|
درآمدي بر ادبيات غنايي
« غنا » در لغت: سرود نغمه و آواز خوش ( معادل ليريك (lyric) در اروپا در اصطلاح: شعري است كه گزارشگر عواطف و احساسات شخصي شاعر باشد. وسيع ترين افق معنوي و عاطفي در شعر فارسي، افق شعرهاي غنايي است. ـ نمونه ي كامل انواع شعر غنايي، غزل است. ـ يكي از زمينه هاي مهم شعر غنايي، بُعد اجتماعي آن است. ـ آغاز شعر عاشقانه را بايد قرن چهارم دانست. ـ رشد و باروري شعر عاشقانه را در تغزلات زيباي رودكي و شهيد بلخي و رابعه بنت كعب بايد جست. ـ در قرن پنجم تغزل در شعر فرخي كمال مي يابد و رفته رفته، غزل به عنوان يك نوع خاص مورد توجه قرار مي گيرد. ـ از اوايل قرن ششم، عرفان و اصطلاح صوفيه با پيش گامي سنايي به حوزه ي غزل راه مي يابد. ـ نوع عارفانه ي غزل كه محصول قرن ششم است، در قرن بعد به وسيله ي مولانا و حافظ به كمال مي رسد. ـ كمال منظومه هاي عاشقانه در آثار نظامي به اوج خود مي رسد. ـ در اين دوره منظومه هاي بلند انساني و عرفاني مانند منطق الطير و مثنوي مولانا با بياني تمثيلي صدر نشين آثار بزرگ و جاويدان جهان مي شوند. ـ پس از مشروطه و به خصوص، با ظهور شعر نو تقريبا تمامي آثار شعري معاصران ما نمونه هايي از شعر غنايي هستند.
شكل هاي اشعار غنايي: الف)بلند: قالب هاي قصيده و مثنوي ب)متوسط: قالب غزل ج) كوتاه: قطعه و رباعي و دو بيتي نمونه هاي موفق شعر غنايي : 1ـ تغزل: (رودكي، سعدي، حافظ) 2ـ عرفان: (سنايي، عطار، مولوي، حافظ) 3ـ مناجات نامه :(سنايي، وحشي بافقي) 4ـ هجو، هزل و طنز: سوزني سمرقندي، انوري، عبيد زاكاني 5 ـ مرثيه: رودكي، سعدي، خاقاني، محتشم كاشاني 6 ـ حبسيه: مسعود سعد سلمان، خاقاني، فرخي يزدي 7ـ شكواييه: رودكي، ناصرخسرو، خيام 8ـ ساقي نامه: نظامي، حافظ، رضي الدين آرتيماني 9ـ مديحه سرايي: عنصري، فرخي، منوچهري، انوري 10ـ منظومه هاي عاشقانه: عنصري، فخرالدين اسعد گرگاني، نظامي نمونه هاي موفق آثار غنايي منثور فارسي: 1ـ سمك عيار: تاليف فرامرز خداداد ارجاني 2ـ هزارو يك شب: اثر عبدالطيف طسوجي 3ـ سفرنامه: اثر ناصر خسرو 4ـ شرح زندگاني من: از عبدالله مستوفي 5ـ روزها: از دكتر اسلامي ندوشن آثار جمال زاده و هدايت
درياي كرانه ناپديد رابعه قزداري بلخي از شاعران مشهور قرن چهارم و معاصر سامانيان است.پدر او كعب، اصلاً عرب بود و در حدود بلخ حكومت داشت. مشهور است كه رابعه عاشق بكتاش، غلام برادرش شد. او در شعر زير عشق پاك خود را به بكتاش تصوير كرده است.
عشق او بازاندر آوردم به بند كوشش بسيار نامد سودمند عشق بكتاش دوباره مرا گرفتار كرد و تلاش و توان من فايده ي نداشت عشق،درياي كرانه ناپديد كي توان كردن شنا اي هوشمند عشق همانند درياي بي ساحل است اي انسان آگاه هرگز نمي تواني در اين دريا شنا كني عشق را خواهي كه تا پايان بري بس كه بپسنديد بايد ناپسند اگر دوست داري كه در اين عشق وفادار بماني بايد خيلي از ناملايمات را بپذيري زشت بايد ديد و انگاريد خوب زهر بايد خورد و انگاريد قند در اين عاشقي بايد بدي ديد و آن را خوب تصور كرد تلخي را چشيده و آن را شيرين تصور كرد تو سني كردم ندانستم همي كز كشيدن تنگ تر گردد كمند من سركشي كردم نمي دانستم كه اين سركشي باعث گرفتاري بيشتر مي شود خود آزمايي صفحه40 1ـ چرا شعر غنايي داراي گسترده ترين افق معنوي مجموعه ي شعر فارسي است؟ به خاطر اين كه در اين نوع شعر شاعر به بيان « من» فردي و اجتماعي مي پردازد و انسان ها داراي عواطف فراوان اند لذا هر كس به طوري عواطف خود را بيان كند.
2ـ اين بيت حافظ با كدام بيت از شعر درس ، ارتباط معنايي نزديك تري دارد؟ در بيابان گر به شوق كعبه خواهي زد قدم سرزنش ها گر كند خار مغيلان غم مخور بيت سوم 3ـ بيت آخر ،كدام خصوصيت عشق را نشان مي دهد؟ كشش و جذبه ي عشق، گريز از عشق غير ممكن است و صبر و تحمل بايد داشت. 4ـ بيت نخست را به نثر فارسي معيار بنويسيد. عشق او مرا گرفتار كرد، كوشش بسيار من سود نداشت. 5 ـ كدام مصراع از شعر بالا ضرب المثل است؟ كز كشيدن تنگ تر گردد كمند 6 ـ در كدام بيت ،صنعت تضاد ديده مي شود؟ بيت چهارم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۲ساعت 18:14  توسط جغراتی
|
|
منوی اصلی آرشیو مطالب پیوندها
|