کواژ و انواع آن

تکواژها را بستـه به این کـه به تنهایی به کار روند یا نه، به دو دستـه ی تکواژ آزاد و تکواژ وابسته تقسیم می کنند.

 

1- تکواژ آزاد: که خود بر دو نوع است:

1-1- تکواژ آزاد قاموسی یا واژگانی: این نوع تکواژها خود یک واژه ی مستقل و معنی دار هستند، مانند اسم ها، صفت ها، بن مضارع افعال (پرداز، ساز) و بن ماضی افعال بی قاعده (رفت، گفت) که معمولاً در فرهنگ لغات تنظیم و معنا شده اند. البته برخی از تکواژهای آزاد قاموسی از قبیل بن مضارع، در زبان معیار استقلال خود را از دست داده اند.

یا به عبارت دیگر، به تکواژهایی که ممکن است به تنهایی به صورت واژه های ساده به کار روند یا پایه ی واژه را در واژه های فعل یا غیر فعل تشکیل دهند، تکواژ واژگانی یا قاموسی گفته می شود، مانند:

الف) گیاه، گرم، دفتر، کتاب، میز، دهان و ... .

ب) "خند" در «می خندد»، "ساز" در «می سازد» و ... .

1-2- تکواژ آزاد دستوری:

تکواژ آزادی است که کارکرد دستوری دارد. این تکواژها که فهرست بسته ای را تشکیل می دهند یعنی تعداد آن ها محدود است، عبارتند از:

◙ نقش نمای اضافه (کسره): کتابِ من

نکته: کسره در میان کلمات مشتق- مرکبی چون «تختِ خواب» و «تخم ِ مرغ» وند است نه تکواژ آزاد.

◙ نقش نمای متمم (حروف اضافه): از، به، با، بر، در، برای ِ و ... .

◙ نقش نمای مفعول: را

◙ نقش نمای منادا: ای ، یا، ایا و «الف» در آخر اسم

◙ پیوندهای وابسته ساز (حروف ربط وابستگی): که، تا، چون، زیرا، اگر، ار، چو

◙ پیوندهای همپایه ساز (حروف ربط همپایگی): و، اما، ولی، یا، هم، لکن، لیکن، لیک

◙ ضمایر متصل مفعولی و اضافی (ضمایر پیوسته ی شخصی): -َ م، -َ ت، -َ ش، -ِ مان، -ِ تان، -ِ شان (نظر آقای عمرانی، مؤلف کتاب).

 

2- تکواژ وابسته (وند):

تکواژهایی هستند که هرگز به تنهایی و مستقلاً به کار نمی روند و همیشه در ترکیب با تکواژهای آزاد ظاهر می شوند. به عبارت دیگر، این نوع تکواژها هیچ گاه در ساختمان جمله استقلال معنایی، دستوری، املایی و آوایی ندارند و همیشه جایگاه دستوری، آوایی و معنایی آن ها در زبان، پس از پیوند با تکواژهای دیگر مشخص می شود، مانند «ا» در «بینا».

تکواژها وابسته را از دو دیدگاه می توان تقسیم بندی کرد؛ نخست از حیث ساخت واژه و دیگری از حیث ترتیب قرار گرفتن در ساختمان واژه (جایگاه و مرتبه).

2-1- تقسیم بندی تکواژهای وابسته از حیث ساخت واژه:

2-1-1- تکواژهای اشتقاقی: برای ساختن واژه های تازه و رفع کمبودهای واژگانی به کار می روند و در بعضی زبان ها تعداد آن ها بیشتر از تکواژهای تصریفی است. زبان شناسان این بخش را ساخت واژه ی اشتقاقی می خوانند.

تکواژهای اشتقاقی خود بر دو نوع هستند:

الف) واژه ساز: آن است که واژه ی جدیدی می سازد ولی مقوله ی دستوری آن را عوض نمی کند، مانند:

«-ِ ستان»: گل (اسم)، گلستان (اسم)

«بان»: باغ (اسم)، باغبان (اسم)

«نا»: معلوم (صفت)، نامعلوم (صفت)

ب) مقوله ساز: آن است که علاوه بر ساختن واژه ی جدید، مقوله ی دستوری آن را نیز عوض می کند، مانند:

«مند»: هنر (اسم)، هنرمند (صفت)

«گین»: غم (اسم)، غمگین (صفت)

«با»: ادب (اسم)، باادب (صفت)

تعداد وندهای اشتقاقی بسیار زیاد است که تقریباً به مهم ترین آن ها در در بیست و یکم زبان فارسی 3 اشاره شده است.

2-1-2- تکواژهای تصریفی (صرفی):

این تکواژها واژه ی تازه ای نمی سازند، بلکه واژه را برای قرار گرفتن در ساخت جمله آماده می کنند. زبان شناسان این بخش را ساخت واژه ی تصریفی می خوانند.

تکواژهای تصریفی عبارتند از:

◙ نشانه های جمع: ها، ان، ون، ین، ات ← کتاب ها، درختان و ... .

◙ «ی» نکره که به آخر اسم افزوده می شود ← کتابی خریدم.

◙ علامت «تر» در صفت تفضیلی (خوب تر) و قید (شجاعانه تر) و علامت «ترین» در صفت عالی (خوب ترین).

◙ «ه» صفت مفعولی: اگر در ساختمان فعل به کار رود، تکواژ تصریفی است (شیشه شکسته است) اما در غیر این صورت، تکواژ اشتقاقی است (شیشه ی شکسته). (نظر سید بهنام علوی مقدم، کارشناس برنامه ریزی و تالیف کتب درسی)

◙ پیشوندهای فعلی «ﺒ» (در فعل امر و مضارع التزامی)، «ﻨ» (در فعل های نهی و نفی) و «می» (در فعل ماضـی استمـراری، مضـارع اخبـاری، ماضـی مستمـر و مضـارع مستمـر) ← بخـوان، بنویسـم، نرو، نرفت، می رفت، می رود و ... .

◙ پی بندهای ماضی نقلی: ام، ای، ایم، اید، اند ← رفته ام، گفته ای و ... .

◙ شناسه های فعل: -َ م، ی، -َ د، یم، ید، -َ ند ← رفتم، رفتی و ... .

◙ تکواژ گذرا ساز «ان» ← پراند (پر + ان + د)، خندانید (خند + ان + ید) و ... .

◙ تکواژهای ماضی ساز: اد، ید، د، ت، ست.

تکواژهای ماضی ساز )د – ت – ید - اد( علاوه بر آن که در شمارش تکواژهای افعال ماضی با قاعده منظور می گردند، در شمارش تکواژهای اسم و صفت هم به حساب می آیند؛مانند :

کشیدم : تکواژ ← کش + ید + َ م

خورده باشد: تکواژ ← خور + د + ه + باش + -َ د / واژه ← خورده باشد

خوردنی: تکواژ ← خور + د + -َ ن + ی/ واژه ← خوردنی

خریدار: تکواژ ← خر + ید + ار/ واژه ← خریدار

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۱ساعت 9:57  توسط جغراتی  |