ف) درآمدها، سبك شناسي و تاريخ ادبيات

1ـ در سرودن اشعار وصفي، چه مواردي در تصويرنگاري شاعر نقش مهمي دارند؟

     جواب: محسوسات و پيدايي صُوَر خيال

2ـ ادبيات توصيفي ايران را به چند دسته مي توان تقسيم كرد؟ نام ببريد و هريك را توضيح دهيد.

     جواب:  به سه دسته:

   الف ـ توصيفات تخيّلي؛ وصف هايي است كه گوينده، واقعه يا منظره اي را پس از گذشت سال ها به خاطر مي آورد و براساس سايه روشني كه در حافظه ي وي برجاي مانده، به نگارگري مي پردازد.

    ب ـ توصيفات نمادين ؛ توصيف هايي هستند كه بر تشبيه و مقايسه بنا نهاده شده اند و منظور از آن ها، ترسيم يك منظره يا چهره نيست بلكه « نماد» هستند يعني نماينده ي كيفيت و حالتي كه اشيا و مناظر در ذهن به وجود مي آورند.

    ج ـ توصيفات واقعي؛ توصيف هايي هستند كه گوينده با بيان آن ها به شرح جزئيات وقايع يا مناظر و اشخاص بپردازد بي آن كه در آن ها دخل و تصرف كند.

3ـ شاعر يا نويسنده چه هنگام در انتقال احساس خويش موفق مي شود؟

        جواب: فضايي كه مي خواهد بسازد، به تنگنا و دشواري نيفتد و اين زماني ميسر است كه شاعر و نويسنده تنها به اطلاعات و آموخته ها تكيه نكرده، به تجربه هاي عاطفي و برقراري ارتباط با دنياي بيرون بپردازد.

4ـ « حسب حال» چه نوع نوشته اي است؟

     جواب: خاطرات و يادداشت هايي است كه گاه اشخاص در گزارش احوال خود مي نويسند كه سرشار از نكات و لطايف تاريخي، اجتماعي، سياسي و ادبي است.

5 ـ چند نمونه ي خوب « حسب حال » را نام ببريد.

    جواب: 1ـ « حيات يحيي» از حاج ميرزا يحيي دولت آبادي 2ـ « شرح زندگاني من »  از عبدالله مستوفي 3ـ « روزها» از دكتر محمد علي اسلامي ندوشن 4ـ « از پاريز تا پاريس» از دكتر باستاني پاريزي

6ـ كتاب هايي كه در باره ي زندگي مشاهير دين و دانش و ادب نوشته شده، چه نام دارند؟

      جواب : زندگي نامه ( بيوگرافي ) خوانده  مي شوند.

7ـ « سيره » و « مغازي » چه نوع نوشته هايي است؟ دو نوع مشهور آن را نام بريد.

     جواب: گزارش زندگي و جنگ هاي پيامبر اسلام (ص) است.

    1ـ سيره ي رسول الله از قاضي ابرقو   2ـ سيرت رسول الله از دكتر عباس زرياب خويي       

8 ـ منظور ا ز ادبيات داستاني چيست؟

       جواب: آثاري است كه ماهيت داستاني و تخيلي دارند. قصه ها، داستان هاي كوتاه، رمان و انواع وابسته به آن ها را « ادبيات داستاني » مي گويند.

9ـ فابل (Fable ) چه نوع قصه هايي است؟ نمونه اي ذكر كنيد.

     جواب: قصه هايي كه از زبان حيوانات روايت مي شود و در آن ها نويسنده اعمال و احساسات انسان را به حيوانات نسبت مي دهد ؛ مانند « كليله و دمنه »ي ابوالمعالي نصر الله منشي.

10ـ نام سه تن از مشهورترين و برجسته ترين داستان نويسان معاصر ايران را بنويسيد.

      جواب: 1 ـ سيد محمد علي جمال زاده    2ـ صادق هدايت     3ـ جلال آل احمد   

11ـ انواع ترجمه را نام ببريد.

       1ـ ترجمه ي ارتباطي ( ترجمه ي آزاد يا روان »    2ـ ترجمه ي معنايي ( تحت اللفظي يا دقيق)

12ـ تحولات ادبي جامعه ي ايران را چه ناميده اند؛ چه عواملي در اين تحول و دگرگوني مؤثر بوده اند؟  جواب: تحولات ادبي جامعه ي ايران را از زمان امضاي فرمان مشروطيت (1324هـ. ق) تا به امروز « ادبيات معاصر» ناميده اند. آمدن صنعت چاپ به ايران، گسترش روزنامه نويسي، آشنايي ايرانيان با ادبيات اروپايي، نهضت ترجمه و نشرآثار اروپايي و تأسيس مدرسه ي دارالفنون در اين تحول مؤثر بوده اند.

