|
درس نهم بـزم محبت طبيب اصفهانی(1168-1127ه.ق) از شاعران قصیده پرداز و غزل ساز دوره ی بازگشت است قصاید او بیشتر در مدح و ستایش پیامبر اکرم (ص) و حضرت علی (ع) است. رباعیات وی نیز گواه طبع لطیف اوست. بزم محبت از مشهورترین سروده های اوست بیان عاطفی، زبان روان و موسیقی دل نشین این شعر باعث شده است که زمزمه ي خاص و عام گردد هم خوانی و وحدت مضامین فرود طبیعی و هماهنگ ابیات هنگام رسیدن به ردیف و در مجموع صمیمیت مواج در غزل، آن را یکی از غزلهای ماندگار و زیبای ادب فارسی ساخته است. بزم محبت وزن شعر : فعولن، فعولن ، فعولن، فعولن بحر : متقارب مثمن سالم غمش در نهانخانه ي دل نشیند به نازی که لیلی به محمل نشیند معنی ) غم او در خانه ی پنهان دل (عمق دل) می نشیند با همان نازی که لیلی در کجاوه می نشیند. لغت) محمل : کجاوه که بر شتر بندند. آرایه ) تلمیح به دنبال محمل چنان زار گریم که از گریه ام ناقه در گل نشیند معنی) به دنبال کجاوه ی معشوق آن چنان گریه میکنم که از اشک فراوان من زمین خیس شود و شتر در گِل بماند. لغت) ناقه : شتر، شتر ماده آرایه ) اغراق یا مبالغه خلد گر به به پاخاری، آسان برآید چه سازم به خاری که در دل نشیند معنی) اگر خاری به پا فرو رود، آسان بیرون می آید، اما با خاری که در دل فرو رود( غم عشق معشوق) چه کنم زیرا که به آسانی بیرون نمی آید. لغت) خَلَد: فرو رود پی ناقه اش رفتم آهسته ، ترسم غباری به دامان محمل نشیند به دنبال شتر او، بسیار آهسته رفتم ، زیرا می ترسیدم که غبار بر دامن کجاوه ی معشوق بنشیند.
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که برخاست مشکل نشیند دل مرا آزرده مکن که این دل من مثل مرغ وحشی است که اگر از بامی پرواز کند دوباره به سختی آن جا می نشیند.(اگر دل من نسبت به تو آزرده شود دیگر به سختی با تو خوب می شود.)
عجب نیست از گل که خندد به سروی که در این چمن پای در گل نشیند معنی) اگر گل به سرو بخندد جای تعجب نیست زیرا که سرو در این چمن ماندگار و ساکن است ( اگر معشوق به عاشق بخندد جای تعجب نیست زیرا که عاشق در این چمن می ماند تا دوباره معشوق بیابد و او را ببیند.) آرایه ) جناس حرکتی بین گُل و گِل بنازم به بزم محبت که آن جا گدایی به شاهی مقابل نشیند معنی) به آن مجلس پر محبتی افتخار می کنم که نابرابری و تبعیض در آن نیست و گدا و شاه در برابر هم می نشینند.
طبیب، از طلب در دو گیتی میاسا کسی چون میان دو منزل نشیند؟ معنی) ای طبیب، از طلب و خواستن نعمت های دنیا و آخرت هرگز آسوده مباش ، آیا کسی هنگام مسافرت میان دو منزل سکونت می کند یا راه را از اول تا آخر می پیماید؟ (دنیا جای ماندن نیست)
خودآزمایی بزم محبت 1)بیت دوم غزل بزم محبت را با این بیت غزل سعدی از نظر زیباشناسی مقایسه کنید. با ساروان بگویید احوال آب چشمم تا بر شتر نبندد محمل به روز باران الف) در هر دو بیت(سعدی و طبیب) آرایه ی اغراق یا مبالغه دارد. اما در بیت سعدی اغراق زیباتر و پوشیده تر است. ب) در شعر سعدی حسن تعلیل شاعرانه وجود دارد. د) بیا ن غایب در شعر سعدی تاثیر بیشتری دارد یعنی می گوید با ساروان بگویید و خودش نمی گوید. 2) منظور از (خاری که در دل نشیند،) چیست؟ غم عشق معشوق 3) معنی روان و رسای بیت ششم را بیان کنید. در متن درس آمده است. 4) مقصود از (میان دو منزل) در بیت آخر چیست؟ کنایه از (کار را ناتمام و ناقص رها کردن)
5) عناوین و تعینات در کجا رنگ می بازند؟ در بزم محبت، آن جایی که عشق حاکم باشد دیگر مطلب ظاهری رنگ می بازد.
