پاسخ خودآزمایی های ادبیات فارسی و نقد ادبی پیش دانشگاهی(انسانی)
 
خودآزمایی صفحه ی 9
1-     ابر پراکنده حجیم و بزرگ و سیاه و درحال حرکت بودن تکه های ابر بر آسمان آبی رنگ 
۲-    ابر به رای عاشقان و طبع بیدلان ، سیلاب خروشان ، غباری معلق ، فیلان پراکنده ، گرد زنگار ، موی سنجاب ، جوجه های سیمرغ (بچگان عنقا) ، چندن سوهان زده ، عبیر بیخته، دودی برخاسته از آتش ... آسمان به آب ساکن ، صحرایی آبی رنگ ، آیینه ی چینی ، دیبای پیروزه گون و دریای سبز، لوح پیروزه و صفحه ی مینا . در این تشبیهات تصویر ابرها مثل فیلان پراکنده ، و جوجه های عنقا و هم چنین تصویر آسمان به صحرا و دریا به خاطر وجه شبه روشنی که دارند ، زیباتر است .
۳-    ویژگی زبانی : کثرت لغات فارسی و کمی لغات عربی سادگی زبان ، کهنه ومهجور بودن بعضی از لغات مثل عبیر بیخته و مغبر - ویژگی فکری : واقع گرایی و توصیفات عینی و محسوس روح شادی و نشاط - ویژگی ادبی : به کار بردن  استعاره ، تشبیه های حسی و ملموس بسیار زیبا ، آرایه های ادبی طبیعی و ساده و قافیه ی ساده .
۴-      مصراع اول تیرگی مصراع دوم روشنی و سفیدی
۵-      تکلیف دانش آموزی - جهت راهنمایی مطلع قصاید را می نویسیم .
سروش اصفهانی :
دو ابربام  زن گشت از دو سوی آسمان پیدا                    به هم ناگاه پیوستند و برشد از دو سو غوغا
قاآنی : 
 به گردون تیره ابری بامدادان برشد از دریا               جواهر خیز و گوهر ریز و گوهربیز و گوهرزا
خودآزمایی صفحه ی 13
1) الف: ایجاز و اختصار                   ب: آوردن ((ی )) استمرار در آخر فعل              پ: کوتاهی جملات
ت : کمی لغات عربی                    ث : کهنگی لغات                 ج: آوردن دوحرف اضافه برای یک متمم                           
2) یعنی در میان تمام اعراب جست وجو کرد و هیچ کس را برتر وآگاه تر از عبدالمسیح نیافت .
3) تکرار فعل ((کردندی )) در پایان جملات : .... و با این اشتران  بختی جنگ کردندی و این بختیان را به هزیمت کردندی .
تکرار فعل های ((برود)) و ((بماند)) در پایان جملات : مملکت عجم به دست او افتد و به دست او می رود و چون او برسد به دست خلیفتی از آن او برود و به دست مسلمانان بماند ، اما اکنون تا چهارده سال در دست نوشروان بماند .
4) الف : او نماز عصر را گزارد (به جا آورد)      ب: او وامهایش را به بانک گزارد (پرداخت کرد )
پ: نصراله منشی کلیله و دمنه را از عربی به فارسی گزارد (ترجمه کرد )    ت:  تا تعبیر خواب من و  آنِ موبدِ موبدان ، تعبیر هردو بگزارد (تعبیر کرد).
5) دیدن ایوان مداین ، پایتخت ساسانیان و خرابه های آن / ص 11 بند نخست ، خط 2،3 و4 انوشروان به خواب اندر چنان دید  ...  آن کوشک او را بسوختی . یا / ص 12 بند پایانی از پایان خط 2 تا خط 3و4 گفت : یا عبدالمسیح تو را ملک نوشروان  ...
خودآزمایی ص 15
1-     الف) حذف فعل به قرینه ی لفظی و معنوی :( مرگ نه به پیری بود نه به جوانی)- (بود) لفظی
ب) آوردن تمثیل در نثر مانند تمثیل خیاط و پیر خمیده قامت .
2-   برای تفهیم وتبیین بهتر نوشته ی خویش و بدل کردن یک امر معقول به محسوس ( این که انسان خواه ناخواه پیر می شود و مرگ به سراغ او می آیدو محکوم به مرگ است بنابراین باید قدر جوانی و دوران عمر را بداند. )
3-      داستان اول : درزی در کوزه افتاد - داستان دوم : ای شیخ این کمانک به چند خریده ای ؟
4-      بر اساس توانایی خود از جوانی ات بهره مند شو. ( استفاده مطلوب از دوران جوانی )
خودآزمایی ص 23
1-     رسیدن ( رسیده شدن ) ، رسیدن ، طول کشیدن ، گذشتن ، از آن . جا افتادن ( برای شراب )
2-      میرماه است ( تشبیه بلیغ اسنادی ) میرسرواست (تشبیه بلیغ اسنادی ) سراهایی دیدند هر یکی چون بهشت اعلی ( تشبیه غیر بلیغ )
3-    تابستان به سمرقند رفتی یا به شهری از شهرهای خراسان (رفتی ) - و ازش بسیار توان خورد به سبب مائیتی که در اوست و انواع میوه های دیگر همه خیار (بودند) ... زیرا که صمیم دولت سامانیان بود و جهان آباد (بود) - هوا خوش بود و باد سرد ، نان فراخ ، میوه ها بسیار و مشمومات فراوان .
4-    الف: در تاریخ بیهقی تکرار فعل زیاد می بینیم ولی در این قسمت متن تکرار فعل وجود ندارد .
ب: لغات به کاربرده شده مشکل تر از نثر بیهقی است . -  پ : در تاریخ بیهقی کهنگی لغات دیده می شود در حالی که در چهار مقاله کهنگی لغات دیده نمی شود .   - ت : در تاریخ بیهقی سجع وجود ندارد درچهار مقاله سجع طبیعی است .
5- ای بخارا شاد باش و دیر زی                 میر، زی تو شادمان آید همی
زی : در مصراع اول به معنای زندگی کن و در مصراع دوم به معنای به سوی ، جناس تام دارد.
بوی جوی مولیان آید همی                     یاد یار مهربان آید            بو ، جو و یاد، یار : جناس ناقص اختلافی
6- مهم ترین عید ایرانیان جنوب غربی است و جشنی بوده است که ایرانیان در روز شانزدهم از ماه مهر می گرفتند و شش روز طول می کشید و به قول ((بندهشن )) مشیا و مشیانه (آدم و حوا) درچنین روزی متولد شده اند ، این جشن بزرگ شش روز طول می کشید ، از روز شانزدهم مهر آغاز می گردید و به روز بیست و یکم - که رام روز باشد - ختم می شد . روز آغاز را ((مهرگان عامه )) و روز انجام را ((مهرگان خاصه )) می گفتند .
7- سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی                              دل زتنهایی به جان آمد خدا را همدمی
      خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم                               کز نسیمش ((بوی جوی مولیان آید همی ))
8- تکلیف دانش آموز   تفاوت های نثرها : را = برای     باز رسید = رسید    در رسید = رسیده شد . به دست نشود : یافت نمی شود   تقدیم فعل بر قید ( جملة آخر )  نان فراخ = نان بسیار
خودآزمایی ص 27
1-     موضوع را متوجه شد ( منظور خسرو را دریافت ) از ظاهر امر پی به باطن برد
2-      سئوال حذف است
3-      خسرو در این جهان از خداوند عیب گرفته است . سنایی که می گوید:
ابلهی دید اشتری به چرا                   گفت نقشت همه کژ است چرا ؟
گفت اشتر که اندرین پیکار              عیــــــب نقاش می کنی هشدار ؟
4- الف: آوردن جمله های طولانی (اطناب)                        ب:کثرت کاربرد لغات عربی          
       پ: کاربرد آرایه های ادبی                                        ت: استفاده از ترکیبات دشوار
5- رشته گران فطرت را در کارگاه تکوین بر تلوین ، یک سرسوزن خطا نباشد.
6- حکایت اول حذف - حکایت دوم : شاه ظاهر بین و متکبر، عیب جو، ظالم ، خرافه پرست ، جاه طلب
7-     به معنای ((به ))
8-    الف: در زبان حکایت است ، امروز زبان حکایات زبان مردم کوچه و بازار  محاوره ای است اما در این جا زبان ادیبانه است - ب: داستان های قدیمی ایستاست و نویسنده نتایج اخلاقی داستان را در پایان بیان می کند در حالی که داستان های امروزی پویا و واقع گراست و نتایج آن معلوم نیست و نتیجه با خواننده است . پ: در داستان های قدیم شخصیت داستان ثابت است در حالی که در داستان های امروزی شخصیت داستان متغیر است .  ت : در داستان های امروزی عناصر داستان می بینیم اما حکایات قدیمی تمثیلی بوده است .
9-      تکلیف دانش آموزی 
 خودآزمایی ص 31
1-     عبر :اشک ریختن  :  ایهام تناسب  ( اشک ریختن از چشم و عبرت گرفتن )دیده :  ایهام تناسب  ( چشم و دیده شده )
2- آرایه ی (( تشخیص ))
3- در مصراع اول اشک و در مصراع دوم آب دجله (واردشدن آب دجله به خلیج فارس )
4-     فک اضافه
5-      زنجیر عدل انوشیروان
6-      با آرایه تشخیص یعنی زمین به جای شراب ، خون دل پادشاهان را ...
7-      مردن و خاک شدن قدرتمندان نشان می دهد که جهان به کسی وفادار نیست و باید از مرگ آن ها عبرت بگیریم .
8-      چون هر انسانی که می میرد در دهان او فرو می رود و سیر نمی شود.
9-   گفته اند که گویا منظور از ریختن چهارده کنگره ی کاخ انوشیروان ، رونق و عظمت یافتن اسلام در قرن چهاردهم باشد که با روزگار ما هم زمان است . ( ظاهراً نوع بیان خودآزمایی اسم کتاب را می خواهد که در این صورت تفسیر امام فخر رازی و تفسیر طبری )
10- الف: کاربرد اصول دستوری در حد بسیار استادانه ای است و فصاحت شعر هم یکی در گرو این امر است و هیچ نا هماهنگی اخلال کننده ای در جملات نیست .
ب: برخی تعبیرات قدیمی در شعر دیده می شود (به تناسب زمان ما) شاید در زمان شاعر عادی بوده است ، مثل به کار بردن شنیدستی به جای شنیده ای و استفاده از قید تمنای بو که ( که امروز به کار نمی رود ) به کار بردن گرسنه به جای گرسنه (شاید به ضرورت وزن ) به کار بردن فعل امر ((گری)) به جای ((بگری )) که امروزه این صیغه از فعل متروک است و به جای آن از فعل  (( گریه کن )) استفاده می شود و تقدیم صفت شمارشی بر موصوف که امروز مرسوم نیست مثل دوم دجله به جای دجله ی دوم .
خودآزمایی ص 39
1-     نکوهش توانگر
2-      آسایش و خاطر جمعی با فقر به دست نمی آید .
3-    مصراع اول: وصف حال ثروتمندان که آسایش برای بهتر عبادت کردن خدا دارند مصراع دوم : توصیف فقرا که به دلیل فقرشان آرامش خاطر ندارند و نمی توانند خدا را عبادت کنند.
4-      جمله های کوتاه : چون ابرآذارند و نمی بارند و چشمه ی آفتابند و برکس نمی تابند . گفتم مذمت اینان روا مدار که خداوند کرم اند ...
تضادهای فعلی : ابر آذارند = نمی بارند - چشمه ی آفتابند = نمی تابند - سواراند = نمی رانند
ایجاز : محک داند که زر چیست ؟
5-  وقیح . اهل جدال و سفسطه است و درویش نما . سرزنش کننده عیب جو
6-  مصراع دوم وصف میراث خوران مفت خور می میرند و آن را برای میراث خواران می گذارند .
