وزن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن  بحر رمل

البته تعداد اركان در مصراع ها متفاوت است پايان برخي از مصراع ها بحر رمل  (مجحوف) و برخي فاعلن (محذوف) است .

نوع ادبي : غنايي (اجتماعي) نوع توصيف نمادين  قالب : نو( نيمايي )

1- اي آدم هايي كه بر ساحل آرامش و آسودگي نشسته غرق شادي و خنده هستيد .

2- يك نفر در مشكلات و ناملايمات زندگي دارد از پا در مي آيد و مي ميرد .

آب  نماد (مشكلات ) جان مي سپارد : مي ميرد

3و4- در اين جامعه ي خفقان زده و پرستم كه مي شناسيد يك نفر دارد درميان مشكلات تقلاي بسيار   مي كند بلكه خود را نجات بخشد .

درياي تند وتيره و سنگين : نماد جامعه ، دست و پاي زدن كنايه از تلاش و تقلاي بسيار ،  دو مصراع موقوف المعاني اند .

5- آن زمان كه از پيروزي و مسلط شدن بر دشمن سرمست و شاد هستيد  . دست يابيدن كنايه از پيروز و مسلط شدن

6و7و8- آن زمان كه بيهوده پيش خود تصور مي كنيدكه دست ناتواني را براي كمك به دست گرفته ايد تا توانايي و قدرت و اقتدار را به وجود آوريد .

9و10- آن زمان كه كمربندهايتان را محكم مي بنديد كنايه : (آماده ي انجام كار مي شويد) .

11- در چه زماني بگويم ؟

12- يك نفر بيهوده در ميان مشكلات و ناملايمات زندگي دارد مي ميرد.

جان را قرباني مي كند كنايه از مي ميرد

13و14- اي آدم هايي كه بر ساحل آرامش ، اسباب راحتي و نعمت شما فراهم است و غذا و پوشاكتان نيز مهياست . نان مجازاً اسباب معيشت . جامه تان برتن كنايه : نعمت ورفاه داريد.

15- يك نفر درميان سختي ها شما را براي ياري مي خواند . آب : نماد

16- بادستان خسته و ناتوان با ناملايمات مقابله مي كند .   موج سنگين : نماد

17- با چشمان وحشت زده دهانش از سرگرداني بازمانده است .

18- سايه هاي شما را از دور ديده و نور اميدي در دلش زنده شده است .

19- درجامعه ي تيره و ستم زده ناملايمات را چشيده و هرزمان اندوه و اضطرابش بيشتر مي شود .

20و21- او درحال درگيري و دست و پنجه نرم كردن با مشكلات و سختي هاست . سرو پا را بيرون كردن كنايه از : تلاش كردن   

22- آي آدم ها

23- او درحال مردن هنوز اميدوار روزنه ي كمك و ياري  است. پاييدن ، مراقب بودن كنايه از اميد داشتن . 

24- اميد ياري و كمك (از سوي شما) دارد و فرياد مي زند :

25- اي آدم هايي كه در ساحل (نماد) امن و آرام زندگي آسوده به سر مي بريد و نابودي و مرگ ديگران را با بي توجهي تماشا مي كنيد !

26- موج ناملايمات بر سر ساحل نشستگان غافل فرو مي آيد . (ساحل : نماد)

27- موج (نماد) مثل مستي بيهوش و بي خبر بر ساحل پخش مي شود . تشبيه

28- او فرياد زنان در حال غرق شدن است و صداي فرياد او دوباره از دور به گوش مي رسد .

29- اي آدم ها !

30- صداي باد تبليغات هر لحظه آزاردهنده تر مي شود (باد نماد تبليغات )

31- و درميان صداي باد فرياد او واضح و آشكارتر به گوش مي رسد.