قائم مقام فراهانی نویسنده مشهور قرن سیزدهم را از آغازگران ساده نویسی در نثر فارسی دانسته اند. منشآت نامه های قائم مقام دارای صراحت بیان ایجاز و پختگی است و به شیوه ی گلستان سعدی که در مورد تقلید او بوده آمیزه ای از شعر و نثر است جملات مسجع، عبارات آهنگین استفاده از ابیات عربی و فارسی از خود شاعر و دیگر شاعران مشهور و برجسته به نثر قائم تحرک زیبایی و رسایی خاص بخشیده است .قائم مقام با کاهش عبارات متکلف و مصنوع و مضامین پیچیده و تشبیهات نابه جا انشای خود را به سخنی طبیعی و ساده نزدیک ساخته است گاه نیز از آوردن لغات و اصطلاحات تازه و متداول که به کار برده آناه برای منشیان و نویسندگان محافظه کار بسیار سخت و دشوار بود پروا نمی کند نامه های او عمدتا کوتاه و صریح و با مقام و مکان متناسب است.
شرح درد مشتاقی به صد دفتر نشاید گفت شرح درد مشتاقی درد آرزومندی و اشتیاق را با صد کتاب هم نمی توان شرح داد. با لب دمساز خود گر جفتمی همچو نی من گفتنی ها گفتمی اگر با لب همدم خود همراه و جفت می شدم، مانند نی تمام گفتنی ها را می گفتم.(حقایقی در درون من نهفته است که اگر همدم و هم صحبت واقعی پیدا کنم، آن را بیان می کنم.)
* مدتی است که خامه ی عنبرین شمامه ی « وقایع نگار » بلاغت شعار، رسم فراموش کاری چیش گرفته، یاد یاران قدیم و مخلصان صافی، چنان نمی كنند. « یاد یاران یار را میمون بُوَد. » پینکی سحرهای رمضان است که خبط و خطا در تحریرات می شود. رحم الله الجلایر معني: مدتی است که قلم خوش بوی عطردان وقایع نگار شیوا نویس(میرزاصادق) فراموش کار شده است، از یاران قدیم و دوستان مخلص و پاک ، یادی نمی کنند « یاد یاران و دوستان برای یار و دوست مبارک است.» چُرت زدن سحرهای رمضان است که باعث اشتباه در نوشتن می شود. خدا جلایر را رحمت کند (خدا به جلایر رحم کند)
شب مهتاب کاغذها نویسد کند هر جا غلط ، فی الفور لیسد در شب مهتابی نامه ها می نویسد و هرجا که اشتباه کند فوراً آن را پاک می کند. * بحث خواهی داشت که چرا با این قلم نوشته ام. بلی وارد است، اما از تحریر شب ها تا صبح غافلید، که شما در اُرُسی شمالی استراحت داشتید و بنده تا وقتی که « مراد» برای وضو بر سر حوض می آمد نشسته بودم. تغییر قلم هنگام کلال و خستگی ، مثل عوض کردن اسب های یدک است در طول منزل ها و امتداد مسافت ها. الآن طوری بی خواب و بی تابم که اگر نه شوق شما بود یک حرف نوشتن قادر نبودم. معني: خواهی پرسید که چرا با این سبک و شیوه نوشته ام. بلی سوال شما به جا است، اما از نوشتن شب تا صبح من اطلاع ندارید که شما در اتاق شمالی مشغول استراحت بودید و من تا زمانی که « مراد» برای وضو گرفتن( برای نماز صبح) بر سر حوض آمد نشسته بودم. تغییر سبک و روش هنگام خستگی مانند عوض کردن اسب های یدکی در طول مسافت و منازل مختلف در مسافرت است. الآن به گونه ای از بی خوابی بی قرارم که اگر به خاطر شوق به شما نبود، قادر به نوشتن یک حرف هم نبودم.