7- الف: توانگران دخل مسکینان اند و ذخیره ی گوشه نشینان ب:  مال مزکا دارند و جامه ی پاک و عرض مصون . پ: دست تعدی دراز کرد و بیهوده گفتن آغاز ،
8-  هیچ کدام هردو را نصیحت می کند زیرا:  هر دو گروه را دارای محاسن و معایب می داند .
9-  اگر ژاله هر قطره ای در شدی                              چوخرمهره بازار از او پر شدی
10- انسان اگر در فقر نیز به سر ببرد نباید لب به شکایت باز کند و همیشه باید امیدوار به فضل خدا باشد و گرنه بدبخت خواهد مرد و از رحمت خدا بی نصیب خواهد ماند و اگر ثروتمند باشد باید هم خود بخورد و هم به  دیگران فایده برساند .
11- ترصیع : قدمی در راه  خدا ننهند و درمی بی من و اذی ندهند. ( موازنه ) در زمره ی توانگران شاکراند و کفور و در حلقه ی درویشان صابراند و ضجور .
نه که من بر حال ایشان رحمت می برم گفتم : نه ، که بر مال ایشان حسرت می خوری .
- سجع : یکی تحرمه ی عشا بسته و دیگری منتظر عشا نشسته - اسباب معیشت ساخته و به اوراد عبادت پرداخته
12- قائم مقام فراهانی - جلال آل احمد - دکتر علی شریعتی - صادق چوبک
13-  اگر قدرت جودست و گر قوت سجود، توانگران را به میسر می شودکه مال مزکا دارند و جامه ی پاک و عرض مصون .
-         پس عبادت اینان به قبول نزدیک ترست که جمع اند و حاضر نه پریشان و پراکنده خاطر .
-          گفتم : مذمت اینان روا مدار که خداوند کرم اند .
خودآزمایی صفحه ی 43 :
1- چون نسیم سحر نماد پیام آوری بین عاشق و معشوق است                2- الف: دوباره       ب: آشکار
3- درگیسوی شکن در شکن معشوق                                              4- ساقی : واسطه ی فیض - می : عشق و فیض حق  - مطرب: وسیله ی ارتباط بین سالک و خدا                 5- دراین صورت با مصراع اول آرایه ی جناس می شود             
 6-  بیت 6 بازپرسید زگیسوی شکن در شکنش              کاین دل غم زده سرگشته گرفتار کجاست
7- در مقابل سختی ها نباید رنجید چون آسایش بی رنج وجود ندارد .
8- طلب عشق - تجلی معشوق برعاشق - سختی کشیدن در راه حق .
9- تکلیف دانش آموزی
خودآزمایی صفحه ی 49  
1-     مصراع دوم بیت نخست : تفصیل ها پنهان شده در پرده ی اجمال ها
2-    ادبار به معنی بدبختی و پشت کردن دولت و سعادت است که به غروب خورشید (مغرب) تشبیه شده است . زیرا در هنگام غروب ، خورشید به ما پشت می کند . از طرف دیگر بدبختی نماد سیاهی است که به غروب خورشید تشبیه شده است زیرا در هنگام غروب خورشید تشبیه شده است زیرا در هنگام غروب خورشید هوا تاریک می شود .
3-   اقبال به معنی روی آوردن سعادت است که به طلوع خورشید (مشرق) تشبیه شده است از طرف دیگر اقبال و خوشبختی نماد سفیدی و روشنایی است که به طلوع خورشید تشبیه شده است زیرا در هنگام طلوع خورشید همه جا روشن می شود .
4-      آسمان
5-      تشبیه بلیغ اضافی (سررشته ی آمال ها )
6-      یک کوچه راه از بی کسی - حیران اطوار خودم – هر روز گردد تنگ تر سوراخ این غربال ها / هر لحظه دارم نیتی  
         چون قرعه ی رمال ها
7-      پیشانی عفو تو را پر چین نسازد جرم ما         آیینه کی بر هم خورد از زشتی تمثال ها
8-      لف و نشر مرتب ، تضاد ، تشبیه ، مراعات نظیر
خودآزمایی صفحه ی 53 :
1-   (( ضمیری)) ساحت ضمیرش منبع معانی و پیرایه ی فکرش فصاحت سحبانی - نقد محتوایی ، فنی . صنایع و بدایع که مولانای مذکور در شعر درج می نماید ( نقد فنی )
2-   نثر مصنوع - به کارگیری لغات و ترکیبات عربی - بهره گیری فراوان از آرایه های ادبی مثل سجع ، تشبیه، استعاره ، استفاده از زبان عامه و فرهنگ عامیانه .
3-      گفتار شاه عباس و روی آوردن محتشم و دیگر شاعران به شعر مذهبی صفحه ی 51 از خط سوم : مولانا محتشم کاشی ...
4-    ترکیب بندی که در هفت بند سروده شود . ( البته هفت بند شامل ترجیع بند هم می شود هر چند هفت بند حسن کاشی ترکیب بند بوده است . )
5-    تضمین از شعر نظامی است که نویسنده از آن استفاده ی منفی کرده است . ( به این معنی که شاعران برای خوشامد شاهان صفاتی به اغراق به آن ها نسبت می دهند و حقیقت را وارونه جلوه می دهند . در نتیجه اشعار مدحی بی پایه و بی ارزش است . )
6-    ناظم مناظم سخن ، پیرایه بند سلسله معنی آرایی ، بلاغت گستر، سخنان لالی انتظام ، شعر پر طمطراق ،  معانی رنگین ، سرخیل سخنوران هفت بند . استعاره های دور از کار . منبع معانی . فصاحت سبحانی . سریع الفکر . فکر دقیق و معانی بلند . قصیده ای غرا
خودآزمایی صفحه ی 59
1-   الف: بیت سعدی از زیبایی بیشتری برخوردار است زیرا در این بیت تشبیه مضمر وجود دارد و شاعر اشک های خود را به باران مانند کرده و غیر مستقیم به گل فرو رفتن شتر را در روزهای بارانی بیان کرده است . درحالی که در شعر طبیب از این تشبیه خبری نیست . ب: در هر دو مبالغه و اغراق وجود دارد ولی مبالغه بیت طبیب آشکارتر و پررنگ تر است  ج : عاطفه و صمیمت در بیت سعدی لطیف تر و محسوس تر و دلنشین تر است 
2-      رنج و اندوه عشق است
3-      جای تعجب نیست اگر گل شکفته شده به سرو که پای درگل و اسیر تعلقات وتعینات بخندد
4-      فاصله ی تولد تا مرگ یا فاصله ی دنیا و آخرت
5-      در محفل و بزم عشق و محبت
خودآزمایی صفحه ی 61 :
1-     با این سبک نوشتم قلم مجاز ( علاقه آلیه )
2-      به سرعت و به تندی - یک دفعه - اینک - اکنون
3-      به کارگیری سجع و آمیختن نظم و نثر - آمیختن نثر و شعر عربی با فارسی / حذف افعال در نوشته ها / آوران استشهاد شعری .
خودآزمایی صفحه ی 63:
1-   معشوق حافظ گاهی غیبتی دارد که همین دیدارش را لذت بخش تر می کند . حافظ غیبت را لازمه و مقدمه ی حضور می داند ولی به عکس معشوق فروغی همیشه حضور دارد و هیچگاه غیبت نکرده است .
2-      کثرت جلوه های گوناگون آفرینش (پدیده های رنگارنگ هستی که همه زیبایی های خدا را به نمایش می گذارند )
3-     آینه ی چشم اضافه ی تشبیهی است که چشم مشبه و آینه مشبه به ادات تشبیه و وجه تشبیه نیز محذوف است .
بیت دارای تشبیه مضمر نیز هست که در آن بالای معشوق (قد معشوق ) به عالم تشبیه شده است .
4- با صدهزارجلوه برون آمدی که من                  با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
5- علاوه بر این که در هر دو بیت ((تشبیه بلیغ )) داریم (آینه ی چشم - کارگه عشق ) در هردوبیت ((تصدیر)) نیز به کار رفته است .
6-     وحدت وجود (همه جا تجلی خداست یا همه جا عکس رخ یار توان دید )
7-      طوبی وسدره گر به قیامت به من دهند              یک جا فدای قامت رعنا کنم تورا
خودآزمایی صفحه ی 67:
1-     نگران مال و منال دنیا بودن ، در فکر بیش و کم بودن و تعلقات دنیایی و مادی مایه ی غم انسان است .
2-      طرفداری از عدالت اجتماعی - قناعت و ترک آز – آزادگی – احترام به عقاید مردم – بی اعتنایی به مال دنیا و آسایش خاطر
3-      اجتماعی
4-   بیت نخست تکرارو تضاد (کم و بیش ) بیت دوم تشبیه بلیغ (دفتر زمانه ) بیت سوم مجاز (جامعه ) بیت چهارم جناس ( ما و با ) و تلمیح ( جمشید جم ) به پادشاهی جمشید و جام و اشاره دارد . لف و نشر . مراعات نظیر
5-   ازپادشاهان سلسله ی پیشدادی شاهنامه است. وی برخی از فنون وکارها وپیشه ها رابه جهانیان آموخت اما چون سال ها گذشت ، به تدریج ، خودبینی و ناسپاسی به یزدان ، بر او چیره شد . چندان که سرانجام گفت: (( مراخواند باید جهان آفرین )) به همین سبب کار و بختش سرنگون و واژگون گردید و سرانجام به دست ضحاک اسیر و کشته شد. کاربرد این ترکیب درست نیست . زیرا جم همان جمشید است و اضافه کردن این دو به هم هیچ معنایی ندارد.
خودآزمایی صفحه ی 71 :
1-     صادق هدایت ، بزرگ علوی ، جمال میرصادقی ، صادق چوبک
2-      پرمهرومحبت ، شیطنت و بازیگوشی ، قهر و غضب ، فیس و افاده و مکتب و مدرسه
3-    الف ) کاربرد زبان عامیانه                              ب) توصیف های ساده و صمیمی و جزئی                پ) نثر ساده و روان توام با طنز
4-    در مکتب خانه های قدیم اصل بر ترس از استاد و مکتب بود . چنانکه کودک از رفتن به آن ترس داشت ولی در مدارس جدید اصل بر تعلیم و یادگیری و احترام به شخصیت دانش آموز است .
5-    گویا این ((فرمول )) مشهور را که مثل سوره ی الحمد و ان یکاد تمام هم وطنان آن دوره هنوز از حفظ اند ، بند آخر درس سطر چهارم آن : از شما چه پنهان گویا معنی کلمه ی نوشتن را ...... و عصر نشانش بدهم !
6-      تکلیف دانش آموزی
خودآزمایی صفحه ی 75:
1-     واقعی ، زیرا شاعر آن چه را که می بیند همان را با زبان شعر وصف می کند .
2-     خلاف هر شبه ، کبکم خروس می خواند ، درون مغزم ، موشکافتن
3-   ادب غنایی (توصیفی ) برای این که شاعر جزئیات طبیعت را که در برابر چشم او گسترده است وصف می کند و احساس خویش را بیان می دارد.
4-      الف) شفق از نظر سرخی و زردی مثل پرچم سرخ جنگ و آشوب و پرده ی طلایی است .     
 ب) نورماه که از لابلای برگ های بید می تابد و سایه روشنی که ایجاد می کند . مثل قلبی پر از یأس و امید است .
پ)ابری که نورماه بر آن می تابد ، مثل پنبه ی آتش گرفته است .
ت) پرتو مهتاب چو نوعروس روی زمین را سفیداب کرد .
5-     انگار سفیدابی است بر چهره ی نو عروسی .
