|
ای خرّم از فروغ رُخَت ، لاله زار عمر باز آ که ریخت بی گل رویت ، بهار عمر لاله زار عمر : تشبیه بلیغ اضافی گُل روی : اضافه ی تشبیهی * بهار عمر : ( بهار = شکوفه رجوع شود به لغت نامه دهخدا ) * الف : اضافه ی تشبیهی ( عمری که مانند شکوفه است ) ب : اضافه استعاری : شکوفه ی درخت زندگی* بهار عمر : با توجه به کاربرد ترکیب در مصراع استعاره از دوران جوانی* گل و لاله و بهار : مراعات نظیر معنی بیت : ای معشوق که از تابش نور چهره ی تو لاله زار زندگی خرم و باصفا شده است ؛ برگرد که به دور از رخ زیبای تو شکوفه ی جوانی زندگی من پژمرده شده است ( مفهوم : گلایه از جدایی و فراق از معشوق و از دست رفتن شادابی عاشق بدون دیدن معشوق) از دیده گر سرشک چو باران چکد رواست کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر سرشک : اشک / تشبیه : سرشک به باران / مراعات نظیر : ( برق ، باران ، چکد ) و ( دیده ، چکد ، سرشک ) تشبیه : روزگار عمر به برق معنی بیت : اگر اشک مثل باران از چشم جاری شود ، شایسته است زیرا در غم دوری از تو ایام عمر من مثل برق به سرعت سپری شد مفهوم : حسرت از گذشت سریع عمر و ناکام ماندن از وصال معشوق ) این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن است دریاب کار ما ، که نه پیداست کار عمر یک دو دم : کنایه از فرصت کوتاه و اندک / واج آرایی : در حرف ( د ) معنی بیت : این چند لحظه ی کوتاه که فرصت دیدار میسر است دل ما را بجوی و به کار عشق ما توجهی کن که پایان زندگی معلوم نیست ( مفهوم : اغتنام فرصت برای توجه معشوق به عاشق ) تا کی می صبوح و شِکَر خواب بامداد ؟ هشیار گرد ، هان ! که گذشت اختیار عمر می صبوح : شراب صبحگاهی / شکر : به معنای شیرین صفت خواب ( مجاز از شیرینی ) = خواب شیرین بامداد * مراعات نظیر : صبوح ، بامداد و خواب / تضاد : خواب و هشیار / هان : ادات تحذیر شبه جمله / اختیار عمر : بخش برگزیده ی عمر ( جوانی ) / اختیار ( مصدر که به صورت صفت به کار رفته است صفت جانشین موصوف ) معنی بیت : ای معشوق تا چند به نوشیدن شراب صبحگاهی و خواب شیرین بامدادی می پردازی آگاه و بهوش باش که بخش برگزیده ی عمر که ایام جوانی است سپری شد ( مفهوم : پرهیز از خوش گذرانی و سستی و بهره مندی از جوانی ) دی در گذار بود و نظر سوی ما نکرد بی چاره دل ، که هیچ ندید از گذار عمر دی : دیروز / گذار : گذر ، عبور کردن ، اسم مصدر از گذاردن مترادف گذشت / بیچاره دل : تشخیص / تصدیر در واژه ی گذر نظر کردن : کنایه از التفات و توجه کردن / خوشی : حذف به قرینه معنوی : هیچ خوشی معنی : دیروز یار در گذر بود و از کنار من گذشت و توجهی به ما نداشت ؛ حال دل بیچاره ی مرا ببین که از گذشت زندگی هیچ خوشی ندید ( مفهوم : گلایه از بی توجهی معشوق و حسرت عاشق که کمترین بهره ای از معشوق نبرده ) در هر طرف زخیلِ حوادث کمین گهی ست زان رو ، عنان گسسته دوانَد سوار عمر خیل = گروه اسبان ، سواران ، سپاه ، لشکر / خیل حوادث : اضافه تشبیهی / مراعات نظیر : خیل ، عنان ، سوار / سوار عمر : اضافه ی تشبیهی / عنان گسسته : کنایه از تند و سریع / حسن تعلیل : دلیل گذر سریع عمر اینکه خیل حوادث به او نرسد معنی بیت : لشکر حوادث از هر طرف در کمین جان انسان ، پنهان شده اند به همین دلیل عمر مانند سواری شتابان می راند تا حوادث بر او دست نیابند . بی عمر زنده ام من و این بس عجب مدار روز فراق را که نهد در شمار عمر ؟ بی عمر زنده بودن : پارادکس / عمر : استعاره از معشوق / تصدیر در واژه ی عمر / استفهام انکاری / روز : مجاز از روزگار / بس : بسیار ؛ شمار : اندک = تضاد معنی : من بدون معشوق ( که عمر من است ) زنده ام و از این بسیار تعجب نکن زیرا هیچ کس روز گار جدایی را جزو عمر به حساب نمی آورد ( مفهوم : عمر واقعی ، بودن در کنار معشوق است ) حافظ ! سخن بگوی که بر صفحه ی جهان این نقش مانَد از قلمت یادگار عمر صفحه ی جهان : تشبیه / نقش : استعاره از شعر حافظ / قلم : مجاز آلیه از ذوق شعر شاعری / مراعات نظیر : صفحه ، نقش ، قلم معنی : ای حافظ شعر و سخن بگو زیرا بر صفحه ی کتاب زندگی از ذوق شاعرانه ی تو آنچه به یادگار می ماند اشعار رنگین و زیبا است. حافظ خودآزمايي
1) کلمهی بهار را در بيت نخست توضيح دهيد. بهار در این بیت ، به معنی شکوفه است . مانند بهار نارنج : شکوفه ی نارنج . بهار عمر: با توجه به کاربرد ترکیب در مصراع استعاره از دوران جوانی است.معنی مصرع دوم: باز گرد که بی رخسار مثل گل تو ، شکوفه های درخت زندگی فرو می ریزد . ٢) دو تشبيه در اين غزل پيدا کنيد و ارکان آن را بنويسيد. در بیت اول: لاله زار( مشبه به ) عمر( مشبه) .ادات ندارد . وجه شبه : شادی و اندوه . گل( مشبه به ) روی( مشبه) . وجه شبه : لطافت و زیبایی در بیت دوم : سرشک(مشبه ) چو(ادات ) باران ( مشبه به ) چکیدن ( وجه شبه) .. روزگار عمر ( مشبه ) برق ( مشبه به ) چو ( ادات ) شدن به معنی گذشتن وجه شبه ٣) پيام بيت چهارم چيست؟ پرهیز از غفلت 4) در مورد ارتباط واژگانی کلمهی «خیل» با سایر واژهها در بیت ششم توضیح دهید. «خیل» به معنی گروه اسبان است و از این روی ، با واژه های «عنان ، سوار و دواند» تناسب دارد
+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:35  توسط جغراتی
|
|