همچو اَنعام تا کی از خور و خواب نوبت فاتحه است و اَلاَنعام تا کی مانند چارپایان باید خورد و خوابید. نوبت خواندن سوره ی فاتحه(حمد) و انعام است. آرایه ) تصدیر * امان از دست خستگی و بی خوابی که رمضان هم علاوه ی علت شده. الآن هلاکم. کاش آن قدر شاعر و قادر بودم که یک حزب قرآن تلاوت کنم یا دعای سحر بخوانم {و} بالمرّه در سلک غافلین نمانم. پس فردا باید مرد. این ماه رمضان هم گذشت و هیچ کار نکردیم به قول « زهیر مصری » معني: امان از دست خستگی و بی خوابی که ماه رمضان هم دلیل دیگری برای خستگی و بی خوابی شده است. الآن از خستگی هلاکم. کاش آن قدر آگاه و توانا بودم که از یک جزء قرآن را بخوانم و یک باره در گروه بی خبران نمانم. پس ، فردا (بزودی) مرگ فرا می رسد. این ماه رمضان هم گذشت و هیچ کار ارزشمندی نکردیم. به قول « زهیر مصری »
ذالعامُ مضی وَلیت شِعری هَل یَحصَلُ فی رَضاک قابلُ امسال هم گذشت و ای کاش می دانستم که آیا برای به دست آوردن رضایت و خشنودی تو، سال دیگری هم خواهد بود. * عمر کوته بین و امید دراز. خدا وجود شما را به سلامت دارد. اِن شاء الله تعالی مخلص مهجور را در لیالی قدر از خاطر فراموش نفرموده اید. معني: عمر کوتاه و آرزوی دراز و طولانی انسان را ببین. خدا وجود شما را سالم نگه دارد. ان شاء الله این دوست بی ریای دور افتاده را در شب های قدر فراموش نکرده اید.
مگر صاحب دلی روزی به رحمت کند در حق این مسکین دعایی مگر انسان آگاه و عارفی از روی رحمت و مهربانی، در حق این بنده ی بیچاره دعایی بکند.
خودآزمایی شرح درد مشتاقي 1) منظور نویسنده از قلم در عبارت « با این قلم نوشتم » چیست ؟ با این سبک و روش نوشتم. 2) معادل امروزی کلمات « فی الفور » و « بالمرّه » را بنویسید. فی الفور : فوراً – بالمرّه :یک باره 3) دو وجه مشترک سبک منشآت قائم مقام و گلستان سعدی را بنویسید. آمیختگی شعر و نثر، جملات مسجّع ، عبارات آهنگین ، استفاده از ابیات عربی و فارسی.
کی رفته ای ز دل کی رفته ای زدل که تمنا کنم تو را ؟ که بوده ای نهفته که پیدا کنم تورا؟ کی از دل من بیرون رفته ای که تو را طلب کنم.کی از نظر من پنهان بوده ای که تو را پیدا کنم؟(همیشه در برابر من بوده ای).
غیبت نکرده ای که شوم طالب حضور پنهان نگشته ای که ویدا کنم تو را تو هیچ گاه غایب نشده ای که من خواستار حضورتو شوم. تو هیچ گاه پنهان نشده ای که من تو را آشکار کنم. لغت ) هویدا : آشکار، ظاهر آرایه ) تضاد بین « هویدا و آشکار » با صد هزار جلو ه برون آمدی که من با صد هزار دیده تماشا کنم تو را با جلوه های گوناگون آفرینش ظاهر شدی، تا من با صدهزار چشم تو را تماشاکنم ( تا من برای دیدن تو سراپا چشم شوم). لغت) جلوه : خود رانشان دادن، نمایش، آراستن، آشکار شدن بالای خود در آیینه ی چشم ببین تابا خبر ز عالم بالا کنم تو را قد و قامت خود را در آیینه ی چشم من ببین تا من عالم فرشتگان را به تو نشان دهم (چشم من مثل آیینه است اگر تو خودت را در آیینه ی چشم من ببینی، فرشته ی عالم بالا را در آن خواهی دید یعنی توخودت فرشته هستی).
