زبان فارسی ۱ ( قسمت اول )

درس اول  : زبان

زبان چيست ؟
1 – زبان يكي از جنبه هاي راز آميز وجود انسان است. استفاده از زبان آسان نيست چون از سال اول زندگي به تدريج از زبان استفاده مي كنيم و طرز استفاده از زبان را بطور طبيعي فرا مي گيريم.
2 – زبان پديده اي است كه پس از قرنها بحث و بررسي هنوز آن را آنگونه كه بايد نشناخته ايم . شناخت زبان دشوار است چون : زبان بيش از حد پيچيدگي و گستردگي دارد. از آن جايي كه طرز استفاده از زبان را مي دانيم مي پنداريم كه خود آن را هم مي شناسيم و به همين دليل نيز سعي در شناخت زبان را اغلب بيهوده مي انگاريم.

  چرا لازم است تا زبان را بشناسيم ؟

1 – ازآنجايي كه زبان پيچيده و گسترده است. بيش از هر موضوع ديگري وقت، فكر و نيرو نياز دارد.
2 – اگر كسي زبان را به خوبي نشناسد، نمي تواند براي شناخت موضوعات ديگر بخوبي از آن استفاده كند.
3 – بدانيم چرا نوشتن را بايد مدرسه بياموزيم.
4 – بدانيم چرا همه مردم شهرهاي گوناگون ايران در حالي كه حرف هاي يكديگر را به زحمت مي فهمند، مي گوئيم به زبان فارسي حرف مي زنند.
5 – بدانيم چرا «گفتن» از «نوشتن» براي ما آسان تر است.  

  اركان اصلي تعريف زبان :

زبان يك نظام است يعني مجموعه اي بهم پيوسته و مي پيچيد، كار اصلي آن ايجاد ارتباط ميان انسانها است. اين ارتباط زبان عمدتاً انتقال پيام از يك فرد به افراد ديگر است.  

  منظور از اين كه زبان يك نظام است يعني چه ؟

منظور از نظام مجموعه اي بهم پيوسته ولي پيچيده است كه طبق قاعده از اجزاي كوچك تري ساخته شده باشد. اجزاي سازنده نظام زبان در درجه اول نشانه (= لفظ معنادار) است. انتقال پيام در ارتباط زباني معمولاً در قالب «جمله» صورت مي گيرد. پس مي توان هر جمله را نمونه اي كوچك از نظام بزرگ زبان دانست.  

  خودآزمايي درس اول :
1 – چرا استفاده از زبان آسان است؟ با يك مثال توضيح دهيد؟

1. ما اين كار را از سال اول زندگي و به تدريج شروع مي كنيم.
2. طرز استفاده از آن را بطور طبيعي فرا مي گيريم، بي آنكه به درس و مدرسه نياز داشته باشيم. به عنوان مثال : كودك بعد از ماه هاي نوزادي با پدر و مادر نزديكان خود ارتباط برقرار مي كند و حتي با اداي واژه هايي «ماما، بابا ...» از زبان استفاده مي كند.  

  2 – سه كلمه بگوييد كه وجود خارجي ندارد اما چون در زبان ما بكار رفته اند براي آنها بيرون از ذهن خود قائل به وجود خارجي شده ايم.

به جز كلمات سيمرغ، ديو كه درس آمده مي توان كلمه هاي ققنوس ، هيولا، غول و اژدها را نام برد.  

  3 - آيا شناخت زبان با توانايي استفاده از آن يكي است؟

خير، چون ما از زبان به آساني استفاده مي كنيم ولي براي پاسخ به سؤال چرا ، حرف زدن را خود ياد مي گيريم اما نوشتن را در مدسه و پاسخ به سؤالاتي نظير اين، همه در گرو شناخت زبان است.  

درس دوم : جمله

ما معمولاً خود را با جمله بيان مي كنيم. ارتباط ميان انسانها و انتقال پيام در ارتباط زباني بيشتر در قالب جمله صورت مي گيرد:
1 – نظامي پنج گنج را درود
بخش هاي يك جمله :‌نهاد : كلمه يا گروهي از كلمات است كه درباره آن خبر مي دهيم. يعني صاحب خبر .
گزاره : خبري است كه درباره نهاد داده مي شود،به عبارت ديگر گزاره بخش اطلاع دهنده ي جمله است.
هسته ي گزاره فعل است. مانند : پروين اعتصامي از كودكي شعر مي گفت.
و فعل نيز داراي يك شناسه (= نهاد پيوسته) است. شناسه، نشانه فعل است و مشخص فعل را معين مي كند. شناسه را نهاد اجباري (پيوسته) مي ناميم. زيرا هميشه با فعلي است . شناسه فعل معمولاً دو شعار (= مفرد و جمع) با نهاد هماهنگي مطابقت دارد.

جمع

فعل

نهاد جمع

مفرد

فعل

نهاد مفرد

در نهاد جدا

شناسه جمع

 

 

شناسه مفرد

 

يم

مي شنو

ما

م

مي شنو

من

يد

مي شنو

شما

ي

مي شنو

تو

ند

مي شنو

ايشان

د

مي شنو

او

ضميرها هر گاه جايگزين اسم گردند و نهاد قرار گيرند با شناسه ها در شمار و مشخص هماهنگي و مطابقت دارند:
مفرد – من -> م           جمع – ما -> يم              تو -> ي
شما -> يد                    او -> د                       ايشاند

گزاره

نهاد

يكي از راه هاي كسب مهارت در نويسندگي است

خلاصه نويسي

از زبان بي ادبي بهره مي گيرد.

شاعر

 

  بياموزيم «ة» (تاي تأنيث)

در زبان فارسي ، بر خلاف زبان عربي كاربرد واژه اي براي اسم مذكر(مرد) و مؤنث (زن) هيچ تفاوتي ندارد.
كلمه ي شاعر : پروين اعتصامي شاعر است ( مؤنث) سعدي شاعر است (مذكر)
كلمه ي مدير : خانم اسكويي مدير دبيرستان است.
نبايد به سبك قواعد عربي به اسم ها و صفت هاي منسوب به مؤنث ( زن) «ة» (تاي تأنيث) افزود:
پروين اعتصامي شاعره نامدار ايران است. پس كاربرد كلمه هاي «شاعره و مديره» در زبان فارسي نادر است. و كلماتي چون : رئيسه، معلمه، محترمه ، عالمه  

 

  الف) جملات زير را اصلاح كنيد.

1 – از بانوان محترمه تقاضا مي شود حجاب اسلامي را رعايت فرمايند.
از بانوان محترم تقاضا مي شود حجاب اسلامي را رعايت فرمائيد.
2 – اين جانبه فاطمه رضايي به استحضار مي رساند.
اين جانب : فاطمه رضايي به استحضار مي رساند.
3 – خانم جوادي رئيسه بيمارستان است.
خانم جوادي رئيس بيمارستان است.  

  ب – كاربرد كداميك از گزينه هاي زير درزبان فارسي نادرست است.

1 – خواهران مجتهده به ارشاد زنان همت گماشتند.
2 – او يكي از زنان مبلغه است كه در حوزه درس مي خواند
3 – خانم ايراني مدرس تبليغات ديني است.  

  خود آزمايي درس دوم :
1 – در نوشته هاي زير جمله ها را مشخص كنيد و نهاد و گزاره هر جلمه را تعيين كنيد.

(علماي بزرگ دائم (نهاد)) در (لشگرگاه، رفت و آمد داشتند(گزاره))، و (غزالي(نهاد)) از (برخورد با آن بهره ها مي يافت(گزاره)).
([غزالي](نهاد)) (با بعضي از آن ها مناظره مي نمود(گزاره))
([غزالي](نهاد)) شايد (از بسياري از آن ها استفاده(گزاره)) مي كرد.  