32- از ميان گوشه و كنار و درميان ناملايمات جامعه دوباره اين ندا به گوش مي رسد :

اي آدم ها !   (اين فرياد فراگير مي شود)

ني محزون  ص 90 

از سيد محمدحسين بهجت تبريزي (شهريار) (1367- 1285 ش )

قالب : غزل ، نوع توصيف : تخيلي ، وزن : فاعلاتن فعلاتن فعلن  بحر : رمل مثمن مخبون محذوف در بيشتر مصراع ها در ركن اول فاعلاتن به جاي فعلاتن آمده است .

قافيه : تسكيني ، مسكيني ، مي بيني ، باليني ، پرويني ، غمگيني ، غبار آگيني ، شيريني ، نفريني ، فرورديني 

حروف قافيه : اصلي / ين ، الحاقي : ي قاعده 2 تبصره 1

1- اي ماه ! امشب براي درد و رنج من مايه ي تسكين و آرامش هستي ، زيرا اي ماه تو همدرد من بيچاره و مسكين هستي .

استعاره ي مكنيه (تشخيص ) ، اشتقاق

2- همان گونه كه تو درحال كاهش (هلالي شدن) هستي ، من نيز رو به نقصانم و مي دانم كه تو از دوري خورشيد چه رنجي را تحمل مي كني .

حسن تعليل

3- اي ماه بيابان گرد (راهرو راه عشق) تو نيز مثل من به علت پريشاني عشق حتي يك شب نتوانستي با آسايش استراحت كني و آرام بخوابي .

تشخيص ايهام : باديه پيماي محبت   1- نوشاننده شراب محبت       2- بيابان گرد محبت   مراعات: راحت و بالين . ( باديه به معناي ظرف است و در اين جا مجازاً شراب )

4- هر شب از حسرت دوري معشوق يك دامن اشك مي ريزم   اي مهتاب تو هم در دامن خود اشك چون ستاره ي پروين افشاني .

آرايه : ماه استعاره از معشوق  ،   اغراق : يك دامن اشك ، تشخيص :  اي دامن مهتاب ، تشبيه مضمر : اشك به پروين ،  تناسب : ماه ، مهتاب ، پروين ، دامن مهتاب : استعاره ي مكنيه .

5- همه در نور ماه كه چون چشمه اي است غم هاي خود را مي شويند و فراموش مي كنند  ( همين طور كه مردم چهره ي خود را در چشمه مي شويند با ديدن مهتاب غم خود را فراموش مي كنند ) اما اي ماه امشب توهم از بخت و اقبال من غمگين هستي .

آرايه : تشبيه : چشمه ي مهتاب ،  غم از دل مي شويندكنايه :  غم را از بين مي برند ، اي ماه : استعاره ي مكنيه (تشخيص )

6- شايد بتوانم بخت و اقبال خود را در آينه ي تو بنگرم زيرا تو آينه ي غبار گرفته ي بخت و اقبال من هستي .   آرايه : تشبيه   تو آينه ي بخت من هستي .

7- شايد ني غمگين  از خاك مزار فرهاد روييده است كه از فراق لب شيريني اين چنين شكوه و شكايت سر مي دهد .  آرايه : تلميح ، تشخيص ،  شيرين ايهام تناسب   1- شيرين (گوارا)        2- نام خاص متناسب با فرهاد.  

8- اي معشوق كه مثل بادخزان خانه ي دلم را ويران كردي و دلم را شكستي ، اگر انصاف دهي سزاوار نفرين هستي .  آرايه : خانه استعاره از دل ، باد خزان  استعاره از معشوق « نمونه ي سبك واسوخت »

9- اي پرستو(معشوق) كه پيام آور بهار وصال هستي  كي به دلم كه چون كلبه ي طوفان زده اي است سر مي زني ؟    آرايه : كلبه ي طوفان زده  استعاره از دل ، پرستو استعاره ، فروردين استعاره از شادماني وصل .

10- اي شهريار اگر رسم و شيوه محبت موجود باشد چه زندگي و چه دنياي مثل بهشتي پيش رو خواهيم داشت .     آرايه : تشبيه دنيا به بهشت .

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 12:45  توسط جغراتی  |