13ـ نخستين مجموعه ي شعر نيمايي سهراب سپهري چه نام دارد؟

  جواب: مرگ رنگ

14ـ نوشته ي « اورازان» به كدام دسته از آثار جلال آل احمد تعلّق دارد؟

  جواب: تك نگاري

15ـ مهم ترين شاخصه هاي شعري مهدي اخوان ثالث را بنويسيد.

 جواب: علاقه ي ويژه ي اخوان به احياي سنّت هاي حماسي و اساطيري كهن/ صلابت و سنگيني شعر خراساني/ شيوه ي روايت گري

16ـ از ويژگي هاي بارز شعر نيمايي، پرداختن به ........................ با زباني ................. است.

 جواب: مسائل اجتماعي      ــ   نمادين

17ـ صاحبان اين آثار را بنويسيد.   الف( شرح زندگاني من         ب) بهارستان

جواب: الف ـ عبدالله مستوفي           ب ـ جامي

18ـ لباب الالباب از كيست و جزو چه نوع نوشته اي به شمار مي آيد؟

جواب:  از محمد عوفي است و جزو كتب تذكره به شمار مي آيد.

19ـ كدام نو ع از انواع توصيف بر تشبيه و مقايسه بنا نهاده شده است؟

      جواب: نمادين

20ـ آثار مقابل از كدام نويسندگان است؟  الف) تفكرات نو        ب) دري به خانه ي خورشيد

     جواب: الف) دولامارتين         ب) سلمان هراتي

21ـ شعر سپيد محصول كدام دوره از عصر نيماست؟

جواب) دوره ي دوم

22ـ سبك شعري مهرداد اوستا در قصيده چيست؟

جواب) سبك خراساني نو

23ـ كدام شعر نيما را بايد آغازگر تحولي بزرگ در شعر فارسي دانست؟

جواب) افسانه

24ـ نخستين مجموعه ي شعر نيمايي سهراب سپهري چه نام دارد؟

جواب) مرگ رنگ

25ـ در ادبيات خارجي به قصه هايي كه از زبان حيوانات روايت مي شود، چه مي گويند؟

جواب) فابل

26ـ دو مورد از مهمترين شاخصه هاي شعر اخوان ثالث را بنويسيد.

جواب) علاقه ي ويژه ي او به احياي سنت هاي حماسي و اساطيري كهن ـ صلابت و سنگيني شعر خراساني شيوه ي روايت گري

27ـ « لباب الالباب » اثر كيست؟چه نوع نوشته اي محسوب مي شود؟

لباب الالباب: محمد عوفي    تذكره

28ـ آثار مقابل از كيست؟

صفير سيمرغ، اسرارالتوحيد، شرح زندگاني من

جواب) صفير سيمرغ: محمد علي اسلامي ندوشن

اسرارالتوحيد: محمد بن منور

شرح زندگاني من: عبداالله مستوفي

29ـ يك اثر از اخوان ثالث نام ببريد كه در آن شعر نو نيمايي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است؟

جواب: « بدعت ها و بدايع نيما يوشيج» ( يا عطا و لقاي نيما يوشيج)

30ـ كتاب « فرار از مدرسه » در شرح حال كدام شخصيت علمي است؟

جواب: شرح حال امام محمد غزالي

31ـ ويژگي « زبان نوشته ها» را در عصر مشروطه بنويسيد.

جواب: زبان نوشته ها به زبان مردم نزديك شد.( پيش از اين انحصار نوشته ها به دربار يا خواص ، نويسندگان را به سمت تكلف و تصنع پيش مي برد اما در اين دوره ، مثل ها، اصطلاحات قصه ها و زندگي مردم عادي به ادبيات راه يافت.)

32ـ كدام اثر « عبدالله مستوفي » نمونه ي برجسته ي « حسب حال» به شمار مي آيد؟

جواب: شرح زندگاني من

33ـ نهج البلاغه به همت «...............» گردآوري شد.

جواب: سيد رضي

34ـ شهرت عمده ي « مهرداد اوستا» به سرودن كدام قالب شعري است؟    جواب: قصيده

35ـ شاعري آلماني به نام«...................» در كتاب« ديوان شرقي ـ غربي» تاثير خود را از «............» شاعر بزرگ ايراني نشان داده است.

گوته ـ حافظ

36ـ هر يك از آثار زير از كيست؟

الف) اشعه اللمعات                ب) دانشگاه هاي من                 پ) سرگذشت حاجي بابا اصفهاني

جواب: الف)جامي                  ب) ماكسيم گوركي                   پ) جيمز موريه

 

ب) خودآزمايي و نكات بلاغي، درك معني و مفهوم متن ؛ درك مطلب

1ـ در بيت : ابر بهاري زدور، اسب برانگيخته          وزسُم اسب سياه، لؤلؤ تر ريخته

منظور شاعر از « اسب سياه » و « لؤلؤ تر » چيست؟

  جواب: اسب سياه استعاره از ابر سياه و متراكم باران زاي بهاري است.  لؤلؤ تر استعاره از قطرات باران است كه در فصل بهار از ابر فرو مي ريزد.