6-     خوشی ها و غم های زندگی (عیش و محن )
7-     چو خورشیدن تابان زگنبد بگشت.
8-     خوشی ها و غم های زندگی خود شاعر ، دل پرداغ داشتن ، خوش بینی شاعر ، در عین ناامیدی امیدوار بودن .
9-    سایه روشن عمر (عمر امر معنوی و درک کردنی است و سایه روشن از امور مادی و دیدنی ) گذشته های سپید و سیه : گذشته ها از امور معنوی است و سپید و سیاه از ویژگی های مادی ، فکر نورانی ، روزگار تلخ و شیرین ، رنگ امید . جهانی سپیدتر از فکرهای عرفانی
خودآزمایی صفحه ی 80 :
1-     (( روی این دریای تند وتیره و سنگین که می دانید )) که با صفت اشاره ی این عصر خود را به نمایش می گذارد.
((ای آدم ها که بر ساحل بساط دل گشا دارید :
نان به سفره ، جامه تان بر تن ،
یک نفر در آب می خواند شما را          
یک نفر درآب دارد می کند بیهوده ، جان قربان
این افراد مردم مرفه جامعه اند که غم فقیران و محرومان را نمی خورند.
2-     دریا ، ساحل ، موج ، باد ، آب و غریق .
3-      گود کبود     عمق دریا ، منظور عمق اجتماع است .
4-     الف) گرفتید : به جای گرفته اید .               ب) کهنه جهان : به جای جهان کهنه (قدیمی )           پ) دست یابیدن : به جای دست یافتن
5-      حق یا معشوق (عالم ملکوت)
6-      یک نفر دایم دارد دست و پا می زند
یک نفر جانش را بیهوده دارد قربان می کند . یا یک نفر در آب بیهوده جانش را قربان می کند .
موج بر ساحل خاموش می کوبد.
مثل شخص بسیار مست و به زمین افتاده ای که بسیار از خود بی خود شده پخش می گردد. (چنان مستی به جای افتاده ، بس مدهوش پخش می گردد.)
7-     نکته های حساس شعر را برجسته تر می کند و توجه خواننده را بر می انگیزد .
8-      یک نفر در آب دارد می سپارد جان
آی آدم ها که روی ساحل آرام در کار تماشایید.
یک نفر در آب دارد می کند ، بیهوده ، جان قربان . دست و پای دایم می زند .
خودآزمایی صفحه ی 88 :
1-      با همان هیکل و همان قیافه یا نیمه ی همان سیب اما سوخته تر و پلاسیده تر مثل این که ریش سفیدش را دانه دانه توی صورتش .
2-      الف) زبان نثر جلال متحرک و پویا است و نثر او بریده و کوتاه و با حذف فعل است : (نفهمیدم لاغر بود یا چاق )
یعنی ندیدم اما هن هن می کرد . لذت می بردم که یکی از این آدم های بلغمی مزاج ((این نیز بگذرد)) ی را به دوندگی وا داشته ام . طبقه ی اول و دوم و چهارم ، چهار تا پله یکی .
ب) جلال در لابلای نثر خود سئوالاتی را برای خواننده مطرح می کند و او را به تفکر وا می دارد و ذهن را پویا می کند : اما وقتی دیدم نمی تواند حرف بزند و به جای هر جوابی همان خنده های یخ بسته را روی صورت دارد خودم را به عنوان او دم چک گرفتم : (( آخر چرا؟ مگر نمی دانستی که خیابان و راهنما و تمدن و آسفالت همه برای آن هایی است که توی  ماشین های ساخت مملکتشان دنیا را زیر پا دارند؟ آخر چرا تصادف کردی ؟ ))
3-   نگاه چپ هم بکنم ، هن هن کردن آدم های بلغمی مزاج ، خودم را به عنوان او دم چک گرفتم ، گل از گلم شکفت ، آقا مدیر کوفتی ، روی ادا و اطوارش ، تره مدیر مدرسه را خرد کند ...
4-     بلی - به قرینه ی این که می گوید : در ((اصل چهار )) استخدامش کنند.
5-      الف) نواله ی تالار تشریح شما
ب) انگ کارخانه های فیلم برداری را روی پیشانی اش می بینی .
 پ) هرچه بود دربان چنان در بزرگی بود .
 ت) طعمه ای برای میز نشین های شهربانی و دادگستری و . . .
ث) آب و برق را با خودش به محل بیاورد.
 
6-     اول رفتم سراغ پاسگاه جدید کلانتر
شماره ی دفتر اندیکاتور پاسگاه
معلم کلاس چهار مدرسه ی من
نواله ی تالار تشریح شما
سرجوخه ی کشیک پاسگاه تازه تاسیس شده ی کلانتری
7- خودم را به عنوان او دم چک گرفتم : خود را مقصر دانستم . مرده شورتون ببره . الهی بمیرید
خودآزمایی صفحه ی 91:
1- بیت سوم : بادیه پیما (الف) بادیه = جام        (کسی که جام ((شراب)) می نوشد . یا نوشنده ی شراب )
بادیه ((بیابان )) را می پیماید . یا طی کننده ی بیابان
بیت هفتم : شیرین : ایهام تناسب             الف) لب شیرین              ب) تناسب با فرهاد
2- شاعر دامن خود را به دامن مهتاب مانند کرده و قطرات اشک خود را به مجموعه ی ستاره ی پروین که مثل قطره های اشک هستند تشبیه مضمر نموده است .
3- طالع بینی در آینه (طالع خود را در آینه و ماه دیدن )
4-      توچنین خانه کن و دل شکن ای باد خزان             گرخود انصاف کنی مستحق نفرینی
5-      معشوق
6-      هر چند نظرها می تواند گوناگون باشد ، اما به نظر این بیت زیباتر به نظر می رسد
کی بر این کلبه ی طوفان زده سرخواهی زد                ای پرستو که پیام آور فروردینی
7-     تکلیف کلاسی
8-      چشمه ی مهتاب - آینه ی بخت غبارآگین - خورشید: استعاره از یار
خودآزمایی صفحه ی 107
1-   به معنی خاص حماسه نیست اما در معنای عام حماسه است . زیرا گوینده از مرگ و شهادت فرزندش با آه و ناله حرف نمی زند ، بلکه در این مورد استوار و با استقامت است و از قهرمانی او سخن می گوید و امروزه توسعاً شعری که رنگ قهرمانی داشته باشد حماسه است .
2-      مجاز از شانه های مردم
3-     نارنجک بستن - نماز خونین – به جنگ رفتن نوجوان 14 ساله - عطر آسمانی شهادت . نارنجک قلب
4-    تمام چهارده سالگی اش را در کفن پیچیدم - با همان شور شیرین گونه - که کودکی اش را در قنداق می پیچیدم - مظلوم کوچک من - در ستاره باران آن شب - چگونه پرپر زد؟ - اندوهم باد که انگشتان کوچکش را پیش از آن که سپید دیده باشم کبود دیده بودم
5-      به پای شوق خویش رفته بود و اینک - با شانه های شهر - برایم بازش آورده بودند . حرف ((ش))
وسعت وسیع ، کدام سجاده گسترده شد؟ حرف ((س))
با گیوه های خیس ، زمستان سنگین شهر را به مدرسه می رفت . حرف ((س))
خودآزمایی صفحه ی 111
1-     آب مهریه ی حضرت زهرا (س) است .
2-      عقل در شناخت او عاجز و ناتوان است .
3-      درفکر گودالم - که خون تورا مکیده است - هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم- در حضیض هم می توان عزیز بود- از گودال بپرس
4-     جرعه ای از فرهنگ شهادت
5-     تو تنها تر از شجاعت / تو تنها معیاد و ابزار سنجش شجاعت هستی 
6-     خونت / با خون بهایت حقیقت / دریک تراز  ایستاد/ و خون تو ، امضای ((راستی )) است .
7-      تکلیف دانش آموزی
خودآزمایی صفحه ی 116
1-     سر امام حسین (ع)
2-     در اینجا صبر بار منفی دارد و به معنی تسلیم شدن در مقابل ظلم است .
3-      یعنی ما با سکوت خود ، درحقیقت هم دست با جنایتکاران شدیم و در شهادت ابوالفضل (ع) شریک بودیم .
4-      کار و تلاش بیهوده کردن (ظلم و اسارت پذیرفتن )
5-    آرامش ظلمت و باقی ماندن در تاریکی نادانی و ظلم بر بی دردان و نا آگاهان و کسانی که در برابر ظلم و ستم صبر و سکوت کردند (و چشم ها را بستند و فجایع را ندیدند و به امام حسین (ع) کمک نکردند ) مبارک باد.
6-      الف ) کاربرد ردیف طولانی                         ب) به کار بردن واژه هایی که مربوط به شعر گذشته است
پ) مطالب را به صورت مستقیم بیان نکرده است        ت) تکرار واژه ها در شعر     ث) به کاربردن قافیه های میانی در شعر
7- الف) من زخم دار تیغ قابیلم برادر                میراث خوار رنج هابیلم برادر
ب) من با محمد(ص) از یتیمی عهد کرد                     با عاشقی میثاق خود در مهد کرد
پ) من تلخی صبرخدا درجام دارم                             صفرای رنج مجتبی در کام دارم
ت) بردیگ صحرا با اباذر پویه کردم                          عماروش چون ابرودریا مویه کردم
8- الف ) استفاده از کلمات و ترکیبات کهن مثل : اندر ، خاییدن ، نطع کردن ، زنجیر خاییدن ، پویه ، مویه 
ب) ایجاز اختصار ( حذف به گزینه )
خودآزمایی صفحه 123:
1-   عرفا با سایر طبقات فرهنگی، اسلامی از قبیل مفسرین ، محدثین ، فقها ، متکلمین ، فلاسفه ، ادبا، شعرا و... یک تفاوت مهم دارند و آن این است که علاوه بر این که یک طبقه ی فرهنگی هستند و علمی به نام عرفان به وجود آورده اند و دانشمندان بزرگی در میان آن ها ظهور نموده و کتب مهمی تالیف کرده اند ، یک فرقه ی اجتماعی در جهان اسلام به وجود آوردند . با متخصصانی مخصوص به خود بر خلاف سایر طبقات فرهنگی از قبیل فقها و حکما و ... که صرفاً طبقه ای فرهنگی هستند و یک فرقه ی مجزا از دیگران به شمار نمی روند.
اهل عرفان هرگاه با عنوان فرهنگی یاد شوند ((عارف)) و هرگاه با عنوان اجتماعی یاد شوند غالباً ((متصوفه )) نامیده می شوند.
2-     قلة منیع انسانیت یعنی ( توحید )
3-    عرفان عملی مانند اخلاق است . یعنی یک علم عملی است . این بخش از عرفان علم ((سیروسلوک)) نام دارد. در این بخش از عرفان توضیح داده می شود که ((سالک )) برای این که به قله ی منیع ((انسانیت )) یعنی ((توحید)) برسد از کجا باید آغازکند و چه منازل و مراحلی را باید به ترتیب طی کند و در منازل بین راه چه احوالی برای او رخ می دهد و البته همه ی این منازل و مراحل باید با اشراف و مراقبت یک انسان کامل و پخته که قبلاً این راه را طی کرده و از رسم و راه منزل ها آگاه است صورت گیرد و اگر همت انسان کاملی بدرقه راه نباشد خطر گمراهی در پیش است.
4-      ازنظر عرفا رسیدن به این مرحله کار عقل و اندیشه نیست ، کاردل و مجاهده و سیر و سلوک و تصفیه و تهذیب نفس است.
5-    هر علمی ، ناگزیر برای خود یک سلسله اصطلاحات دارد. مفاهیم معمولی برای تفهیم مقاصد علمی کافی نیست . ناچار در هر علمی الفاظ خاص با معانی خاص قراردادی میان اهل آن فن ، مصطلح می شود که عرفان نیز از این اصل استثنا نیست.
