فصل هفتم                                                                                                در آمدی بر ترجمه

ترجمه، عامل مهم پیوند و رابطه­ی فرهنگی میان مردمانی است که هم­زبان نیستند و ابزاری برای نقلِ اندیشه­ها، خواسته­ها، قصّه­ها، دانش­ها و ... از زبانی به زبانی دیگر است.

ترجمه در ایران سابقه ای طولانی دارد. پیش از اسلام در دوره ی ساسانیان کتابهای بسیاری از زبانِ سانسکریت و زبان­های دیگر ترجمه شد که متن پهلویِ آن از دست رفته اما ترجمه ای که از آنها، در قرونِ بعد به عربی صورت گرفت موجود است. از جمله: «کلیله و دمنه» و «الفُ لیلهٍ و لَیله».

در دوره­ی اسلامی از همان قرن­های نخستین هجری، از یک سو ترجمه­ی عربی آثار معتبر علمی و فلسفی یونان در دسترس ایرانیات قرار گرفت و از سوی دیگر، بسیاری از متون عربی و به ویژه تفاسیر قرآن، به فارسی برگردانده شدند.

از نخستین ترجمه هایِ موفقِ متونِ عربی به فارسی:

1- ترجمه ی تفسیرِ طبری(نوشته ی مُحمّد بنِ جریرِ طَبَری ، که عُلمایِ ماوراء النهر به پارسیِ راهِ راست یعنی همان فارسی ساده ترجمه کردند).

2- ترجمه ی تاریخِ طبری(نوشته ی محمّد بنِ جریر طبری، که ابوعلیِ بلعمی و زیرِ سامانی به نثر پارسی ترجمه کرد و ترجمه ی او را تاریخِ بلعمی می گویند).

3- ترجمه ی کلیله و دمنه که به همتِ ابوالمعالی نصر الله منشی(قرن 6، سال 536) انجام گرفت.

ترجمه از زبان هایِ اروپایی با تأسیسِ دارالفنون همزاد است. ترجمه­ی ناصرالملک از «اتللوی» «ویلیام شکسپیر» و ترجمه­ی «ذکاءالملک فروغی» از«گفتار در روش به کار بردن خرد» از «دکارت» نمونه­های خوب و بی­نقص اواخر عهد قاجار است.

ترجمه ی شعر های اروپایی، هم در شکل و هم در محتوای شعر فارسی مؤثر افتاد و باعث بروز تحوّل از سبک کهن به سبک نیمایی و شعر سپید شد. گنجینه­ی واژگان زبان فارسی را غنی ساخت. نثر را پویا کرد، ساده نویسی را رونق بخشید و روش­های جدید تحقیق را به پژوهندگان آموخت و سرانجام موجب رواج علوم و فنون جدید در ایران شد.

تعریف ترجمه: یکی از راه هایِ انتقالِ عناصرِ فرهنگ ها به یکدیگر و مطلوب ترین شکلِ این انتقال: آن است که هیچ بخشی از صورت و معنی از میان نرود و این امر امکان پذیر نیست و بنابراین موفقیت در انتقال پیام نسبی است.

شرایطِ مترجم موفّق:

1- آشنایی کامل با روحِ زبانِ مبدأ (زبانی که از آن ترجمه می شود) و زبانِ مقصد(زبانی که به آن ترجمه می شود).

2- اِشرافِ کامل بر محتوایِ کتاب.

3- رعایت امانت و به بیانِ دیگر «حفظ سبک» مؤلف.

انواع ترجمه:

1-  ترجمه ی ارتباطی (آزاد یا روان) : که در آن توجه مترجم بیشتر به گیرنده ی پیام است و تمایل ندارد ساخت هایِ صوری و معنی هایِ نا آشنا را از زبان مبدأ به زبان مقصد وارد کند. خوبیِ این نوع ترجمه: آسانتر خوانده می شود و روان است. اِشکال این ترجمه: نگرانی از این که سخنِ نویسنده تحریف شده باشد.

2-  ترجمه ی معنایی (تحت اللفظی یا دقیق): بر خلافِ گونه ی نخست، به نویسنده توجه بیشتری دارد. خوبیِ آن: دقتِ ترجمه و بازگردانیِ مو به مویِ واژگان، اِشکالِ آن: ناروان بودن جمله ها.

هیچ ترجمه ای نمی تواند به طورِ مطلق ارتباطی یا معنایی باشد، بل این پدیده صرفاً نسبی است.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:21  توسط جغراتی  |