  2 – براي گزاره ها، نهاد و براي نهادها گزاره هاي مناسب بيابيد.

سعدي و مولوي دو تن از شاعران بزرگ ايران زمينند.
شاهنامه ، اثر بسيار ماندگار حكيم ابوالقاسم فردوسي است.
شناسه، نهاد اجباري جمله است.
برادر بزرگم امسال به دانشگاه راه يافت.
دانشگاه پايگاه علم درونش است.  

  3 – در هر يك از تمرين هاي زير، واژه هايي داده شده است. اين واژه ها را بطور مناسب دو جمله نمونه، جانشين سازي كنيد. هر جا لازم است تغييرات ديگري نيز بدهيد، در هر تغيير، نهاد و شناسه را مشخص كنيد. جمله هاي جديد را مطابق نمونه بنويسيد

پيرمرد كودكان را به خانه رساند.

جمله

نهاد

گزاره

پيرمرد

پيرمرد

پيرمرد

پيرمرد

پيرمرد

پيرمرد

كودكان را به خانه رساند (Øشناسه)

(Øنشانه  به معني نبود شناسه است)

كودك را به خانه رساند (Øشناسه)

را به خانه رساند (Øشناسه)

او را به خانه مي رساند (Øشناسه)

او را به خانه رسانده بود(Øشناسه)

 

  2 – انسان آگاه وظيفه اش را به خوبي انجام مي دهد.

جمله

نهاد

گزاره

انسان آگاه

اعضاي جامعه

دانش آموز

ما

همه اعضاي خانواده

شما

من

وظيفه اش را به خوبي انجام مي دهد(د : شناسه)

وظيفه شان را به خوبي انجام مي دهند(ند : شناسه)

وظيفه اش را به خوبي انجام مي دهد (د : شناسه)

وظيفه مان را به خوبي انجام مي دهيم (يم : شناسه)

وظيفه شان را به خوبي انجام مي دهند (يد : شناسه)

وظيفه تان را به خوبي انجام مي دهيد ( يد :‌شناسه)

وظيفه ام را به خوبي انجام مي دهم (م :‌شناسه)

درس سوم  : مرروي بر نگارش دوره راهنمايي

  پرسش هايي از متن : پرسش هاي زير را بخوانيد و به آنها پاسخ دهيد. (به عهده دانش آموز)

1 – يكي از تمرين هاي مناسب نگارش تبديل .............به نوشتار است.
2 – در نوشتن چه مواردي را بايد رعايت كنيم.
3 – در توصيف يك صحنه يا منظره چه مواردي را بايد رعايت كنيم؟
4 – هر كس در نوشتن .............دارد.
5 – يكي از راه هاي تمرين نويسندگي نوشتن ..........است.
6 – گاهي مي توان براي خيال انگيز كردن از شيوه ي ...............استفاده كرد.
7 – يكي از راه هاي تمرين نويسندگي بازسازي ...... است.
8 – از نكاتي كه در هنگام نوشتن همواره بايد به آن توجه داشته باشيم، دقت در ........است.  

  بياموريم : املاي مناسب تر كلمه هاي همزه دارد :
كلمات زير را مقايسه مي كنيم.
الف – رأي – مؤسس – جزء
ب – رأي – مؤسس – جزء

چون همزه ( ء) يكي از حروف زبان فارسي است. اين حرف ها مانند ديگرحرف ها در خط فارسي حركت گذاري نمي شود. همان طور كه در نوشتار مي نويسيم «كاتب» نه كاتب منظور اين است كه زير «ت» كسره «-ِ» نمي گذاريم. درباره كلمات رديف «ب» نيز همين كلمه صادق است و اگر «-ِ» گذاشته شود كسره محسوب مي شود در اين صورت «رأي » خوانده مي شود «رأي» و ....
بايد دانست كه در املاي كلماتي مانند «منشأ حيات» و جزء اول ، نشانه ي «-ِ» (كسره) از نوع حركت گذاري حروف نيست. به اين نشانه، نقش نماي اضافه مي گويند يعني اضافه شدن دو كلمه به يكديگر.  

 

  تمرين : الف : املاي مناسب تر كلمات زير را بنويسيد.
اهداءِ سلام ، تأليف ، تأليفِ، مسئول، سائل، مسائل، مبدأِ آفرينش، ملاء عامف ملاِعام، مسائل ادبي ، مسائل ادبي.

  خودآزمايي درس سوم :
با رسم جدول بخش هاي اصلي جملات زبر را مشخص كنيد.

الف – هيزم شكن به جنگل مي رود.
ب – زبان يكي از جنبه هاي رازآميز وجود انسان است.

جمله

نهاد

گزاره

هيزم شكن

به جنگل مي رود

زبان

يكي از جنبه هاي رازآميز وجود انسان است

 

  متن زير را اصلاح كنيد.
خانم سعيدي ليسانسيه ي زبان وادبيات فارسي است وي درباره اين ديوان پروين اعتصامي شاعره ي مشهور ايران چنين گفت : ما مدينه ي فاضله اي از ارزش هاي اخلاقي را در ديوان پروين مي بينيم.

خانم سعيدي ليسانس زبان و ادبيات فارسي است . وي درباره ديوان پروين اعتصامي شاعر مشهور ايران چنين سخن گفت : «ما مدينه ي فاضله اي از ارزش هاي اخلاقي را در ديوان پروين مي بينيم.»  

درس چهارم : جمله و اجزاي آن

بخش هاي اساسي جمله : 1 – نهاد 2 – گزاره گزاره بر دو نوع است : 1 – گزاره : كه فقط از يك فعل تشكيل شده باشد مانند :‌علي آمد (گزاره : فعل) 2 – گزاره كه علاوه بر فعل يك يا چند جزء ديگر نيز دارد. مانند : علي دوستش را ديد. گزاره : مفعول + فعل

نهاد

گزاره

خورشيد

دوستم

آن كودك

مي درخشد

آمد

مي خندد

گزاره هايي كه :

فقط از فعل تشكيل شده است

گزاره

 

گزاره هايي كه از اجزاي زير ساخته شده است:

فعل

مفعول

نهاد

الف) مفعول +فعل

بخوانيد

درس را

شما

مي پرستند

خدا را

موحدان

ب) مسند + فعل

فعل

مسند

نهاد

بود

حكيم

لقمان

شد

روشن

هوا

است

سرزمين دليران

ايران

ج) متمم + فعل

فعل

متمم

نهاد

مي جنگد

با دوستش

علي

فعل

متمم

مفعول

نهاد

فرستاد

براي سياوش

نامه اي دلپذير

افراسياب

خريد

از كتابفروشي

كتاب را

علي

د) مفعول + متمم + فعل






 

  پرسش هايي از متن :
1 – مفعول به چه كلمه اي مي گويند؟

مفعول كلمه اي يا اسمي است كه پس از آن نشانه ي «را» باشد تا بتوانيم اين نشانه را به آن بيفزاييم.  

  2 – مسند به چه كلمه اي مي گويند.

مسند كلمه يا گروهي از كلمات است كه فعل اسنادي به آن نياز دارد. جمله «علي آمد» كامل است. اما در فارسي امروز نمي توان گفت : «علي شد» زيرا علي شد به جزء ديگري نيز نياز دارد. علي بزرگ شد، علي دانشجو شد.  

  3 – سه جمله مثال بزنيد كه گزاره آن از فعل تشكيل شده باشد، جدول آن ها را رسم كنيد.

لقمان سيد فام بود.
زبان فارسي شيرين است
پسر همسايه مهندس ساختمان خواهد شد

جمله

نهاد

گزاره

 

مسند

فعل

لقمان

سيدفام

بود

زبان فارسي

شيرين

است

پسر همسايه

مهندس ساختمان

خواهد شد

 

  4 – متمم به چه كلمه اي مي گويند؟

متمم گروه اسمي است كه پس از حرف اضافه بيايد و معناي فعل بدون آن ناتمام باشد. برخي از حرف هاي اضافه عبارتند از : از ، به ، با ، بر ، براي، درباره و .....  