2ـ به نظر شاعرِ شعرِ « دماونديه» چرا دماوند چهره در ابر پنهان كرده است؟

  جواب: از ديدن مردم غفلت زده و سست حال بيزار است.

3ـ معادل امروزي دو عبارت « روي از سوي جنوب » و « سه جانب او با درياست » چيست؟

       جواب: روي از سوي جنوب يعني رو به جنوب، به سمت جنوب .  سه جانب او به درياست يعني سه طرف آن را آب فرا گرفته است. ( شبه جزيره)

4ـ معرّب « كنده » چيست؟  جواب: خندق

5 ـ دكتر شريعتي « گز و تاق » كويري را با كدام درخت مقايسه مي كند؟

     جواب:  با بيد نازپرورده

6 ـ وجه تسميه ي « اورازان» در اين نوشته ي جلال آل احمد چيست؟

     جواب : آب ريزان و افرازان

7 ـ با توجه به حكايت غرور شكني، منظور شيخ ابو سعيد از ترجيح جهنم بر بهشت چه بود؟

   جواب: آگاه ساختن بوعبدالله از ناپسند بودن تكبّر و غرور و اين كه جايگاه مغروران در جهنم است.

8 ـ « لُكّه مي دويدم» يعني چه؟

   جواب:  از روي شوق راه مي رفتم كمي باشتاب

9 ـ در بيت زير، واژه ي « خر » يك بار به معني حقيقي و بار ديگر به معني استعاري به كار رفته است. هر دو مورد را توضيح دهيد.

     خر گم شده را بخواند كاي يار          اينك خرِ تو، بيار افسار

    جواب: « خر» در مصراع اول، در معني حقيقي خود، يعني چارپا به كار رفته اما « خر » در مصراع دوم به معني استعاري يعني فرد ساده لوح و درد عشق ناكشيده است.

10 ـ « خِرت خِرت» را در اصطلاح « نام آوا‌» مي گويند. براي اين مورد چند نمونه ي ديگر بنويسيد.

  جواب : تيك تيك ـ وزوز ـ شُرشُر ـ هوهو

11ـ منظور نويسنده ي داستان « قصه ي عينكم» از تركيب « چشم مسلّح» چيست؟ امروزه « چشم مسلّح » به چه مي گويند؟

      جواب: چشم عينك زده. امروزه به ميكروسكوپ و تلسكوپ چشم مسلح مي گويند.

12ـ در چه مواقعي زبان ملي براي يك ملت ارزش و اهميت بيش تري مي يابد؟

      جواب: مواقعي كه مي بينيم زبان ملي در معرض هجوم بيگانگان و نابودي قرار گرفته است.

13ـ از تعبير كنايي « براي كسي خواب ديدن » چه موقع استفاده مي شود؟

     جواب: هنگامي كه بخواهند براي كسي نقشه بدي بكشند و عليه او توطئه نمايند.

14ـ اولين مترجمان دارالفنون چه كساني بودند؟

          جواب: آموزگاران اروپايي دارالفنون

15ـ مناسب ترين شكل ترجمه چگونه است؟

جواب: هيچ بخشي از « صورت و معني » از ميان نرود.

16ـ حضرت علي (ع) چه چيز را باعث مردن دل و تازه شدن اندوه مي داند؟

    جواب: هماهنگي دشمن در باطن خويش و پراكندگي شما در حق خود.

17 ـ در عبارت « كار را به هم درمي آميزيد» يعني چه:

      جواب: كارها را مختل مي كنيد.

18 ـ به تعبير حضرت علي (ع) چه كسي مستحق ملامت نيست؟

      جواب: مسلمانان سست اراده اي كه دشمن خانمان و مال آنان را به يغما برده است.

19ـ پنج عنصر طبيعي را كه نيما از محيط اطراف خود برگرفته است، بيان كنيد.

     جواب: مهتاب ـ شب تاب ـ سحر ـ صبح ـ خار ـ ساقه ي گل

20ـ « دست ساييدن » و « پاي آبله ماندن » كنايه از چه هستند.

       جواب : دست ساييدن: كوشش و تلاش    ـ    پاي آبله ماندن: مشقّت و رنج و ناتواني

21ـ در مصراع « كان كليد گنج مرواريد او گم شد» منظور شاعر از « كليد گنج مرواريد» چيست؟

           جواب : لبخند

22ـ « جلوه كردن بخت از موي سپيد» يعني چه؟

      جواب:  نصيب شدن بخت و اقبال در هنگام پيري

23ـ در عبارت زير،كدام آرايه ي ادبي بارزتر است؟

   « خط شكسته را از درويش هم بهتر و با مزه تر نوشته است ».

