|
- پنج عنصر طبيعي را که نيما از محيط اطراف خود بر گرفته است ، بيان کنيد ؟
مهتاب ، شب تاب ، سحر ، صبح ، خار ، ساقه ی گل
2- راه دراز سفر چه رنجي را براي شاعر به بار آورده است ؟
غم واندوه از سفري ناموفق
3- منظور شاعر از " در وديوار به هم ريخته " چيست ؟
وضعيت نابسامان جامعه و ناهنجاری هاي اجتمايي ، ظلم و ستم و اختناق
4- آخرين تصويری که شاعر از خويش در برخورد با جامعه ی خود مي سازد ، چيست؟
تنها و بي ياور و مانده در راه ، تنها به اميد بيداري مردم
5- در اين شعر دو ترکيب زيبا پيدا کنيد .
قوم به جان باخته ، نازک آراي تن ساقه گلي ، تراوش مهتاب ، خواب در چشم تر شکستن
6- نمونه ای بيابيد که در آن شاعر به پديده اي طبيعي ، ويژگي انساني بخشيده باشد.
سحر با من نگران ايستاده است ، صبح از من مي خواهد.
7- " دست ساييدن " و " پاي آبله ماندن " کنايه از چه هستند ؟
دست ساييدن : کوشش و تلاش پاي آبله ماندن : مشقت ورنج و ناتواني |