لا ابالي يك وام واژه ي عربي است ؛يعني فعل متكلم وحده ي منفي است ودر فارسي به معني بي باك ، بي بندوبار وبي قيد يك صفت شمرده مي شود . ‹‹لا››در واژه هاي ديگر ؛مثل لامذهب ،لاكردار ،لامروت،لاجون و....در فارسي پيشوند نفي به حساب مي آيد .‹‹گري››در كنسولگري به معني مكان است (كلباسي ،ساخت اشقاقي واژه،94و137: 1371 ) 11- هرمقوله استثناهايي هم دارد ،مصدر هايي كه فعل هاي با قاعده از آن ها ساخته مي شوند ،همچنين مصدر هايي كه به كمك وند تصريفي ‹‹ان›› گذار/ سببي مي شوند از اين جمله اند : خوردن =خور (بن مضارع )+د(ماده ماضي ساز ) + -َ ن (وند اشتقاقي) رساندن =رس(بن مضارع)+ان(وند تصريفي گذرا ساز )+د (وند تصريفي ماده ماضي ساز ) + -َن(ونداشتقاقي) تعاريف قطعي و جامع و مانع نيستند . 12- آنچه در آن همايش مطرح شد بيشتر فعل ساده مورد نظر بوده است .هر وندي، در فعل ساده و مركب معمولي ياغير كنايي تصريفي است اما در فعل پيشوندي هميشه يك وند اشتقاقي هست كه همان پيشوند است ودر مركب كنايي بسته به ساختار آن جاي تامّل دارد واز همين جا تفاوت فعل هايي چون مي خورم ،مي خوردي،بخورم ،نمي خورم،بخور و..... و فعل هاي چون برگشت و فراخواند ،فرو مي رود ،برآمد و .....روشن مي شود. 13- شناسه، عنصر ذاتي فعل است هر فعلي كه شناسه ي آوايي نداشته باشد براي آن شناسه ي صفر منظور مي شود چون ساختار صرفي افعال جزگذشته ي نقلي موازي هم هستند گذشته ي نقلي دچار تحول شده است . در واژ هاي سخن گو و دروغ گو و....عنصر ‹‹_َ نده ›› ذاتي واژه نيست ، بود و نبود آن تفاوتي ايجاد نمي كند. از اين گذشته در اين گونه واژه ها هميشه گونه ي آزاد وجود دارد ، سخن گو / سخن گوينده ، دروغ گو / دروغ گوينده . در دستورهاي سنتي اصطلاحاتي چون صفت فاعلي مركب مرخم و صفت مفعولي مركب مرخم مطرح مي شد كه در كتاب هاي زبان فارسي فعلي اين گونه تأويل ها لازم نيست. 14 – واژه ي" خوشايند " از مصدر "خوش آمدن" ساخته شده است و دو تجزيه ي سازه اي دارد : 1- خوش + آ (بن مضارع ) + ي ميانجي + پسوند –َ ند پسوند –َ ند( -and) كوتاه شده ي –َ نده ( ( -ande است و چون بعضي از معاني آن با –َ نده متفاوت است از اين رو به عنوان يك وند جدا از آن به حساب مي آيد . اين پسوند سترون است اما با بن مضارع بعضي از افعال اسم يا صفت ساخته است : 1- اسم : گزند ، روند ، برآيند ، فرايند، خوشايند .... 2- صفت : خوشايند ، خورند ،چرند وپرند... خوشايند( صفت فاعلي ) ← كار خوشايندي انجام داد خوشايند ( اسم مصدر ) ← براي خوشايند او اين كار را انجام داد. ( كلباسي ، ساخت اشتقاقي واژه ، 12: 1371 و صادقي ، نشردانش ، سال13 ، شماره 3 ، 1372 ص 15 ) 2- خوش + آيند( آ: بن فعل + ي ميانجي + شناسه سوم شخص جمع ) در اين صورت صفت يا اسم مركب مي سازد ؛ پس : 1- ناخوشايند ← نا + خوش + آ + ي + -َ ند 2- ناخوشايند ← نا + خوش + آيند ( آ + ي + -َ ند) گرچه هردو منطقي است ولي كتاب درسي نظر دوم را پذيرفته است "خورند" معني لياقت دارد. پرسش هاي شما ارسال سوال عنوان با سلام احتراما خواهشمند است نسبت به ارسال پاسخ سوالات ذيل به گروه ادبيات اباده طشک اقدام فرماييد 1-پسونددرکلمات پنجم ،چهارم و... اشتقاقي است يا تصريفي؟ 2-"ي" درترکيبات :هيچ سخني وهيچ کاري نشانه چيست؟ 3-بيت اول شعر مرغ گرفتار در ادبيات 1مستقل معني مي شود يا با بقيه ابيات موقوفالمعاني است؟ 4-دوره هاي مختلف شاهنامه در مبحث نقدبا تاريخ ادبيات تناقض دارد دانش اموزان کدام يک را ترجيح دهند؟ 5-مولف کتاب نثر تاريخ بيهقي را در مبحث نقدمرسل ودر ادبيات 2 سال چهارم بينابين نوشته است کدام يک صحيح تر است؟ 6-اياکلمات اشارت و بشارت با داشتن دو واج مختلف جناس هستند؟ - 1- تصريفي است - 2-تكواژگسسته است(تكواژگسسته تكواژي است كه به پيروي از تكواژديگر ظاهر مي شود و در شمارش تكوا ژ، يك تكواژمستقل به حساب نمي آيد)در اين صورت "هيچ سخني" و ((هيچ كاري))هر كدام دو تكواژهستند(ابوالحسن نجفي، مباني زبان شناسي، ص99-100) - 3- موقوف المعاني نيست - 4-هردوشكل تقسيم بندي درست است اما چون معيار ما كتاب هاي درسي است تقسم بندي كتاب هاي درسي معتبر تر مي باشد - 5- نثر كتاب تاريخ بيهقي نثر بينابين است - 6-(اشارت )و(بشارت)تنها در يك واج باهم اختلاف دارند در اين صورت نوع جناس آن ها اختلافي است.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 8:10  توسط جغراتی
|
تکواژ
کوچک ترین واحد معنایی یا دستوری زبان است که از یک یا چند واج پدید آمده
است. به عبارت دیگر،کوچک ترین واحد معنا دار یا معنا ساز زبان را تکواژ می
گویند.
تکواژ های معنا دار (که کاربرد مستقل دارد ): تکواژ هایی که بن ( ریشه ) فعلی دارند؛ مانند: رفت، آمد، شد، رو، گو، آ،دان............... تکواژ هایی که بن فعلی ندارند؛ مانند: سنگ، کوه، دست، اسم، خانه.............................. 5 تکواژ هایی معنا ساز( که کاربرد مستقل ندارند ): تمام وند ها ( پیشوند ها، پسوند ها و میانوند ها )،بعضی از نقش نماها(را،نقش نمای مفعول،--، نقش نمای اضافه، حروف اضافه ؛مثل:از ،برای،به،در،................ حروف ربط یا پیوند؛ مثل: که، تا، چون، زیرا که، هنگامی که ، پیوند های همپایه ساز؛ مثل: اما، ولی ، و، یا، « واو عطف »، « ی» نسبت، ..................... دسته بندی تکواژها: اغلب زبان شناسان تکواژها را به دو دسته ی کلی به نام تکواژ واژگانی ( قاموسی ) و تکواژ دستوری تقسیم کرده اند. برخی به تکواژ های آزاد و وابسته تقسیم بندی بندی کرده اند وبرخی به تکواژهای اشتقاقی و تصریفی. تکواژ های دستوری و قاموسی زیر مجموعه ی تکواژ های آزاد و تکواژ های اشتقاقی و تصریفی زیر مجموعه ی تکواژ های وابسته هستند. بر همین اساس سعی داریم هر کدام را جدا گانه با مثال توضیح دهیم:
6
الف) تکواژ آزاد: تکواژی را گویند که چه به تنهایی به کار رود و چه در ساختمان واحد بزرگ تر، معنی داشته باشد. مثال: کتاب، کتاب خانه، کتاب داری ، رفت، رفتیم، می رفتیم یادآوری: بن ماضی و بن مضارع، تکواژ آزاد هستند؛ چه به تنهایی به کار روند،چه با یک یا چند وند همراه باشند: رو، نویس، برو، بنویس،نوشت، نوشته................ 1- تکواژ واژگانی یا قاموسی: تکواژهایی که دارای معنی مستقلی هستند ، به یک مفهوم واژگانی اشاره دارند ، معادل واژه هستند و متعلق به گروه نا محدود زبان. در فرهنگ لغت ها جای دارند وبسامد( کاربرد ) آن ها کم است. معمولا چه به تنهایی و چه در ساختمان واحد بزرگ تر از خود، معنی می دهند. می توان تکواژهای قاموسی را به دو دسته تقسیم کرد: الف) تکواژ هایی که بن ( ریشه ) فعلی دارند؛ مانند: رفت، آمد، شد، رو، گو، آ،دان،سوز..... ب) تکواژ هایی که بن فعلی ندارند؛ مانند: سنگ، کوه، دست، اسم، خانه، آب،درخت........ چون به تنهایی و به صورت واژه ی ساده به کار می روند، به آنها تکواز آزاد نیز گفته می شود. 7 2- تکواژ دستوری: تکواژهایی که معنی مستقل ندارند ولی نقش دستوری خاصی در جمله به عهده می گیرند و جزء گروه محدود هستند؛ یعنی تعداد آن ها در زبان کم است؛ اما بسامد(کارکرد،استفاده ) بالایی دارند. به مفاهیم خاص دستوری اشاره دارند.این گروه نیز تکواژ آزاد محسوب می شوند.مثل : نقش نماها(را،نقش نمای مفعول،--، نقش نمای اضافه، حروف اضافه ؛مثل:از ،برای،به،در،................ حروف ربط یا پیوند؛مثل: که،تا،چون، زیرا که، هنگامی که ،پیوند های همپایه ساز؛مثل: اما،ولی ،و،یا،« واو عطف »،.....................« برای »یک تکواژ است؛زیرا واج ( _ ) زیر صامت « ی » متعلق به خود واژه است. ب) تکواژ وابسته: تکواژ هایی را گویند که مستقلا معنی نمی دهند؛ بلکه در ساختمان واحد بزرگ تر از خود به کار گرفته می شوند تا مفید معنی گردد. ( معنی دهد ) تکواژ ها ی وابسته به دو دسته ی اشتقاقی و تصریفی تقسیم می شوند که عبارتنداز: 1- تکواژ اشتقاقی: تکواژی که باعث تغییر در معنای واژگانی واژها می شود ودر ترکیب با یک صورت زبانی، واژه ی جدید می سازد.نقش اصلی تکواژ
8
اشتقاقی، واژه سازی است. و به منظور غنی تر کردن واژگان زبان و رفع کمبود واژگانی است. به عبارتی دیگر، به تکواژهایی که تنها به عنوان پیشوند ، پسوند و میان وند، همراه پایه ی واژگانی فعل یا غیر فعل به کار می روندو واژه های مشتق یا مشتق – مرکب را می سازند، تکواژ اشتقاقی گفته می شود. تکواژهای اشتقاقی از پایه ی واژگانی فعل، اسم یا صفت و از پایه واژگانی اسم، صفت و برعکس، از پایه ی واژگانی صفت، اسم می سازند. مثال: 1- بن مضارع+ پسوند –ش: آموزش، پرورش،گردش، ورزش..... ( اسم ) 2- بن ماضی+ پسوند ار: گفتار، کردار، دیدار، رفتار..................... ( اسم ) 3- بن مضارع+ پسوند: دانشمند، بهاره .................( صفت ) 4- پیشوند+اسم: با ادب،با هنر،با نشاط،ناکام،ناسپاس،بی سواد ( صفت ) 5- اسم+پسوند: ماندنی، نجاری، آهنگر، باغبان، گلدان، دانشگاه..... (صفت ) 6- صفت+پسوند: سپیده،هزاره، یاغی گری، خوبی، درستی....... ( اسم )
9 تکواژها معمولا نسبت به پایه ی واژه،دسته یا مقوله ی دستوری واژه ی حاصل را متفاوت می سازند.مثل موارد بالاو: بن+وند= صفت: دان+ا= دانا ، بن+اسم: دان+-ش= دانش بن+وند= صفت: کار+گر= کارگر و توان+مند= توانمند وند+اسم= صفت: بی+صبر= بی صبر ، صفت+وند= قید: خوب+ی= خوبی ....................