        جواب : حس آميزي

24ـ « استرجاع» ؛ گفتن كدام عبارت است:      جواب: انِّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَيْهِ راجِعُون

25ـ واژه ي « مُژه » در اصل از چه اجزائي تشكيل شده است؟     جواب:  موي ژه

26ـ در بيت زير، « مُشك سياه » و « دُرّ ثمين »  استعاره از چيست؟

       در دهن لاله باد، ريخته و بيخته         بيخته مُشك سياه، ريخته دُرّ ثمين

      جواب: مُشك سياه: دانه هاي سياه درون گل لاله       دُرّ ثمين : شبنم

با توج به عبارت زير، مولانا چه رفتاري را ستايش مي كرد؟

  « مولانا تواضع و خاك نهادي را خُلق رسول خدا (ص ) مي خواند و در همه ي احوال سبق سلام را مي ستود، به هر كس مي رسيد كرنش و تواضع مي كرد. »

   جواب: سبقت گرفتن در سلام كردن به ديگران

27ـ متن زير را بخوانيد و به پرسش هاي آمده پاسخ دهيد.

 « آن چه در كوير زيبا مي رويد، خيال است! سايه ي پروازش تنها سايه اي است كه بر كوير مي افتد، در كوير گويي به مرز عالم ديگر نزديكيم و از آن است كه ماوراءالطبيعه را در كوير مي توان به چشم ديد.»

   الف ـ تنها سايه اي كه بر كوير مي افتد چيست؟

   ب ـ چرا ماوراءالطبيعه را در كوير مي توان به چشم ديد؟

      جواب : الف) سايه ي پرواز خيال        ب) زيرا در كوير گويي به مرز عالم ديگر نزديكيم

28ـ مفهوم جمله ي « اين گمان در حق خويش برم، بهتر» چيست؟

      جواب: گمان بدترين خلق بودن را در باره ي خودم ببرم، بهتر است.

29ـ « تنازع براي بقا» يعني چه؟

      جواب: جنگيدن براي زنده ماندن

30ـ سجع را در متن زير بيابيد.

   « هر كه جهاد را واگذارد و ناخوشايند داند، خدا جامه ي خواري بر تن او پوشاند.»

     جواب:  داند ـ پوشاند

31ـ گوته، از گفتن عبارت زير استفاده از كدام آرايه ي ادبي را در نظر دارد؟

     « هيچ كلامي را دوبار در قافيه نياورم، مگر آن كه با ظاهري يك سان، معنايي جدا داشته باشد.»

          جواب: جناس تام

32ـ آرايه ي برجسته ي بيت زير را مشخص كنيد و توضيح دهيد.

   نبود از تو گريزي، چنين كه بار غم دل        زدست شِكوه گرفتم، به دوش ناله كشيدم

      جواب: ايهام در « به دوش ناله كشيدم » :1) ناله را بادوش حمل كردم 2) ناله سردادم، ناليدم

33ـ بيت هاي  شعر زير را بخوانيد و به پرسش هاي آمده پاسخ دهيد.

        پيش از تو آب معني دريا شدن نداشت          شب مانده بود و جرأت فردا شدن نداشت    

        بسيار بود رود در آن برزخ كبود                   اما دريغ، زهره ي دريا شدن نداشت

        در آن كوير سوخته، آن خاك بي بهار           حتي علف اجازه ي زيبا شدن نداشت

        گم بود در عمق زمين شانه ي بهار                بي تو ولي زمينه ي پيدا شدن نداشت

        دل ها اگر چه صاف، ولي از هراس سنگ        آيينه بود و ميل تماشا شدن نداشت

   الف ـ در بيت هاي اول و چهارم، مرجع ضمير « تو » كيست؟

   ب ـ شاعر در اين شعر، به توصيف چه چيزي پرداخته است؟

   ج ـ منظور كلي بيت پنجم چيست؟

   د ـ در بيت دوم منظور از « برزخ كبود» چيست؟

   هـ ـ در بيت دوم « رود » و « دريا »  استعاره ازچيست؟

   و ـ اين شعر از كدام نوع توصيف به شمار مي آيد؟

   ز ـ كدام بيت به نياز وجود رهبر، براي شكوفايي و ظهور بهار اشاره مي كند؟

    جواب:

الف ـ امام خميني (ره)

ب ـ توصيف عصر پيش از انقلاب و خفقان حاكم برآن

ج ـ ديكتاتوري و استبداد رژيم گذشته

د ـ جامعه ي ستم زده و اختناق آور قبل از انقلاب

هـ ـ رود، استعاره از مرد مبارز و دريا استعاره از همبستگي و قيام

و ـ نمادين

ز ـ بيت چهارم: گم بود در عمق زمين شانه ي بهار       بي تو ولي زمينه ي پيدا شدن نداشت