جز این دلیل ، عرفا اصرار دارند که افراد غیر وارد در طریقت ، از مقاصد آن ها آگاه نگردند. زیرا معانی عرفانی برای غیر عارف قابل درک نیست. این است که عرفا در مکتوم نگه داشتن مقاصد خود برخلاف صاحبان علوم و فنون دیگر. تعهد دارند . به همین دلیل ، اصطلاحات عرفا ، علاوه بر جنبه ی اصطلاحی ، اندکی جنبه رمزی و نمادین دارد و باید این ((راز)) را به دست آورد.
6-   البته همواره - خصوصاً در میان شیعه - عرفایی بوده و هستند که هیچ امتیاز ظاهری با دیگران ندارند و در عین حال عمیقاً اهل سیر و سلوک عرفانی می باشند و در حقیقت عرفای واقعی و حقیقی این طبقه اند ، نه گروه هایی که صدها آداب از خود اختراع کرده و بدعت  ها ایجاد کرده اند.
 
خودآزمایی صفحه ی 127 :
1-     عشق با  این جهان مادی تناسبی ندارد و اسیر مادیات و تعینات نمی شود و تعیین پذیر نیست.
2-     چون سر ، جایگاه عقل است و عقل با عشق مغایر است و سخن چینی می کند.
3-      چون پردارند اما قدرت پرواز ندارند و نمی توانند به رشد و کمال برسند.
4-      عاشق با نفع شخصی و آرزوهای دنیایی و به هدف های مادی اندیشیدن میانه ای ندارد.
5-      با استفاده از تمثیل ، مثلاً موجود بی عشق را به مرغ خانگی مانند کرده عاشق راستین را دردم مرگ شادمان نشان داده است.
6-    در شعر مولانا غماز مثبت و به معنی پاک و منعکس کننده جلوه ی خداست ولی در شعر سنایی منفی و به معنی فاش کننده و سخن چین است و عارفانه نیست .
7-     (( ماالحیوه الدنیا الالعب و لهو )) (سوره انعام آیه ی 32) انما الحیوه الدنیا لعب و لهو (سوره محمد (ص) آیه ی 36)  
8-    صفت جانشین اسم است به معنی آدم افسرده یعنی کسی که عشق ندارد. چون عشق ، آتشین و گرما زاست پس انسان بی عشق گرمایی در وجود خود ندارد.
9-      عاشقی را یک فسرده بدید               که همی مرد و خوش همی خندید
خودآزمایی صفحه ی 130
1-   یعنی خود را در برابر خداوند فراموش کردن و ترک هوای نفسانی کردن و در فکر منفعت شخصی خود نبودن ، تعلقات مادی را رها کردن.
2-      عاشق در طریق عشق بازی باید چنان باشد که هر لحظه در راه معشوق جان ببازد (عاشق راستین بی ریا)
3-      حیات از عشق می شناس و ممات بی عشق می یاب
4-    حدیث و عبارت گفت : او بنده ی خود را عاشق خود کند، آن گاه بر بنده عاشق باشد و بنده را گوید : تو عاشق و محب مایی و ما معشوق و حبیب توایم ( چه بخواهی و چه نخواهی )
5-      عشق دوطرفه ی انسان به خدا و خدا به انسان که بهترین نوع عشق است
خودآزمایی صفحه ی صفحه 133
1-     طلب و شوق ، ترک تعلقات و تعینات مادی برای رسیدن به خدا و ریاضت .
2-      تشنه : عاشق (سالک ) دیوار : جسم یا مادیات                   آب : معشوق (خداوند ) یا معرفت الهی
3-      رباب ، اسرافیل ، بانک رعد هنگام بهار و خطاب یار شیرین لذیذ
4-     خطاب یار شیرین لذید . صفای بانگ
5-      تاکه این دیوار عالی کردن است             مانع این سرفرود آوردن است       یا بیت زیر:
         سجده نتوان کرد بر آب حیات                 تا نیابم زین تن خاکی نجات
6-      تا وقتی که انسان در بند لذت های جسمی و تعلقات دنیایی است نمی تواند به خدا برسد.
7-    خیر - زیرا هر دو طلب و شوق را بیان می کند و این از اصول عرفان است که اشتیاق بنده هرچه بیشتر باشد ، اتصال به معشوق زودتر حاصل می شود.
8-      برای این که موجب ریزش باران می شود و گل و گیاه سبزه را می رویاند.
خودآزمایی صفحه 140
1-     این نوع ادبیات بر دو اصل واقع گرایی و خیال پردازی استوار است که از آمیختن این دو صورت هایی دل پذیر و زیبا به وجود می آید.
2-    زبان ادبیات عامیانه ساده وروان است . چرا که از زبان مردمانی ساده و نقل می شود و محتوای آن اغلب برداشت ها و تلقی های ساده و بی پیرایه ی اقوام ابتدایی و روستایی است از زنگی و مرگ ، لاهوت و ناسوت ، طبیعت ، آرزوها ، مدینه ی فاضله ی انسانی و ...
3-   ادبیات عامه یکی از ابزارهای مطالعه در جوامع گذشته است و  می تواند تجربیات مفید و ارزنده را با اشکال گوناگون به نسل بعد منتقل سازد و  موجب استحکام رفتارهای اجتماعی می شود و اصول اخلاقی را تحکیم می بخشد و بنیانگر تلاش انسان است در گریز از محدودیت ها ، ناکامی ها ، نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی و محرومیت های گوناگون که با آرامش خیال در قالب افسانه ها و قصه ها و ترانه ها بیان می شود . نقش مهمی در دوام و پایداری فرهنگ قومی و استمرار آن در تاریخ دارد، علاوه بر این گنجینه ای برای ادبیات مکتوب محسوب می شود.
4-      تکلیف دانش آموزی
5-      تکلیف دانش آموزی
6-      در زندگی روزمره در موقعیت ها و زمان هایی خاص استفاده می شود چون تولد نوزاد . پرورش او . عروسی و عزاداری و . . .
7-      تکلیف دانش آموزی
 خودآزمایی صفحه ی 153
1- هجو و هزل و طنز با هم تفاوت هایی دارند . هزل و تاحدی نیز هجو غالباً با رکاکت لفظ ، دشنام و عدم رعایت عفت کلام توام است و قصد شاعر در بیان آن ها ایجاد خنده و مسخره کردن است . اما در طنز هدف تنها خنداندن نیست ، بلکه نیشخند است . نیشخند طنز غالباً کنایه آمیز و توأم با خشم و قهری است که با نوعی شرم و خویشتن داری همراه است .
به عبارت دیگر هجو و هزل صریح است و طنز در پرده .  هجو و هزل وقیح است و طنز متین .
2- مبنای طنز برشوخی و خنده است و هدف آن اصلاح و تزکیه است .
3- در دوره ی مشروطه به دلیل شرایط اجتماعی سیاسی حاکم بر این دوره .
4-    سوزنی سمرقندی - انوری ابیوردی - عبید زاکانی - فخرالدین علی صفی - طنزپردازان معاصر : نسیم شمال - دهخداو بهار - ایرج میرزا و میرزا عشقی
5-    با پیدایش انقلاب مشروطیت ادبیات انتقادی و طنزآلود رونق و گسترش بیشتری می نماید. نوعی شعر انتقادی که به شعر پرخاشگر مشهور است . نیز از این دوره رایج می شود که شاعران در سروده هایی تند وپرخاش گونه از اوضاع سیاسی و اجتماعی انتقاد می کنند.
6-     تکلیف دانش آموزی
7-      الف) ترسم که صرفه ای نبرد روز بازخواست                 نان حلاج شیخ زآب حرام ما
         ب)  حافظ به خود نپوشید این خرقه ی می آلود               ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را
خودآزمایی صفحه ی 156 :
1-   در طنز ((گورپدر)) نویسنده سبکباری دنیایی را عامل نجات در آخرت می داند. در طنز ((خرگیری)) شاعر از اوضاع نابسامان اجتماعی که کارگزارانش حریص و بی تمیز هستند انتقاد می کند.
2-      رنگ ریخت : رنگ پریده                 بی تمییز: ناآگاه ، بی تشخیص
3-      تکلیف کلاسی
4-      قطعه ی مولوی (خرگیری)
5-    خرگیری طنزانتقادی است . چون هدف آن اصلاح نابسامانی ها است . خنده ی حاصل از آن خنده ای تلخ است . ظریف و بخیل طنز و لطیفه است . شاعر مهمل گو ، هجو است ، گورپدر زیرا هدف اجتماعی ندارد . هجو است و خانه ی ، طنز است زیرا به فقر که مسئله ای اجتماعی است اشاره کرده است .
خانه ی ما !
6-     خرگیری
خودآزمایی صفحه ی 161 :
1-     استفاده از زبان و اصطلاحات و ترکیبات و ضرب المثل های عامیانه ، استفاده از طنزهای انتقادی، نثر ساده و روان .
2-      ((موی دماغ شدن )) : مزاحم شدن
((آب برداشتن چیزی )) : در فرهنگ دهخدا : ظاهر عبارت معنی و مقصودی بدتر و ضعیف تر دارد . یا خرج و هزینه برداشتن
((دست کسی درحنا گذاشتن )) :  مشکل و دردسر ایجاد کردن یا گرفتار کردن ، سرکار گذاشتن
((آن روی کار بالاست )) :  زشتی کار نمایان است ، گند کار درآمد.
3-     الف ) یک پیراهن از توبیش تر پاره کرده ام : با تجربه تر هستم
ب) دیوار موش دارد و موش هم گوش دارد: مواظب سخن گفتن خود باشید . حرف ها زود پخش می شوند.
پ) من ریشم را توی آسیاب سفید نکرده ام : این تجربه را به آسانی به دست نیاورده ام .
4-     تکلیف دانش آموزی
 
 
 
پاسخ خودآزمایی های نقد ادبی  پیش دانشگاهی – رشته علوم انسانی
گردآوری : عین الله اسدی گرجی
 
خودآزمایی تعاریف و انواع نقد (درس دهم )
1-     نقد ادبی چیست ؟
بررسی همه جانبه ی یک اثر ادبی و تشخیص محاسن و معایب  سخن و نشان دادن بدو خوب اثر ادبی
2-     آیا نقد ادبی ممکن است در عالم ادبیات موجب تحول گردد ؟
بله ، نقد ادبی هنر متعالی را رواج می دهد
3- آیا فایده ی نقد ادبی صرفاً برای خواننده ی اثر ادبی است یا نویسنده و شاعر هم از آن برخوردار می شود ؟
 فایده ی نقد ادبی صرفاً برای خواننده ی اثر ادبی نیست بلکه برای کسانی که به ابداعات ادبی دست می یازند خاصه کسانی که در این راه تجربه ی کم تری دارند ارزش و فایده ی فراوان دارد زیرا هم به آنان راه واقعی را نشان می دهد و هم آنان را از کج روی ها و یا زیاده روی های بی مورد باز می دارد و به راه درست و واقعی هنر رهنمون می شود .  ص 79-80
4- به نظر شما در چه صورتی نقد ادبی مضر و گمراه کننده است ؟
 زمانی که نقد با غرض همراه باشد و مایه ی اصلی آن قضاوت راستین و بینش و آگاهی نباشد . ص 80
5-  چه کسانی اهمیت نقد ادبی را انکار کرده اند ؟ چرا ؟
برخی شاعران و نویسندگان زیرا می دیدند که عده ای از نقادان مغرضانه و بدون آگاهی و بینش کافی به نقادی  می پرداختند و فکر می کردند که منتقدان همان افراد ناتوان در شعر و هنر هستند که خود از عهده ی آفرینندگی بر نیامدند و خود شاعر و هنرمند نیستند.