 

  5 – دو جمله مثال بزنيد كه گزاره آن از متمم و فعل ساخته شده باشد، جدول آنها را رسم كنيد.

علي با دشمن جنگيد                           حسين به پدرس مي نازد

جمله

نهاد

گزاره

 

متمم

فعل

علي

با دشمن

مي جنگد

حسين

به پدرش

مي نازد

 

  6- دو جمله مثال بزنيد كه گزاره آن از مفعول و متمم و فعل ساخته شده باشد، نمودار آن ها را رسم كنيد.

فردوسي بيشتر داستان هاي شاهنامه را از روايت هاي بهلول گرفته است.
آن ها علاميه را به تابلو چسبانند

جمله

نهاد

گزاره

 

مفعول

متمم

فعل

فردوسي

داستان ها را

از روايت هاي بهلول

گرفته است

آنها

اعلاميه را

به تابلو

چسباندند

 

  نكته:

1.به هر يك از جمله ها مي توان يك يا چند گروه قيدي افزود. مانند علي با دشمن جنگيد. علي مردانه با دشمن جنگيد. علي در جبهه ي جنگيد. علي در جبهه جنگ مردانه با دشمن جنگيد.
2.قيد در هر جاي جمله باشد جزئي از اجزاي گزاره است.  

 

  خودآزمايي درس چهارم :
1 – نام هر يك از اجزاي جمله هاي زير را بنويسيد.

قدر وقت را بدانيم . مفعول + فعل
تجربه هاي بسياري از سفر برگرفتيم. / مفعول + متمم + فعل
متصدي موزه جواني بود سي ساله. / نهاد + مسند + فعل
زندگي چيست؟ / نهاد + مسند + فعل
كودكان داوطلب فروش «نشريه شمال» مي شدند./ نهاد + مسند + فعل
مرغان دريايي پريده بودند . / نهاد + فعل  

  2 – با هريك از فعل هاي زير دو جمله بنويسيد و اجزاي آن را مشخص كنيد.

مي نشيند.
كبوتر مي نشيند ./ نهاد + فعل
شكست : 1- شيشه شكست :/ نهاد + فعل
غمت در دل مي نشيند . / نهاد + متمم + فعل
باد شيشه را شكست . / نهاد + مفعول + فعل
مي بينند .
1 – بچه ها برنامه ها را مي بينند./ نهاد+ مفعول + فعل
2 – ميدوخت : خياط لباس را مي دوخت : / نهاد + مفعول + فعل
چرخ ميدوخت . / نهدد + فعل
چشم مي بيند. / نهاد+ فعل  

درس پنجم : ويرايش

 

  1 – هر نوشته از چه جهاتي بايد بازبيني شود؟

هر نوشته از جهات گوناگوني بايد بازبيني شود. محتوا، بيان، صحت و اعتبار ، دقت ، نظم ، آراستگي، علايم نگارشي و

  2 – ويرايش چيست و ويراستار كيست؟

ويرايش بازبيني يك نوشته از جهات گوناگون است و ويراستار كسي است كه اين كار را انجام مي دهد.  

  3 – وظيفه ويراستار چيست؟

ويراستار وظيفه دارد ضمن رعايت سبك صاحب نوشته با مترجم ، خطاهاي دستوري، حشو، تكرار و گزافه گويي و عبارت هاي بي شيرازه و پريشان را سامان دهد.  

  4 – انواع ويرايش را بنويسيد؟

الف)‌ويرايش فني (آراستگي ظاهري و نظم و ترتيب بخشيدن به اثر)
ب ) ويرايش تخصصي (كه ناظر جنبه ي علمي يا تخصصي اثر است)
ج) ويرايش زباني و ساختاري كه مربوط به جنبه هاي دستوري، املايي و نگارشي است)  

  5 – براي هريك از توضيحات زير چه نشانه هايي كاربرد دارد؟

الف) در پايان جمله هاي خبري و « 0 »
ب) پس از منادا خبري ، »
ج) بين چند كلمه كه اسناد واحدي باشد «،»
د) قبل از نقل قول « : »
ه‍( جلوي كلمه هايي كه مي خواهيم معني كنيم : « :»
و) براي نشان دادن انشعاب «{} »
ز ) در پايان جمله هاي تأكيدي و عاطفي «!»
ج ) در ميان توضيح و مثال پيش از كلمه هاي «مثلاً»«فرض» يعني «و« ؛ »
ط) براي جدا كردن جمله معترضه « (-)»
ي) مطالبي كه جزء اصل كلام نباشد «‍[‍] »
ك: معني و معادل يك كلمه در عبارت « ()»
ل : براي توضيح يك كلمه در پاورقي « * »
م : براي جدا كردن روز، ماه ، سال « / »
ن : علامت جملات و كلمات مشابه « ً »  

  خود آزمايي درس پنجم
1 – با مراجعه به جدول نشانه گذاري در هر يك از عبارات زير نشانه ي مناسب را بكار ببريد.

هنگامي كه بخواهند از مزاياي صرفه جويي و پس انداز سخن بگويند، معمولاً ضرب المثل «اندك اندك خيلي شود و قطره قطره سيلي» را بكار مي برند.
گاندي در حالي به وطن بازگشت ( 1917) كه شهرت خاص و عام يافته بود.
براي درست نوشتن بايد واژگان مناسب اسم، فعل ، قيد و صفت را خوب بشناسيم.
عوامل مهم تربيت عبارتند از : خانواده ، مدرسه، معلم ، اجتماع ، كتاب و .....
دكتر محمد معين به سه زبان زنده ي دنيا آشنايي داشت : عربي، فرانسه و انگليس به چهار زبان باستاني نيز مسلط بود : پهلوي، فارسي باستان، اوستا و سنسكريت، در دستور زبان و نيز لغت فارسي نظير نداشت.
از اين جا در مي يابيم كه او چه پايگاه بلند علمي و ادبي داشته است.
چند دكان كوچك نانوايي، قصابي، عطاري دو قهوه خانه و يك سلطاني .... مجموعه شهر را تشكيل مي داد.

درس ششم : شكل هاي زبان

يكي از شفگتي هاي زبان اين است كه : هر چند نظام يگانه اي است اما شكل هاي بسيار متنوعي بخود مي گيرد. به عبارت ديگر: گوناگوني در عين يگانگي بدين گونه كه همه ي مردم ايران خود را از اهل زبان فارسي مي دانند اما مردم هر شهر به شكل خاصي سخن مي گويند.
ويژه گي هاي ذاتي زبان انسان را نام ببرید .
1 – دو ساختي بودن       2 – زايايي فوق العاده        3 – نا به جايي
الف – دو ساختي بودن زبان :
مراحل ويژگي دو ساختي بودن زبان انساني :
تركيب صداهاي بي معني با هم -> آ، ر، د / ر، ا / ب، ي ، خ، ت
تشكيل ساخت هاي معني دارد «نشانه ها» -> آرد / را / بيخت
تركيب نشانه هاي معني دار با هم «ساخت جمله» -> آرد را بيخت
ب - زايايي فوق العاده زبان :
با اين ويژگي مي توانيم به كمك نظام زبان كه خود محدود است. جملات نامحدود بسازيم. حتي جمله هايي كه از پيش وجود نداشته اند. مثل جمله ي «ابرها پاورچين پاورچين وارد شدند» «گريه ابر بهاري چمن را خنداند»
در آفرينش جمله هاي جديد و گوناگون از ويژگي زايايي «زايش» زبان است.
ج – نابه جايي :
با استفاده از اين ويژگي مي توانيم درباره چيزهايي كه اكنون حاضر نيستند يا حتي اصلاً وجود ندارند سخن بگوييم. درباره حافظ، آدم برفي و ......