34ـ با توجه به متن زير پاسخ دهيد:

( درست است كه مجرد درويشي در نزد او (مولوي) موجب نيل به حق نمي شد، باري چون با تسليم به طريقت پاي روح از دام تعلق خاك مي دهيد مانعي براي پروازش نمي ماند؛ هرچند نيل به اوج تعالي در گرو شوق و همت او مي ماند. براي او درويشي عبارت از سقوط در نيازهاي مادي نبود.قناعت به حداقل ضرورت بود واين كه انسان به خاطر نيازهاي غير ضروري، خود را از توجه بدانچه او را به اوج مراتب انساني مجال پرواز مي دهد محروم ندارد.)

1ـ چه چيز روح را از تعلقات مي رهاند؟

جواب) تسليم به طريقت

2ـ درويشي از نظر مولوي چيست؟

جواب) قناعت به حداقل ضرورت

3ـ توجه به نيازهاي غير ضروري انسان را از چه چيزي محروم مي كند؟

جواب) آن چه كه او را به اوج مراتب انساني مجال پرواز مي دهد.

4ـ رسيدن به اوج تعالي به چه چيزي وابسته است؟

جواب) به شوق و همت

5 ـ متن بالا كه قسمتي از كتاب «پله پله تا ملاقات خدا» است، چه نوع نوشته اي است؟

جواب) زندگي نامه

35ـ شاعر در بيت « شو منفجره اي دل زمانه / و آن آتش خود نهفته مپسند» دماوند را به چه چيزي فرا مي خواند؟  جواب) قيام

36ـ نوع توصيف « گويي بط سفيد جامه به صابون زده است» و « توصيف كويمات و حمات و طرابلس» چيست؟

جواب) گويي بط سفيد...تخيلي،    توصيف كويمات....واقعي

37ـ در عبارت زير نقش دستوري واژه ي « مشهد» چيست؟

« در آن جا خانه ها ساخته بر شال رباط ها اما كسي در آن جا مقام نكند و آن را مشهد خوانند»

جواب) مسند

38ـ معادل امروزي اصطلاحات « ازكار درآوردن» و« سروازدن» چيست؟

جواب) از كار درآوردن:تمام كردن            سروازدن: خود داري

39ـ ترجمه ي آزاد چگونه ترجمه اي است؟

جواب) توجه به مترجم بيش تر به گيرنده ي پيام است و تمايل ندارد ساخت هاي صوري و معاني ناآشنا را از زبان مبدا به زبان مقصد وارد كند.

40ـ عبارت زير از « گوته» به چه آرايه اي اشاره دارد؟

« هيچ كلامي را دوبار در قافيه نياورم مگر آن كه با ظاهري يكسان معنايي جدا داشته باشد»

جواب) جناس تام

41ـ در بيت زير منظور از « رود» و« برزخ كبود» چيست؟

« بسيار بود رود در آن برزخ كبود              اما دريغ زهره ي دريا شدن نداشت»

جواب) مبارزان و افراد انقلابي ، ايران قبل از انقلاب

42ـ « دست ساييدن »و« پاي آبله ماندن» كنايه از چيست؟

جواب) دست ساييدن: تلاش               پاي آبله ماندن: خستگي و مجروح بودن

43ـ در مصراع « كان كليد گنج مرواريد او گم شد» منظور از شاعر از«كليد گنج مرواريد» چيست؟

جواب) لبخند

44ـ با توجه به قسمت زير از شعر « سهراب سپهري» ديد وي نسبت به هستي چگونه است؟

« من نمي دانم ،/كه چرا مي گويند، اسب حيوان نجيبي است، كبوتر زيباست / و چرا در قفس هيچ كسي كركس نسيت/ گل شبدد چه كم از لاله ي قرمز دارد»

جواب: همه ي هستي را زيبا و دوست داشتني مي بيند

45ـ دو آرايه ي غير تكراري با مشخص كردن كلمات ، در بيت زير بيابيد:

« به روي بخت ز ديده، زچهر به گردون/ گهي چو اشك نشستم ، گهي چو رنگ پريدم»

جواب) استعاره و تشخيص: بخت، عمرـ تشبيه : چو اشك و چو رنگ ـ لف و نشر مرتب: از ديده مثل اشك به روي بخت نشستم ، از چهره ي عمر مثل رنگ پريدم ـ تضاد: نشستم و پريدم ـ ايهام: رنگ

46ـ در عبارت « نگاه هاي اسيرم را همچون پروانه هاي شوق در اين مزرع سبز آن دوست شاعرم رها مي كنم» دوست شاعر نويسنده كيست؟ به كدام بيت اشاره دارد؟