مستانه کاش در حرم ودیر بگذری تا قبله گاه مؤمن و ترسا کنم تو را ای کاش مانند مستان از حرم و صومعه عبور کنی تا من تو را قبله گاه مومنان (مسلمانان) و مسیحیان کنم (معشوق و معبود همه تو هستی).
خواهم شبی نقاب زرویت برافکنم خورشید کعبه، ماه کلیسا کنم تو را می خواهم شبی نقاب و حجاب از روی چهره ی زیبای تو بردارم، تا تو را خورشید کعبه و ماه کلیسا (قبله گاه مسلمانان و مسیحیان) کنم.(تو را به عنوان معشوق همه معرفی کنم). آرایه ) مراعات نظیر طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند یک جا فدای قامت رعنا کنم تورا اگر در قیامت تمام نعمت های بهشت یا شادی های بهشت را به من بدهند، همه را فدای قامت زیبای تو می کنم. ( من فقط تو را می خواهم) لغات ) طوبی : (1) شادی ، خوبی ، سود (2) درختی است در بهشت که می گویند به هر خانه ای از اهل بهشت شاخه ای از آن می رسد و میوه های گوناگون و خوشبو دارد.- سدره: درختی است در آسمان هفتم که در سوره ی نجم بدان اشاره شده است. دستور ) « را » از نوع فک اضافه است. آرایه ) بین « قیامت و قامت » جناس زیبا شود به کارگه عشق کار من هرگه نظر به صورت زیبا کنم تو را کار من در کارگاه عشق بازی با تو ، زمانی زیبا می شود که به صورت زیبای تو نگاه کنم( هر گاه من به تو نگاه می کنم عشق تو مرا به کمال می رساند). دستور) « را » ازنوع فک اضافه است آرایه ) تصدیر
خودآزمایی درس کی رفته ای... 1) چه تفاوت معنایی بین این بیت حافظ : از دست توشکایت نمی کنم تا نیست غیبتی نبود لذت حضور و بیت دوم درس دیده می شود ؟ بسطامی معتقد است که یار همه جا است و غیبت نمی کند. پس طلب و درخواست حضور در عارف برانگیخته نمی شود ولی حافظ می گوید اگر غیبت نباشد، دیگر لذت حضور وجود ندارد. همچنان که تا بیماری نباشد تندرستی لذت ندارد. منظور از « صدهزار جلوه » چیست ؟ عالم کثرت است، پدیده های فراوان یا جلوه های گوناگون آفرینش است. 2) تشبیهی را که در بیت چهارم به کار رفته ، بیابید و ارکان آن را مشخص کنید. آیینه ی چشم : اضافه ی تشبیهی – قامت زیبای معشوق را به فرشتگان تشبیه کرده است که تشبیه مضمر است. 3) بیت : « یار بی پرده از در و دیوار/ در تجلی استیا اولی الابصار » با کدام بیت درس ارتباط معنایی بیشتری دارد؟ با بیت : با صد هزار جلوه برون آمده ای که من با صدهزار دیده تماشا کنم تورا 4) چه آرایه ای بر زیبایی ابیات 4 و 8 افزوده است ؟ در بیت 4 جناس تام دارد و در بیت 8 آرایه ی تصدیر دارد. 5) حضور معشوق در حرم و دیر، کعبه و کلیسا با مومن و ترسا نشان دهنده ی کدام دیدگاه عرفانی است؟ عارف 6) محتوای کدام بیت درس با این بیت سعدی نزدیک است ؟ گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را بیت هفتم درس: طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند یک جا فدای قامت رعنا کنم تو را
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 12:38  توسط جغراتی
|
|