  انواع گويش هاي يك زبان :

گونه : شكلي كه هر جا و موقعيت معيني بكار مي رود. «موقعيت اجتماعي و مكاني»
لهجه : شكلي كه فقط در تلفظ با هم فرق دارد. صحبت كردن يك اصفهاني به فارسي تهراني
گويش : شكلي كه علاوه بر تلفظ در انتخاب كلمات و قواعد دستوري نيز با هم فرق مي كنند  

  انواع گويش هاي يك زبان :

1 – گويش هاي جغرافيايي به ناحيه خاصي تعلق دارد. گويش يزدي، كاشاني، همداني و....
2 – گويش هاي اجتماعي : كه هر يك به طبقه يا قشر اجتماعي خاصي تعلق دارد گويش واعظان، بازاريان و ........
3 – گويش تاريخي : كه متعلق به دوره خاصي از او و از گذشته يك زبان است. مانند گويش هاي فارسي در دوره هاي پيش يا پس از حمله مغول ، بعد از صفوي، بعد از مشروطه
4 – گويش هاي معيار :‌گويش هاي معيار گفتاري و نوشتاري و نظاير آن.  

  خود آزمايي درس ششم :
1 – شكل هاي مختلف يك زبان را نام ببريد.

گونه، لهجه، گويش  

  2 – تفاوت معنايي كلمه ي «زبان» را در نمونه هاي زير بيان كنيد.

خوراك زبان، «زبان» عضوي از بدن گاو گوسفند است. زبان رنگ ها، «زبان» بيانگر حالت هاي روحي و رواني است.
زبان فارسي «زبان» وسيله اي براي ايجاد ارتباط و انتقال پيام است. زبان پرندگان «زبان» به معني صوت ها و صداهاست.  

  3 – دو ساختي بودن زبان چه فايده هايي دارد؟

ويژگي دو ساختي بودن موجب مي شود كه زبان هاي انساني به چنان امكانات پيچيده و گسترده اي دست يابند كه نظير آنها در زبان هاي ديگر هرگز يافت نمي شود.  

  4 – براي هر يك از ويژگي هاي زايايي و نا به جايي زبان دو مثال بزنيد:

ويژگي زايايي :
1 – گل ها با نوازش نسيم در رقص شدند.
2 – سحرگاهان كودكي سرخ رو در افق شرق متولد شد
ويژگي نابه جايي :
1 – ديو سپيد در برابر رستم قد علم كرد.
2 – ننه سرما بساط خود را در شهر پهن كرد  

درس هفتم : چرا املا مي نويسيم؟

  1 – تقرير يعني چه ؟

يعني بيان كردن  

  2 – املاي تقريري چگونه است؟

املاي تقريري آن است كه معلم متن املا را به تدريج قرائت كند و ما آن را بنويسيم.  

  3 – هدف ها و فايده هاي املاي تقريري :

1 – تقويت مهارت گوش كردن 2 – آشنايي با تلفظ صحيح كلمه ها و جمله ها 3 – تقويت دقت و حافظه ي خود 4 – درك بهتر شنيده ها 5 – تبديل گفتار به نوشتار 6 – درست و خوانا نويسي شنيده ها  

  بياموزيم – نشانه ي جمع عربي «ات»

بايد دانست «ات» نشانه ي جمع عربي است و شايسته نيست كه واژگان فارسي را با «نشانه هاي جمع» عربي بكار برد. نشانه هاي جمع فارسي عبارتند از : ها ، ان و .... البته بكار بردن «ات» با كلمه هاي عربي كه در فارسي رايج اند ، نادرست نيست اما باز هم بهتر است از نشانه هاي جمع فارسي استفاده مي كنيم.
آزمايشات (نادرست)
سفارشات (نادرست)
سفارش ها ، گزارشات ( نادرست) - گزارش ها
پيشنهادات -> پيشنهادها
گرايشات -> گرايش ها  

درس هشتم  : ويژگيهاي فعل 1

  ويژگيهاي فعل

1 – شخص شش تا (3 مفرد، 3 جمع)
اول شخص مفرد : مي روم / جمع : مي رويم
دوم شخص مفرد .مي روي / جمع : مي رويد
سوم شخص مفرد : مي رود / جمع : مي روند
2 – زمان (1- ماضي – مضارع – آينده)
3 – گذر :‌ناگذر و گذرا
4 – معلوم و مجهول
5 – وجه فعل  

  شناسه شخص هر فعل است و هميشه همراه فعل مي آيد.

اول شخص مفرد: مَ             دوم شخص مفرد: ي          سوم شخص مفرد: دَ / Ø
اول شخص جمع: يم            دوم شخص جمع: يد           سوم شخص جمع: ند  

  اختلاف شناسه را در سوم شخص مفرد توضيح دهيد.

شناسه ي سوم شخص مفرد در فعل مضارع «دَ» است. مانند مي رود ، مي دانَد . اما در سوم شخص مفرد فعل ماضي ( به جزالتزامي) علامتي ندارد. نداشتن علامت را با Ø رفت Ø شنيد Ø گفته بود Ø رفته است Ø  

  بن فعل بر دو نوع است

بن ماضي : سوم شخص ماضي ساده يا مصدر بدون –َ ن پاياني
مانند : ديدن –َ ديد / كاشتن -> كاشت

بن مضارع = فعل امر مفرد بدون به آغازي :‌مانند ببين حذف بيِِِ ِ -> بين/ برو حذف بيِِ -> رو  

  روش ساخت صفت مفعولي  :

بن ماضي + ه / ﻪ : شناخته ، ديده ، گفته و ....  

 

  زمان هاي اصلي فعل :

1 – ماضي گذشته         2 – مضارع (حال و آينده)            3 – آينده  

  انواع ماضي

1 – ماضي ساده = بن ماضي + شناسه (رفتم ، رفتيم _ رفتي ، رفتيد_ رفت Ø رفتند )
2 – ماضي استمراري = مي + ماضي ساده (مي رفتم ، مي رفتيم_ مي رفتي ، مي رفتيد_ مي رفت Ø ،مي رفتند)
3 – ماضي بعيد = صفت مفعولي + بودم ، بودي ، بود ، بوديم ، بوديد، بودند (رفته بودم ، رفته بوديم _ رفته بودي، رفته بوديد _ رفته بود Ø ، رفته بودند)
4 – ماضي التزامي = صفت مفعولي + باشم ، باشي ، باشد، باشيم ، باشيد، باشند (رفته باشم ، رفته باشيم _ رفته باشي ، رفته باشيد_ رفته باشد ، رفته باشند)
5 – ماضي نقلي = صفت مفعولي + ام، اي ، است،‌ايم، ايد، اند (رفته ام ،رفته ايم _ رفته اي ، رفته ايد _ رفته است Ø ، رفته اند)  

  انواع مضارع :

1 – مضارع اخباري = مي + بن مضارع + شناسه
(مي روم ، مي رويم _ مي روي، مي رويد _ مي رود، مي روند)
2 – مضارع التزامي = ب + بن مضارع + شناسه
(بروم ، برويم _ بروي، برويد _ برود ، بروند)  

  آينده :

خواهم ، خواهي ، خواهد، خواهيم، خواهيد ، خواهند + مصدر مرخم = (بن ماضي) (خواهم رفت ، خواهيم رفت _ خواهي رفت ، خواهيد رفت _ خواهد رفت ، خواهند رفت)  

 

  بياموزيم : نقش نماي اضافه
1 – نقش نماي اضافه ، چه اهميتي دارد؟ نشانه آن چگونه است؟

نقش نماي اضافه موجب ايجاز و اختصار در كلام مي شود نشانه ي آن –ِ در هنگام اضافه شدن دو كلمه به يكديگر است.

