|
درس هفتم نسيم سحر وزن و قالب شعر : فاعلاتن ، فعلاتن ، فعلاتن ، فعلن ، غزل بحر : رمل مثمن محذوف 1) اي نسيم سحر آرمگه يار كجاست منزل آن مه عاشق كش عيار كجاست لغات : مه عاشق كش : همان معشوق است . گذشتگان بر اين باور بودند كه نور ماه باعث آشفتگي و ديوانگي بيش تر ديوانگان مي شود . عيار چابك و چالاك ، زرنگ ، چالاك و هوشمند معني ) اي نسيم سحري جايگاه معشوق كجاست . منزل آن معشوق زيبا روي چابك و هوشمند كجاست .
2) شب تار است و ره وداي ايمن در پيش آتش طور كجا موعد ديدار كجاست آرايه) بيت تلميح دارد به واقعه ي بازگشت حضرت موسي (ع) از مدين به مصر همراه با همسرش. آن حضرت به هنگام شب در وادي ايمن به جستوجوي آتش مي پردازد و از دور بر بالاي كوه طور درختي را شعله ور مي بيند به طرف درخت حركت مي كند ولي وقتي به آن مي رسد اين ندا را مي شنود كه « من پروردگار جهانيم » و و بدين صورت است كه پيامبري موسي (ع) آغاز مي شود . حافظ نشانه هايي از مه عاشق كش خويش را به آتش طور و ديدار معشوق را به ديدار موسي (ع) به خدا تشبيه كرده است . معني ) شب تاريك فراق و راه وداي ايمن وصال در پيش است . آتش هدايت از كوه طور پيدا نيست زمان ديدار كي خواهد بود .
3) هر كه آمد به جهان نقش خرابي دارد در خرابات بگوييد كه هشيار كجاست آرايه) در كلمه يخرابي ايهام وجود دارد : الف) مستي و بي خبري ب) ويراني و نابودي لغت ) خرابات : محل فسق و فجور و در اصطلاح عرفا ن جاي دور ريختن تعينات و تعلقات دنيوي معني ) هر كس كه به اين جهان آمد فاني مي شود همان گونه كه در خرابات 0مكيده ) همه مست هستند در خرابات جهان هم همه مست مرگ هستند و به سوي فنا پيش مي روند .
4) آن كس است اهل بشارت كه اشارت داند نكته ها هست بسي محرم اسرار كجا است معني ) به آن كس مژده و بشارت و گشايش روحي مي رسد كه راز و رمز حقايق عر فاني را درك كند ( به رمز و اشاره يمعشوق پي ببرد ). لطيفه ها دقيق بسيار است اما راز دار و محرم اسرار را نمي توان يافت .
5) هر سر موي مرا با تو هزاران كارست ما كجاييم و ملامتكار بيكار كجاست آرايه) در كلمه بيكار ايهام دارد الف) دخالت كننده و فضول ب) بي درد و بي خبر از عشق لغت ) ملامتگر: سرزنش كننده معني ) هر سر موي من به هزار دليل به تو پيوسته و مرتبط است در رابطه با عشق و عاشقي ما در چه فكري هستيم و آن دخالت كننده ي بي درد و بي خبر از عشق چه مي انديشد
6) باز پرسيد زگيسوي شكن در شكنش كاين دل غم زده سر گشته گرفتار كجاست آرايه ) در كلمه باز پرسيد ايهام دارد الف ) پرسيد ب) به طور واضح پرسيد (بپرسد ) ج ) دو باره پرسيد (بپرسيد) لغت : شكن در شكن : چين در چين ، خم اندر خم ، صفت گيسو معني ) دوباره به طور واضح از گيسوي چين در چين او پرسيد (بپرسيد) كه اين دل غمگين و عاشق ما گرفتار كجاست 7) عقل ديوانه شد آن سلسله ي مشكين كو دل زما گوشه گرفت ابروي دلدار كجاست لغات ) سلسله ي مشكين : زنجير مشك فام ومشك بوي ، استعاره از زلف يار – دلدار: معشوق معني) عقل عاشق و ديوانه شد !زنجير گيسوي يار كجاست تا عقل را مهار كند دل نيز عاقل شد ابروي يار(عنايت معشوق ) كجاست تا دل را نيز در پناه خود سامان دهد .