6-  تکلیف دانش آموزی.
7- وظیفه ی منتقد در بررسی یک اثر ادبی چیست ؟
 منتقد باید با دید و وجدان علمی و دور از هر نوع نظر شخصی و با میزان های علمی و منطقی به کار نقد و نقادی بپردازد و نقد خودرا از هرنوع شایبه ی غرض دور نگه دارد و اثر را از جنبه ی محتوا و شکل ظاهر آن مورد بررسی قرار دهد .          ص 81-82
8- آیا منتقد باید در بررسی یک اثر ادبی صرفاً به محتوای آن بپردازد یا آن که لازم است آن اثر را از لحاظ شکل ظاهر ، زیبایی های لفظی و یا فن و تکنیک نیز مورد بررسی قرار دهد ؟
 منتقد ادبی گذشته از نقد معنی و محتوا باید به نقد لفظ و شکل ظاهر بپردازد و نشان دهد که زیبایی های ظاهری یا لفظی که غالباً تاحد زیادی مایه ی ایجاد هیجان و شورانگیزی یک اثر ادبی می شود ، چه ارزش و اهمیتی دارد . ص 80-81
9- آیا ذوق به تنهایی می تواند برای یک اثر ادبی ملاک نقد باشد ؟
خیر ، زیرا غالباً مایه ی گمراهی می شود و حقیقت مطلق یک اثر ادبی را به خوبی نشان نمی دهد . ص 81
10- چه میزان و محک واقعی برای ارزیابی آثار و ابداعات ادبی در اختیار ماست ؟
 آثاری که در ادبیات جهان در نزد اکثر مردم به عنوان آثار اصلی و خالص و قابل قبول ، شناخته شده اند . ص 82
 11- مقاله ای تحت عنوان شناخت من از نقد ادبی بنویسید .          تکلیف دانش آموزان  است.
12-  از انواع نقد ادبی کدامیک مربوط به شکل ظاهرِ اثر است و کدام یک با محتوا یا درون مایه ی اثر ارتباط دارد ؟
 نقد لغوی ، فنی ، زیبا شناسی مربوط به شکل ظاهری اثر و نقد اخلاقی ، روان شناسی و .. مربوط به محتوا و درون مایه است . ص 82
13- کدام یک از انواع نقد از قدیم ترین ایام مورد توجه بوده و کدام یک از پدیده های دنیای جدید است ؟
 نقد لغوی ، فنی ، اخلاقی از قدیم ترین ایام مورد توجه بوده است . نقد روان شناسی و اجتماعی از پدیده های دنیایی جدید است .
14- منظور از نقد لغوی چیست ؟
بررسی و ارزیابی کاربرد زبان و اصول و قواعد آن در یک اثر ادبی است . ص 82
15- آیا نویسنده یا شاعر می تواند از قواعد زبان سر باز زند و یا آن را نادیده بگیرد ؟
خیر، رعایت نکردن قواعد زبان نه تنها برای شاعران و نویسندگان درجه دوم ، عیب محسوب می شود بلکه برای شاعران بزرگ نیز اگر فایده ی بلاغی به همراه نداشته باشد ، نقص و نارواست زیرا شاعر و نویسنده معنی را دچار ابهام می کند. ص 83
16- در نقد لغوی غیر از خلق تعبیرات و ترکیبات زیبا چه نکاتی باید مورد توجه قرار گیرد ؟
بررسی نحوه ی کاربرد کلمات / رعایت یا عدم رعایت قواعد دستوری و ارزیابی آن ها / بررسی مترادفات / بررسی موارد اطناب و ایجاز / بررسی کاربرد ادات و دقت در آن و اشتقاق کلمات ومعانی آن ها
17- تکلیف دانش آموزان است .
18-  منظور از نقد فنی چیست ؟
منظور از نقد فنی ، بررسی چگونگی کاربرد فنون بلاغی در شعر و نثر و میزان ارزش و اعتبار آن است . ص 85
19-نقد فنی در عربی و فارسی به وسیله ی چه کسانی رواج می یابد و چه کتاب هایی در این باره نوشته شده است ؟
 نقد ادبی در ادب عرب به وسیله ی: قدامه بن جعفر ، ابوهلال عسکری ، عبدالقاهر جرجانی و در ادب فارسی به وسیله ی: رشید الدین و طواط ، شمس قیس رازی رواج یافته است .
کتاب ها در این زمینه عبارتند از :
1- نقد الشعر فی البدیع ، ((نقد النثر)) از قدامه بن جعفر       2- معانی الادب ، صناعتی النظم و النثر از ابوهلال عسکری
3- اسرار البلاغه ، دلائل الاعجاز از عبد القاهر جرجانی      4- المعجم فی معاییر اشعار العجم از شمس قیس رازی
5- حدائق السحر فی دقائق الشعر از رشید و طواط     6- ترجمان البلاغه از محمدبن عمر رادویانی
20-  آیا با دانستن اصول بلاغت می توان به خلق و آفرینش اثر ادبی نایل آمد ؟
خیر ، گوینده یا نویسنده باید آن اصول و قواعد را به عنوان میزان سلامت و مقیاس راستی و قریحه ی خویش به کار گیرد . ص  85
21- چه عاملی موسیقی کلام را بوجود می آورد ؟
الف) کمیت و ریتم یعنی ایقاع (واحدهای متقارن و تکراری یک وزن )     ب) هماهنگی حروف                 ص 86
22- استعاره و تشبیه و مجاز را تعریف کنید و مثال هایی برای هر یک از شعر فارسی پیدا نمایید .
تشبیه : در لغت ، مانند کردن چیزی است به چیزی دیگر در یک یا چند صفت و در اصطلاح علم بیان تشبیه ادعای همانندی چیزی است با چیز دیگر دریک یا چند صفت  و دارای 4 رکن است : 1- مشبه : آنچه که مانند می شود. 2- مشبه به : آنچه مشبه ، به آن مانند می شود. 3- ادات تشبیه : واژه هایی که شباهت را به وسیله ی آنها نشان می دهند مثل : چون ، چو ، همچو، همچون ، مانند،                   همانند، بسان ، مثال ، مثل ، به صورت ، به کردار ، به رنگ ، چنان ، مانا، به مثل ، پنداری ، گویی و... 4- وجه شبه : صفت یا وجه مشترکی که بین مشبه و مشبه به وجود دارد
اگر    چو      غنچه     فرو بسته است   کار جهان        تو    همچو     بادبهاری    گره گشا می باش
   ادات تشبیه   مشبه به    وجه شبه       مشبه              مشبه   ادات تشبیه   مشبه به         وجه شبه
مجاز: هرگاه واژه ای در معنی غیر حقیقی خود به کار رود به شرط آن که بین معنی حقیقی و غیر حقیقی علاقه و رابطه ای وجود داشته باشد .
1-  سر آن ندارد امشب که بر آید آفتابی                   
                                                             چه خیال ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی
 مجاز (علاقه محلیه ) به معنی قصد ونیت
استعاره : از نظر لغت ، به معنی عاریه خواستن و لغتی را به جای لغت دیگر به کاربردن است
استعاره ، تشبیهی است که یکی از طرفین آن حذف شده باشد  یا مجازی است که علاقه ی آن شباهت است با وجود قرینه ای که ذهن را از معنی حقیقی دور کند و به معنی غیر حقیقی برساند.
نکته : در تشبیه ، ادعای همانندی است ولی در استعاره ادعای یکسانی است
 الف)   هزاران نرگس از چرخ جهان گرد                  فروشد تا برآمد یک گل زرد
                       استعاره از ستاره                              استعاره از خورشید
خودآزمایی درس یازدهم (تعاریف و انواع نقد) ص 96
1-  اساس نقد زیبایی شناسی را در نظریه ی چه کسانی می توان پیدا کرد ؟
«کالریج » انگلیسی و« ادگار آلن پو» امریکایی    ص 89
2- نظریه های « پارناسین » درباره ی هنر چیست؟
هنر، خلق زیبایی است و هنر وسیله نیست بلکه هدف است و هنرمند فقط باید به فکر زیبایی باشد شاعر پارناسین عقیده دارد که شعر نباید بخنداند و نه بگریاند بلکه فقط زیبا باشد و هدف خود را در خود بجوید .
3-     عزرا پوند درباره ی شعر چه نظری ابراز داشته است ؟
 شعر تنها عبارت از الهام نیست بلکه بیشتر نوعی حرفه و صنعت است که شاعر باید درآن ابزار کار خود را به درستی به کار بیندازد . 
4- تی . اس . الیوت در نقد شعر چه نظر خاصی دارد ؟
شعر را به عنوان یک پدیده ی مستقل به کار می گیرد و معتقد است که شاعر در سرودن شعر از هیجانات و شخصیت خود  می گریزد ، از این رو منتقدان را تشویق می کند که از بررسی حقایق زندگی شاعر روی برتابند و به مطالعه دقیق فن شعر بپردازند .
5- هنر محض چیست ؟ آیا می توانیم در شعر فارسی نمونه ای از هنر محض را پیدا کنیم ؟
 منظور از هنر محض ، این است که هدف شاعر یا نویسنده از خلق یک اثر هنری فقط زیبایی است نه این که از هنر به عنوان وسیله ای برای بیان اندیشه و احساس خود استفاده کند. درشعر فارسی ، قصاید منوچهری از این نوع شعر است مثل شعر : (گویی بط سفید جامه به صابون زده است )
6- ایماژ  را تعریف و خصوصیات آن را بنویسید ؟
به معنی تصویر یا صورت های خیال انگیز شاعرانه و ایماژیسم مکتب تصویر گرایی است .  خصوصیات این مکتب عبارتند از : در شعر گرایش به زبان ساده ، ابداع اوزان تازه ، آزادی در انتخاب موضوع و مخصوصاً به کارگرفتن مجاز و تصویر را توصیه می کند . در این مکتب ، ارائه تصویر مستقیم شیء ، توجه به جزئیات امور و اجتناب از حشوواطناب ، توجه به امور محسوس و جزئی درشعر به جای توجه به احوال کلی و انتزاعی توصیه می شود. ص 90
7- افلاطون در باب شعر چه می گوید ؟
 افلاطون درشعر و درام به تاثیر اخلاقی و اجتماعی آن توجه می کند و شعر و ادب را طرد و انکار می کند چون او معتقد است که شعر ممکن است باعث فساد اخلاقی جوانان شود.  ص 91
8- نویسندگان و فلاسفه ی اروپایی میان اخلاق و هنر چه روابطی می جستند ؟
برای یک اثر ارزنده ی ادبی ، گذشته از زیبایی صورت ، غایت اخلاقی نیز لازم می شمردند و به طور کلی ، هنر درخدمت ارزش های اخلاقی باشد و عشق و علاقه به تقوی را تقویت کند و انسان را از زشتی بی زار کند . ص 91
9- آیا در ایران نقد اخلاقی وجود داشته است ؟
بلی ، به علل وجود بعضی مسائل سیاسی و اجتماعی شدیداً مطرح می شود و بسیاری از تجدد طلبان و مشروطه خواهان برای شعر شرط اخلاقی و اجتماعی قایل می شوند. ص 92
10-کدام یک از شاعران ایرانی بیش تر به اخلاق و فضیلت های اخلاقی توجه داشته اند ؟
 ناصر خسرو ، فردوسی ، نظامی ، سعدی و
11- آیا شاعران دوران جدیدتر به نقد اخلاقی گرایش نشان داده اند ؟
 بلی ، به دلیل بعضی مسائل سیاسی و اجتماعی ص 92                       
 12- تکلیف دانش آموزان است.