  2 – مثالي بزنيد كه نشان دهد در نقش نماي اضافه موجب ايجاز و اختصار جمله است.

احمد كتاب دارد. كتاب را خوانديم - كتاب احمد را خواندم .
كيف قهوه اي است، آن را خريدم - كيف قهوه اي را خريدم.
دو جمله به يك جمله تبديل شده است.  

  تمرين :
1 – با استفاده از نقش نماي اضافه هر دو جمله را به يك جمله تبديل كنيد :

الف)‌حسن خود كار دارد. خودكار آبي است. جنس خودكار آبي دارد. ب) فيلم علمي است. آن را ديدم . فيلم علمي را ديدم ج) خبرها ورزشي است. آن را شنيدم . خبرهاي ورزشي را شنيدم ه‍) درخت زيباست . درخت را ديدم . درخت زيبا را ديدم .  

  خود آزمايي درس هشتم :
1 – ساخت اول شخص مفرد را در هشت زمان از مصدرهاي زير را بنويسيد.

مصدر

زمان ها شخص خواسته شده

ماضي  ساده

ماضي استمراري

ماضي بعيد

پذيرفتن

اول شخص مفرد

دوشخص مفرد

سوم شخص مفرد

پذيرفتم

پذيرفتي

مي پذيرفتند

مي پذيرفتم

مي پذيرفتي

مي پذيرفتند

پذيرفته بودم

پذيرفته بودي

پذيرفته بودند

 

ماضي التزامي

مضارع اخباري

ماضي نقلي

مضارع التزامي

آينده

پذيرفته باشم

پذيرفته باشي

پذيرفته باشند

مي پذيرم

مي پذيري

مي پذيرند

پذيرفته ام

پذيرفته اي

پذيرفته اند

بپذيرم

بپذيري

بپذيرند

خواهم پذيرفت

خواهي پذيرفت

خواهند پذيرفت

 

 

  2 – از فعل هاي نشسته است، مي نگريست، نمي پذيرد، مي رود، طبق نمونه، مصدر، بن ماضي، بن مضارع و صفت مفعولي بسازيد.

فعل

مصدر

بن ماضي = مصدر (مرخم)

بن مضارع

صفت مفعولي

آورده است

آوردن

آورد

آور

آورده

ننشته است

نشستن

نشست

نشين

نشسته

مي نگريست

نگريستن

نگريست

نگر

نگريسته

نمي پذيرد

پذيرفتن

پذيرفت

پذير

پذيرفته

مي رود

دويدن

دويد

دو

دويده

 



3– فعل هاي زير را با حفظ شخص به زمانهاي گذشته ساده، نقلي ، بعيد برگردانيد و مشخص كنيد و كدام فعل ها، پس از تغيير، شناسه ي دَ به Ø بدل شده است.
مي نويسد : ماضي ساده نوشت Ø نقلي نوشته است Ø بعيد نوشته بود Ø
مي رود :-> رفت Ø -> رفته است Ø ->رفته بود Ø
بروند : -> رفتند -> رفته اند-> رفته بودند
خواهيم آمد : -> آمديم -> آمده ايم -> آمده بوديم
مي آيند : -> آمدند -> آمده اند -> آمده بودند
خواهند شنيد : -> شنيدند -> شنيده اند -> شنيده بودند
4 – املاي صحيح كلمات زير را بنويسيد.
تهييه ي لباس ، تعيين قيمت، تحقيق و بررسي ، عماق دريا، تقدم دريا، نامه ي مزبور، راجب درس، تشكر و سپاسگزاري، مرحله اول، ملكوك گذشته .
« تهيه لباس ، تعيين قيمت، تحقيق و بررسي، اعمال دريا، تلاطم دريا، نامه ي مزبور، راجع به درس، تشكر و سپاسگزاري ، وهله اول ، ملوك گذشته »  

درس نهم : نگارش علمي،‌نگارش ادبي

  پرسش هايي از متن :
1 – زبان به اعتبار شيوه هاي بيان چند گونه است ؟ نام ببريد.

دو نوع زبان علمي، زبان ادبي  

  2 – زبان علمي چه ويژگيهايي دارد؟

الف) هر لفظي به معناي روشن حقيقي خود است
ب) صريح، دقيق ، گويا‌ و بي ابهام است
ج) در نوشته علمي چند پهلو نوشتن بطوريكه بتوان از هر كلمه برداشت هاي متعددي كرد، عيب و نقص به شمار مي آيد.
د) در نوشته علمي، نويسنده مي كوشد مطالب را به گونه اي بيان كند كه خود خواننده بي نياز از تأمل در الفاظ مقصود را دريابد.  

 

  3 - زبان ادبي چه ويژگيهايي دارد؟

الف) پيام بطور غير صريح و غير مستقيم بيان مي شود.
ب) زبان به آفرينش زيبائيهاي ادبي اختصاص دارد.
ج) در نوشته هاي ادبي ، نويسنده تعهد دارد مخاطب را به خود الفاظ ، روابط و مناسبات ظريف آنها را متوجه مي سازد.
د) در نوشته هاي ادبي، نويسنده از آرايه هاي ادبي براي توصيف و تصوير معاني ذهني و بيان عواطف و احساسات دروني بهره مي گيرد.  

  4 – شيوه ي بيان عبارت زير چيست؟ چرا؟
يك تكه بوته ي كوتاه مغيلان وسط يك بيابان دراز، يك قصيده ي بلند است.(خسي در ميقات جلال آل احمد)

ادبي است، زيرا نويسنده از ارايه هاي ادبي استفاده كرده است و تك بوته ي مغيلان را به يك قصديه بلند تشبيه كرده و با آوردن واژه هاي كوتاه ، «بلند و دراز» تناسبي زيبا پديد آورده است.  

  5 – شيوه ي بيان عبارت زير چيست ؟ چرا؟
اسطوره در لغت به معني افسانه و قصد است و در اصطلاح به قصه اي اطلاق مي شود كه ظاهراً منشأ تاريخي، نامعلومي دارد مضمون اساطير معمولاً آفرينش انسان، خلقت جهان و ... است.

زبان نوشته علمي است : زيرا هر لفظي به معناي روشن حقيقي خود بكار رفته است نوشته صريح، دقيق، گويا و بي ابهام است و .......  

  6 – بطور كلي تفاوت علمي و ادبي را بنويسيد.

زبان علمي براي انتقال مستقيم مفاهيم دقيق و صريح بكار مي رود. اما زبان ادبي به آفرينش آثار ادبي اختصاص دارد.  

  7 – تفاوت «سرو» ، «لعل» و «سنبل» را در دو زبان علمي و ادبي بيان كنيد.

در زبان علمي سرو نام درختي است و لعل نام جواهري قرمز رنگ و سنبل نام گلي است. در زبان ادبي، «سرو» بر قامت راست و كشيده و متناسب، «لعل» بر لب و «سنبل» بر موي تابد او دلالت مي كند.  

  خود آزمايي درس نهم :
1 – با مقايسه دو نوشته زير، تفاوت آنها را بنويسيد.

