|
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:25  توسط جغراتی
|
خدای مهربانیهای بیبهانه،
میارزد...
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:22  توسط جغراتی
|
هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان
زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه غبار آلوده مهر و ماه
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:21  توسط جغراتی
|
دیگران را ببخش ... نه فقط برای این که آن ها لایق بخشش اند ... به این خاطر که شما لایق آرامش اید روزهاي برفي و باراني هم رو به اتمام است و من و تو مانده ايم با حسرتي براي فرداهايمان و دستهايي خالي براي محبوب . خدايا بنده هايت را درياب
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:18  توسط جغراتی
|
.مفهوم عبارت:«هرکاری که بانام خداآغازنشود ابتراست.»درکدام گزینه آمده است؟
1.هرکاری که بانام خداآغازنشودبداست. 2.هرکاری که بانام خداآغازنشودبیهوده است. 3.هرکاری که بانام خداآغازنشودنامطلوب است. 4.هرکاری که بانام خداآغازنشود،ناقص است.
2.درعبارت:«بخشایندگی اوراستوده اند.»بخشایندگی به چه معناست؟ 1.دادن آب وملک 2.چشم پوشی ازگناه 3.قدرت 4.بی نیازی
3.«منقبت»؛یعنی ... 1.آن چه ناروا باشد. 2.آن چه نیک نباشد. 3.آن چه زیباباشد. 4.آن چه بدان نازند.
4.توصیف داده شده کدام گزینه است؟((روایتی است ازتاریخ تخیلی یک ملت که باقهرمانی هاواعمال وحوادث خارق العاده درمی آمیزد.)) 1.عرفان 2.رمان 3.داستان 4.حماسه
5.مفهوم بیت:«بگیروبه گیسوی اوبر،بدوز/به نیک اختروفال گیتی فروز»درکدام گزینه آمده است؟ 1.این رابگیروباسوزن ونخ درساعتی مناسب برگیسوی اوبدوز. 2.درساعتی خوب فال بگیرومهره رابرگیسوی اوبگذار. 3.مهره رابگیروباطالع خوب وبه فرخندگی،آن رابه گیسوی اوبیاویز. 4.نیک اختری وطالع خوب انسان رابه بندمی کشد.
6.معنی مصراع:«نگیرم فریب توزین درمکوش»کدام پاسخ است؟ 1.تورا ازاین راه که آمدی ،نخواهم گرفت. 2.سخنان توخوب است وفریبی درآن نیست. 3.حیله گری راکنارگذاروازاین دربیرون برو. 4.ازتوفریب نمی خورم ،دراین باره مکوش.
7.درکدام بیت مفهوم مصراع دوم نادرست است؟ 1.چوسهراب شیراوژن او رابدید زبادجوانی دلش بردمید: ازروی غرور جوانی به هیجان آمد. 2.چوده سال شدزان زمین کس نبود که یارست باوی نبردآزمود:چه کسی شایستگی نبردبااورادارد؟ 3.چنین گفت کای رسته ازچنگ شیر جدامانده اززخم شیردلیر:ازضربه های پهلوانی دلیررستی 4.ازاین خویشتن کشتن اکنون چه سود؟ چنین رفت واین بودنی کاربود:سرنوشت رقم خورده پیش آمد.
