|
هر سبزه كه بر كنار جويي رسته است گويي زلب فرشته خويي رسته است رسته: از مصدر رستن – روييدن / واژه هاي جويي خويي و گويي جناس ناقص اختلافي هستند / لب: مجاز از وجود است / واژه هاي سبزه و جو مراعات نظير است / نكته: گويي قيد تشبيه است و فعل محسوب نمي شود. معني: هر سبزه اي كه بر كنار جوي آبي روييده است مثل اينكه از لب انسان فرشته صفتي روييده شده باشد (از نظر پاكي و زيبايي و لطافت) پا بر سر سبزه تا به خواري ننهي كان سبزه زخاك لاله رويي رسته است حرف « تا» به معني مبادا آمده است پس صوت است و يك جمله حساب مي شود. لاله رويي: ايهام دارد : 1 منظور خاكي است كه لاله از آن مي رويد. 2 منظور انساني است كه چهره ي او از نظر زيبايي مانند لاله است. / واج آرايي صامت « س» دارد معني: مبادا ( مراقب باشي ) با بيهودگي و تحقير پا بر روي سبزه ها بگذاري زيرا اين سبزه ها 1) از خاكي روييدن كه از آن گل هاي لاله مي رويد 2) از خاك انسان ها ي زيبارو روييده است. پيام : نكوهش بي حرمتي به جلوه هاي طبیعت اندر دل بي وفا غم و ماتم باد آن را كه وفا نيست ز عالم كم باد واژه هاي « غم ؛ كم » جناس ناقص اختلافي است / منظور از « غم» در مصراع اول غم منفي يا غم دنياست / كم باد: كنايه است از نابودي / « را » در مصراع دوم « را» ي مالكيت است، يعني كسي كه وفا ندارد. معني: كاش افراد بي وفا و بي بهره از عشق، همواره دچار غم و ماتم باشند و اين افراد اميدوارم نيست و نابود شوند. توجه: اين بيت با بيت « آتش است اين بانگ نای و نيست باد هر كه اين آتش ندارد ، نيست باد» پيوند معنايي دارد: ديدي كه مرا هيچ كسي ياد نكرد جز غم كه هزار آفرين بر غم باد مصراع اول: آرايه ي حس آميزي داد / غم از او ياد كرده است: تشخيص / هزار: مجاز از زيادي / واژه ي « غم» آرايه ي تكرار به وجود آوده است. / « غم» در مصراع دوم منظور غم مثبت يا غم عشق است. معني: سر انجام ديدي كه هيچ كسي از من عاشقانه ياد نكرد! بجز غم عشق كه هزاران آفرين بر اين غم باد // رباعي مولانا مكن كاري كه بر پا سنگت آيو جهان با اين فراخي تنگت آيو آيو : آيد / شود فراخي: گشادگي / وسعت بر پا سنگ آمدن: كنايه است از دچار سختي شدن * مصراع دوم آرايه ي پارادوكس دارد تنگ آمدن: كنايه است از سختي شرايط / بين فراخ و تنگ تضاد برقرار است * بين سنگ و ننگ جناس ناقص اختلافي وجود دارد. «آيو» رديف دو بيتي است گر چه تفاوت معنايي دارند اما به گوش فارسي زبانان چندان اين تفاوت آشكار نيست. معني: كاري نكن كه دچار مشكل و سختي شوي و دنيا با تمام وسعت و گستردگي اش برايت تنگ و كوچك شود. چون فردا نامه خوانان نامه خوانند تو را از نامه خواندن ننگت آيو فردا: مجاز از روز قيامت * واژه هاي خوانان/ خواندن/ خوانند جناس اشتقاق به وجود آورده اند. * بيت واج آرايي صامت هاي « خ» و « ن» دارند. معني: زماني كه آدميان در روز قيامت نامه ي اعمال خود را مي خوانند كاري نكن كه تو از خواندن نامه ي اعمال و فتار خويش ننگ داشته باشي. پيام: 1- ذخيره ي توشه ي آخرت 2- پرهيز از ايجاد مشكل براي خود دوبيتي از بابا طاهر رباعي و دوبيتي امروز مرغ نغمه خوان سحر در شاخسار بوستاني چو خوش مي گفت مرغ نغمه خواني چه: صفت تعجبي است * مصراع دوم تشخيص داد – (گفتن مرغ نفمه خوان) * واژه هاي شاخسار / بوستاني / مرغ مراعات نظيرند معني: هنگام سحر مرغي آوازه خوان بر شاخه ي درختي در باغ چه خوب مي خواند كه : برآور هر چه اندر سينه داري سرودي ناله اي آهي فغاني سينه: مجاز از درون * بيت واج آرايي مصوت « اي» دارد. معني: هر چه در درون خويش نهفته داري بر ز بان جاري ساز از ترانه ها سوز ها و فريادها. دو بيتي از اقبال لاهوري گم كرده ي ديرين بيا اي دل از اينجا پر بگيريم ره كاشانه ي ديگر بگيريم اي دل: مناداي غير انساني : تشخيص – و دل مجازا درون است * منظور از اين جا : دنياي مادي * پر گرفتن: كنايه از سفر / هجرت * كاشانه ي ديگر: كنايه است از عالم آخرت معني: اي دل بيا از اين دنياي مادي سفر كنيم و راه دنياي آخرت را در پيش بگيريم. بيا گم كرده ي ديرين خود را سراغ از لاله ي پرپر بگيريم گم كرده دیرین: كنايه از معشوق ازلي * « را » در مصراع اول فك اضافه است * لاله ي پرپر: استعاره است از شهيد معني: بيا نشاني گم گشته ي قديمي خويش ( محبوب ازلي )را از شهيدان بپرسيم. دو بيتي از قيصر امين پور نشان سر افرازي كس چون تو طريق پاكبازي نگرفت با زخم نشان سرافرازي نگرفت مصراع اول تشبيه دارد. * پاك بازي: كنايه است از اخلاص * در مصراع دوم رابطه ي شباهت برقرار است ( زخم: مشبه ، / نشان: مشبه به است ) معني: هيچ كس مانند تو (رزمنده) راه اخلاص و پاكي را در پيش نگرفت و با زخم هاي مانده بر وجود خود نشان و مدال افتخار و سر افرازي را كسب نكرد. زين پيش دلاورا كسي چون تو شگفت حيثيت مرگ را به بازي نگرفت حيثيت : اعتبا و آبرو * بيت آرايه تشبيه دارد * حيثيت مرگ: اضافه ي استعاري / تشخيص * به بازي گرفتن: كنايه از بيهوده پنداشتن معني: اي دلاور (رزمنده) قبل از اين، هيچ كس مثل تو اينگونه شگفت انگيز آبروي مرگ را ريشخند نگرفت و آن را بيهوده نپنداشت رباعي از حسن حسینی خود آزمايي 1)در رباعي مولانا غم در مصراع اول و در مصراع چهارم چه تفاوت معنايي دارد؟ غم در مصراع اول غم، منفي يا غم دنياست يعني ماتم. اما در مصراع چهارم غم، مثبت است يعني غم عشق. 2) شاعر در مصراع « با زخم نشان سرافرازي نگرفت» چه ارتباطي ميان زخم و نشان ايجاد كرده است؟ پاسخ رابطه ي شباهت است زخم به نشان يا مدال تشبيه شده است به شكلي بديع آمده كه زخم روي سينه مي نشيند. مدال نيز
+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:32  توسط جغراتی
|
|