1 – زبان و سينه انديشيدن است. مردمي كه زباني پرمايه و توانا ندارد. از فكر بارور و زنده و آفريننده بي بهره اند، بنابراين هر قدر در تقويت اين بنياد مهم زندگي غفلت شود، در پرورش فكر مردم سهل انگاري شده است. كساني كه حد و رسم معاني كلمات و مرز آن ها براي خودشان روشن نيست چگونه مي توانند درست بينديشند و چه چيز را مي توانند مطرح كنند؟ حاصل پريشاني فكري، بي گمان، پريشان گويي است.(مجله يغما، سال 35 ، شماره 2 غلامحسين يوسفي)
2 – غروب، غم رنگ و خونين و خورشيد در زير پلك غبار، اشك خونين مي بارد، همهمه و قهقهه ها مي زند، زمين مي لرزد، طوفان در دشت نمي وزد و موج خون بر كناره و كرانه هاي گودال تا قله ي بلند تاريخ بالا مي زند . زمين مي لرزد، التهابي مبهم گسترده ي دشت را پوشانده است .
آب ايستاده است و خاك موج برداشته.(سوگ سرخ، محمدرضا سنگري)

زبان نوشته ي اول علمي است و هر لفظي به معناي روشن حقيقي خود بكار رفته است. اين نوشته صريح، دقيق ، گويا و بي ابهام است و براي انتقال مفاهيم علمي بكار رفته است.
زبان نوشته ي دوم ادبي است . چون نويسنده با استفاده از آرايه هاي ادبي به توصيف پرداخته است. پيام نوشته نيز بطور غيرمستقيم و غير صريح بيان شده است و آفرينش ادبي در نظر بوده است.  

  2 – نوع فعل هاي دو متن تمريني قبلي را تعيين كنيد.

است :‌مضارع / ندارد . مضارع (در مفهوم اخباري) اند : (در بي بهره اند) مضارع / شود:مضارع التزامي / شده است:ماضي نقلي/ نيست : مضارع / مي توانند : مضارع اخباري /بينديشند : مضارع التزامي / مي كنند : مضارع التزامي / مي بارد : مضارع اخباري /(فروكش) كرده است :‌ماضي نقلي / نمي وزد : مضارع اخباري / مي زند و مي لرزد:مضارع اخباري/ پوشانده است،ايستاده است و برداشته است : ماضي نقلي  

  3 – در نوشته هاي زير غلط هاي املايي را بيابيد و آن ها را اصلاح كنيد.

او به پست كتاب دار و دبيرستان منسوب شده است. منسوب -> منصوب
سهراب سپهري از شاعران مأثر است. مأثر -> معاصر
حقيقت علم ، كمك به هم نوع جنس و كسب رضايت باريتعالي. خيش -> خويش.باري تعالا ->باري تعالي.
سنگ هاي خورد را از زمين زراعي جم كرد.خورد -> خرد. جم -> جمع  

درس دهم : ويژگيهاي فعل (2)

  3 – گذر : ناگذر و گذرا
اقسام فعل از نظر ويژگي گذر

1 – ناگذر : فقط به نهاد نياز دارد. رفتن، آمدن، نشستن ، برخاستن و .......
2 – گذرا : خود سه نوع است :
1. گذرا به مفعول : شناختن ، آوردن
2. گذرا به مسند : بودن ، شدن، گرديدن و هم فعل هاي آن .(است ، گشت)
3. گذرا به متمم از مصدرهاي جنگيدن ، رنجيدن، نازيدن، ترسيدن
روش گذرا نمودن افعال ناگذر :
بن مضارع + ان : بن مضارع
گذرا شده + د / يد
بن ماضي :
پر + ان + د / يد
دو + ان + د / يد
رس + ان + د
كه مي شود : پراند ، پرانيد / دواند ، دوانيد / رساند، رسانيد  

 

  بياموزيم – تنوين نصب –ً

بايد دانست تنوين نصب –ً ويژه واژگان عربي است و سزاوار نيست كلمه هاي فارسي را با نشانه ي تنوين بكار برد.
به كارگيري تنوين براي كلمه هاي عربي كه در فارسي بكار مي رود رايج و جايز است. ضمناً كلمه هاي دخيل غير عربي ((تلفن ، تلگراف)) را نيز نبايد با تنوين بكار برد. گاه، ناچار، جان، دوم، سوم، خواهش و .... واژه هاي فارسي هستند و نبايد بصورت گاهاً، ناچاراً و .......بكار روند.  

  2 – اصلاح كنيد.

الف) فردا ناچاراً تأخير مي كنم
ب) گاهاً دوست فاضلم را مي بينم  

 

  3 – كدام گزينه صحيح است؟

الف) عملاً و جانا   ب) شخصاً و فرداً      ج) تلگرافاً و تلفني     د) جاناً و زباني  

  خود آزمايي درس دهم :
1 – در جمله هاي زير از مصدرهاي داخل پرانتز فعل مناسب بنويسيد.

مادر كودكش را (خوابيدن) -> خواباند.
سخنان بزرگمهر را به اطلاع مردم ايران (رسيدن) -> (رساند يا رسانيد)
خود جگر ديو سپيد مرا در چشم كاووس (چكيدن) -> (چكاند، چكانيد)
رستم بار ديگر رخش را تا محل حادثه (دويدن) -> (دواند يا دوانيد) و به سرعت خود را به آن جا (رسيدن) -> (رساند يا رسانيد)  

  2 – نوع فعل را از نظر گذر و ناگذر مشخص كنيد.

در نويسندگي مهارت در پروراندن مطلب بسيار مهم است. -> گذرا به مسند
نوشته خوب آن است كه نويسنده مقصود خود را خوب بپروراند. -> جمله ي اول گذرا به مسند . جمله دوم گذرا به مفعول
نويسنده خوب واقعيات را دقيق مي بيند -> گذرا به مفعول  

  3 – هر يك از فعل هاي زير را طبق نمونه به سه صورت مضارع التزامي ، ماضي التزامي و ماضي ساده بنويسيد.

فعل

مضارع التزامي

ماضي التزامي

ماضي ساده

آورده است

بياورد

آورده باشد

آورد

مي  دود

بدود

دويده باشد

دويد

پذيرفته بود

بپذيرد

 پذيرفته باشد

پذيرفت

آمده بودند

بيايند

آمده باشند

آمدند

فكند

بيفكند

افكنده باشد

افكند

برده اند

ببرند

برده باشند

بردند

سازند

بسازند

ساخته باشند

ساختند

درس يازدهم  : مقايسه

  پرسش هايي از متن :
1 – يكي از راههاي پروردن معاني مقايسه است.

  2 – از مقايسه به چه منظوري استفاده مي شود؟

براي آنكه مفهوم و موضوع مورد نظر را روشنتر بيان كند يا شباهت ها، تفاوت ها و درجات و مراتب دو چيز را بهتر نشان داد، از مقايسه استفاده مي شود.  

  3 – مقايسه معمولاً بين چه اموري انجام مي گيرد؟

مقايسه معمولاً بين دو يا چند پديده صورت مي گيرد كه از هر نظر قابل مقايسه باشند، مثل بين دو انسان ، دو شاعر، چند تفكر  

  4 – از شيوه ي مقايسه در ادبيات گذشته به ويژه ادبيات عرفاني سيار استفاده مي شده است.

  5 – تمثيل نيز از مقايسه بهره مي گيريم

  6 – در قرآن كريم نيز بارها از شيوه هاي تمثيل و مقايسه استفاده مي شده است.

  7 – غرض از مقايسه چيست؟

روشن كردن معني و مفهوم، بيان شباهت ها و تفاوت ها و درجات و ويژگيهاي دو امر است.  

  بياموزيم : جمله ي دعايي عربي :

بايد بدانيم : عبارت «صلي الله عليه و آله» يك جمله دعايي عربي به معني « درود خداوند براو و آلش باد» است و در فارسي رواج دارد. اگر كلمه ي «عليه» را از اين جمله حذف كنيم. جمله دعايي ناقص مي شود و معناي آن چنين است. «درود خداوند باد» پس بايد اين جمله دعايي را كامل بنويسيم:
پيامبر اسلام (ص) «صلي الله عليه و آله» فرمود: من «معلم» برانگيخته شدم.
گاهي به اختصار مي نويسيم : پيامبر (ص) فرمود :
اما بايد (ص) را بخوانيم «صلي الله عليه و آله»  

  خودآزمايي درس يازدهم :
1 – نمونه اي از ايات قرآني را با راهنمايي معلم خود بيابيد كه در آن دو چيز مقايسه شده باشد.