جواب: دوست شاعر نويسنده: حافظ   بيت: مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو/يادم از كشته ي خويش آمد و هنگام درو

47ـ مفهوم « قوز بالا قوز» در عبارت « دسته هاي عينك سيم و نخ قوز بالا قوز بود» چيست؟

جواب: بدتر از بد

48ـ از تعبير كنايي « براي كسي خواب ديدن» چه موقع استفاده مي شود؟

جواب) براي كسي نقشه كشيدن

49ـ چرا جامي تخلص « جامي» را براي خود برگزيد؟

جواب: يكي به خاطر محل تولدش تربت جام ، ديگر ارادتي كه به شيخ جام داشته است

50 ـ با توجه به شعر زير،به سوالات داده شده پاسخ دهيد.

« و خدايي كه در اين نزديكي است/ لاي اين شب بوها، پاي آن كاج بلند.../در نمازم جريان دارد ماه، جريان دارد طيف / سنگ از پشت نمازم پيداست/ همه ذرات نمازم متبلور شده است.»

1ـ شاعر در « شب بو» و « كاج » چه خصيصه هايي را جست و جو مي كند؟

جواب: در شب بو، كوتاهي و در كاج ، بلندي

2ـ در مصراع « سنگ از پشت نمازم پيداست» به كدام ويژگي شاعر اشاره شده است؟

جواب: خلوص نيت

3ـ مفهوم نهايي قسمت مشخص شده را بنويسيد.

جواب: نمازم سرشار از لطافت است

51ـ در شعر:

بسيار بود رود در آن برزخ كبود                      اما دريغ، زهره ي دريا شدن نداشت

دل ها اگر چه صاف، ولي از هراس سنگ          آيينه بود و ميل تماشا شدن نداشت

1ـ منظور از« برزخ كبود» چيست؟

جواب:جامعه ي ظلم زده

2ـ اين شعر از كدام نوع توصيف به شمار مي آيد؟

جواب: نمادين

3ـ بيت دوم، به چه موضوعي اشاره دارد؟

جواب: ترس مردم از اظهار وجود به خاطر حاكميت استبداد

52ـ با توجه به شعر زير:

 ابر بهاري ز دور اسب برانگيخته                    وز سم اسب سياه، لؤلؤ تر ريخته

بر گل عندليب، گنج فريدون زده است            لشكر چين در بهار، خيمه به هامون زده است

1ـ مقصود از« اسب سياه» چيست؟

جواب: ابر تيره

2ـ « گنج فريدون زده است» به چه معناست؟

جواب: به نغمه خواني مشغول است.

3ـ « لشكر چين» استعاره از چيست؟

جواب: چمن

53ـ با توجه به شعر زير:

اي ديو سپيد پاي در بند                         اي گنبد گيتي اي دماوند

پنهان مكن آتش درون را                        زين سوخته جان، شنو يكي پند

از سر بكش آن سپيد معجر                      بنشين به يكي كبود اورند

1ـ در بيت دوم، « آتش درون» استعاره از چيست؟

جواب: نارضايتي از ظلم و ستم

2ـ مقصود از« سوخته جان» كيست؟

جواب: شاعر

3ـ شاعر در بيت سوم، به « دماوند» چه پندي مي دهد؟

جواب: به دست گرفتن قدرت( يا اظهار نارضايتي عليه ظلم)

54ـ نويسنده در عبارت زير، بر كدام ويژگي « مولوي» تاكيد دارد؟

« در طريق تبتل و انقطاع ، خويشتن را از« خود» خالي كرده بود و به مرتبه ي فنا رسيده بود.»

جواب: دوري از خواهش هاي نفساني يا ترك تعلقات مادي

55ـ عبارت زير، كدام ويژگي كلام سعدي را نشان مي دهد؟

اين صافي سحار اوست كه سخن را مي پالايد و در يك چشم به هم زدن ، آن را از عاري بودن به « فوق العاده» و « فوق طاقت» ارتقا مي دهد.

جواب: سهل ممتنع

56ـ نقش دستوري « خسته» در عبارت « نه كشته اي بر جاي نهاده و نه خسته ، به شهر خود باز گشته اند» چيست؟

جواب: مفعول

57ـ در كدام دوره از عصر شعر نيماي، شعر نو تغزلي گسترش يافت و زبان رمز گونه و ادبيات اجتماعي و حماسي رواج پيدا كرد؟

جواب: درره ي سوم

58ـ دكتر عبدالحسن زرين كوب، كدام اثر خود را درباره ي نظامي نوشته است؟

جواب: پير گنجه در جست و جوي ناكجا آباد

59ـ در عبارت « نگاه هاي اسيرم را هم چون پروانه هاي شوق در اين مزرع سبز آن دوست شاعرم رها مي كنم»:

الف) كدام بخش ، به يك شعر اشاره دارد؟

جواب: مزرع سبز

ب) منظور نويسنده از « دوست شاعرم» چه كسي است؟

جواب: حافظ

60ـ محتواي كتاب « قابوس نامه» را از نظر نوع قصه بنويسيد.   

