سکوتم را می شکنم چرا که سکوت دیگر زمان را برایم به عقب برنمی گرداند . پشت سر هیچ نیست جز مشتی خاطرات جانکاه ... باید زندگی کنم با فرزندانم و به خاطر آن ها . پس دوباره به زندگی بر می گردم .

هرگز از خاطرم نخواهی رفت نازنینم . با آن که فقط هشت روز گرمای نفست را حس کردم .کوچولوی نازنینم محمد حسین عزیزم ، الهه ی عشق مادر ؛ تا همیشه با خاطراتت زندگی خواهیم کرد .


+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 22:19  توسط جغراتی  |