2- تکواژهای تصریفی( صرفی ): این دسته از تکواژها، هنگام ترکیب،معنی واژگانی کلمات را تغییر نمی دهند؛بلکه واژه را برای ایفای نقش دستوری خاص خود در جمله،آماده می کنند. تکواژهای تصریفی دارای دو ویژگی عمده هستند: الف) برای همه ی واژها ی هر دسته یا مقوله یکسان و فعال به کار می روند. ب) مقوله ی واژه ی حاصل را نسبت به پایه ی اصلی واژه تغییر نمی دهند. انواع تکواژهای تصریف عبارتنداز: 1- نشانه های جمع « ها » و « ان » و نشانه های جمع عربی « ون/ین/ات »: درختان، کوه ها، مومنون، مسلمین، مومنات.
10 2- نشانه ی یای نکره « ی »: شخصی بیگانه، درویشی مستجاب الدّعوه...................... 3- پسوند صفت های عالی و تفضیلی:« ترین و تر »: مناسب ترین، خوب تر.......... 4- نشانه های برتر « تر » برای واژهای قید : مانند: شجاعانه تر / دلیرتر................ 5- پیشوند های فعلی: ب،م،می،همی،ن........... برو،مینداز، می خوان،همی خوان، ننویس................. 6- شناسه های مضارع: - م/ - ی / - د / یم / ید / - ند : خوانم، خوانی، خواند، خوانیم، خوانید، خوانند ............................ 7- علائم کمکی در ماضی نقلی: ام / ای / & / ایم / اید / اند : گفته ام، گفته ای، گفته است، گفته ایم، گفته اید، گفته اند................... 8- علامت های ماضی ساز: د / ید : رساند ، رسانید............ 9- تکواژ گذرا ساز « ان »: بپران ( ب= پر= ان ) ،رساند ( رس + ان +د ) نکته: تکواژ صفر( & ) نه تجلی آوایی دارد و نه نمود نوشتاری ؛ اما در شمارش تعداد تکواژ ها یک تکواژ به حساب می آید.مثال: رفت / &= تهی خرید/ & است / & ...........
11 جایگاه تکواژ صفر در افعال فارسی عبارت است از: الف) تکواژ تهی (-- د )در سوم شخص مفرد ماضی ، به جز ماضی التزامی؛ یعنی، شناسه ی ( -- د ) در سوم شخص مفرد فعل های ماضی به جز ماضی التزامی،آشکار نمی شود و تهی است.مثال: رفت : دو تکواژ دارد: رفت + & / رفته است: چهار تکواژ دارد: رفت+ه= - +است+ & رفته باشد: ( التزامی ) رفت+ه( =- )+ باش+ - د. ب) تکواژ & ( تهی ) در فعل های « است، هست و نیست » که سوم شخص مفرد مضارع اخباری هستند؛یعنی، در فعل های مضارع فقط این سه فعل تکواژ تهی ( & ) دارند.مثال:هست= هست+ & / است= است+ & نیست= نیست+ & پ) تکواژ تهی ( & ) « ی » در امر و نهی مفرد:فعل های امر و نهی دارای دو صیغه ی مفرد و جمع اند که صیغه ی جمع آن ها دارای شناسه ی آشکار « ید » است؛ اما صیغه ی مفرد آن ها دارای شناسه ی تهی ( & ) است.مثال: برو= سه تکواژ دارد= ب+رو+ & / بروید= سه تکواژ دارد= ب+رو+ید ( تکواژ تهی ندارد)
12 نکته: ضمایر پیوسته(ضمایر کوتاه) « -- م،--ت،--ش،-- مان،-- تان،-- شان » هرچند به اسم می چسبند و مستقلا به کار می روند؛اما از حیث معنایی همانند یک واژه عمل می کنند.بنا بر این تکواژ آزاد به شمار می آیند.مثال: کتابم = کتاب+ -- م= دو تکواژ آزاد. تذکر: نقش نمای ندایی« ا » نیز ویژگی ضمایر پیوسته را دارد:مثال:خدایا = دو تکواژ آزاد دارد و دو واژه.خدا+ا نکته: هر گاه در واژ ه ای « وند های » صرفی و اشتقاقی هر دو با هم به کار روند ( به کلمه ای افزوده شوند )، ابتدا« وند » اشتقاقی سپس « وند » صرفی به کار می رود. مثال: آغازیان= آغاز+ی صفت ساز(اشتقاقی )+ان جمع ( صرفی ) هنرمندتر= هنر+مند( اشتقاقی )+تر( صرفی) ادبیات= ادب+ی( اشتقاقی )+ات( صرفی )( « ی » میانجی تکواژ به حساب نمی آید .) نمونه سوال: 1- واژ ی « خندانیدن » از چند تکواژ پدید آمده است؟ پاسخ:خند(بن مضارع)+ان(تکواژ گذرا ساز )+ید( تکواژ ماضی ساز )+ -- ن(تکواژ مصدر ) 13 2- « افکنده است » چند تکواژ دارد؟ افکن+د+ه+است+تهی 3- « رسانده باشد » چند تکواژ دارد؟ رس+ان+د+ه+باش+-د 4- عبارت« خوب اندیشیدن،بهترین ابزار برای رسیدن است.» از چند تکواژ پدید آمده است؟ 1- 13 2- 14 3-15 4- 16 5- شمار تکواؤ های کدام یک از گروه های زیر متفاوت است؟ 1) هر چهار کارگر ساده 2) آن آدم های دیروزی 3) دفتر چه های مشق بچه ها 4) داستان های جن و پری 6- جمله ی « نثر تاریخی در قرن پنجم در کتاب تاریخ بیهقی اوج و اعتبار خاصی یافت. » چند تکواژ و چند واژه دارد؟ 1) 22 تکواژ و 18 واژه 2) 22 تکواژ و 19 واژه 3) 23 تکواژ و 18 واژه 4) 24 تکواژ و 18 واژه 7- در ساختمان کدام گزینه، تکواژوابسته به کار نرفته است؟ 1) جنوبی 2) میانوند 3)بیابان 4) پرهیزکار
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 8:8  توسط جغراتی
|
نمونه سوالاتی از درس اسناد و نوشته های حقوقی ( زبان فارسی 3 متوسطه )
( پیش از هر چیز باید گفت این درس در سال تحصیلی 88 – 87 حذف نیست .) 1- سند را تعریف کنید ؟ نوشته ای که از نظر حقوقی در مقام دعوی یا دفاع قابل استفاده باشد . 2- به « نوشته ای که از نظر حقوقی در مقام دعوی یا دفاع قابل استفاده باشد . » چه می گویند ؟ جواب : « سند » 3- انواع مختلف سند را نام ببرید . الف ) اسناد تجاری ب ) اسناد غیر تجاری 4- نوع هر یک از اسناد زیر را از نظر تجاری و یا غیر تجاری بودن معیّن کنید ؟ سَفته ، چِک ، برات ، وکالت نامه ، صلح ، رهن ، قول نامه به ترتیب : تجاری ، تجاری ، تجاری ، غیر تجاری ، غیر تجاری ، غیر تجاری ، غیر تجاری ، 5- انواع اسناد غیر تجاری از نظر اعتبار به چند دسته تقسیم می شوند ؟ دو دسته : الف ) اسناد رسمی ب ) اسناد عادی 6- اسناد تجاری رسمی هستند و یا عادی اند ؟ تمام اسناد تجاری رسمی هستند 7- اسناد غیر تجاری چه زمانی جزء اسناد رسمی محسوب می شوند ؟ زمانی که در ادارات ثبت اسناد و املاک و یا در دفاتر سند رسمی یا از طرف مأموران رسمی طبق مقرّرات قانونی تنظیم شده باشند .( یا می توان گفت اگر اسناد غیر تجاری در دفاتر اسناد رسمی ثبت و درستی امضا و تاریخ آن ها تأیید شود ، رسمی محسوب می شوند . ) 8- به چه اسنادی « سند عادی » می گویند ؟ اگر اسناد غیر تجاری مثل قول نامه ، وکالت ، ضمانت و ... دردفتر اسناد رسمی ثبت نشوند ، عادی محسب می شوند . 9- نوشته ای که در آن امضا کنندگان قول به انجام رساندن معامله ای را با سند رسمی به یکدیگر بدهند ، چه نامیده می شود ؟ قول نامه 10- تعریف زیر را کامل کنید . « قول نامه ............ اصل معامله است و برای ضمانت آن معمولاً مبلغی به عنوان ............ تعیین می کنند . » جواب : قسمت اوّل ، وجه التزام 11- « نوشته ای که در آن شخصی انجام امور حقوقی و شخصی خود را به دیگری با تعیین حدود اختیارات وشرایط واگذار نماید ، چه می گویند ؟ وکالت نامه ( تعریف دیگر وکالت نامه : عقدی که به وجب آن یکی از طرفین ، طرف دیگر را برای انجام امری نایب قرار می دهد . ) 12- وکالت نامه ها از نظر عادی و یا رسمی بودن در کدام دسته قرار می گیرند ؟ اگر در دفتر خانه ها رسماً ثبت شوند رسمی محسوب می شوند و در غیر این صورت عادی هستند . 12- اجاره نامه را تعریف کنید . اجاره نامه معمولاً برای تصرّف مکانی در مدّتی معلوم با شرایط مورد پذیرش دو طرف انجام می پذیرد .جزء اسناد عادی است. 13- عبارت مقابل را کامل کنید . « اجاره دهنده را ....... و اجاره کننده را .......... می گویند . » جواب : موجر ، مستأجر 14 – به نوشته ای که در آن از کسانی که از یک حادثه یا موضوع آگاهی دارند خواسته می شود اطلاعات خود را بنویسند و امضا کنند ، چه می گویند . 14- تعهد نامه چست ؟ تعهد نامه از اسناد رسمی است که بین دو نفر منعقد می گردد و بر اساس آن دو طرف انجام کاری را عهده دار می شوند . 15- به نوشته ای که در آن « به ثبت خلاصه ی مذاکرات یک گروه ، شورا ، صنف در بخش های اداری و شرکت ها و نهادهای آموزشی می پردازند و مهمترین تصمیمات در آن ثبت می شود و همگی آن را امضا می کنند » چه می گویند ؟ جواب : صورت جلسه 16- از ویژگی های اسناد رسمی و یا غیر رسمی .......نمونه بنویسید . 1- متن سندها واحد و از پیش تعیین شده است . 2- مشخصات دو طرف باید کامل و دقیق در سند ذکر شود . 3- همه ی شرایط مورد نظر باید ذکر و ثبت شوند . 4- امضا و یا اثر انگشت به اسناد اعتبار می بخشند پس باید امضاها یک سان و ، معلوم و مشخص باشند 5- نوشته های اسناد تعهد آور هستند اگر کسی به آن ها عمل نکند مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد . 5- تمامی اسناد در دو نسخه یا بیشتر تنظیم می شوند .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 8:6  توسط جغراتی
|