جواب: تعليم و تربيت  

معني و مفهوم شعر ونثر

ـ ابيات و عبارات زير را به نثر روان امروزي بازنويسي كنيد.

1ـ چون عقده اي به بغض فرو بود حرف عشق               اين عقده تا هميشه سر واشدن نداشت

    معني: سخن عشق و محبت گره اي بغض آلود بود، كه هرگز قصد باز شدن نداشت.

2ـ مرا نصيب غم آمد، به شادي همه عالم            چرا كه از همه عالم، محبت تو گزيدم

   معني: از شادي هاي همه ي جهان، غم و اندوه نصيب من شد، زيرا جرمم اين است كه به تو علاقه مندم.

3ـ به جز وفا و عنايت، نماند در همه عالم            ندامتي كه نبردم، ملامتي كه نديدم

     معني: در گستره ي جهان غير از محبّت و توجّه تو هرگونه پشيماني اي و سرزنشي كه بود متحمّل شدم( به من همه چيز رسيد به جز وفا و عنايت تو)

4ـ مرد نقّال ـ آن صدايش گرم، نايش گرم / آن سكوتش ساكت و گيرا / و دَمَش چونان حديث آشنايش گرم ـ راه مي رفت و سخن مي گفت / چوب دستي منتشا مانند در دستش،/ مست شور و گرم گفتن بود

     معني: مرد نقّال، صدا و نفسي گرم داشت و همه را شيفته ي سخنان خود كرده بود. سكوت محضش هم، انسان را مجذوب خود مي كرد. راه مي رفت، سخن مي گفت و عصايي منتشايي در دست داشت و غرق صحبت و گرم نقّالي بود.

5ـ نگران با من استاده سحر/ صبح مي خواهد از من/ كز مبارك دم او آورم اين قوم به جان باخته را/ بلكه خبر

    معني: سحر نيز مانند من نگران است و منتظر. صبح از من مي خواهد تا با نفس مسيحايي خود مردم را زنده و بيدار كنم.

6 ـ ازگفته ي شورانگيز تو چنان آتشي بر دلم نشسته كه سراپاي مرا در تب و تاب افكنده است.

      معني: غزل هاي پرشور و احساس تو،  مرا در آتش پرسوز و گداز عشق گرفتار ساخته است.

7ـ زشت باديد و از اندوه بيرون نيايد كه آماج تير بلاييد.

 معني: زشتي نصيبتان باد و از اندوه و رنج رها نشويد، بي گمان عذاب و بلا شما را گرفتار خود مي كند.

8ـ كلاس ما، در اُرُسي قشنگي جا داشت.

   معني: كلاس ما در اتاق زيبايي كه درِ آن به صورت عمودي باز و بسته مي شد جاي داشت.

9 ـ هر عصب و فكر، به منبع بي شائبه ي ايمان وصل بود كه خوب و بد را به عنوان مشيّت الهي مي پذيرفت.

    معني: چون مردم با ايمان بودند، هرگونه بلا و نعمتي را تقدير و سرنوشت الهي مي پنداشتند و مي پذيرفتند.

10ـ او ( مولوي) در طريق تبتّل و انقطاع، خويشتن را از « خود» خالي كرده بود.

    معني: مولوي در امر دوري از مردم و گوشه نشيني، خود را فراموش و وجود خود را به خدا وابسته كرده بود.

11ـ شيخ با كسي خُلقي بكرد در ميان مجلس و سخني نيكو بگفت.

     معني: شيخ ابوسعيد در وسط مجلس با يك نفر مزاح كرد و حرفي با مزه گفت.

12ـ حق چرايي يكي از عوايد اشتراكي اهالي ده اورازان است.

    معني: اجرت چراي دام ها در مراتع، يكي از درآمدهاي مشترك مردم روستاي اورازان است.

13ـ از بيرون شهرطرابلس، هيچ خانه نيست، مگر مشهدي دو سه.

    معني: در بيرون شهر طرابلس به جز دو سه استراحتگاه، هيچ خانه ي ديگري نيست.

14ـ     زين بي خردانِ سفله بستان         دادِ دلِ مردمِ خردمند

      معني: حق مردم دانا و آزاده را از اين جاهلان پست فطرت بستان

15ـ     پنهان مكن آتش درون را          زين سوخته جان، شنو يكي پند

   معني: آتش و خشم درون خود را پنهان مكن و به پند و اندرز شاعر سوخته دل گوش فرا ده.