خداوند گران مرتبه در مقايسه حل و باطل اينگونه تمثيل مي آورد: خدا از آسمان آبي فرو فرستاد كه در هر ورودي به قدر ظرفيتش سيل آب جاري شد و بر روي سيل كفي برآمد. چنانچه فلزاتي را نيز براي تجمل و يا براي اثاث و ظروف در آتش ذوب كنند مثل كفي بر آورد. خدا به مثل اين براي حق و باطل مثل مي زند كه آن كف به زودي نابود مي شود و اما آن آب و فلز كه به خير مردم است در زمين باقي مي ماند. خدا مثلها را چنين مي زند .(سوره رعد، آيه 17) همچنين است از مقايسه حكمت دهنده آن، تمثيل در شأن منافقان، تمثيل در ناپايداري دنيا و غيره .  

  2 – كاربرد درست كلمات زير را بنويسيد:

جاناً -> جاني ، دوماً -> دومي ، سوماً -> سومي، تلفناً -> تلفني ، زباناً -> زباني ، تلگرافاً -> تلگرافي ، باغات -> باغ ها، گرايشات -> گرايش ها  

درس دوازدهم : گروه اسمي(1)

  پرسش هايي از متن :
1 – گروه اسمي چيست ؟ مثال بزنيد؟

هر اسمي را كه همراه با يك يا چند وابسته بيابد.«گروه اسمي» مي گويند. مانند اين روزگار ناپايدار و گذرا  

  2 – گروه اسمي در جايگاه كداميك از اجزاء به كار مي رود؟

در جايگاه : نهاد، مفعول ، متمم ، مسند  

  3 – گروه اسمي از يك اسم به نام هسته تشكيل مي شود ولي مي تواند از يك يا چند وابسته داشته باشد.

  4 – وجود هسته اجباري و وجود وابسته اختياري است.

  5 – كلمه هاي زير را گسترش دهيد بطوريكه اين كلمه ها «هسته » قرار گيرند.
درخت ، پهلوان

گسترش مرحله اي واژه ي درخت -> چند درخت -> اين چند درخت -> اين چند درخت پر ميوه -> اين چند درخت پر ميوه ي شيرين .
گسترش مرحله اي واژه پهلوان -> دو پهلوان -> آن دو پهلوان -> آن دو پهلوان دلير -> آن دو پهلوان دلير دوست داشتني و .......  

 

  6 – اسم را چگونه مي شناسيم؟

اسم با يكي از راههاي زير شناخته مي شود.
الف) مي توان آن را جمع بست.
ب) مي توان بدنبال آن «ي » نكره آورد.
ج) مي توان «اين» و «آن» را به همراه بكار برد.
د) مي توان آن را به عنوان نهاد، مفعول ، متمم و ......در جمله بكار برد.  

  7 – ويژگيهاي اسم را بنويسيد.

الف) شمار : اسم يكي است يا بيشتر.اگر يكي (مفرد) باشد نشانه اي همراه ندارد. اما اگر بيش از يكي باشد. يكي از اين نشانه ها را دارد:
«ها» -> تلاش ها، درخت ها «ان» -> پسران ، پهلوانان ، «ات» -> اطلاعات ، ارتباطات ، «ين» -> ضابطين، مهندسين، «ون» -> انقلابيون ، روحانيون ، جمع مكسر:حوادث (جمع حادثه) و اقوام (جمع قوم)
ب) معرفه (شناس) ، نكره (ناشناس) و اسم جنس
معرفه : (شناس) كه مهم ترين نشانه ي آن در مفعول «را» است.
نكره : (ناشناس) كه نشانه ي آن «ي» و «ي و را» پس از اسم است.
اسم جنس : (نه معرفه ، نه نكره)
ج) اسم عام و خاص :‌اسمي است كه جمع بسته شود، ي نكره مي گيرد بر همه افراد طبقه خود دلالت مي كند. اسم خاص اسمي است كه جمع بسته نمي شود، «ي» نكره نمي گيرد، بر فرد خاصي از طبقه خود دلالت مي كند.  

  8 – اسم ها از جهت ساختمان به چند گروه دسته بندي مي شوند؟

اسم ساده : يك جزء دارند و تقسيم ناپذيرند.
اسم مركب : به دو يا چند جزء كه معني مستقل دارند تقسيم مي شود.
اسم مشتق : اسمي كه دست كم يك جزء آن معناي مستقل ندارد، يعني پيشوند يا پسوند است.  

  9 – ويژگيهاي اسم هاي زير را بنويسيد.

سفيد رود را دوست دارم. سفيد رود : اسم ، مفرد ، شناس، خاص، مركب
خنده زيباست. خنده : اسم ، مفرد، جنس، عام ، مشتق
گوسفندي در بيابان چريد گوسفندي، اسم، مفرد، شناس، عام، ساده  

  بياموزيم : رعايت نقش نماي اضافه :

  1 - «نقش نماي اضافه» كسره اضافه را در نمونه هاي زير بررسي كنيد.

جنابِ عالي ، سخنِ معلم‌، لبِ تشنه، توپِ بازي
كسره اضافه «جناب ِعالي» و «سخنِ معلم» باعث صحيح و سريع خواني مي شود اما رعايت نكردن نقش نماي اضافه در «لبِ تشنه» و «توپِ بازي» باعث تغيير معنايي مي گردد.
لبِ تشنه : موصوف و صفت است در حالي كه لب تشنه صفت مركب و به معني كسي كه تشنه است.
توپِ بازي : يعني توپي كه ويژه بازي است، اما توپ بازي اسم مركب مي شود به معني باز كردن با توپ .  

  2 – توضيح دهيد رعايت نكردن نقش نماي اضافه در نمونه هاي زير چه تغييري در معني ايجاد مي كند؟

اسب سواري : تركيب اضافي است يعني اسبي كه ويژه سواري است. اما «اسب سواري» عمل سوار كاري را گويند.
قد بلند : تركيب وصفي است ، قدي كه بلند است اما قد بلند صفت مركب جانشين اسم محسوب مي شود.
پدر احمد را ديد : پدر احمد، تركيب اضافي و مفعول جمله است در حالي كه پدر، احمد را ديد معني دگرگون مي شود. پدر : نهاد, احمد : مفعول. همچنين است جمله ي : معلم بچه ها را شناخت.  

  خودآزمايي درس دوازدهم :
1 – هسته اين گروههاي اسمي را مشخص كنيد.(هسته ها در پرانتز قرار دارند)

همين (دو كتاب)جغرافي، (خانه) پدري، (عامل مهم) ترقي در جوانان، (سازمان ملي) توسعه و پيشرفت اقتصادي، (هر درخت) ميوه دار، همه (كس) ، (آهنگ هاي آسماني)، يك گله (گوسفند) ، هر پنج (دانش آموز).  

