درآمدي بر ادبيات داستاني

منظور از ادبیات داستانی(fiction) آثاری است که ماهیت داستانی و تخیلی دارند.  قصه ها، داستان های کوتاه، رمان و انواع وابسته به آن ها را« ادبیات داستانی» می گویند.

    قصه­های گذشته را در ادبیات داستانی ایران به انواع زیر می­توان تقسیم کرد:

1-    قصه هایی در فنون و رسوم کشورداری و فرمان روایی، لشکرکشی ، علوم رایج زمان و عدل و سیرت پادشاهان و وزیران و امیران؛ مانند حکایت های سیاست نامه(سیرالملوک) خواجه نظام الملک توسی.

2-    قصه هایی در شرح زندگی و کرامات عارفان و بزرگان دینی و مذهبی مانند حکایت های اسرار التوحید.

3- قصه هایی در توضیح و شرح مفاهیم عرفانی، فلسفی و دینی به شکل تمثیلی یا نمادین(سمبلیک) مانند «عقل سرخ» از سهروردی و «منطق الطیر» از عطار؛

4- قصه­هایی که جنبه ی واقعی و تاریخی و اخلاقی آن­ها به هم آمیخته است و بیشتر از نظر نثر و شیوه­ی نویسندگی به آن­ها توجّه می­شود؛ مانند مقامات حمیدی و گلستان سعدی

5- قصه­هایی که جنبه ی تاریخی دارند و اغلب در ضمن وقایع کتاب­های تاریخی آمده اند؛ مانند قصه­های «تاریخ بیهقی» تألیف ابوالفضل محمّد بیهقی.

6- قصه­هایی که از زبان حیوانات روایت می­شود و در آن­ها نویسنده اعمال و احساسات انسان را به حیوانات نسبت می­دهد؛ مانند «کلیله و دمنه­ی» ابوالمعالی نصرالله منشی، در ادبیّات خارجی به این نوع قصّه­ها(افسانه­های تمثیلی) فابل(fable) می­گویند.

7- قصه هایی در زمینه تعلیم و تربیت؛ مانند قصّه­های«قابوس نامه»اثر «عنصر المعالی کی­کاووس­بن اسکندر قابوس وُشمگیر و «چهارمقاله» اثر «نظامی عروضی سمرقندی.

8- قصه هایی که بر اساس امثال و حکم فارسی و عربی تنظیم شده­اند؛ مانند جامع التمثیل«حبله رودی».

9- قصه هایی که محتوای گوناگون دارند؛ از معرفت آفریگار و معجزات پیامبران و کرامات اولیا و تاریخ پادشاهان و احوال شاعران و گروه­های مختلف مردم تا شگفتی دریاها، شهرها و حیوانات. مانند «جوامع الحکایات و لوامع الروایات» اثر «محمّد عوفی».

10- قصه های عامیانه حاوی سرگذشت­ها و ماجراهای شاهان، بازرگانان و مردان و زنان گم­نام است که بر حسب تصادف، با وقایعی عبرت­انگیز و حکمت آموز و حوادثی شگفت روبه رو شده اند. مانند «سمک عیار» و «هزار و یک شب».

ادبیّات داستانی جدید، تقریباً از اوایل مشروطیّت و تحت تأثیر ادبیّات اروپایی در ایران شکل گرفت. بعد از نهضت مشروطیّت، نویسندگان  کوشیدند که به مسایل اجتماعی و رنج­های بشری و طبقات مجروم جامعه بپردازند و علیه زور و بی­عدالتی به پا خیزند و رسالت اجتماعی و وجدانی خود را انجام دهند. از این رو تحت تأثیر ادبیّات داستانی غرب از اسلوب قصّه نویسی گذشته فاصله گرفتند و با آموختن اصول فنّی داستان نویسی غرب، رمان کونه­هایی توأم با انتقادهایی تند و مستقیم و گاه آمیخته به هجو، درباره­ی اوضاع اجتماعی ایران نوشتند.

دهه­ی آغازین سال 1300 شمسی دورانی تعیین کننده برای ادب معاصر به ویژه داستان نویسی است؛ زیرا در این زمان نخستین نمونه­های رمان اجتماعی در پاسخ به مقتضیّات اجتماعی و فرهنگی پدید آمد.

از مشهورترین و برجسته­ترین داستان نویسان معاصر ایران« سید محمدعلی جمال زاده »، «صادق هدایت »و «جلال آل احمد »را می توان نام برد.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:29  توسط جغراتی  |