16ـ گويي بطّ سفيد، جامه به صابون زده است      كبك دري ساق پاي در قدحِ خون زده است

   معني: پرهاي مرغابي چنان سپيد است كه گويي آنها را با صابون شسته و ساق پاي كبك خوش خرام چنان سرخ است كه گويي آنها را در كاسه ي خون فرو برده است.

17ـ بر گلِ تر عندليب، گنج فريدون زده است     لشكر چين در بهار، خيمه به هامون زده است

  معني: بلبل بر شاخه ي پرطراوت گل سرخ، نغمه خواني مي كند و دشت و صحرا از انبوه سبزه ها و گياهان، سرسبز و خرم است.

18ـ زد بانگ كه كيست حاضر امروز      كز عشق نبوده خاطر افروز

      نـي محنـتِ عشـق ديـده هرگـز       ني جورِ بُتان كشيده هرگز

معني دو بيت: واعظ فوري در مجلس فرياد زد، آيا در مجلس امروز ما كسي هست كه فروغ عشق بر وجود او نتابيده باشد و هرگز غم عشق را نديده و جور و قهر زيبارويان را نكشيده باشد؟ 

19ـ بر گل تر عندليب گنج فريدون زده است               لشكر چين در بهار خيمه به هامون زده است

20ـ كان كس منم اي ستوده ي دهر                          كز عشق نبوده هرگزم بهر

21ـ مرا نصيب غم آمد به شادي همه عالم                  چرا كه از همه عالم محبت تو گزيدم

22ـ تبتّل و التزام فقر او را به كمال استغنا رسانيده بود

23ـ هرّاي تو افكند زلازل

24ـ سورت سرماي دي بيدادها مي كرد.

25ـ دانست كه تركي عظيم از وي در وجود آمد

26ـ با مردمي در آستانه ي خانه شان نكوشيدند

27ـ از فرط هيجان لكّه مي دويدم

28ـ يك جانب كه با خشك دارد، كنده اي عظيم كرده اند.

29ـ پدرم دريا دل بود. در لاتي كار شاهان را ميكرد.

30ـ زن هاشان به خوشه چيني و دريوزگي و مردها به آهنگري، يك ماهي اتراق مي كنند.

31ـ به كساني كه با او ستيهندگي مي كردند، طريق سلم و دوستي مي سپرد.

32ـ شيخ ما را چشم بر وي افتاد. پس شيخ بر كسي خلقي بكرد در ميان مجلس.

33ـ حق چرايي كه به دست مي آيد، يكي از عوايد اشتراكي اهالي ده است.

34ـ چون آب دريا موج زند، مبلغي برباروي شهر بر رود.

35ـ چنان مي نمود كه گويي در چهار گوشه ي اتاق، درفش ملي ما را به اهتزاز در آورده باشند.

36ـ همگنان خاموش / گرد بر گردش، به كردار صدف برگرد مرواريد/ پاي تا سر گوش

37ـ آرند كه واعظي سخنور                     بر مجلس وعظ ، سايه گستر

38ـ به جز وفا و عنايت، نماند در همه عالم          ندامتي كه نبردم ، ملامتي كه نديدم

39ـ مانده پاي آبله از راه دراز/ بر دم دهكده مردي تنها/ كوله بارش بر دوش

40ـ به حرص ار شربتي خوردم، مگير از من كه بد كردم            بيابان بود و آب سرد و استسقا

 

شعر حفظي

 بيت هاي شعر زير را كامل كنيد.

1ـ كرده گلو پرزباد، .........................         ................................، مُشك به سوراخ گوش

2ـ اي ديو سپيد پاي در بند            .........................................

3ـ آرند كه ............... سخنور         بر ............... وعظ، سايه گستر

4ـ وفا نكردي و كردم، ........................         ...........................، بريدي و نبريدم

5ـ «....................................................           و زسم اسب سياه لؤلؤ تر ريخته »

6ـ نيست يك ........... شكند خواب به چشم كس و ليك / غم اين خفته ي چند/ خواب در چشم .......مي شكند»

7ـ وفا نكردي و كردم، به سر نبردي و بردم                     ............................................

8ـ مي تراود مهتاب/.................................../غم اين خفته ي چند/.............................مي شكند.

 

جواب: 1ـ قمري سنجاب پوش   ـ   كبك فرو ريخته

         2ـ  اي گنبد گيتي اي دماوند

         3ـ واعظي   ـ    مجلس

         4ـ جفا نديدي و ديدم     ـ    شكستي و نشكستم

          5ـ ابر بهاري ز دور اسب برانگيخته

          6ـ دم، ترم

7ـ ثبات عهد مرا ديدي اي فروغ اميدم

8ـ مي درخشد شب تاب ـ خواب در چشم ترم

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 13:4  توسط جغراتی  |