13- عقیده هیپولیت تن در باب ادبیات چیست؟
هیپولیت تن ، منتقد مشهور فرانسوی ادبیات را محصول ((زمان )) ، ((محیط اجتماعی )) و ((نژاد)) می داند . ص 93
14- در آلمان ((گئورگ کاریز)) و ((برتولت برشت )) ، در فرانسه ((ژان پل سارتر)) و ((کامو))       ص 93
15- نظر ‍ان پل سارتر در باب ادبیات چیست ؟ سارتر به استبداد و ابتذال با چشم نفرت و انکار می نگرد و برای ادبیات نوعی مسئولیت و تعهد اجتماعی قایل می شود . ص 93
16- آیا شاعران قدیم ایرانی تحت تاثیر زندگی اجتماعی بوده اند ، و جریانات اجتماعی در شعرشان تاثیر داشته است ؟
بلی ، اوضاع و جریانات اجتماعی در شعر شاعران قدیم مانند فردوسی ، مولوی ، عطار ، ناصرخسرو ، حافظ ، خیام تاثیر داشته است .
17- در دوره ی مشروطه یا بعد از آن در ایران چه کسانی هدف ادبیاترا در مسایل اجتماعی می جستند ؟
از شاعران ادیب الممالک فراهانی ، علی اکبر دهخدا ، نسیم شمال ، ملک الشعرای بهار ، میرزاده ی عشقی و از میان نویسندگان میرزا ملکم خان ، میرزا آقاخان کرمانی ، زین العابدین مراغه ای و عبدالرحیم طالبوف تبریزی ، شعر را در خدمت اجتماع و سیاست می دانند و از آن برای بیدار کردن مردم استفاده می کنند.
18- چرا نقد تاریخی به تنهایی قادر به درک و تحلیل واقعی یک شاهکار ادبی نیست ؟ زیرا معمولاً نقد تاریخی ، به یک اثر ادبی به عنوان یک امر ذوقی و هنری کم تر نگاه می کند و همچنین یک شاهکار بزرگ ادبی غالباً از محیط واجتماع خود فراتر است چه بسا مولود جذبه و الهام و تحت تاثیر لاشعور به وجود می آید .
19- شناخت زمان و مکان خاص و یا زندگی واقعی شاعر یا نویسنده برای درک یا لذت بردن از یک اثر ادبی تا چه حد لازم است ؟ شناخت زمان و مکان خاص یا زندگی واقعی شاعر یا نویسنده برای درک یک اثر ادبی کافی نیست زیرا یک اثر ادبی فراتر از محیط و اجتماع است و همچنین ممکن است شعر و اثری بی نام که از جهت شور انگیزی و دل ربایی جالب باشد هر چند زمان گوینده و نویسنده آن معلوم نباشد باز می تواند مورد توجه قرار گیرد . ص 95
20- آیا فایده ی تحقیقات تاریخی در مورد آثار ادبی صرفاً متوجه ادبیات می شود یا نه ؟
 خیر ، بیش تر متوجه تاریخ ، جامعه شناسی ، مردم شناسی و گاه روان شناسی می شود . ص 95
21- در نقد تاریخی چه تحقیقات و شناخت هایی باید صورت گیرد ؟
1- گذشته ی آن و نیز عصری که پدید آورنده ی  آن است به خوبی شناخته شود 2- آرمان ها و آرزوهایی که در آن روزگار تجلیاتی داشته است احساس گردد 3- تاثیر آن اثر در آثار پس از خود مورد بررسی قرار گیرد4- علاوه بر اثر مورد نظر، سایر آثار آن شاعر یا نویسنده نیز مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. ص 95
22- آیا در نقد تاریخی باید همه ی آثار نویسنده یا شاعر را مطالعه کرد یا مطالعه ی یک اثر یا شعرکافی است ؟
 نقد تاریخی هنگامی مفید است که ناقد تنها به مطالعه ی اثری که از یک نویسنده در پیش رو دارد اکتفا نکند بلکه به همه ی آثار او احاطه یابد تا قضاوتش صحیح باشد. ص 95
23- تکلیف دانش آموزان است به طور خلاصه : شرح  حال و بررسی تاریخی احوال شاعران سبب می شود که خواننده شناخت بهتری از آثار شاعران پیدا کند اما این آگاهی به تنهایی برای درک کامل ارزش های یک اثر ادبی کافی نیست .
24- آیا غزلیلت حافظ را می توان بدون شناخت محیط اجتماعی و احوال تاریخی خاص به خوبی درک کرد ؟
 بله ، زیرا یک شاهکار ادبی غالباً فراتر از محیط و اجتماع و زمان و مکان خود است و چه بسا مولود جذبه و الهام و تحت تاثیر لاشعور به وجود آید بنابراین نمی توان صرفاً بحث پیرامون مسائل مربوط به تاریخ و زمان و مکان آن را مورد بررسی قرار داد بلکه آگاهی از محیط اجتماعی و احوال تاریخی خاص آن دوره در فهم شعر موثر است . ص 94
25- چرا منتقدان ، نقد روانشناسی را کلید دیگر اقسام نقد می دانند ؟
  زیرا نقد روان شناسی ، جریان باطنی و احوال درونی شاعر و نویسنده را ادراک و بیان می نماید و قدرت و استعداد هنری و ذوق و قریحه او را می سنجد و نیروی عواطف و تخیلات هنرمند را تعیین می نماید ص 96
26- هدف اساسی نقد روانشناسی در شناخت و بررسی آثار ادبی چیست ؟
 پی بردن به عواطف و احساسات ومخیلات هنرمند و شناخت ، صفات و احوال نفسانی غالب بر عصر و معاصران هنرمند است .
27- آیا با توجه به احوال روحی و نفسانی اشخاص در آثار ادبی و جست و جو در زوایای روح انسان در ادبیات ، یک پدیده ی کاملاً تازه است ؟
خیر ، جست و جو در زوایای روح انسان از کهن ترین ایام در شعر دراماتیک یونان وجود داشته و بعدها نیز در اروپا کسانی مانند ((راسین )) ، ((شکسپیر)) ، ((ایبسن )) ، ونیز ((مترلینگ )) و ((داستایوسکی )) به آن پرداخته اند . ص 96
خودآزمایی درس دوازدهم  :
1-     موضوع شاهنامه چیست ؟
 از آغاز تمدن نژاد ایرانی تا انقراض حکومت ساسانیان به دست مسلمانان  ص 98
2-     شاهنامه به چند دوره تقسیم می شود ؟
 سه دوره : اساطیری ، پهلوانی و تاریخی  ص 98
3-   آیا دوره ی پهلوانی مفصل ترین و بهترین قسمت شاهنامه است ؟  بله ، چون رستم ، قهرمان و پهلوان شاهنامه در این دوره حضور دارد .
4-     چند ترا‍ژدی مهم از شاهنامه را نام ببرید .
جنگ رستم و سهراب ، جنگ رستم و اسفندیار ، کشته شدن سیاوش ، کشته شدن خسرو و از بین رفتن شیرین و ...
5-     آیا تراژدی های شاهنامه با آنچه ارسطو در تعریف تراژدی گفته است تطبیق دارد ؟
 آری ، از نظر ارسطو ، هدف اصلی تراژدی (( کتارسیس)) یعنی تطهیر و تزکیه نفس است . در تراژدی معمولاً قهرمان می میرد و مرگ دلخراش او باعث ((کتارسیس)) می شود. این احساس و دگرگونی روحی ، با خواندن تراژدی های شاهنامه از جمله رستم و سهراب پدید می آید.  ماجرای تراژدی به وسیله کردار اشخاص پیش می رود و به پایان می رسد در تراژدی های شاهنامه از جمله رستم و سهراب نیز تغییر مسیر داستان نتیجه ی خطاهایی است که از قهرمان داستان سر می زند .
6- هدف فردوسی از سرودن شاهنامه چه بوده است ؟
  احیای زبان فارسی وتقویت روحیه ی مبارزه جویی با بیگانگان وبیگانه پرستان ومقاومت دربرابر دشمنان است . ص 100
7- شاهنامه فردوسی از حیث شکل ظاهری و شکل ذهنی چه اهمیتی دارد ؟
از نظر شکل ظاهری ابیات سست ولغات عربی و کلمات نا مانوس فارسی در شاهنامه بسیار اندک است  برعکس از واژه های فارسی که درشاهنامه بسیار است  گاهی برای تاثیر گذاری بیشتر بر فضای داستان از الفاظ کهن و خشن استفاده کرده است . از نظر شکل ذهنی آفریدن معانی نو ، استفاده از آرایه های استعاره ، مجاز و کنایه و کثرت اغراق و کاربرد تشبیهای  طبیعی و محسوس و توصیف دقیق فنون جنگ آوری ، صف آرایی و نحوه استفاده از جنگ افزارها و در نهایت آوردن مضامین عالی شعر فردوسی ممتاز شده است .
8-  خصایص سبکی را از لحاظ شکل ظاهری در قطعه ی « رستم و اشکبوس » نشان دهید .
- انتخاب قالب مناسب مثنوی و بحر متقارب ( فعولن فعولن فعولن فعل ) برای توصیف صحنه های نبرد
- واج آرایی و تکرار در بسیاری از ابیات مثل : کمان به زه را به بازو فکند / به بند کمر بر ، بزدتیر چند
- کاربرد (( سلیح )) به جای ((سلاح )) و ((مزیح )) به جای ((مزاح ))
- کاربرد واژه ی کهن مانند ((کجا)) به جای ((که)) در مصراع ((دلیری کجا نام او اشکبوس ))
- تعداد فعل های پیشوندی زیاد است مثل : برخروشید ، اندر آمد ، برآویخت
-  کاربرد ((همی )) به جای ((می )) مانند همی بر خروشید بر سان کوس
-  کاربرد متمم با دوحرف اضافه ((به بند کمر بر بزد تیر چند ))
-  مقدم آوردن فعل بر سایر اجزاء جمله ((بشد تیز رهام باخود و گبر ))         
 - کمی واژه های عربی
9- قطعه ی « رستم و اشکبوس » را از لحاظ شکل ذهنی و توصیف و نیز از جهت گفت و گوهایی که میان پهلوانان در می گیرد نقد کنید .
تشبیه از عناصر عمده ی تصویر سازی :
 همی برخروشید برسان کوس /   زمین آهنین شد سپهر آبنوس
- استعاره و تشخیص          /     -   فراوانی آرایه ی کنایه مانند : سرهم نبرد اندر آرد به گرد
-  آرایه ی (( اغراق )) که از عناصر عمده ی تصویر سازی در حماسه است مانند :
 همی گرد رزم اندر آمد به ابر
-  توصیف دقیق صحنه ها        /                    - رجزخوانی و به تمسخر گرفتن حریف
10- آیا پیش از خیام شاعران دیگر ایرانی به قالب رباعی توجه داشته اند ؟
بله ، رودکی و ابوسعید ابوالخیر در قالب رباعی شعر سروده اند .
11- آیا خیام در دوران حیات خود به شاعری نیز شهرت داشته ؟
خیر ، به عنوان منجم ، طبیب و ریاضی دان مشهور بود.
12- نظام عروضی  درباره ی خیام چه می گوید ؟
 خیام را به عنوان ستاره شناس معرفی می کند  ص 103
13- از چه زمانی خیام به نام شاعر شهرت می یابد و چه کسانی نخستین بار از وی به عنوان شاعر یاد می کنند ؟
قدیم ترین فرد (( شهرزوری )) در قرن 6 و اوایل قرن 7 در کتاب (( تاریخ الحکما)) و شیخ نجم الدین رازی در قرن 7 در کتاب المرصاد العباد از خیام به عنوان شاعر ذکرشده و از این منبع چنین بر می آید که خیام از اوایل قرن هفتم به شاعری شهرت یافته است
14- آیا می توان تعداد دقیق رباعیات خیام را تعیین کرد ؟ خیر
15- فیتز جرالد کیست و با خیام چه ارتباطی دارد ؟
 شاعر انگلیسی قرن نوزدهم است که رباعیات خیام را به انگلیسی ترجمه کرده است . او پس از ترجمه  به اعتبار شکوه رباعیات خیام ، به نام ((خیام انگلیسی )) مشهور شود.
