تحوّلات ادبی جامعهی ایران را از زمان امضای فرمان مشروطیّت(1324 ه.ق) تا به امروز«ادبیّات معاصر» نامیدهاند. آمدن
صنعت چاپ به ایران، گسترش روزنامهنویسی، آشنایی ایرانیان با ادبیّات
اروپایی، نهضت ترجمه و نشر آثار اروپایی و تأسیس مدرسهی دارالفنون را از عمده عواملی میتوان دانست که در این تحوّل و دگرگونی مؤثّر بودهاند.
به
دنبال تغییر در شئون اجتماعی جامعه، تحولاتی در عرصهی نثر و شعر نیز
اتّفاق افتاد. تغییراتی که در نثر این دوره روی داد، به شرح زیر است:
1-زبان نوشتهها به زبان مردم نزدیک شد،
پیش از این انحصار نوشته ها به دربار یا خواص، نویسندگان را به سمت تکلّف و
تصنع پیش می برد اما در این دوره ، مَثَل ها، اصلاحات قصّه ها و زندگی
مردم عادی به ادبیّات راه یافت.
2-موضوع
و محتوای نوشته ها نیز زیر و رو شد. واقعیّات زندگی، دردهای اجتماعی، بحث
درباره ی حکومت و دولت و طرح اندیشه های نو، فضای نثر و شعر را تحت تأثیر
قرار داد. این مسائل در نوشته ها و آثار قرن های پیشین اندک است.
3-پیدایی
یک رشته کار علمی و تحقیقی در زمینه ادبیّات و علوم نظری با تأثیر پذیری
از کار شرق شناسان اروپایی. از جریان های ادبی و فرهنگی این دوره محسوب می
شود.
4-طنز
و لطیفه های انتقادی در ادبیّات این دوره افزایش یافت و کسانی چون دهخدا
در این رشته کارهایی کردند و راه را برای نویسندگان روزنامه ، مجله و
داستان های فکاهی و انتقادی گشودند.
5-واژه
های مترادف و الفاظ خشک و نا آشنا، آرام آرام از فضای نوشته ها رخت بر
بستند و معنی اندیشی و بیان روشن به لفاظی ها و پرداخت های متکلّفانه پایان
بخشید.
شعر
این دوره با پویایی و تازگی محتوا و طرح مسائلی چون آزادی، وطن، قانون،
کارگران و . . . توانست با جنبش مشروطیّت هم گام شود. با این همه هنوز
اندیشه ی تغییر در ساخت و صورت شعر به طور جدّی و عمیق مطرح نشده بود.
نیما
یوشیج (علی اسفندیاری) با سرودن قطعه ی «افسانه» در سال 1301 آغاز گرد
تحوّلی بزرگ شد و پس از آن در سال 1316 شعر ققنوس نخستین شعر خود را که از
نظر گاه تخیّل و وزن آرایی و قافیه بندی با شعر گذشتگان کاملاً متفاوت بود،
عرضه کرد.عصر شعر نیمایی را به دلیل رویدادهای مهم به چند دوره تقسیم کرده اند :
دوره اول از 1304 (آغاز سلطنت رضا خان) تا شهریور 1320 (آغاز حکومت محمد رضا پهلوی)
دوره ی دوم از 1320 تا 1332 (کودتای 28 مرداد) ؛
دوره ی سوم از 1332 تا 1342 ( قیام پانزده خرداد)؛
دوره ی چهارم از 1342 تا 1357 (انقلاب اسلامی) ؛
دوره ی نخست را باید دوره ی درخشش نیما و جدال بر سر کهنه و نو دانست.دوره
ی دوم دوره ی تأثیر شعر نیما بر دیگران و شکوفایی شیوه ی او او و انتشار
نشریه های ادبی همچون روزگار نو، پیام نو و مجله ی سخن است که در آنها جز
نقد و تحلیل ها، آثار متجدّدان و وفاداران به سنّت شعری گذشته چاپ می شد.
در همین دوره نخستین کنگره ی نویسندگان ایران که عمدتاً وفاداران به شیوه ی
نیما بودند، تشکیل شد. شعر سپید و به تعبیر دیگر «شعر منثور» نیز محصول
همین دوره است.
در
دوره ی سوم، شعر نو تغزّلی گسترش یافت و زبان رمز گونه و ادبیّات اجتماعی و
حماسی که چندان خوشایند رژیم سلطنت نبود. رواج پیدا کرد.
محتوای
بعضی از این شعر های تغزّلی، مسائل غیر اخلاقی و فاقد ارزش اجتماعی و نیز
یأس و نا امیدی بود که از نفوذ و گسترش اندیشه های غیر مذهبی در شعر تحت
تأثیر اندیشه های شرقی و اروپایی حکایت داشت.
دورهی چهارم را باید دورهی کمال جریانهای ادبی دورهی پیشین دانست. در این دوره، زبان شعر بارورتر و شفّافتر و فضای شعر با مسائل اجتماعی همراهتر و پیوستهتر است. از برجستهترین و مشهورترین چهرههای شعری پس از نیما، مهدی اخوان ثالث و سهراب سپهری را میتوان نام برد.
در کنار جریان های شعری و تحوّل آفرینی ها، سنت گرایان و جناح وفادار به شعر و ادب سنتّی حضوری روشن و فعّال دارند.
پس
از پیروزی انقلاب اسلامی نیز مضامین تازه ، پویا، انقلابی و اجتماعی با
الهام از فرهنگ اسلامی و عناصر پرشور حماسی به ویژه عاشورای حسینی، فضای
نثر و شعر را آکند.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:22  توسط جغراتی
|