ترجمه، عامل مهم پیوند و رابطهی فرهنگی میان مردمانی است که همزبان نیستند و ابزاری برای نقلِ اندیشهها، خواستهها، قصّهها، دانشها و ... از زبانی به زبانی دیگر است.
ترجمه در ایران سابقه ای طولانی دارد. پیش از اسلام در دوره ی ساسانیان کتابهای بسیاری از زبانِ سانسکریت
و زبانهای دیگر ترجمه شد که متن پهلویِ آن از دست رفته اما ترجمه ای که
از آنها، در قرونِ بعد به عربی صورت گرفت موجود است. از جمله: «کلیله و دمنه» و «الفُ لیلهٍ و لَیله».
در دورهی اسلامی از همان قرنهای نخستین هجری، از یک سو ترجمهی عربی آثار معتبر علمی و فلسفی یونان در دسترس ایرانیات قرار گرفت و از سوی دیگر، بسیاری از متون عربی و به ویژه تفاسیر قرآن، به فارسی برگردانده شدند.
از نخستین ترجمه هایِ موفقِ متونِ عربی به فارسی:
1-
ترجمه ی تفسیرِ طبری(نوشته ی مُحمّد بنِ جریرِ طَبَری ، که عُلمایِ ماوراء
النهر به پارسیِ راهِ راست یعنی همان فارسی ساده ترجمه کردند).
2- ترجمه ی تاریخِ طبری(نوشته ی محمّد بنِ جریر طبری، که ابوعلیِ بلعمی و زیرِ سامانی به نثر پارسی ترجمه کرد و ترجمه ی او را تاریخِ بلعمی می گویند).
3- ترجمه ی کلیله و دمنه که به همتِ ابوالمعالی نصر الله منشی(قرن 6، سال 536) انجام گرفت.
ترجمه از زبان هایِ اروپایی با تأسیسِ دارالفنون همزاد است. ترجمهی ناصرالملک از «اتللوی» «ویلیام شکسپیر» و ترجمهی «ذکاءالملک فروغی» از«گفتار در روش به کار بردن خرد» از «دکارت» نمونههای خوب و بینقص اواخر عهد قاجار است.
ترجمه
ی شعر های اروپایی، هم در شکل و هم در محتوای شعر فارسی مؤثر افتاد و باعث
بروز تحوّل از سبک کهن به سبک نیمایی و شعر سپید شد. گنجینهی واژگان زبان
فارسی را غنی ساخت. نثر را پویا کرد، ساده نویسی را رونق بخشید و روشهای
جدید تحقیق را به پژوهندگان آموخت و سرانجام موجب رواج علوم و فنون جدید در
ایران شد.
تعریف ترجمه:
یکی از راه هایِ انتقالِ عناصرِ فرهنگ ها به یکدیگر و مطلوب ترین شکلِ این
انتقال: آن است که هیچ بخشی از صورت و معنی از میان نرود و این امر امکان
پذیر نیست و بنابراین موفقیت در انتقال پیام نسبی است.
شرایطِ مترجم موفّق:
1- آشنایی کامل با روحِ زبانِ مبدأ (زبانی که از آن ترجمه می شود) و زبانِ مقصد(زبانی که به آن ترجمه می شود).
2- اِشرافِ کامل بر محتوایِ کتاب.
3- رعایت امانت و به بیانِ دیگر «حفظ سبک» مؤلف.
انواع ترجمه:
1-ترجمه ی ارتباطی (آزاد یا روان) : که
در آن توجه مترجم بیشتر به گیرنده ی پیام است و تمایل ندارد ساخت هایِ
صوری و معنی هایِ نا آشنا را از زبان مبدأ به زبان مقصد وارد کند. خوبیِ
این نوع ترجمه: آسانتر خوانده می شود و روان است. اِشکال این ترجمه: نگرانی
از این که سخنِ نویسنده تحریف شده باشد.
2-ترجمه ی معنایی (تحت اللفظی یا دقیق):بر
خلافِ گونه ی نخست، به نویسنده توجه بیشتری دارد. خوبیِ آن: دقتِ ترجمه و
بازگردانیِ مو به مویِ واژگان، اِشکالِ آن: ناروان بودن جمله ها.
هیچ ترجمه ای نمی تواند به طورِ مطلق ارتباطی یا معنایی باشد، بل این پدیده صرفاً نسبی است.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:21  توسط جغراتی
|