16- آیا می توانید بین خیام و حافظ رابطه ی فکری پیدا کرد ؟
 در آثار هردو شرایط اجتماعی و سیاسی و اخلاقی نابسامان جامعه انعکاس پیدا کرده و هردو شاعر از دورویی و نفاق ، عوام فریبی و ریاکاری گروهی و زود باوری و سادگی گروهی دیگر اظهار شکایت کرده و بدون ترس و هراس با آن به مقابله پرداخته اند.
17- نام قدیم ترین مثنوی های  قدیم ترین مثنوی های  نظامی چیست و طرح آن چگونه است ؟
مخزن الاسرار است که در قالب مثنوی کوتاه و مختصر مشتمل بر 2260 بیت و حاوی اندیشه هایی است درباب زهد و عرفان در 20 مقاله که در هر مقاله ضمن شرح عنوان مقاله ، یک داستان کوتاه اما    پر مایه ودلنشینی می آورد
18- خلاصه ی داستان لیلی و مجنون را بگویید .
 لیلی و مجنون سرگذشت عشقی پر شور است بین جوانی به نام قیس بنی عامر و دختری به نام لیلی . اما به علت اختلاف میان دو خانواده ، عشق آن دو به ناکامی می کشد. لیلی به اجبار خانواده با فردی به نام ابن سلام ازدواج می کند و قیس از عشق لیلی سر به بیابان می گذارد و با حیوانات مانوس می شود و عشق چنان او را مجنون می کند که خبر وفات پدر و مادر و همچنین ابن سلام در او هیچ تغییری ایجاد نمی کند . سرانجام چندی بعد لیلی می میرد و مجنون وقتی این خبر را می شنود بر سر قبر او می رود و در همان جا می میرد . ص 105
19- مهمترین و بهترین مثنوی های  نظامی چه نام دارد ؟  خسرو و شیرین     ص 104
20- در داستان خسرو و شیرین چه ماجراهای فرعی وارد شده است ؟
ازدواج خسرو با مریم دختر قیصر روم ، جنگ خسرو با بهرام ، داستان عشق فرهاد و کوه کندن فرهاد ، مرگ مریم ، کشته شدن خسرو به دست شیرویه ، سرانجام تلخ شیرین و ...
21- بین روایت نظامی با روایات دیگر چه تفاوت هایی وجود دارد ؟
1- نظامی ، شیرین را برادر زاده ی بانوی ارمن معرفی می کند و فردوسی در شاهنامه او را یک کنیز ارمنی و در کتب قدیم با روایات دیگر آمده است . 2- (( اسکندر)) نظامی ، شخصیت و رفتاری متفاوت با (( اسکندر))  تاریخی  دارد یعنی  فقط  یک  سردار فاتح  نظامی  نیست  بلکه  حکیمی خردمند و جهان  دیده است  . 3-  روایت های نظامی با زبان و بیانی کاملاً ادبی دارد و تصویر آفرینی های فراوان و بدیع به داستان ها تازگی بخشیده است .
22-  شعر نظامی چه خصوصیاتی دارد ؟
 سرشار از تشبیهات و توصیفات زیبا و هنرمندانه است . او در انتخاب الفاظ و کلمات مناسب و ایجاد ترکیبات خاص تازه و ابداع و اختراع معانی و مضامین نو دل پسند و تصویر جزئیات و نیروی تخیل و دقت دروصف وایجاد مناظر و ریزه کاری در توصیف طبیعت و اشخاص و احوال و به کار بردن صورت های ذهنی در شمار کسانی است که بعد از خود نظیری ندارد . ص 106
23- چرا در فهم شعر نظامی گاه با دشواری هایی مواجه می شویم ؟
به علت یافتن معانی تازه و ابداع ترکیبات جدید و افراط در به کار بردن لفات عربی و اصطلاحات علوم و اصول و مبانی فلسفه و معارف اسلامی شعر او غالباً دشوار و پیچیده می شودکه جز با تفسیر دقیق درک آن امکان پذیر نیست . ص 106
24- آیا می توانید خصوصیات سبک عراقی را در شعر نظامی نشان دهید ؟
الف ) رواج حس دینی و عرفانی و مذهبی :   
 خداوند شبم را روز گــردان          چو روزم بر جهان پیروز گردان         
ب) کاربرد ترکیبات نو و ابداع معانی مثل : سیماب کاری به معنی اضطراب وپریشانی
 ج) کاربرد جمله های عربی و ضرب المثل مثل : خروس (( الصبر مفتاح الفرج )) خواند.
  د) کاربرد استعاره های مطبوع و نو مثل : کوره تنگ و سنگ استعاره از غم و اندوه
  ر ) کاربرد تشبیهات زیبا مثل : غرقاب غم               /            ز) کثرت لغات و ترکیبات عربی مثل : مقبول ، معصوم ، انعام ، عرش
س)اشاره به آیات و روایات واحادیث       /                )کاربرد اصطلاحات علمی و بسیاری از افکار فلاسفه و اصول و مبانی فلسفه
خودآزمایی درس سیزدهم :
1-     چه عاملی باعث دگرگون شدن احوال مولوی می شود ؟  دیدار با شمس  ص 110
2-     بعد از شمس تبریزی چه کسانی مرشد و مراد مولوی بوذنذ ؟
 صلاح الدین زرکوپ و پس از وفات او حسام الدین چلپی   ص 110
3-     مثنوی مولوی چند دفتر است، ومولوی در سرودن آن چه منابع و مآخذی را در نظر داشته است ؟
 6  دفتر ، از دو منبع عمده ی  ((قرآن)) و ((حدیث)) و در کنار آن منابع دیگری مثل : کلیله و دمنه و آثار سنایی و عطار و نظامی بهره گرفته است .
4-     حقیقت از نظر مولوی چیست و وی چگونه بدان می رسد ؟
 رسیدن به حق و اتصال انسان به حق که از طریق کنار گذاشتن جسم و فداکردن خود و همه روح شدن حاصل می شود. ص 112
5-     به طور خلاصه بنویسید که مولوی در مثنوی چه می خواهد بگوید ؟
 مثنوی جلوه گاه انسان و طبیعت است ، طبیعت جلوه گاه خداوند است . درسراسر هستی ، جز خدا هیچ وجود ندارد و انسان نیز همه جا با طبیعت و اشیاء در می آمیزد تا امکان رسیدن به حقیقت ممکن شود و اتصال انسان به حق از طریق تزکیه نفس و ترک هوی و هوس و عشق است ص 112
6-     خصوصیات کدام سبک را می توان در آثار مولوی دید ؟  عراقی
7-     محتوای شعر حافظ از چه مایه هایی برخوردار است ؟
ستایش آزادگی ، همین آزادگی است که او را به (( رند )) معروف کرده است  ص 116
8-     آیا شعر حافظ صبغه ی اجتماعی نیز دارد ؟
 بله ، حافظ شخصی است که نمی تواند اوضاع سیاسی و اجتماعی شیراز را نادیده انگارد. و در مقابل آن عکس العمل نشان  می دهد و نشانه ی روشن آن واکنش های تند حافظ نسبت به رفتارهای تعصب آلود و خشونت آمیز مبارز الدین است . ص 114
9-     در شعر حافظ محتسب کیست و چرا حافظ با او سر ناسازگاری داشته است ؟
مبارزالدین محمد ، زیرا وقتی محمد مبارزالدین بر فارس غلبه می کند ابواسحاق ممدوح حافظ ، را بر دروازه ی شهر به دار می آویزد و دوره ی آسودگی و امنیت و آزادی سیزده ساله به پایان می رسد . شهر در میان رعب و وحشت وخشونت و تعصب غرقه می سازد و ریاکاری و تزویر و عوام فریبی و دروغ و نفاق که زاده ی حکومت محتسب است رواج می یابد ص 114 و115
10- چرا حافظ می خواهد شیراز را رها کند و خود را به دیاری دیگر افکند ؟
چون محیطی که زهد ریایی و تعصب و جهل عوام آن را چنان سرد و بی روح کرده است که دیگر برای حافظ چندان مایه ی خشنودی نیست و شاه شجاع که هردم به رنگی می گردد هرگز نمی تواند حافظ را راضی  نگه دارد ،  از این رو شیراز برای حافظ طاقت فرسا می شود و ناچار پس از چهل سال زندگی آن شهر را سرزنش می کند و هوس می کند به دیاری دیگر رخت کشد .  
11- چرا شاه شجاع حافظ را می آزارد و او را تکفیر می کند ؟
 حافظ که ستایش گر آزادگی است نمی تواند جهل ، نفاق ، خودبینی و زهد ریایی درباریان ، زاهدان ریاکار و متملق را تحمل کند و با تمام این چیزها مبارزه می کند به همین دلیل نه تنها شاه شجاع او را می آزارد بلکه زاهدان ریاکار و متملق دستگاه او همواره درصدد تکفیر و آزار او هستند .
12- حافظ با چه گروهی به مبارزه بر می خیزد ؟
با زاهدان ریاکار و متملق ، افراد خود بین ، منافق ، متعصب ، جاهل ، دروغگو ، عوام فریب ، ظاهر بین ، حاکمان ظالم و ستمگر که جامعه ی خود را در رعب و وحشت و تعصب فرو می بردند
13- رند از نظر حافظ کیست ؟
 رند دردیوان او، انسان برتر، انسان کامل وانسان آزاده است .او شعر خود را رندانه و مکتب خود را  مکتب رندیمی نامد
14- چرا سبک شعر حافظ را « سبک والا » خوانده ایم ؟
چون حافظ تحولی بزرگ در غزل فارسی ایجاد کرد و سبکی مستقل به وجود آورد . درشعر او بلاغت کلام و هنر تلفیق و ترکیب کلمات و آفرینش های هنری و تصویر های بی نظیر و صنایع معنوی ، خاصه ایجاز و ایهام ، شعر حافظ را به عالی ترین مرتبه ی خود سوق می دهد .
15- خصایص شعر صائب چیست ؟
مضمون آفرینی در شعر ، خلق مضامین بکر ، نازک خیالی ، ساختن شبیهات و استعارات و کنایات تازه و کاربرد تمثیل و ارسال المثل ، آوردن الفاظ عامیانه و معمولی و گاه پیش افتاده ، آوردن افکار و اندیشه های عامیانه ، ترکیب کلمات ، آفرینش ترکیبات و تعبیرات نو .
16- چه تازگی هایی در شعر صائب می توان دید ؟
تازگی در مضمون آفرینی در شعر ،  مضامین بکر، نازک خیالی ، آنچه از لحاظ فکر و مضمون بر شاعران دیگر تا حدی اضافه دارد عرفان و حکمت است
17- کدام یک از قالب های شعری بیش تر مورد توجه صائب بوده است ؟  غزل
18- محتوای غزل صائب غالباً چیست ؟ مضامین اخلاقی ، عرفان و حکمت
19- دو غزل صائب را که خوانده اید دقیقا مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید و خصوصیت آن ها را تشریح کنید.
کاربرد تعبیرات و ترکیبات نو مانند :    خار خار جست و جو ، پشت بر دیوار حیرت دادن ، شبیخون خمار ، چراغ کلک
- وجود تعبیرهای عامیانه ، مانند : دشت دشت از سایه ی مردم گریزانیم ما
-  در مضمون آن ، اخلاق و حکمت دیده می شود .