1- ازكدام خط براي نوشتن آثار فكري و فلسفي مربوط به آيين هاي پيش از اسلام استفاده مي شده است ؟ 25/0 الف) خط تصويري ب) خط ميخي پ) خط پهلوي ت) خط اوستايي 2- كدام يك از آثار زير نوشته ي شيخ اشراق است ؟ 25/0 الف) رساله ي تمهيدات ب) منطق الطير پ) روض الجنان ت) رساله الطير 3- كداميك از موارد زير جزء ويژگي هاي سبك عراقي نيست ؟ 25/0 الف ) بدبيني شاعران نسبت به اوضاع زمان ب) كاربرد اندك لغات عربي و استفاده ي فراوان از استعاره و كنايه پ) نفوذ عميق تر و گسترده تر فرهنگ اسلامي ت) نفوذ افكارو اصطلاحات صوفيه در شعر و رواج عرفان اسلامي --------------------------------------------------------------------------------------- 4- درست يا نادرست بودن جمله هاي زير را مشخص كنيد . 1نمره الف) عنصري بر خلاف فرخي به جاي روي آوردن به تغزل بيشتر به وصف مي پردازد . درست نادرست ب) آرايه ي سجع نخستين بار در نثر محمدبن منور آمده است . درست نادرست پ) از خصايص نثر ديني سادگي و نزديكي آن به زبان عامه است . درست نادرست ت) نخستين گوينده اي كه شعر را به طور كلي در خدمت فكراخلاقي واجتماعي وانديشه ي مكتبي قرار داد معزي است . درست نادرست -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- 5- جاهاي خالي را با كلمات مناسب پر كنيد . 25/1نمره الف) نثر ديني فارسي با كتاب ......................... و نثر علمي فارسي با كتاب ............................آغاز مي شود . 5/0 ب) مهم ترين و طولاني ترين بخش شاهنامه بخش ................................ است . 25/0 پ) مشهورترين رباعيات در ادب فارسي سروده ي ...............................است . 25/0 ت) با توجه به كتاب تاريخ سيستان نخستين شاعر پارسي گو ........................... است . 25/0 ------------------------------------------------------------------------------- 6- هر بخش از ابيات زير سروده ي كيست ؟ و به چه مسئله اي اشاره دارد ؟ الف) هفت سالم بسو د سو و دهك پس از آنم سه سال قلعه ي ناي 5/0 ب) كاروان شهيد رفت از پيش وان ما رفته گير و مي انديش 5/0 از شمار دو چشم يك تن كم وز شما رخرد هزاران بيش 7- هريك از توضيحات زير معرف كدام يك از شاعران مي باشد ؟ 5/0 الف ) شاعري روستا زاده با شعري به نرمي حرير و بياني سهل و ممتنع ب) اوپيامبري در ادب فارسي است كه در همه ي عمر جز ستايش و نكوهش چيز ديگري بروي الهام نشده است . --------------------------------------------------------------------------------- 8- چرا كسايي را پرچم دار ادبيات شيعه دانسته اند ؟ 5/0 9- اهميت لغت فرس اسدي در چيست ؟ 25/0 10- چرا بوعلي سينا و برخي از نويسندگان ايراني آثار خويش را به زبان عربي نوشته اند ؟ 5/0 11- خلاق المعاني يعني چه ؟ چه كسي و چرا به اين لقب ناميده شده است ؟ 1 12 - شيوه و سبك نويسندگي عين القضات چگونه است ؟ 1 13 - چرا كتاب مجمع النوادر نظامي عروضي به چهار مقاله معروف شده است ؟ 1 14 - از كليات سعدي چهار مورد را نام ببريد . 1 15 - چرا خاقاني را شاعر صبح ناميده اند ؟ 5/0 16 - نام سه اثر را كه به تقليد از حديقه ي سنايي نوشته شده بنويسيد . 75/0 17 - چه تفاوت عمده اي در كار نظامي هست كه وي را از ديگر معاصران ممتاز مي كند ؟ 75/0 18 - جايگاه عطار را در ادب ايران چگونه ارزيابي مي كنيد ؟ 1 19 - موضوع اين كتابها را بنويسيد . 5/1 الف) مكاتيب مولوي ب) ترجمان البلاغه پ) اسرار التوحيد 20 - نام نويسندگان اين آثار را بنويسيد . 75/0 الف) مرزبان نامه : ب) كارنامه ي بلخ : پ) المعجم في دقائق اشعار العجم : تاريخ ادبيات جهان 21- كتاب مشهور ارسطو در باره ي شعر چه نام دارد ؟ 25/0 22 - كمدي الهي دانته را با كدام اثر معري شاعر فيلسوف عرب مي توان مقايسه كرد ؟25/0 23 - شاعر بزرگ اروپا كه چهار تراژدي معروفش به نوعي در رابطه با ايران است چه نام دارد ؟ 25/0 24 - عارفانه نگريستن به زندگي بيانگر كدام يك از اصول رمانتي سيسم است ؟ 25/0 الف) آزادي ب) شخصيت پ) كشف و شهود ت) هيجان و احساسات 5 25 - با توجه به عنصر جادويي در داستان دسته گل آبي اين داستان را تفسير كنيد . 5/0 26- پيام مهم رئاليسم سوسياليستي چه بود ؟ 1 27 - تفاوت عمدي ناتوراليسم و رئاليسم چيست ؟ 1 28 - ناتوراليسم چه در رمان و چه در نمايش نامه همواره تصوير گر طبقات زحمت كش است به همين سبب آن را ......................... گفته اند . 25/0 29- بنيان گذار مكتب نماد گرايي ....................... بود . او با ديوان اشعارش با عنوان ....................... دنياي شعر را تكان داد.5/0 30 - نام صاحبان اين آثار را بنويسيد . 75/0 الف) فصلي در دوزخ : ب ) بعدازظهر يك فون : پ) منظومه ي كلاغ : موفق باشيد
راهنماي تصحيح 1 - گزينه ي ( پ ) 2- گزينه ي ( ت ) 3 - گزينه ي ( ب ) هرمورد 25/0 4- الف – درست ب – نادرست پ – درست ت – نادرست هرمورد 25/0 5 - الف – ترجمه ي تفسير طبري – الانبيه عن حقايق الادويه ب – پهلواني پ – خيام ت – محمدبن وصيف سيستاني هرمورد 25/0 6 - الف – مسعود سعد سلمان - اشاره به زنداني شدن او در قلعه ي سو و دهك دارد . 5/0 ب – رودكي - به سوگواري در مرگ شهيد بلخي هرمورد 5/0 7- الف – فرخي سيستاني ب – انوري هرمورد 25/0 8- زيرا او نخستين شاعر فارسي گويي است كه به ستايش اهل بيت پرداخته است . 5/0 9- اين كتاب اولين لغت نامه ي مدون فارسي است . 25/0 10- براي اينكه در سراسر دنياي اسلام خوانندگان بيشتري داشته باشد . 11- آفرينشگر معاني تازه - كمال الدين اصفهاني - چون در خلق معاني تازه دستي توانا داشت . 1 25/0 25/0 5/0 12- ساخت نوشته هاي او بر پايه ي سادگي و بي تكلفي استوار است و اين رواني هرگز مانع درك و احساس عاطفه ي سرشار او نشده به طوريكه در برخي نوشته هاي او شعر و شعور در هم آميخته . 1 13- زيرا شامل چهار گفتار درباره ي دبيران و شاعران و منجمان و طبيبان است . 1 14- ذكر 4 مورد از كل آثار سعدي مانند : 1- بوستان 2- گلستان 3- صاحبيه 4- نصيحه الملوك و يا ساير موارد از كتاب تاريخ ادبيات 1 15- زيرا در توصيف آسمان و شب به ويژه صبح و طلوع آفتاب دستي توانا داشت . 5/0 16- تحفه العراقين - منطق الطير - مثنوي معنوي 75/0 17- نظامي با سرودن مضمون هاي اخلاقي و اندرزي نشان داد مي توان شاعر بزرگي بود اما به دربارها و زورمندان تكيه نداشت و غير از مديحه و توصيف و غزل چيزهاي ديگري را وارد شعر كرد . 75/0 18- عطار از شاعران بزرگ و معتدل زبان فارسي است كه خود به درجه ي والايي از كمال معرفت دست يافته است او راه رسيدن به اوج عرفان را هموار كرد . 1 19- الف – نامه هاي مولانا به اين و آن ب – علم بلاغت پ- سرگذشت شيخ ابي سعيد ابي الخير 5/1 20- الف – مرزبان بن رستم ب – سنايي پ – شمس قيس رازي 75/0 تاريخ ادبيات جهان 21- بو طيقا 25/0 22- الغفران 25/0 23- راسين 25/0 24- گزينه ي ( پ ) 25/0 25- نفرت مردم مكزيك از اروپا يي ها كه سال ها آنها را استعمار كردند چشم آبي نماد اروپاست كه مرد مكزيكي مي خواهد آن را از حدقه در آورد . 5/0 26- كار عنصري خلاق است و باعث شكوفايي انسان و جامعه مي گردد و هنرمند بايد مردم را به كار تشويق كند . 1 27- در ناتو راليسم بيشتر بر جنبه ب زشت و سياه زندگي تاكيد مي گردد اما در رئاليسم هردو جنبه ي زشت و زيبايي زندگي آنگونه كه هست نشان داده مي شود . 1 28- شعر تهي دستان 25/0 29 – شارل بودلر - گلهاي بدي 5/0 30- الف – آرتور رمبو ب- مالارمه پ – آلن پو 75/0
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 8:4  توسط جغراتی
|
درس
اول درس
دوم ------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------درس
يازدهم ------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------- ------------------------------------------------------------- -------------------------------------------------------------
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۱ساعت 9:34  توسط جغراتی
|
درس اول : درآمدي بر تحميديه / نينامه لغت 1- «نفير» ؛ يعني ... : فرياد و زاري 2- «اشتياق» به چه معني است؟ ميل قلب به ديدار محبوب 3- «نعت» ؛ يعني ... : ستايش املاء 4- در عبارت «ادئيهي ديني و مناجاتهاي ائمهي اطهار با حمد الهي آغاز ميشود» كدام واژه غلط نوشته شده است؟ ادعيّه تاريخ ادبيات 5- منظومهي «شيرين و فرهاد» اثر كيست؟ وحشي بافقي 6- نمونهي عالي تحميديه پيشتر از همه در كدام كتاب است؟ شاهنامهي فردوسي 7- «نينامه» چند بيت از دفتر اول مثنوي است؟ هجده بيت آرايههاي ادبي 8- بيت «هركسي كاو دور ماند از اصل خويش / باز جويد روزگار وصل خويش» چه آرايههايي دارد؟ تلميح، جناس 9- مصراع «همچو ني زهري و ترياقي كه ديد؟» كدام آرايه را دارد؟ متناقض نما 10- «آتش» در مصراع «هركه اين آتش ندارد، نيست باد» چه آرايهاي را پديد آورده است؟ استعاره از گرمي و شور عشق درك مطلب و دانستنيهاي درس 11- مولانا در مثنوي، انسان آگاه را به چه چيزي تشبيه كرده است؟ ني و چنگ 12- چه چيزي در ني آواز پديد ميآورد؟ كشش انسان آگاه بهسوي پروردگار 13- «دامن از خاك برچيدن» كنايه از چيست؟ دل بريدن از دنيا 14- «سينه خواهم شرحه شرحه از فراق» ؛ يعني ... : شنوندهاي دردمند ميخواهم 15- در مصراع «جفت بدحالان و خوشحالان شدم» بدحالان؛يعني...: آنها كه سير و سلوكشان بهسوي حق كند است. 16- منظور از «ماه» در اين مصراع چيست؟ «هركه جز ماهي، ز آبش سير شد...» : عاشق 17- بيت«من به هرجمعيّتي نالانشدم / جفت بدحالان و خوشحالان شدم» بيانگر كدام ويژگي «ني» است؟ سازگار بودن درس دوم : مناجات / نيايش لغت : 1- «دنائت» ؛ يعني ... : پستي 2- «ملاهي» جمع ... است به معني ... : ملهي، آلات لهو 3- «تيه» ؛ يعني ... : بيابان 4- «مظالم» ؛ يعني ... : محل دادخواهي 5- «مناعت» ؛ يعني ... : بلندنظري 6- «پايبطلان برعنوان حقگذارم»؛ يعني... :حقوحقيقترا باطلكنم. 