8) ساقي و مطرب و مي جمله مهيا است ولي عيش بي يار مهيا نشود يار كجاست آرايه ) بين ساقي ، مطرب ، مي،عشق و يار ، مراعات نظير است معني ) ساقي و مطرب و مي ( تمام وسايل عشق و نوش ) حاضر است اما زندگي و خوشي بدون يار مهيا نمي شود پس يار كجاست
9) حافظ از باد خزان در دامن دهر مرنج فكر معقول بفرما گل بي خار كجاست لغات ) باد خزان : باد پاييزي – دهر روزگار – معقول :فهميده و پسنديده آرايه) مراعات نظير – چمن دهر : اضافي تشبيهي معني ) اي حافظ از آسيبي كه باد پاييزي به باغ و چمن مي رساندآزرده مشو ( در دنيا از جدايي و فراغ آزرده مباش ) عاقلانه فكر كن و ببين كه هيچ گلي بدون خار وجود ندارد .(بعد از هر شادي، غمي است و بعد از هر وصال فراق است .)
خودآزمايي درس 7 1- چرا حافظ از نسیم سحر نشان منزل یار را می پرسد؟ جواب: چون نسیم سحر قاصد و خبر رسان بین عاشق و معشوق است.
2) با توجه به معاني ايهامي كلمه ي باز بيت ششم را به دو شكل معني كنيد الف : پرسيد ب) به طور واضح پرسيد 0بپرسيد) ج) دوباره پرسيد د) باز شكاري كه با كلمه ي گرفتار ايهام تناسب دارد
3- حافظ دلِ سرگشته ی عاشق شده ی خود را در کجا می جوید ؟ جواب: در گیسوان پر پیچ و تاب معشوق 4) معاني عرفاني سه واژه ي ساقي ، مي ، و مطرب را بيابيد . ساقي : در ادبيات عرفاني بر معاني متعدد اطلاق شده است . گاه كنايه از فياض مطلق است و گاه بر ساقي كوثر اطلاق شده ؛ و به استعاره از آن مرشد كامل نيز اراده كرده اند همچنين گفته اند كه مراد از ساقي ذات به اعتبار حب و ظهور و اظهار است . مي: غلبه ي عشق را گويند. هم چنين در كشاف اصطلاحات الفنون گفته است كه مي نزد صوفيه به معني ذوقي بود كه از دل سالك برآيد و او را خوش وقت گرداند مطرب: در اصطلاح صوفيه فيض رسانندگان را مطرب گويند كه به كشف رموز و بيان حقايق دل هاي عارفان را معمور مي دارند. نيز به معني آگاه كنندگان عالم رباني هم آورده اند و بالاخره پير كامل و مرشد مكمل را نيز مطرب گويند .
5- در بعضی نسخه های غزلیّات حافظ به جای«مهیّا» در مصراع دوم بیت هشت، مهنّا (گوارا) آمده است. در این صورت چه لطف و زیبایی بر بیت افزوده می شود؟ جواب: مهنّا با مهیّا جناس ناقص اختلافی دارند و از لحاظ معنایی نیز با عیش تناسب (= مراعات نظیر) می سازد. 6) مضمون بيت به ادب نافه گشايي كن از آن زلف سياه جاي دل هاي عزيز است به هم مزنش باكدام بيت شعر ارتباط معنايي دارد ؟ باز پرسيد زكيسوي شكن در شكنش كاين دل غم زده سر گشته گرفتار كجاست 7)مفهوم بيت آخر را توضيح دهيد . جواب: در این دنیا آسایش بی زحمت وجود ندارد. 8- دو موضوع محوری غزل را تعیین کنید. جواب: 1- مراحل دشوار سیر و سلوک عارفانه 2- همه ی موجودات به نوعی عاشقِ معشوق (خالق) خود هستند. 3- آمیختگی خوشی ها و لذّت ها با ناخوشی ها و سختی ها در جهان
9) از ويژگي هاي سه گانه زباني فكري و ادبي سبك حافظ يك نمونه از هر كدام در متن درس بيابيد . ويژگي هاي زباني : به كار بردن تركيبات نو مثل : شكن در شكن ، ملامتگر بيكار ويژگي هاي فكري : معشوق حاكم بر عاشق است – نگاه رندانه شاعر به زندگي ويژگي هاي ادبي : استفاده از برخي آريه هاي ادبي مثل : ايهام ، استعاره ، تلميح ، مراعات نظير و ...
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 12:37  توسط جغراتی
|
|