-  مضمون آفرینی و نازک خیالی و تازگی تشبیهات مانند :  پشت چون آیینه بر دیوار حیرت داده ایم                                                            
    20- تکلیف دانش آموزان است
خودآزمایی درس چهاردهم :  ص 134
1-     تاریخ بیهقی از لحاظ تاریخی چه اهمیتی دارد ؟
به خاطر امانت داری و صداقت و صراحت در تاریخ و بیان حقایق تاریخی اهمیت فراوان دارد، زیرا مورخ سعی کرده است تا آنجا که ممکن است حقایق تاریخی را با تخیلات  یا تعارفات و دروغ گویی های بی مورد در نیامیزد و تاریخی واقعی و مستند را ارائه دهد .
2-     ابوالفضل بیهقی در نوشتن تاریخ خود از چه منابع و مآخذی استفاده کرده است ؟
 الف : مشاهدات و تجربیات سیاسی و اجتماعی خود        /   ب: استفاده از کتاب های قابل اعتماد
   ج: مراجعه به افراد مورد اعتماد که خود شاهد حادثه بودند و کسب اخبار از آن ها  
3-     نثر بیهقی چه خصوصیاتی دارد ؟
الف : نثر داستانی ، است که در خدمت محتوای تاریخی قرارگرفته است .
 ب: استفاده از اطناب و ایجاز به جا و مناسب                              
 پ : کاربرد تمثیلات و تعبیرات بلیغ و زیبا
4-     هنر نویسندگی بیهقی در چیست ؟
الف :کاربرد توصیفات دقیق و جزئی و هنرمندانه     /    ب : تجسم و تصویر هنرمندانه ی صحنه ها و اشیاء و اشخاص
  پ : رعایت بلاغت از جهات مختلف که کلام او را جذاب و گیرا کرده است  /      ج : استفاده اطناب و ایجاد به جا و طبیعی
  ت :  کلمه آفرینی که نه تنها بر زیبایی در آهنگ کلام می افزاید بلکه معانی و مفاهیم کامل را القا می کند .
   ث : کاربرد تمثیلات و تعبیرات که کلام او را به اوج زیبایی و بلاغت می رساند
5- حکایت سیل غزنه را بخوانید و خصایص نثر بیهقی را در این حکایت نشان دهید ؟
-کوتاهی جمله ها مثل : فرمان نمی بردند ( کاهل دار برخاستند.   /   باران قوی تر شد.
- حذف بخشی از فعل به قرینه مثل : گروهی از گله داران در میان رود غزنین فرود آمده بودند و گاوان بدان جا داشته .
-  خوش آهنگی کلام مثل :  آخرها کشیده و خر پشته زده و ایمن نشسته
 - وجود تعبیرهای مناسب مثل : گله داران جستند و جان را گرفتند / مدد سیل پیوسته چو لشکر آشفته در می رسید .
-  کلمه آفرینی مثل : ترگونه ، کاهل وار، کوتاه گونه ، با رانک و ...
-  کاربرد ساخت قدیمی افعال : چون ممکن شدی /، بتوانستی گذشت /، مدد سیل در می رسید
-  جابه جایی اجزای جمله مثل : یلی بود قوی / ، اقرار کردند پیران کهن / ، محال بود برگذر سیل بودن
-  استشهاد به آیه ، حدیث ، روایت مثل : نعوذ بالله من الاخر سین و الا صمین           پیغمبر (ص)
-  توصیف دقیق صحنه ها و اشیاء           /                  - استفاده از نقل قول های مستقیم         
-  کهنگی واژه ها مثل : پشتیوان ، نماز خفتن ، نماز دیگر و...
17-غالبا چه نکاتی بیش تر مورد توجه نویسنده ی قابوس نامه بوده است ؟
آئین های معمولی زندگی با مسائل عمیق اجتماعی و اخلاقی و تربیتی، علوم و فنون و آیین ها وسنت های مختلف برای تربیت فرزند خود .
18-در تدوین ابواب و فصول این کتاب ( قابوس نامه ) نویسنده چه شیوه ای را به کار می گیرد ؟
 در هر باب ابتدا خطاب به پسرخود ، به تعریف یا توصیف موضوع مورد نظر می پردازد و در باب آن سخن می گوید. سپس برای توضیح بیش تر و روشنگری مطلب حکایت یا حکایت هایی نقل می کند که این حکایات یا از اجداد و پدران خود اوست یا از تاریخ گذشتگان و امیران و پادشاهان و بزرگان پیشین است .
19-نثر قابوس نامه چه خصوصیاتی دارد ؟
- نثر قابوس نامه ، نثر ساده و روان است / لغات عربی درآن بسیار اندک است و این مقدار اندک هم لغات معمولی و رایج عربی در زبان فارسی است .
- لغات و اصطلاحات فارسی در آن بسیار است و ظاهراً نویسنده دربه کار بردن لغات فارسی تعمد داشته است .
-  اصطلاحات علمی و فنی از جمله فلسفه ، نجوم ، هندسه و طب و شعر وفقه و امثال آن به کار برده است .
-  جمله ها کوتاه است.           /               
 -  نویسنده اشعار خود را در جای مناسب همراه با نثر آورده است
20-نثر بیهقی را با نثر قابوس نامه مقایسه کنید .
 الف : نثر هر دو کتاب ساده و روان و خوش آهنگ است     /     ب : جمله ها و عبارت ها در نثر هر دو کتاب کوتاه است
پ: لغات عربی در نثر بیهقی بیش تر و واژه های فارسی در نثر قابوس نامه چشم گیر تر است
ت: در هر دو کتاب تعبیرات زیبای فارسی به چشم می خورد
ث : حذف فعل یا بخشی از آن یا حذف بخشی از جمله در نثر بیهقی کاملاً آشکار است
ج : ویژگی های نثر داستانی از جمله توصیف های جزئی و دقیق وتصویر صحنه ها و اشیاء و اشخاص در نثر بیهقی   بارزتر است .
10- خصوصیات نثر قابوس نامه را از نمونه ای که خوانده اید ، استخراج کنید .
ویژگی متن درس :
الف: سادگی و روانی وخوش آهنگی مثل : تا بتوانی ، از نیکی میاسای و خویشتن را به نیکی و نیکوکاری بر مردم نمای وچون نمودی به خلاف نموده مباش به زبان دیگر مگوی و به دل مباش تا گندم نمای جو فروش نباشی .
ب:کوتاهی جملات و تکرار واژه ها مثل : اندرآب جست . / آب تیز همی آمد. / فتح را بگردانید. / فتح دانست.
پ: فراوانی واژه های فارسی
ت: کمی لغات عربی و همین مقدار اندک هم لغات عربی ساده و رایج هستند مثل : نجیب ، عزیز، خلیفه ، جهد و...
ث :کهنگی تلفظ برخی از کلمات مثل شناء و (شنا)  ، اوستاد (استاد) ، اوفتادن (افتادن ) ، نبشته (نوشته ) و...
ج : قدیمی بودن ساخت افعال مثل : همی شد ( می شد) ، می شد ( می رفت ) ، غوطه همی خوردن (غوطه خوردن ) ، بگرفتی
 (می گرفتم )   /       چ : تعبیرهای فارسی مثل : از خود نمودن (وانمود کردن ) ، با چیزی بسنده نبودن ( از عهده چیزی برنیامدن )
11- هدف سعدی از نوشتن گلستان چه بوده است ؟
هدف او آموزش مسائل اخلاقی و تربیتی است او می خواهد آنچه از نظر اخلاق دینی خوب و پسندیده است در لباس فصیحت بیان کند و دیگران را در آنچه خود می اندیشد و می پسندد سهیم کند . ص 131
12-آیا گلستان دنیای واقعی سعدی است ؟
 بله ، دنیا آن چنان که هست نه آن چنان که باید باشد.
13- چه نوع اندیشه ای در گلستان وجود دارد ؟
سعدی در گلستان  همه نوع اندیشه با همه ی خوبی ها و بدی ها در طبقات مختلف جامعه از پادشاه گرفته تا درویش بیان کرده است و همه ی آن طبقات اجتماعی را از لحاظ روحیات و اخلاق و رفتار مورد بررسی قرار داده و به تحلیل اجتماع خود پرداخته است تا ارزش های اخلاقی ودینی که خوددرباره آن ها اندیشیده و آن ها را پسندیده رواج دهد. عناوین باب ها حوزه ی اندیشه ی سعدی را به خوبی نشان می دهد .
14- گلستان سعدی چند باب است و هر بابی اختصاص به چه موضوعی دارد ؟
گلستان هشت باب دارد : باب اول : در سیرت پادشاهان / باب دوم : در اخلاق درویشان /  باب سوم : در فضیلت قناعت / باب چهارم : در فواید خاموشی / باب پنجم : در عشق وجوانی / باب ششم : درضعف و پیری  / باب هفتم : در تاثیر تربیت / باب هشتم : در آداب معاشرت    /     هر کدام از ابواب سرشار از نکات مهم اخلاقی و اجتماعی است .
15- بلاغت سعدی مربوط به چه نکاتی است ؟
الف : رعایت مقتضای حال یعنی مناسب اندیشی و مناسب گویی
ب : تناسب وهماهنگی بین حروف وواژه ها وجمله ها ،کاربردواژه ی مناسب که هرواژه درکلام سعدی جای خاصی دارد
پ : به حد اعلا رساندن ایجاز در کلام یا فشرده نویسی         /   ت : کاربرد طبیعی و معتدل آرایه های ادبی
ث : کاربرد آیات و احادیث                  /                   چ: استفاده از تمثیلات تاریخی مناسب
ج :کاربرد لغات ، جمله ها وعبارات و اشعار عربی در حد مناسب وبه دور از تکلف و ...
16-چه تفاوت هایی بین نثر گلستان و نثر مصنوع وجود دارد ؟
الف )در نثر مصنوع کاربردآرایه های ادبی فراوان و بیش تر از خودِ موضوع جلب توجه می کند اما سعدی هنرمندانه و ابتکاری عمل می کند و برخلاف زمان خود از آرایه ها و صنایع ادبی به طور ((متعادل )) و ((طبیعی )) بهره می گیرد
ب:در نثر مصنوع نویسندگان برای بیان یک مطلب از کلمات مترادف استفاده می کردند در صورتی که نثر گلستان ایجاز است و گاه با چند کلمه یک حکایت زیبا با نکات ارزنده بیان می کند .
17- هر واژه در کلام سعدی جای خاص و معینی دارد به طوری که اگر آن را از جای خاص خود برداریم ، نظم و تناسب و ناچار زیبایی و لطف کلام از بین می رود . ص 133
18- ایجاز یکی از خصوصیات نثر سعدی است . چند جمله به عنوان نمونه ذکر کنید .
برادر که در بند خویش است ، نه برادر و نه خویش است./ هرکه را زر در ترازوست ، زور در بازوست / هنر چشمه ی زاینده است و دولت پاینده / هر چه نپاید دلبستگی را نشاید / هر چه زود برآید، دیر نپاید
16-    غیر از ایجاز چه خصوصیات دیگری از لحاظ هنری می توانیم در گلستان ببینیم ؟
الف :به کاربردن هر واژه در جای مناسب  /   ب: موسیقی و خوش آهنگی     /         پ: استفاده از چاشنی طنز
ت: وسعت و تنوع و رنگارنگی صحنه ها و آدم و حوادث     / 
 ث : تناسب گفتارها با روحیات و شخصیت های افراد
ج : توصیف و تجسم هنرمندانه ی مناظر و صحنه ها و اشخاص در نهایت ایجاز
چ : به کارگرفتن واژه ها و ترکیبات رایج                /              
ح: استفاده از تمثیل و استشهاد به آیات و احادیث  
خ : کاربرد لغات و عبارات عربی      /       د: کاربرد اشعار عربی و فارسی         /
  ذ: توصیف خلقیات و حالات درونی افراد.
19-    تکلیف دانش آموزان است.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ساعت 18:6  توسط جغراتی  |