7- «ارحمالراحمين» ؛ يعني ... : مهربانترين بخشايندگان املاء : 8- كدام واژهها املاي نادرست دارند؟ «بيقوله، جهل و ذلال، خفت و مزلّت» : بيغوله، ضلال، مذلّت تاريخ ادبيات : 9- مترجم كتاب «صحيفهي سجاديه» كيست؟ جواد فاضل 10- «سنايي غزنوي» در كدام قرن ميزيست؟ قرن ششم آرايههاي ادبي : 11- «تيه گمراهي و ضلالت» كدام آرايه را دارد؟ تشبيه 12- مصراع «حسن تو به دست خويش بيدارم كرد» كدام آرايه را دارد؟ تشخيص 13- «لب و دندان سنايي همه توحيد تو گويد» لب و دندان «مجاز» است از ... : سخن ، كل وجود 14- بيت «نتوان وصف تو گفتن كه تو در فهم نگنجي / نتوان شبه تو جستن كه تو در وهم نيايي» كدام آرايه را دارد؟ ترصيع درك مطلب و دانستنيهاي درس : 15- «مگر» در مصراع «مگر از آتش دوزخ بودش روي رهايي» ؛ يعني ...: اميد است 16- «همه درگاه تو جويم / همه از فضل تو پويم» ؛ يعني ... : تنها در پي فضل و بخشش تو هستم. 17- «همه بيشي تو بكاهي، همه كمّي تو فزايي» ؛ يعني ... : همه ي كم و زياد شدنها به دست توست. درس سوم : درآمدي بر ادبيات حماسي لغت 1- «حماسه» در لغت به معناي ... : دلاوري و شجاعت 2- «ابداع» ؛ يعني ... : آفرينش 3- «مدون» در «داستانهايشفاهي مدون» ؛ يعني ... : جمعآوري شده املاء 4- كدام تركيب غلط املايي دارد؟ (حوضهيعاطفي،شاهنامههايمنثور،اصطلاححماسه) : حوزهيعاطفي تاريخ ادبيات 5- حماسهي«گيل گمش» از كدام نوع حماسه است؟ طبيعي و ملي 6- «ايلياد و اديسه» اثر كدام شاعر باستاني است؟ هومر يوناني 7- زمينههاياصليحماسهرانامببريد؟داستاني،قهرماني،ملي،خرقعادت درك مطلب و دانستنيهاي ادبي 8- فايدهي اصلي تقسيمبندي آثار ادبي براساس محتوا و حوزهي عاطفي اين است كه ... : به خوبي ميتوان علل ضعف يا نيرويافتن يكي از انواع را در دورهاي خاص بررسي كرد. 9- تقسيمبندي منتقدان اروپايي از آثار ادبي براساس ...... بوده است. : محتوا و حوزهي عاطفي 10- در ادبيات ملل اسلامي تقسيمبندي آثار ادبي براساس ...... بوده است. : شكل و قالب 11- آثار ادبي از ديدگاه محتوا و بار عاطفي به چند دسته تقسيم ميشوند؟ چهار دسته ، حماسي، غنايي، تعليمي، نمايشي 12- در ادبيات گذشتهي سرزمين ما، كدام نوع ادبي رواج و رونق چنداني نداشته است؟ ادبيات نمايشي 13- «انه ايد» سرودهي ويرژيل شاعر روم باستان از كدام نوع حماسه است؟ حماسهي مصنوع 14- اصليترين زمينهي حماسه چيست؟ داستاني بودن 15- نام قهرمان ملي در «بهشت گمشدهي ميلتون» چيست؟ آدم 16- وجود سيمرغ، ديو سپيد، عمر هزارسالهي زال ... بيانگر كدام زمينهي حماسه است؟ خرق عادت 17- «خرق عادت» ؛ يعني ... : حوادثي كه با منطق و تجربهي علمي سازگاري ندارد. 18- «ظفرنامهي حمدالله مستوفي و شهنشاه نامهي ملكالشعراي صبا» چه نوع حماسهاي هستند؟ مصنوع 19- اثر «آزاد سرو سيستاني» چه نام دارد؟ اخبار رستم 20- دوعاملجداييناپذير منظومههايحماسي را نامببريد؟وزنوآهنگ درس چهارم : كاوهي دادخواه لغت 1- «در اساطير باستان، چهرهي انقلابي كاوهي آهنگر بينظير است.» اساطير ؛ يعني ... : افسانهها، جمع اسطوره 2- «خواليگر» ؛ يعني ... : آشپز، طباخ 3- «زخم دراي» كدام معني را دارد؟ ضربهي پتك املاء 4- در جملهي «بعضي از معاصران، دربارهي داستان ضحّاك تعمّل كردهاند.» كدام واژه نادرست نوشته شده است؟ تأمّل تاريخ ادبيات 5- كتاب «چشمهي روشن» اثر كيست؟ دكتر غلامحسين يوسفي 6- نام پدر «فريدون چه بود؟ آبتين آرايههاي ادبي 7- «سر از بند ضحّاك بيرون كند» چه آرايهاي دارد؟ كنايه، سرپيچي و نافرماني كند. 8- مصراع «همهسوي دوزخ نهاديد روي» چهآرايهاي دارد؟ جناس، سوي، روي 9- در مصراع «ز ديوارها خشت و از بام سنگ» چه آرايهي ادبي را مييابيد؟ ايهام تناسب، خشت، نيزهي كوچك و تودهي فشرده شده از گل كه در معني دوم با سنگ تناسب دارد. درك مطلب و دانستنيهاي درس 10- منظور از «بيبها چرم آهنگران» چيست؟ درفش كاوياني 11- «قيام كاوه» با كدام نهضت عدالتخواهانه قابل مقايسه است؟ انقلاب فرانسه 12- «ضحّاك» در اوستا چگونه موجودي است؟ سه پوزهي سه سر شش چشم 13- «شماريت با من ببايد گرفت» ؛ يعني ... : بايد به من حساب پس بدهي. 14- در اساطير ايران، مار مظهري است از ... : اهريمن 15- «بدريد و بسپرد محضر به پاي» ؛ يعني : ... : استشهاد نامه را پاره كرد و زير پا انداخت 16- «برانديشيدن» در مصراع «نه هرگز برانديشم از پادشا» به چه معني است؟ ترسيدن 17- مصراع«بباريد چونژاله ز ابرسياه/ كسي را نبد بر زمينجايگاه» معادل كدام ضربالمثل است؟ جايسوزن انداختننبود. درس پنجم : گذر سياوش از آتش لغت 1- كلمهي مشخصشده در مصراع «هيون آرد از دشت صدكاروان» به چه معني است؟ اسب و شتر بزرگ 2- «غو» در مصراع «چو او را بديدند برخاست غو» يعني ... : داد و فرياد ، خروش 3- «سپَردن» : يعني ... : پاي مال كردن و زيرپاگذاشتن املاء 4- در مصراع «كه را بيش، بيرون شود كار نقض!» كدام كلمه نادرست نوشته شده است؟ نغزه دانستنيهاي كتاب 5- وزير خردمند افراسياب كيست؟ پيران ويسه 6- كدام دوشهر را سياوش در توران بنا مينهاد؟ گنگ دژ، سياوشگرد آرايههاي ادبي 7- كدام واژه در مصراع «سراسر همهي دشت بريان شدند» مجاز است؟ دشت 8- بيت «همي كند سودابه از خشم موي / هميريخت آب و همي خست روي» كدام آرايهها را دارد؟ كنايه، جناس، مراعات نظير 9- «مشبهبه» در بيت «چو از كوه آتش به هامون گذشت/ خروشيدن آمد ز شهر و ز دشت» كدام واژه است؟ كوه درك مطلب و دانستنيهاي درس 10- چرا«سياوش» داوطلبانه برايمقابله با افراسياب بهتوان ميرود؟ براي دورماندن از وسوسههاي سودابه و خيرهسريهاي كاووس. 11- «سنگ بر سبو زدن» كنايه از چيست؟ آزمايش و امتحان كردن 12- «به گفتن نشاندن» در مصراع «همي با سياوش به گفتن نشاند» ؛ يعني ... : روبه رو كردن 13- «سياووش را كرد بايد درست» ؛ يعني ... : بايد سياوش را اصلاح و تنبيه كرد. 14- در بيت «به صدكاروان اشتر سرخ موي / همي هيزم آورد پرخاش جوي» پرخاش جوي كيست؟ كيكاووس 15- «موبد» در مصراع «چنين گفت موبد به شاه جهان ... » چه كسي است؟ روحاني مشاور در امور سلطنت 16- در بيت «مگر كاتش تيز پيدا كند / گنه كرده را زود رسوا كند» اعتقاد بر اين است كه ... بيگناهان در آتش نميسوزند. 17- «نماز بردن» ؛ يعني ... : تعظيم و ستايش كردن . درس ششم : درآمدي بر ادبيات غنايي لغت 1- «غِنا» ؛ يعني ... : نغمه، سرود و آواز خوش 2- «توسني» ؛ يعني ... : سركشي و عصيان 3- معادل «غِنا» در زبانهاي اروپايي چه واژهاي است؟ ليريك املاء 4- كدام واژه در عبارت «عرفان و اصطلاحات صوفيه با پيشگامي سنايي به حوضهي غزل راه مييابد.» نادرست است؟ حوزهي تاريخ ادبيات 5- شروع شعر عاشقانهي فارسي چه قرني است؟ قرن چهارم 6- «رابعهي قزداري» شاعر چه قرني است؟ قرن چهارم 7- در شعر غنايي شاعر چه چيزي را موضوع كار خود قرار ميدهد؟خويشتن خويش را 8- وسيعترين افق معنوي و عاطفي در شعر فارسي متعلق به كدام نوع شعر است؟ شعر غنايي 9- در شعر حافظه، مسائل اجتماعي چگونه مطرح شده است؟ براساس «من» گسترده و اجتماعي شاعر آرايههاي ادبي 10- مصراع «زهر بايد خورد و انگاريد قند» چه آرايهاي دارد؟ تضاد درك مطلب و دانستنيهاي ادبي 11- داستانهاي عاشقانه در ادب فارسي را با كدام نوع ادبي در ادب اروپا برابر دانستهاند؟ شعر نمايشي 12- منظومههاي منطقالطير و مثنوي مولانا با چه بياني نوشته شده است؟ تمثيلي 13- پس از مشروطه «من» شاعر ... : اجتماعيتر و مردميتر شده است. 14- اشعار غنايي معمولاً در چند شكل ظاهر ميشوند؟ سه شكل بلند، متوسط، كوتاه 15- معروفترين شاعران «حبسيّهسرا» چه كساني هستند؟ مسعود سعد، خاقاني، فرخي يزدي 16- «سمك عيّار» تأليف كيست؟ فرامرزبن خداداد ارّجاني 17- نام ديگر كتاب «راحة الارواح» چيست و نويسندهي آن كيست؟ بختيار نامه، دقايقي مروزي 18- بيت «در بيابان گر به شوق كعبه خواهي زد قدم / سرزنشها گر كند خار مغيلان غم مخور» با كدام بيت ارتباط معنايي دارد؟ عشق را خواهي كه تا پايان بري / بس كه بپسنديد بايد ناپسند درس هفتم : من اين همه نيستم / حديخوان لغت 1- «زنديق» در عبارت «اين پير زنديق آمد.» يعني ... : ملحد، دهري، بيدين 2- «غيرت» ؛ يعني ... : حميّت، ناموسپرستي 3- «دارضيف» ؛ يعني ... : مهمانخانه املاء 4- در عبارت «سياهي ديدم مقلول و مسلسل، من او را به ضياء خود فرستادم.» چند غلط املايي دارد؟ دو (مغلول، ضياع) تاريخ ادبيات 5- كتاب «كشفالمحجوب» اثر كيست؟ علي بن عثمان جلّابي هجويري 6- نثر «كشفالمحجوب» چگونه است و موضوع كتاب دربارهي چيست؟ نثر كتاب روان و سليس است (نثر مرسل) و موضوع كتاب در تصوف است. 7- درجملهي «يكيآواز داد ... » يكي چه نوع كلمهاي است؟ ضمير مبهم 8- «را» در جملهي «شيخ گفت مر مريد را» چه نوع كلمهاي است؟ حرف اضافه 9- جملهي «اين مريد را گفت : آن صندوق بيار.» چند فعل گذرا به مفعول دارد؟ دو «گفت، بيار» 10- كلمهي مشخص شده چه نوع كلمهاي است؟ «اين خصومت چرا برانگيختي؟» قيد درك مطلب 11- «من اينهمه نيستم» ؛ يعني... : منشايستهي اين چيزها نيستم 12- معنيجملهي«درزههاييبيرونگرفت.»چيست؟بستههاييبيرونآورد 13- منظور از «شيخ الحرمين» چيست؟ شيخ مكه و مدينه 14- «اين غلام را در كار من كن» : يعني ... : اين غلام را به خاطر من آزاد كن. 15- «اين غلام است حادي» ؛ يعني ... : اين غلامي است كه آواز و سرود ميخواند. 16- مفهوم عبارت «به حيّي از احياي عرب فراز رسيدم» چيست؟ به قبيلهاي از قبايل عرب نزديك شدم. 17- معني عبارت «تو را بر همهي چيزها حكم است» چيست؟ دستور تو بدون چون و چرا پذيرفته است. 18- «مرا اكرام ضعيف را امير بيامد تا با من موافقت كند.» ؛ يعني ... : دستور تو بدون چون و چرا پذيرفته است. 19- واژهي معادل «زنبيل باف» چيست؟ خوّاص 20- «رضيالله عنه» چه نوع جملهاي است؟ معترضهي دعايي درس هشتم : مناظرهي خسرو با فرهاد لغت 1- «تنديسگر» ؛ يعني ... : مجسمهساز 2- «مناظره» به چه معني است؟ گفت و گو كردن 3- «عاجز» ؛ يعني ... : ناتوان املاء 4- املاي درست واژههاي «آفاغ، تَبع، آسودهگي» چگونه است؟ آفاق، طبع، آسودگي تاريخ ادبيات 5- مبتكر فن مناظره در ادب فارسي كيست؟ اسدي توسي 6- استادانهترين مناظرههاي معاصر از كيست؟ پروين اعتصامي آرايههاي ادبي 10- مصراع «بگفت انده خرند و جان فروشند» چه آرايهاي دارد؟ تضاد 11- قافيههاي بيت «بگفتا دل زمهرش كي كني پاك؟ / بگفت آن گه كه باشم خفته در خاك» چه آرايهاي را پديد آورده است؟ جناس 12- اگر در مصراع «بگفت از جان شيرينم فزون است» شيرين به دومعنا قابلدرك باشد، از چه آرايهاي استفادهشده است؟ ايهام درك مطلب و دانستنيهاي درس 13- داستانخسرو وشيرين نظاميرا چه كساني تقليد كردهاند؟ اميرخسرو دهلوي، وحشي بافقي، عرفيشيرازي، وصاف شيرازي هاتفي 14- «دار ملك آشنايي» ؛ يعني ... : سرزمين عشق 15- مصراع «بگفت آشفته از مه دور بهتر» به كدام باور پيشينيان اشاره دارد؟ گذشتگان بر اين باور بودهاند كه ديوانه چون در ماه نگاه كند، ديوانهتر ميشود. 16- در مصراع «بگفت از گردن اين وام افكنم زود» منظور از اين «وام» چيست؟ سر 17- «بگفتا گر به سر يا بيش خشنود» : يعني ... : او گفت اگر با هديه گرفتن سر تو خشنود شود. 18- منظور از «جان» در مصراع «بگفت از جان صبوري چون توان كرد» كيست؟ معشوق 19- در بيت «به ياران گفت كز خاكي و آبي / نديدم كس بدين حاضرجوابي» منظوراز «آبي و خاكي» چيست؟ موجودات جهان 20- «فرهاد» در اين مناظره نمونهي چگونه انساني است؟ انسان پاك باز و خاكسار درس نهم : اكسير عشق لغت 21- «تعلّقات» ؛ يعني ... : دلبستگيها 22- «اكسير» به چه معني است؟ هر چيز مفيد و كمياب، جوهري كه ماهيت اجسام را تغيير دهد و كامل سازد. املاء 23- كدام كلمه در مصراع «همه بلبلان بمردند و نماند جز قرابي» نادرست نوشته شده است؟ غرابي تاريخ ادبيات 24- «سعدي» شاعر كدام قرن است؟ قرن هفتم 25- بيت «از در درآمدي و من از خود به در شدم / گويي كز اين جهان به جهان دگر شدم» بيت نخست يك شعر دهبيتي است، قالب اين شعر چيست؟ غزل آرابههاي ادبي 26- «اكسيرعشق» و «كمند نظر» چه آرايهاي دارند؟ تشبيه 27- در مصراع «عجب است اگر نگردد كه بگردد آسيابي» واژهي نگردد چه آرايهاي دارد؟ ايهام 28- مصراع «گوشم به راه، تا كه خبر ميدهد ز دوست» چه آرايهاي دارد؟ كنايه، گوش به راه بودن،انتظار كشيدن درك مطلب و دانستنيهاي درس 29- «سر آن ندارد» ؛ يعني ... : قصد ندارد 30- «برآمدن» در مصراع «دل من نه مرد آن است كه با غمش برآيد» به چه معني است؟ مقابله كردن 31- مصراع «مهرم به جان رسيد و به عيّوق برشدم» ؛ يعني ... : به مدد گرماي عشق تو به والاترين مرتبه رسيدم. 32- بيت «او را خود التفات نبودي به صيد من / من خويشتن اسير كمندنظر شدم» بيانگر كدامامر دربارهي عاشق و معشوق است؟ 33- بيت «با صد هزار جلوه برون آمدي كه من / با صدهزار ديده تماشا كنم تورا» با كدام بيت غزل «اكسير عشق» ارتباط معنايي دارد؟ تا رفتنش ببينم و گفتنش بشنوم / از پاي تا به سر همه سمع و بصر شدم . 34- «ا زخود به در شدن» ؛ يعني ... بيخود شدن درس دهم : دولت يار لغت 1- «تنعّم» ؛ يعني ... : تن آساني، فرورفتن در ناز و نعمت 2- «معتكف» در مصراع «صبح اميد كه بد معتكف پردهي غيب ...» كدام معني را دارد؟ گوشهنشين 3- «رند» ؛ در شعر حافظ ... : انسان كامل يا ولي خداست. 4- «نخوت» ؛ يعني ... تكبر، خودپرستي املاء 5- كدام واژه در مصراع «از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نيافزود» نادرست نوشته شده است؟ املاي درست، نيفزود تاريخ ادبيات 6- محبوبترين ممدوح حافظ كيست؟ شاه شيخ ابواسحاق اينجو 7- «حافظ» در كدام قرن زيسته است؟ قرن هشتم آرايههاي ادبي 8- مصراع «آن همه ناز و تنعم كه خزان ميفرمود ...» چه آرايهاي را دارد؟ تشخيص 9- « مصراع «در شمار ار چه نياورد كسي حافظ را ...» چه آرايهاي دارد؟ كنايه از اعتنا نكردن درك مطلب و دانستنيهاي درس 10- در مصراع «زدم اين فال و گذشت اختر و كار آخر شد» گذشتن اختر؛ يعني ... : به سامان شدن كارها 11- «ساقي» در اصطلاح عرفان كدام معني را دارد؟ واسطهي فيض الهي است. درس يازدهم : اشارت صبح / مجنون و... لغت 1- «دستگاه» ؛ يعني ... : قدرت، ثروت، شوكت، دولت 2- «با» در مصراع «برق با شوقم، شراري بيش نيست» كدام معني را دارد؟ در برابر ، در مقايسه با 3- «ناوك» ؛ يعني ... :نوعي تير كوچك 4- در مصراع «دل مجنون ز شكّر خنده، خون است» واژهي مشخص شده به چه معني است؟ خندهي شيرين املاء 5- املاي كدام كلمات نادرست است؟ «آريت ، محيط، آشفتگي پريشان و قوي» : عاريت، آشفتگي، پريشان و غوي 6- در مصراع «به هر جزئي ز حسن او قسوري است» كدام واژه نادرست نوشته شده است؟ قصوري تاريخ ادبيات 7- كدام شاعر را ميتوان «نمايندهي تمام عيار اسلوب هندي» به شمار آورد؟ عبدالقادر بيدل دهلوي 8- كدام سبك شعري است كه «به خيالبندي و نازكانديشي و به كاربردنمضمونهاي بديع و شگفتآفرين» مشهور است؟ سبك هندي 9- «بيدلدهلوي» شاعر كدامقرن محسوبميشود؟ يازدهو دوازده درك مطلب و دانستنيهاي درس 10- «لاله و گل زخمي خميازهاند» ؛ يعني ... : لاله و گل به دليل خميازه كشيدن (شكفتهشدن) زخمي (پرپر) ميشوند. 11- پيام بيت «غرفهي وهميم ورنه اين محيط / از تنك آبي، كناري بيش نيست» چيست؟ آگاهيهاي ما تنك مايه و كم عمق است. 12- بيت «اگر در ديدهي مجنون نشيني / به غير از خوبي ليلي نبيني» ؛ يعني ... : از دريچهي چشم مجنون اگر همهچيز را نگاه كني جز خوبي ليلي چيزي نخواهي ديد. 13- در مصراع «كاين گلستان خندهواري بيش نيست» خندهوار بودن گلستان ؛ يعني ... : گذران بودن عمر و جهان 14- منظور از «ماومن» در مصراع «ما و من آيينهداري بيش نيست» چيست؟ وجودهاي عاريتي و عارضي درس دوازدهم : سپيدهي آشنا / قلب مادر لغت 1- «تهجّد» ؛ يعني ... : شبزندهداري 2- «ميخواستند حضيضي بيابند.» حضيض؛ يعني ... : نشيب، پستي 3- «رعبآور» در عبارت «سكوتي رعبآور همهجا را فراگرفته بود.» كدام معني را دارد؟ ترسناك 4- «چندشناك» ؛ يعني ... : نفرتانگيز املاء 5- عبارت «ديشب پس از امضاي تومار عشق و فداكاري به نيايش فرو رفتند.» كدام واژه نادرست نوشته شده است؟ طومار 6- املاي چندواژه نادرست است؟ «موهش،پرغوغا، صُخره، مظهر»: دو واژه ( موحش، سُخره) تاريخ ادبيات 7- كتاب «ادبيات و تعهد در اسلام» اثر كيست؟ محمدرضا حكيمي 8- عمده نوشتههاي «محمدرضا حكيمي» در چه زمينهاي است؟ زمينهي مسائل ديني و اعتقادي آرايههاي ادبي 9- عبارت «ماه اين مشعل آسماني هر شب به كردار روزانهي انسانها خيرهخيره مينگرد.» چه آرايهاي دارد؟ تشخيص 10- «مشبهبه» عبارت «ستارگان مانند چراغ نيممردهي شبانان بودند.» كدام است؟ چراغ نيممرده 11- بيت «داد معشوقه به عاشق پيغام / كه كند مادر تو با من جنگ» نخستين بيت يك شعر است، «قالب» شعر چيست؟ قطعه درك مطلب و دانستنيهاي درس 12- شعر «قلب مادر» از چه زباني ترجمه شده است؟ زبان آلماني 13- منظور از «ديشب و امشب» در عبارت «ديشب تاريخ بشريت چنين شهيداني نداشت و امشب آنان درگذرگاهش خفتهاند» چيست؟ ديشب : شب عاشورا، امشب : شب شام غريبان . 14- «همه، تاليان قرآن و سحركوشان در عبادت، يعني ... بودند.» همگي تلاوت كنندگان قرآن و شبزندهداران براي عبادت بودند. 15- «چهرهپرچينكردن» ؛ يعني ... : اخم كردن 16- عبارت «شاعري است با زباني چالاك و بياني گرم و زنده و پوينده» وصف كدام شاعر است؟ ايرج ميرزا درس سيزدهم : كيش مهر / رنج بيحساب لغت 1- «خضاب» ؛ يعني ... : گلگونه، آن چه سر و صورت و پوست را بدان رنگ كنند. حنا. 2- «بهل» درمصراع«بهلِ گر بگيرندبيكارها» كدام معني را دارد؟بگذار 3- «بادبام»درمصراع«درد پردهيغنچه را بادبام»؛يعني ... : بادبامدادي 4- در مصراع «مهين مهرورزان كه آزادهاند ...» كلمهي مشخص شده به چه معني است؟ بزرگ، بزرگترين املاء 5- املاي كدام تركيب نادرست است؟ «غرق بطالت، گفتار ناثواب، غمهجران» : گفتار ناصواب تاريخ ادبيات 6- تفسير ارزشمند«الميزان»، اثر كيست؟ علامه سيدمحمدحسين طباطبايي 7- كتاب «چهل حديث» اثر كيست؟ امامخميني آرايههاي ادبي 8- مصراع «پياپي بكشن جام و سر گرم باش» چه آرايهاي دارد؟ ايهام، سرگرم باش دو معنا دارد : مشغول باش، گرم و پرنشاط باش. 9- «شاباش» در مصراع «بهاران كه شاباش ريز سپهر» استعاره از چيست؟ باران 10- مصراع «برقصد به صدناز گلنازها» چه آرايهاي دارد؟ تشخيص درك مطلب و دانستنيهاي درس 11- منظور شاعر از «دل افگارها» در بيت «به شادي و آسايش و خواب و خور / ندارند كاري دل افگارها» كيست؟ عاشقان، دلسوختگان طريق عشق 12- در مصراع «كشد رخت، سبزه به هامون و دشت» رخت كشيدن ؛ يعني ... : رفتن 13- «بكش جام در بزم ميخوارها» ؛ يعني ... : در مجلس عاشقان و عارفان، شراب عشق الهي را بنوش. 14- پيام بيت «به اندوه آينده خود را مباز / كه آينده خوابي است چون پارها» چيست؟ حال را غنيمت بدان. 15- «بهل گر بگيرند بيكارها» ؛ يعني ... : بگذار بيخبران خرده بگيرند. 16- بيت «با صبا در چمن لاله سحر ميگفتم / كه شهيدان كهاند اين همه خونين كفنان؟» با كدام بيت درس ارتباط معنايي دارد؟ به خون خود آغشته و رفتهاند / چه گلهاي رنگين به جوبارها 17- در بيت «پرستش به مستي است در كيش مهر / بروناند زين جرگه، هشيارها» شاعر كمال پرستش را در چه ميداند؟ مستي درس چهاردهم : رباعي و دوبيتي ديروز و امروز لغت 1- «نشتر» ؛ يعني ... : آلتي تيز و برنده، رگزن 2- «فردا» در مصراع «چو فردا نامهخوانان نامه خوانند... » كدام معني را دارد؟ روز قيامت 3- «رُستن» ؛ يعني ... : روييدن 4- «آيو» در مصراع «مكن كاري كه بر پا سنگت آيو» به چه معني است؟ آيد تاريخ ادبيات 5- «رباعي» چگونه شعري است؟ از چهار مصراع تشكيل شده است و وزن «لاحول ولا قوة الا بالله» را دارد. 6- تفاوت «رباعي» و «دوبيتي» در چيست؟ رباعي با هجاي بلند آغاز ميشود، اما دوبيتي با هجاي كوتاه و ديگر اين كه دوبيتي به زبان محلي است. 7- معروفترينشاعريكه رباعيسرودهاست،كيست؟ خيام نيشابوري 8- دوبيتيهاي كدامشاعر معروف و مشهور است؟ باباطاهر همداني آرايههاي ادبي 9- كدام تركيب «تشبيه» است؟ «رگ روح، شبنم عشق. شاخسار بوستان» : شبنم عشق 10- مصراع «از شبنم عشق خاك آدم گل شد» چه آرايهاي دارد؟ تلميح، تشبيه، مراعات نظير 11- درمصراع«كويرم، دستماز هرچيزخالياست»كدامواژه «تشخيص» دارد؟ كوير درك مطلب 12- شاعر در مصراع «بس فتنه و شور در جهان حاصل شد» به چه امري اشاره ميكند؟ جهان به جنبش و حركت درآمد. (بعد از آفرينش است). 13- بيت «چوفردا نامهخوانان نامه خوانند / تو را از نامهخواندن ننگت آيو» ؛ يعني ... : روزقيامت كه به اعمالبندگان رسيدگيميكنند، تو از كارنامهي اعمال خود شرمگين خواهي بود. 14- معني مصراع «پا بر سر سبزه تا به خواري ننهي» چيست؟ دقت كن كه از روي بياعتنايي و خواري پاي خود را به سر سبزهها نگذاري 15- منظور شاعر از «لالهي پرپر» در بيت «بيا گم كردهي ديرين خود را / سراغ از لالهي پرپر بگيريم» كيست؟ شهيد 16- در مصراع «بيا اي دل از اين جا پر بگيريم ...» منظور از «اينجا» چيست؟ اين جهان درس پانزدهم : ادبيات تعليمي / پردهكوبي لغت 1- «ژاژخايان» ؛ يعني ... : بيهودهگويان. 2- «زبان دركشيدن» در مصراع «زبان دركش اي مرد بسياردان» كدام معني را دارد؟ سكوت كردن 3- در مصراع «چراگويد آن چيز در خفيه، مرد» واژهي مشخص شده به چه معني است؟ مخفيانه 4- «شهربند» ؛ يعني ... : زنداني املاء 5- كدام تركيب غلط املايي دارد؟ «انحطاط جوامع ـ خلاقيت و ابتكار ـ مرهلهي ابتدايي» : مرحلهي ابتدايي تاريخ ادبيات 6- «نصاب الصبيان» اثر كيست و موضوع آن چيست؟ ابونصر فراهي، تعليم لغت 7- موضوع كدام كتاب در صرف و نحو عربي است؟ الفيهي ابن مالك 8- اثر «حاج ملاهادي سبزواري» در فلسفه و الهيات چه نام دارد؟ منظومه 9- كتابهاي«سرودزندگيومنظومهيفنشعر» اثر كيست؟ لانگفلو، بوالو 10- در ادبيات ملل چند نوع شعر تعليمي يافت ميشود؟ دو نوع آرايههاي ادبي 11- مصراع «اگر پاي در دامن آري چو كوه» چه آرايهاي را دارد؟ كنايه 12- كدام واژه در مصراع «كه بيند كه شمع از زبان سوخته است» مجاز است؟ زبان 13- در بيت «صد انداختي تير و هر صد خطاست/ اگر هوشمندي يك انداز و راست» كدام دو واژه «تضاد» دارند؟ خطا، راست درك مطلب و دانستنيهاي درس 14- «سرت ز آسمان در كشوه» ؛ يعني ... : مقام بلندي مييابي 15- مصراع «كه فردا قلم نيست بر بيزبان» ؛ يعني ... : روز قيامت بيزبان و لال از نظر گفتار بازخواست نميشود. 16- ضرب المثل «گز نكرده پاره كردن» كدام مصراع را بهخاطر ميآورد ؟ نشايد بريدن نينداخته 17- «ده مرده گوي» ؛ يعني ... : كسي كه به اندازهي ده مرد سخن ميگويد. درس شانزدهم : مست و هوشيار ... / ذكر حسينبن منصور لغت 1- جور» ؛ يعني ... : دورافتاده 2- در عبارت «دستار و درّاعه درپوشيد و به مدرسه رفت.» درّاعه؛ يعني ... : جبه 3- «لباس و پوشش خاصّ هر صنف» چه نام دارد؟ زيّ 4- معني «صفدر» در عبارت «آن شجاع صفدر صديق...» چيست؟ دلير، كسي كه صف لشگر را ميدرد. املاء 5- در عبارت «هم در غايت سوز و اشتياق بود و هم در شدّت لهب فراغ» كدام واژه نادرست نوشته شده است؟ فراق 6- عبارت «در زيّ اهل سلاح و شرع و سنّت بود. الفاظي مشكل در حقايق و اصرار و معارف داشت» چند غلط املايي دارد؟ دو (صلاح، اسرار) تاريخ ادبيات 7- «مولوينامه» اثر كيست؟ جلالالدين همايي 8- تنها اثر منثور «عطارنيشابوري» چه نام دارد؟ تذكرةالاولياء آرايههاي ادبي 9- «گل» در مصراع «اي گل، به دست مال هوس پيشگان مرو» چه آرايهاي را بهخود آورده است؟ استعاره 10- كدام واژهها در مصراع «آن آبرو چو جوي بود رنج و غصه سنگ» مشبهبه است؟ جوي، سنگ 11- كدام تركيب «تشبيه است؟ «چاه مذلت، جيب قناعت، چرخ كجمدار» چاه مذلت درك مطلب و دانستنيهاي درس 12- منظور از «اهل صوت» در عبارت «آن روز كه من سر چوب پاره سرخ كنم تو جامهي اهل صورت پوشي.» چه كساني هستند؟ متشرعان 13- «او سخن اهل زمانه را هيچ وزن ننهادي.» ؛ يعني ... : به حرف و سخن مردم توجهي نميكرد. 14- «دست بر نهادن» ؛ يعني ... : دعا كردن 15- مصراع «گفت آگه نيستي كز سر در افتادت كلاه» جز معناي ظاهري، بيانگر چيست؟ تعادل نداشتن مست را بيان ميكند. 16- شاعر در مصراع «گفت ديناري بده پنهان و خود را وارهان» به كدام پديدهي اجتماعي اشاره دارد؟ رشوهگيري درس هفدهم : درآمدي بر توصيف / گويي بط سفيد لغت 1- «چوك» در مصراع «چوك ز شاخ درخت، خويشتن آويخته» كدام معني را دارد؟ شباويز، مرغ حق 2- «نحل» ؛ يعني ... : زنبور عسل 3- در مصراع «برگل تر عندليب، گنج فريدون زده است» گنج فريدون به چه معناست؟ سرود و نغمه 4- «غاليه» ؛ يعني ... : مواد خوشبو با رنگ سياه و مركب از مشك و عنبر و كافور و... املاء 5- در مصراع «بيخته مشك سياه، ريخته درّ سمين» كدام واژه نادرست نوشته شده است؟ ثمين تاريخ ادبيات 6- از برجستهترين نويسندگان مكتب «ناتوراليسم» چه كسي را ميتوان نام برد؟ اميل زولا 7- بديعترين توصيفات مجالس بزم در آثار كدام شاعر آمده است؟ نظامي گنجهاي آرايههاي ادبي 8- اگر شاعر به «عناصر بيجان طبيعت، پرندگان، گلها و ديگر موجودات احساس و صفت بشري ببخشد» از چه آرايهاي استفاده كرده است؟ تشخيص (جانبخشي) 9- در مصراع «گويي بطّ سفيد، جامه به صابون زده است» جامه استعاره از چيست؟ پرهاي بطّ 10- در بيت «در دهن لاله باد، ريخته و بيخته / بيخته مشك سياه و ريخته درّ ثمين» مشك سياه و درّ ثمين استعاره از چيست؟ سياهي گل لاله، باران درك مطلب و دانستنيهاي درس 11- «سرو و سماطي كشيد، بر دو لب جويبار» ؛ يعني ... : سرو دو طرف جويبار صف كشيده است. 12- مفهوم مصراع «برگل تر عندليب، گنج فريدون زده است» چيست؟ بلبل بر شاخهيپرطراوت گلسرخ، نغمهخواني ميكند. 13- منظور شاعر از «لؤلؤ تر» در مصراع «وز سم اسب سياه، لؤلؤ تر ريخته» چيست؟ قطرههاي باران 14- ادبيات توصيفي ايران چند دستهاند؟ نام ببريد. سه دسته /توصيفات تخيلي، توصيفات نمادين، توصيفات واقعي 15- «توصيفات نمادين» بر چه اصلي استوارند؟ تشبيه و مقايسه 16- شعر «گوييبطّ سفيد ...» چهنوع توصيفي است؟ توصيف تخيلي درس هجدهم : دماونديه لغت 1- «شير سپهر» در مصراع « با شير سپهر بسته پيمان» به چه معنياست؟ آفتاب (به اعتبار آن كه در برج اسد است). 2- «هرّا» ؛ يعني ... : آواز مهيب 3- در مصراع «از سربكش آن سپيد معجر» معجر ؛ يعني ... : روبند 4- «گرزه» ؛ يعني ... : مار بزرگ سمي املاء 5- مصراع «بخروش چو شرذه شير ارقند» چند غلط املايي دارد؟(دو شرزه، ارغند) تاريخ ادبيات 6- شهرت شاعري «محمدتقي ملكالشعراي بهار» به چيست؟ سرودن قصيدههاي فخيم و استوار 7- دماونديّهي دوم با تأثيرپذيري از چه چيزهايي سروده شده است؟ هرج و مرج قلمي و اجتماعي و هتّاكي در مطبوعات آزار وطنخواهان در آن سالها آرايههاي ادبي 8- در بيت «تا درد و ورم فرو نشيند / كافور بر آن ضماد كردند» واژههاي مشخص شده چه آرايهاي دارند؟ استعاره 9- «اورند» در مصراع «بنشين به يكي كبود اورند» مجاز از چيست؟ فرّ و شكوه 10- «مشبه» درمصراع «تو مشت درشت روزگاري» چيست؟ دماوند 11- درمصراع «از سيم به سر يكي كله خود» سيم استعاره از چيست؟ برف درك مطلب و دانستنيهاي درس 12- شاعر در بيت «با شير سپهر بسته پيمان / با اختر سعد كرده پيوند» به كدام صفت دماوند اشاره دارد؟ بلندي 13- بيت «بر ژرف دهانت سختبندي/ بربسته سپهر ديو پرفند» به كدام رفتار اجتماعي نادرست در زمان شاعر اشاره دارد؟ نبودن آزادي بيان 14- منظور شاعر از بيت «من بند دهانت برگشايم / ور بگشايند بندم از بند» چيست؟ به تو آزادي بيان ميدهم. 15- «سياه بخت فرزند» در بيت «اي مادر سرسپيد، بشنو/ اين پند سياه بخت فرزند» كيست؟ شاعر 16- در بيت «زين بيخردان سفله بستان / داد دل مردم خردمند» بيخردان سفله چه كساني هستند؟ ستمگران حاكم 17- «ديو پرفند» ؛ يعني ... : ديو و شيطان پرمكر و حيله درس نوزدهم : توصيف كويمات ... / شب كوير لغت 1- واژههاي مشخص شده در عبارت كدام معني را دارند؟ «درپاژهي آن مشرعهاي است كه به پنج نايژه آب بيرون ميآيد.» : پاشويه، جاي نوشيدن آب، لوله 2- «دولاب» ؛ يعني ... : چرخ آبكشي 3- «حصين» ؛ يعني ... : استوار و محكم 4- در عبارت «عرّادهها بر سر ديوار نهاده ...» عرّادهها كدام معني را دارد؟ وسيلهايكوچكتر از منجنيق براي پرتاب كردن سنگ املاء 5- كدام تركيب غلط املايي دارد؟ «ميعادگاه انسان، نزهتگه ارواح، جولانگاه حول» : جولانگاه هول تاريخ ادبيات 6- «كوير» اثر كيست؟ دكتر علي شريعتي 7- مهمترين اثر «ناصرخسروقبادياني» چه نام دارد؟ سفرنامه آرايههاي ادبي 8- مصابيح آسمان در عبارت «شبها روشن است به قطرههاي درشت و تابناك باران ستاره؛ مصابيح آسمان!» استعاره از چيست؟ ستارگان 9- مشبهبه در عبارت كدام است؟ «آن عالم پرشگفتي و راز سرايي سرد و بيروح شد.» سرايي سرد 10- «آسمان فريبي آبي رنگ شد» چه آرايهاي را دارد؟ حسآميزي درك مطلب و دانستنيهاي درس 11- «مبلغي بر بارويشهر برود.» ؛ يعني ... : مقداري بر ديوار دور شهر بالا رود. 12- «سهجانب او با آبدرياست» ؛ يعني ... : سه طرف آن را آب گرفته است. 13- «كنده» معادل است با ... : خندق 14- «فاضل بر زمين ميگذرد» ؛ يعني ... : باقيمانده آب جاري ميشود و ميرود. 15- «باجگاهي است آنجا ...» ؛ يعني ... : آنجا محلاخذ عوارضاست. 16- با توجه به درس، منظور از «پرنده شاعر» چيست؟ خيال 17- باتوجهبه عبارت«نالههاي گريهآلود آن امام راستين را ميشنوم...» . منظور از «امام راستين» كيست؟ امام علي (ع) درس بيستم : اور ازان لغت 1- «عوايد» ؛ جمع مكسّر ... است . عايده 2- «توفال سقف» ؛ يعني ... : تختههاي باريك و نازك سقف 3- «نان بستن» ؛ يعني ... : نان پختن 4- «نوعي دامن گشاد و برچين و كوتاه كه در قديم زنان روي شلوار ميپوشيدند.» چه نام داشت؟ شليته املاء 5- كدام واژهها در عبارت «زنهاشان به خوشهچيني و در يوزهگي يك ماهي اطراق ميكنند.» نادرست نوشته شده است؟ دريوزگي، اتراق تاريخ ادبيات 6- «اورازان» ازكدام نوع نوشتههاي«جلال آل احمد» است؟ تكنگاري آرابههاي ادبي 7- درعبارت«اما در امامزادهاي كه اهاليده،معصوم زادهاش مينامند...» «ش» چه نقشي دارد؟ مفعول 8- عبارت «ميانشان شكرآب است» چه آرايهاي دارد؟ كنايه (رابطهي خوبي ندارند). 9- در عبارت «گوش من غرق شنيدن صداي شيرين تو شده است.» چه آرايهاي مييابيد؟ حسآميزي 10- عبارت «اخترشب از كنار كوهساران سرخم ميكند تا صداي تو را بشنود.» چه آرايهاي دارد؟ تشخيص درك مطلب 11- «زود به پيري نشسته» ؛ يعني ... : دچار پيري زودرس شده 12- «خيلي زود رنجاند» ؛ يعني ... : زود ناراحت ميشوند. 13- «اختبودن» درعبارت «ارزن هم زودتر به دست ميآيد و هم با سرما بيشتر اخت است.» ؛ يعني ... : سازگار بودن 14- عبارت «تابوت مانندي است كه آن را با انواع شالها و آيينهها ميآرايند و مردم به عنوان نماد تابوت امامحسين (ع) به حركت در ميآورند.» معادل با چيست؟ نخل 15- اهالي ده «اورازان» را چگونه معني ميكنند؟ آب ريزان 16- منظور شاعر از «يك گوش واحد است كه اين هر دو صدا را ميشوند.» كيست؟ خداوند درس بيست و يكم : درآمدي بر ... / چندكايت لغت 1- در عبارت «هر يكي ازار پاي چرمين پوشيده و يكي را برگردن گرفته ميآورند.» ازار پاي چرمين ؛ يعني ... : شلوار چرمين 2- «مقامر» ؛ يعني ... : قمارباز 3- «كمزني» در عبارت «هرگونه اهانت و ايذا را با كمزني مقابله ميكرد.» ؛ يعني ... : بيتوجّهي 4- «تبتّل» ؛ يعني ... : از جهان بريدن املاء 5- در عبارت «چقزي و سعوه اي نيز بر روي آب ميرود. ذقن و مگس نيز در هوا ميپرد.» چند غلط املايي وجود دارد؟ سه (چغزي/صعوه/زغن) تاريخ ادبيات 6- كتاب «اسرارالتوحيد» اثر كيست؟ و دربارهي چه كسي است؟ محمدمنوّر، شيخ ابوسعيد ابوالخير 7- كتاب «المنقذ من الضلال» اعتراف گونهاي ماندني و با ارزش است از ... : امام محمدغزالي 8- از نمونههاي برجستهي جهاني حسب حال ميتوان كتاب ... را از دكتر طه حسين نام برد. الايام درك مطلب و دانستنيهاي درس 9- «سبق سلام را ميستود» ؛ يعني ... : پيشدستي كردن در سلام گفتن را ستايش ميكرد. 10- «تو راكبي و او مركوب» ؛ يعني ... : تو سوار هستي و او وسيلهي سواري توست. 11- نثر «دكتر زرينكوب» از كدام نوع نثر است؟ تحقيقي، هنري 12- معني كنايي «از كروه در رفتن» چيست؟ از حال عادي خارجشدن، عصباني شدن 13- «كتاب پلّهپلّه تا ملاقات خدا» اثر كيست و شرح حال كدام عارف است؟دكتر زرينكوب، مولوي 14- عبارت «بيخويشتن نشسته بود، خواجهوار و پاي بگرد كوه» وصف چگونه فردي است؟ گستاخ و مغرور 15- «شيخ با كسي خلقي بكرد.» ؛ يعني ... : شيخ با كسي شوخي و مزاح كرد. 16- «شيخ بوعبدالله بشكست و با خويش رسيد.» كدام معني را دارد؟ شيخ بوعبدالله خوار و خفيف شد و به خود آمد. 17- «اين سراي باز كنيم» ؛ يعني ... : اين خانه را خراب كنيم. درس بيست و دوم : روزها / افسانهي عاشقي لغت 1- «باديه» ؛ يعني ... : بيابان 2- «قصير جثّه» ؛ يعني ... : كوتاهقامت 3- «بارقه» كدام معني را دارد؟ برق زننده 4- واژهي«متمكّن» در عبارت «از نظر مالي هيچ مشكلي نداشت و در نوع خود متمكّن به شمار ميرفت.» ؛ يعني ... : ثروتمند و پولدار املاء 5- كدام واژه دراين عبارت نادرست نوشته شده است؟ «هر عصب و فكر به منبع بيشاعبهي ايمان وصل بود.» بيشائبه 6- كدام تركيبها غلط املايي دارند؟ «شير آغوذ، فوق طاقت، صافي صّحار»آغوز، سحّار تاريخ ادبيات 7- كدام اثر را دكتر اسلامي ندوشن ننوشته است؟ «صفيرسيمرغ، آزادي مجسمه، با كاروان حلّه» با كاروان حلّه 8- مثنوي «هفت اورنگ» اثر كيست؟ جامي 9- «خمسةالمتحيّرين» اثر كيست و به يادگار چه كسي نوشته شده است؟ اميرعلي شيرنوايي، جامي آرايههاي ادبي 10- در عبارت «تكيه ميداديم و سعدي ميخوانديم.» كدام واژه مجاز است؟ سعيد (كليات سعدي) 11- «سراچهي ذهنم آماس ميكرد.» چه آرايهاي دارد؟ 12- جملهي «براي من قصههاي شيريني ميگفت.» كدام آرايه را دارد؟ حسآميزي درك مطلب و دانستنيهاي درس 13- «نميدانست كجا ريشه بدواند» ؛ يعني ... 14- عبارت «احدي نتوانسته مانند سعدي حرف بزند، در عين حال نظير حرفزدن او را هر روز ميشنويم» اشاره به كدام صفت شعر سعدي دارد؟ سهل ممتنع بودن 15- مصراع دوم بيت «آرند كه واعظي سخنور / بر مجلس وعظ، سايه گستر» ؛ يعني ... : حضار را تحت تأثير داده بود. 16- «لكه دويدن» ؛ يعني ... : تندرفتن و دويدن درس بيست و سوم : ميرزا رضا كلهر لغت 1- «نوكري كه عنان اسب را ميگيرد و پيشاپيش پياده مي رود.» معني كدام واژه است؟ جلودار 2- «فاق قلم را خيلي كم و كوتاه باز ميكرد.» فاق ؛ يعني ... : شكاف نوك قلم 3- «چاي ديشلمه» ؛ يعني ... : چاي قند پهلو 4- «استنكافكردن» ؛ يعني ... : سرباز زدن املاء 5- املاي كدام تركيب نادرست است؟ «خانهي سنگلج، پيچيدهگي چشم، خط نستعليق» : پيچيدگي تاريخ ادبيات 6- كتاب «شرح زندگي من» اثر كيست؟ عبدالله مستوفي 7- كدام اثر از «عبدالله مستوفي» نيست؟ «ابطال الباطل، محاكمهي انسان و حيوان، بامداد اسلام». بامداد اسلام اثري است از دكتر زرينكوب آرايههاي ادبي 8- عبارت «اين خط را از درويش هم بهتر و بامزه تر مينوشت.» چه آرايهاي دارد؟ حسآميزي درك مطلب و دانستنيهاي درس 9- «متوسّل شدن» ؛ يعني ... : وسيله قرار دادن 10- منظور از «مشق» در جملهي «از صبح مجلس مشق داير ميشد.» چيست؟ خط 11- «خلقوخوي ميرزا دستشبود.»؛ يعني...: براخلاقميرزا تسلط داشت. 12- «گوشهايش سنگين بود.» كدام معني را دارد؟ كر بود. 13- «سرهم رفته» ؛ يعني ... : جمعاً ، روي هم 14- «يك قلم كلمه را تمام ميكرد.» ؛ يعني ... : بدون برداشتن قلم از روي كاغذ كلمه را مينوشت. 15- «تجديد قط» ؛ يعني ... : بريدن مجدد سر قلم 16- «يك كاسه» در جملهي «تمام صفحه يك كاسه سياه ميشد.» به چه معني است؟ سراسر، يك پارچه 17- «نفسه زدن» ؛ يعني ... : تند نفس كشيدن درس بيست و چهارم : درآمدي بر ... لغت 1- كلمهي مشخص شده در عبارت «غم و ضجرتي سخت بزرگ بر دست من يافت». كدام معني را دارد؟ اندوه، ملال 2- «برنشستن» در جملهي «باري وقت برنشستن نيست.» به چه معني است؟ سوار شدن 3- «سوگندان مغلّظ» ؛ يعني ... : قسمهاي محكم و استوار 4- «الحاح» ؛ يعني ... : اصرار و پافشاري املاء 5- عبارت «عقل از من ذايل شد و تيلسان از من جدا گشت. افشين را سخت ناخوش و حول آيد در چنين وقت.» چند غلط املايي دارد؟ سه (زايل، طيلسان، هول) تاريخ ادبيات 6- «سياستنامه» اثر كيست و موضوع آن چيست؟ خواجه نظامالملك توسي ، فنون مملكتداري 7- «جامعالتمثيل» اثر كيست؟ حبله رودي 8- كلمات مناسب براي جاهاي خالي عبارت كدام است؟ مشروطيت، اروپايي درك مطلب و دانستنيهاي درس 9- در عبارت «دلم گواهي ميداد كه كاري افتاده است.» معناي جملهي آخر چيست؟ حادثهاي بزرگ پيش آمده است. 10- «دست و روي بشستم و قرار نبود» قرار نبود ؛ يعني ... : آرام نداشتم. 11- «اگر راه باشد بفرمايد ...» ؛ يعني ... اگر اجازه باشد بگويد. 