|
یکی از درس های کاربر ٬ وقت گیر و البته جذاب ادبیات دوره ی پیش دانشگاهی درس شب کویر است که بخشی از کتاب کویر دکتر شریعتی است.
در بخشی از این درس ٬ در مقایسه نگاه معنوی و عقلانی یا مادی آمده است: « و الماس های چشمک زن و بازیگر ستارگان ٬ نه دیگر روزنه هایی بر سقف شب به فضای ابدیت ٬ پنجره هایی بر حصار عبوس غربت من ٬ چشم درچشم آن خویشاوند تنهای من که کراتی همانند و هم نژاد کویر و هم جنس و هم زاد زمین و بدتر از زمین و بدتر از کویر. » سخن این جاست که منظور از "آن خویشاوند تنهای من " که یا چه است؟ در برخی از کتاب های کمک آموزشی خویشاوند تنهای مرا ٬ ماه و برخی آسمان گرفته اند . اما به گفته ی دکتر شریعتی ستارگان راهی برای نفوذ به ابدیت و پنجره ای برای رهایی از زندان غربت نویسنده است . پس نباید این خویشاوند تنها ماه یا آسمان باشند که جنبه مادی و یا دنیوی دارند . از سوی دیگر نویسنده درست در ادامه همین مطلب می گوید : « و ماه نه دیگر میعادگاه هرشب دل های اسیر و چشمه سار زیباییو رهایی و دوست داشتن ٬ که کلوخ تیپاخورده ای سوت و کور و مرگ بار و....» یعنی نگاهش را نسبت به ماه بعد از این عبارت می آورد . آسمان نیز قابل قبول نیست چون ستارگان را سوراخ هایی بر سقف شب یعنی آسمان می داند که از آن می توان به ابدیت رسید .یعنی از آسمان گذشت و به ورای آن راه یافت نه این که از ستارگان راهی به آسمان یافت . پس منظور از خویشاوند تنهای من کیست؟ به نظر من منظور حضرت علی (ع) است. زیرا نویسنده در جایی دیگر می گوید: آسمان کویر ٬ این نخلستان خاموش و پرمهتابی که هرگاه مشت خونین قلبم را در زیر باران های غیبی سکوتش می گیرم .....٬ ناله های گریه آلود آن روح دردمند و تنها را می شنوم . ناله های گریه آلود آن امام راستین و بزرگم را که همچون این شیعه ی گم نام و غریبش ٬ در کنار آن مدینه پلید و در قلب آن کویر بی فریاد٬ سر در حلقوم چاه فرو می برد و می گریست . یعنی از سویی شریعتی در آسمان حضور حضرت را که به قول وی همچون شریعتی ٬ تنها و غریب است حس می کند . باز در جای دیگر می گوید که دهاتی های کاه کش کویر ٬ کهکشان را شاهراه علی می نامند. یعنی راهی که علی (ع) از آن به کعبه می رود.
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 11:11  توسط جغراتی
|
|