  2 - با يكي از راههاي چهارگانه اي كه خوانديد اسم بودن واژه هاي زير را ثابت كنيد :
اسم ها عبارتند از : پارچه ، قيد، اصلي، معرفه ديوار، ساختمان ، شعر ، شعرا . چون :

الف: مي شود آن ها را جمع بست. پارچه ها، قيدها، اصلي ها، معرفه ها ، ديوارها ، ...
ب: آن و اين مي گيرند. آن پارچه، آن قيد، آن ديوار .......
پ : ي نكره مي گيرند : پارچه اي ، قيدي ، اصلي اي ، معرفه اي ، ......
ت : در جمله تعش مي پذيرند‌:‌پارچه را خريدم ، فيلم اصلي است و ...........
3 - اسم هاي زير را با علامت يا علامت هاي مناسب جمع ببنديد:
چشم -> چشم ها، چشمان / سبزي -> سبزي ها / عضو -> عضوها / عقاب -> عقاب ها ، زانو -> زانوها ،زانوان / فرمايش -> فرمايش ها / آشنا -> آشناها، آشنايان / رياضي -> رياضي ها / بانو -> بانوان / كافر -> كافران
4 – جمع هاي مكسر واژه هاي زير را بنويسيد.
زمان -> ازمنه / قله -> قلل / شاهد -> مشهود، شواهد / عمل -> اعمال / دعا -> ادعيه / كاسب -> كسبه / نتيجه -> نتايج / ماده -> مواد / كافر -> كفار
5 – اسم هاي زير ساده اند يا مركب يا مشتق ؟
اسم هاي ساده :‌كاروان ، شتر ، زرافه ، كلاغ، چنار، پلكان، هوش ، ........
اسم هاي مركب : قافله سالار، تك سوار، شترگاه و پلنگ
اسم هاي مشتق : زاغچه ، زيره، لبه، جوشكار، جوشش، پاسبان، گريه .
6 – خاص و عام بودن اسم هاي زير را ثابت كنيد.
اسم هاي زير عامند :
1 – جمع بسته مي شوند.           2 – روي نكره مي گيرند
3 – بر همه افراد طبقه ي خود دلالت مي كنند :آتش، هوا، افتخارف پول، هلاك، سگ، چاره، شمع و ......انگيزه.
اسم هاي زير خاصند :
1 –جمع بسته نمي شوند.          2 -«ي» نكره نمي گيرند
3 – بر فردي از افراد طبقه ي خود دلالت مي كند : قاسم ، قاسم آباد، مريخ و بهرام ......  

درس سيزدهم :  با چه خطي بنويسيم

1 – تحرير يعني چه ؟

به معني نوشتن است.  

  2 – خط تحريري در اصطلاح يعني چه ؟

يعني نوشتن خط با دست  

  3 – خط تحريري به « ....» نزديك است.

«خط نستعليق ريز»  

  4 – چرا خط تحريري براي دست نوشته هاي ما «خط معيار» به شمار مي رود؟

به سبب ظرافت و زيبايي و سرعتي كه در نوشتن آن است.  

  تمرين :(بدون پاسخ)
الف) كداميك از گروه كلمه هاي زير نادرست است؟ زيرا آنها را خط بكشيد و صحيح آنها را به خط تحريري بنويسيد. (به عهده دانش آموز)

خار مغيلان، الغاء تفهيم، حُرم آفتاب ، ضابطين، حصول نتيجه، مثل ائلا و برجسته، مشاهده و تفحص، جرئت و لياقت ، سفر سيمرغ، چشمه و غنات، حُرم آفتاب، تعمّد و اجبار  

 

  ب) كدام گزينه از گروه كلمه هاي زير نادرست است؟

1 – مزارع التزامي , حله ي ابريشم , لحن قاطع, دنائت و پستي
2 – نسيان و غفلت , نحنج گل , راست وريس , برگ سمن
3 – عروج و ترقي , متحير و مبهوت , خطام و پايان , ازهار و گل ها
4 – سهل و ممتنع , مراعات نظير , گستاخ و مغرور, مهر و نابود  

درس چهاردهم
توصيف

 

  پرسش هايي از متن :
يكي از راههاي رايج پروردن مطالب توصيف است.
1 – توصيف در چه نوع نوشته هايي كاربرد دارد؟ نوشته هاي علمي و ادبي

  2 – در چه نوع از توصيف هايي از عناصر خيال استفاده مي كنيم؟

در توصيف هايي كه قصد داريم موصوف در برابر چشم مخاطب مجسم گردد و تصويري زنده از آن ارائه شود.  

  3 – انواع توصيف را فراخور موضوع بنويسيد.

يك پديده علمي، وصف طبيعت، وصف عصر و زمانه كه دراين مجموعه وصف حالات جانوران ،افراد انساني اقتصادي زندگي و .....جاي مي گيرد.  

  4 – مواد توصيف چه چيزهايي هستند؟

حواس پنج گانه، تجربه هاي حسي و عاطفي  

  5 – در هر يك از انواع و گونه هاي توصيف چه چيزهايي لازم و ضروري است؟

به گنجينه واژگان در خور متناسب نيازمند است. استفاده از هر گونه صفت، فعل و قيد مناسب ضروري است.  

  خود آزمايي چهاردهم :
1 – مفرد جمع هاي مكسر زير را بنويسيد.

احرار -> حر ، قلاع -> قلعه ، قرا -> قريه ، ادّله -> دليل ، نسخ -> نسخه ، فلاسفه-> فيلسوف ، تجار -> تاجر ، مكاتيب -> مكتوب ، مكاتب -> مكتب ، رعايا -> رعيت ، نواحي -> ناحيه ، معاني -> معني ، اجانب -> اجنبي ، اشياء -> شيء  

  2 – صحيح كلمات زير را بنويسيد.

الف) استيفا از كار -> استعفا از كار
ب) تمر يادبود -> تمبر ياد بود
ج) خورده فروشي -> خرده فروشي
د) روغن مايه -> روغن مايع  

آزمون زبان فارسي نوبت اول – نمونه شماره 1 (بدون پاسخ)

  الف) زبان شناسي

1 – اگر انسان از زبان بي بهره بود چه مشكلي پيش مي آمد؟
2 - چرا استفاده از زبان آسان است؟
3 – گونه «يكي از اشكال زبان» را تعريف كنيد.
4 – منظور از «نشانه » چيست؟
5 – مثال زير كدام ويژگي زبان را بيان مي كند؟
«دست نسيم شاخه هاي بيد را نوازش كرد  

  ب) دستور :
1 – در نوشته ي زير نهاد و گزاره را مشخص كنيد.

پسرك دستش را به صورتش ماليد.  

  2 – جانشين سازي كنيد.

الف) پرنده
ب) خواهند ساخت
ج) آن ها

جمله

 گزاره

نهاد 

بر روي درخت آشيانه مي سازند

پرندگان

 

  3 – با هر يك از فعل هاي زير گزاره مناسب بسازيد

الف) است               ب) ترساند  

  4 – هسته ي اين گروه هاي اسمي را مشخص كنيد :

الف) اين عمل خدا پسندانه
ب) حساب پس انداز من
ج) اين چند روز عمر گرانمايه
د) آن درخت تنومند  

  5 – اسم هاي زير ساده اند يا مركب يا مشتق ؟

الف) گوسفند          ب)ناله             ج) رفتار            د) غم خواري  

  6- از مصدر «شنيدن» فعل هاي خواسته شده ي زير را بنويسيد.

الف) ماضي بعيد         ب) مضارع التزامي           ج) ماضي ساده  

  7 – نگارش :
نوشته گفتاري زير را به نوشتاري تبديل كنيد.

گر به درختي زمين گله همچنين باريك رد مي شه كه كف پاشم تر نمي شه اما وقتي مي خواهد ماهي بگيره ..............

  8 – يكي از موضوع زير را در پنج سطر توصيف كنيد.

الف) آينه               ب) دل              ج) خورشيد  

  د – املاء و بياموزيم :
1 – به جاي تركيب هاي زير از چه كلمه هايي بايد استفاده كرد. چرا؟

الف)‌آزمايشات متعدد              ب) شاعره ي متعهد  

  2 – املاي كداميك از كلمات زير نادرست است ؟ چرا؟

الف) نژاد و ملاء عام               ب) تلگرافي و تلفناً          ج) شخصاً و عملاً         د) جزء هستي  

  3 – املاي كداميك از گروه كلمه هاي زير نادرست است؟ صحيح آنها را بنويسيد.

لاغر و نحيف ، به مقتضاي علايق ، تدائي هاني ، سفاهت و ناداني، تضاد و تارض، رثاي شهيدان ، با شمشير همايل، كاخ گرايي، روزي و ارتزاق، تيغ و سليح، گاو ثمين، طبع منيع، مشاطه صبح  

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۱ساعت 9:46  توسط جغراتی  |