12- «چند اثر نمود.» ؛ يعني ... : چند كار نمايان 13- «دست من بگرفته است» ؛ يعني ... : با من پيمان بسته است. 14- «عقل از من زايل شد» چه معني ميدهد؟ عقل من ناپديد شد و از بين رفت. 15- «بودلف را خطري بكنم ...» به چه معني است؟ براي بودلف كار بزرگي انجام دهم. 16- «حديث من گذشت.» ؛ يعني ... : سخن من تمام شد. درس بيست و پنجم : قصهي عينكم / آخرين درس لغت 1- واژهي مشخص شده در جمله ي «درخانه هم بيدشت نبودم.» كدام معني را دارد؟ نصيب و قسمت 2- «برّ و برّ» ؛ يعني ... : خيره 3- «جلّي» ؛ يعني ... : آشكار و روشن 4- «معمّر» در عبارت ›يكي از مردان معمّر دهكده،كتاب را گشوده بود.» به چه معني است؟ مسن و سالخورده املاء 5- كدام واژه در عبارت نادرست نوشته شده است؟ «نهالي چند كه وي در باغ قرص كردهبود ...» غرس 6- كدام تركيب غلط املايي دارد؟«لباس ژنده، ابهت و شكوه، صداي محيب» : صداي مهيب تاريخ ادبيات 7- كتاب «قصههاي دوشنبه» اثر كيست؟ آلفونس دوده 8- كتاب«شلوارهايوصلهدار» را چه كسي نوشته است؟ رسول پرويزي آرايههاي ادبي 9- «سرخويش گرفتن» چه آرايهاي دارد؟ كنايه 10- درجملهي«حالا كلاسسخت درخنده فرورفته» كلاس ... است. مجاز 11- جملهي «برگ درختان مثل سربازان تيرخورده تكتك ميافتادند.» چه آرايهاي دارد؟ تشبيه درك مطلب و دانستنيهاي درس 12- «فرنگي مآب» ؛ يعني ... : بهشيوهي اروپايي 13- «خيلي بهخودش ور ميرفت.» به چه معني است؟ خودش را خيلي ميآراست 14- «اين مطلب را داشته باشيد.» كدام معني را دارد؟ اين مطلب را فراموش نكنيد. 15- «بور شدن» كنايه است از ... : خجالت زده شدن 16- معنيكنايي«درپوستم نميگنجيدم»چيست؟بيشاز اندازهشاد بودم. 17- «باريك بين شدن» ؛ يعني ... : به جزئيات دقّت كردن. 18- «من قِلا كردم» به چه معني است؟ من شيطنت كردم. 19- «قوز بالاقوز بودن» ؛ يعني ... : دردي بر دردها اضافه شده. 20- «دل به دريا زدن» كدام معني را دارد؟ جرئت كردن درس بيست و ششم : ترجمه لغت 1- «تنجيم» ؛ يعني ... : ستارهشناسي 2- «فلاحت» ؛ يعني ... كشاورزي 3- «تحريف» ؛ به كدام معني آمده است؟ دگرگون كردن 4- «قراين» ؛ يعني ... : نشانهها درك مطلب و دانستنيهاي درس 5- اولين ترجمهها به زبان فارسي، از چه زباني بود؟ سانسكريت 6- «نوبخت اهوازي» از مترجمان كدام دوره است؟ دورهي اسلامي 7- مردماني كه همزبان نيستند، براي ارتباط با يكديگر از چه ابزاري استفاده ميكنند؟ ترجمه 8- «ترجمهي تفسير طبري»در چه زماني به فارسي برگردانده شد؟ سامانيان 9- ترجمهي«كليلهودمنه» به همت چه كسي انجام شد؟ نصرالله منشي 10- ترجمه از زبانهاي اروپايي به ويژه فرانسه از چه زماني آغاز شد؟ تأسيس دارالفنون 11- ابتدا چه نوع كتابهايي ترجمه شد؟ كتابهاي درسي 12- كتاب «سه تفنگدار» اثر كيست؟ الكساندر دوما 13- چرا شعر اروپايي نتوانست معيارهاي خود را بر شعر فارسي تحميل كند؟ به دليل پشتوانهي نيرومند شهر كهن فارسي 14- مطلوبترين شكل ترجمه چيست؟ آناست كه هيچ شكلي از صورت و معني از ميان نرود. 15- «زبان مبدأ» يعني چه؟ زباني كه از آن ترجمه ميشود. 16- اساسيترين شرط ترجمهي خوب چيست؟ حفظ سبك مؤلف 17- نام ديگر ترجمهي ارتباطي چيست؟ آزاد يا روان 18- ترجمهاي كه از زبان مبدأ و دنياي نويسنده فاصله نميگيرد، چه نام دارد؟ ترجمهي تحتاللفظي 19- در دورهي اسلامي،آثار معتبر علمي و فلسفي كدام كشور ترجمه شد؟ يونان 20- ترجمهي «اتلّلوي شكسپير» را چه كسي انجام داد؟ ناصرالملك درس بيست و هفتم : جهاد / هجرت و... لغت 1- «شمشير آخته» ؛ يعني ... : شمشير بركشيده 2- در عبارت «از اندوه بيرون نياييد كه آماج تير بلائيد.» آماج كدام معني را دارد؟ نشانه، هدف 3- «معركه» در جملهي «هنوز بيست سال نداشتم كه پا در معركه گذاشتم.» به چه معناست؟ ميدان جنگ 4- «كلمات قصار» ؛ يعني ... : سخنان كوتاه و پندآموز املاء 5- عبارت «پياپي جرئهي اندوه به كامم ميريزد و با نافرماني و فروگزاري جانبم، كارها را به هم در ميآميزد.» چند غلط املايي دارد؟ سه (جرعه، فروگذر، ميآميزيد) تاريخ ادبيات 6- كتابهاي «فاوست، اگمونت» اثر كيست؟ گوته 7- كتاب «نهجالبلاغه» را چه كسي گردآوري كرده است؟ سيدرضي 8- «گوته» به كدام شاعر فارسي زبان دلبستگي داشته است؟ حافظ 9- «بهارستان» اثر كيست؟ جامي درك مطلب و دانستنيهاي درس 10- «زشت باديد.» ؛ يعني ... : زشتي نصيبتان باد. 11- «نكوشيدند» در عبارت «با مردمي در آستانهي خانهشان نكوشيدند» كدام معني را دارد؟ نجنگيدند. 12- «كار را به هم در ميآميزيد.» ؛ يعني ... : موجب پريشاني امور ميشويد. 13- منظور از «كساني كه در پناه اسلاماند.» چه كساني هستند؟ پيروان ساير اديان 14- در عبارت «شب شعلهاش پرده دري ميكند.» پردهدري كردن ؛ يعني ... : افشاگري كردن 15- منظور از «آب خضر» در عبارت «آب خضر جوانت كند.» چيست؟ آب زندگاني 16- «هنگامهاي ديد.» ؛ يعني ... : شلوغياي ديد. 17- «دنياي تصنّعي» ؛ يعني ... : دنياي ساختگي درس بيست و هشتم : درآمدي بر ادبيات معاصر لغت 1- «تراويدن» ؛ يعني ... : چكيدن 2- «عبث» ؛ يعني ... : بيهوده 3- «شبتاب» ؛ يعني ... : آن چه در شب بدرخشد. 4- «خليدن» ؛ يعني ... : مجروح كردن تاريخ ادبيات 5- نخستين شعر «نيما» كه از نظرگاه تخيل و وزن آرايي و قافيهبندي با شعر گذشتگان متفاوت بود، چه نام دارد؟ ققنوس 6- معروفترين چهرههاي شعري پس از «نيما» چه كساني هستند؟ مهدي اخوان ثالث، سهراب سپهري 7- «نيما» با سرون كدام قطعه آغازگر تحولي بزرگ در شعر فارسي شد؟ افسانه آرايههاي ادبي 8- «نگران با من استاده سحر» كدام آرايهي ادبي را دارد؟ تشخيص 9- شعر«در جگر ليكن خاري / از ره اين سفر ميشكند» كدام آرايه را دارد؟ كنايه درك مطلب و دانستنيهاي درس 10- «ادبيات معاصر» شامل چه دورهاي ميشود؟ از امضاي فرمان مشروطيت تا به امروز 11- عوامل عمدهي تحولات ادبي در جامعهي ايران به چند دسته تقسيم ميشوند؟ پنج دسته 12- «تكلّف و تصنّع» درنوشته ؛ يعني ... : دشوارنويسي 13- «واژههاي مترادف» ؛ يعني ... : كلمات هممعني 14- شهرت نوشتههاي «دهخدا» در اين دوره به چيست؟ طنز و لطيفههاي انتقادي 15- منظور از«در وديواربههمريخته»درشعر«در وديوار بههمريختهشان/ بر سرم ميشكند» چيست؟ بيسر و ساماني و آشفتگي 16- در شعر «در جگر ليكن خاري / از ره اين سفرم ميشكند» منظور از «سفر» چيست؟ سير آرزوها و خواستهها در ذهن شاعر 17- در شعر «غم اين خفتهي چند / خواب در چشم ترم ميشكند»، «خفتهي چند» چه كساني هستند؟ مردم غفلت زده درس بيست و نهم : خوان هشتم لغت 1- «سورت» ؛ يعني ... : تندي، تيزي، شدت اثر 2- «منتشا» ؛ يعني ... : چوبدستي عصا مانند 3- «ابزار سنجش يا محك» هممعني با چه واژهاي است؟ عيار 4- «همگنان» ؛ يعني ... : همنوعان تاريخ ادبيات 5- مهمترين شاخصههاي شعري «اخوان ثالث» به چند دسته تقسيم ميشوند؟ سه دسته 6- كتاب «بدعتها و بدايع نيما يوشيج» اثر كيست؟ مهدي اخوان ثالث 7- «اخوان» در كدام كتاب به كل تازهاي از بيان در شعر حماسي واجتماعي دست يافت؟ زمستان 8- اوج شكوفايي شعري «اخوان» كدام كتاب است؟ آخر شاهنامه آرايههاي ادبي 9- «چوب دستي منتشا مانند در دستش» چه آرايهاي دارد؟ تشبيه 10- در شعر «قهوهخانه گرم و روشن بود، هم چون شرم ...» چند ركن از اركان تشبيه ذكر شده است؟ چهار ركن 11- «خون گرم» در شعر «همگنان را خون گرمي بود.» چه آرايهاي را بهوجود آورده است؟ كنايه 12- «صداي گرم» چه آرايهاي دارد؟ حسآميزي درك مطلب و دانستنيهاي درس 13- «همگنان را خون گرمي بود.» ؛ يعني ... : حاضران مهربان بودند. 14- «اين عيار مهر و كين مرد و نامرد است» ؛ يعني : اين داستان كه ميگويم وسيلهي سنجش مرد از نامرد است. 15- منظور از «كليد گنج مرواريد» چيست؟ لبخند 16- «تهمتن گرد سجستاني» ؛ يعني ... : رستم پهلوان سيستاني درس سيام : صداي پاي آب / شكوفهي اشك لغت 1- «زَهره» ؛ يعني ... : جرئت 2- «عقده» ؛ يعني ... : گره 3- «اسب زرد رنگ» با چه واژهاي هممعني است؟ سمند 4- «گزير» ؛ يعني ... : چاره املاء 5- املاي كدام كلمه نادرست است؟ «برجانهاي ما جز الطاف و مرهمت خود منگار.» مرحمت تاريخ ادبيات 6- «مجموعهي رسايل فارسي» اثر كيست؟ خواجه عبدالله انصاري 7- «دري بهخانهيخورشيد» اثركدام شاعرمعاصر است؟سلمانهراتي 8- نخستين مجموعه شعر نيمايي سهراب سپهري چه نام دارد؟ مرگ رنگ آرايههاي ادبي 9- مصراع «لاي اين شببوها، پاي آن كاج بلند...» چه آرايهاي دارد؟ تضاد 10- درشعر «جانمازم چشمه، مهرم نور» نور، نماد چيست؟ پرتو ايزدي 11- در مصراع «دشت سجادهمن» كدام واژه «مجاز» است؟ دشت درك مطلب و دانستنيهاي درس 12- منظور شاعر از «سنگ از پشت نمازم پيداست.» ؛ يعني ... : خلوص نيّت دارم. 13- «عصرمعراجپولاد واصطكاكفلزات»كنايه از چيست؟ عصر ماشين 14- منظور از «آب» در شعر «صداي پاي آب» كيست؟ رمز خود شاعر است. 15- «آسمان را بنشانيم ميان دو هجاي هستي»؛ يعني ... : حال را غنيمت بدانيم. 16- منظور از «گل نيلوفر و قرن» چيست؟ علم و عرفان 17- «ريه را از ابديت پروخالي بكنيم» ؛ يعني ... : خود را به ابديت پيوند دهيم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۱ساعت 9:32  توسط جغراتی
|
|