8.توصیف داده شده کدام گزینه است؟«موضوع اصلی آن پیوندانسان بازندگی وطبیعت ووظیفه ی اساسی آن،تحلیل روحیات انسان و نحوه ی برخورداوبازندگی است.» 1.ادبیات تعلیمی 2.ادبیات حماسی 3.ادبیات غنایی 4.ادبیات نمایشی
9.معنی واژه های «جلباب ـ انتزاعی ـ ازهارـ بط»به ترتیب کدام است؟ 1.خیمه ـ باشکوه ـ گیاهان ـ پرنده 2.پرده ـ ذهنی ـ شکوفه ها ـ مرغابی 3.چادر زنانه ـ فوق العاده ـ درختان ـ مرغابی 4.کوبیدن در ـ آن چه که ساخته ی ذهن آدمی است ـ شکوفه ها ـ قورباغه
10.درعبارت زیرچندغلط املایی وجود دارد؟ (( سمک روی به راه نهاد ومی رفت تا ازطلایه بگذشت . درراه باخودمی گفت این دشمنی ازچه برخواست؟ توبا من چه کینه در دل داری؟آتشک در دست وپای او افتادوگفت :بنده ام ،توچه فرمایی؟سوگندبه یزدان داداروبه صحبت ابدال که آتشک قدر نکند وخیانت نیندیشد.)) 1.یک 2.دو 3.سه 4.چهار
11.عبارت زیردرتوصیف چه شاعرانی است؟ «درادبیات فارسی پیش ازمشروطیت به تعدادمعدودی برمی خوریم که سعی کرده اندنه کرسی فلک رااززیرپای قزل ارسلان بکشند» 1.شاعران مبارز 2.شاعران درباری 3.شاعران سیم پرست 4.شاعران قدرت طلب
12.شاعردربیت «غلام همت آنم که زیر چرخ کبود/زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاداست»کدام ویژگی وصفت انسانی رامی ستاید؟ 1.وارستگی 2.مهربانی 3.خیرخواهی 4.بی ادّعایی 13.«مدح»و«هجو»جزءکدام نوع ادبیات محسوب می شوند؟ 1.حماسی 2.نمایشی 3.غنایی 4.پایداری
14.درکدام بیت،واژه ی مشخص شده درمعنی استعاره به کارنرفته است؟ 1.چولشگر گردبرگردش گرفتند / چوکشتی بادپادر رود افکند 2.فرو می ریخت گردی زعفران رنگ / به روی نیزه هاونیزه داران 3.چواندیشیدآدم،کس ندانست / که مژگانش به خون دیده ترشد 4.درآن دریای خون درقرص خورشید / غروب آفتاب خویشتن دید
15.کدام بیت باعبارت زیر،تناسب معنایی دارد؟ «جهد کن تاسخن به جایگاه گویی که سخن نه برجایگاه،اگرچه خوب باشد،زشت نماید.» 1.ازآن مرد دانا دهن دوخته است که بیند که شمع از زبان سوخته است 2.کم گوی وگزیده گوی چون در تا زاندک توجهان شود پر 3.نکته ای کان جست ناگه اززبان هم چوتیری دان که جست آن ازکمان 4.دوچیز طیره ی عقل است:دم فروبستن به وقت گفتن وگفتن به وقت خاموشی «طیره:سبکی»
16.باتوجه به درس «کلاس نقاشی»معنی کدام عبارت،نادرست است؟ 1.کارش نگارنقشه ی قالی بودودرآن دستی نازک داشت:دربافتن قالی ،مهارت داشت. 2.مراحدیثی ازاسب پردازی معلم دریاد است:ازکشیدن تصویراسب توسط معلم،خاطره ای دارم. 3.طرح جانوری می ریخت ،مارابه رونگاری آن می نشاند:مارابه نقاشی ازروی طرح جانوری که کشیده بود،موظف می کرد. 4.گوزن را رعنا قلم می زد،خرگوش راچابک می بست:گوزن رازیبا می کشیدوبامهارت خرگوش رانقاشی می کرد.
17.ابیات زیرباکدام بیت ارتباط مفهومی ندارد؟ «به چشم خویش در گذرگاه که زد بر جان موری مرغکی راه هنوز ازصیدمنقارش نپرداخت که مرغ دیگرآمد کار او ساخت» 1.انگشت مکن رنجه به درکوفتن کس / تاکس نکند رنجه به درکوفتنت مشت 2.هرکه داردزشما، مرغ اسیری به قفس / برده درباغ وبه یاد منش آزادکنید 3.گفتا که کرا کشتی تاکشته شدی زار / تابازکه او رابکشد آن که تو را کشت 4.گر شد ازجور شماخانه ی موری ویران / خانه ی خویش محال است که آباد کنید
18.مفهوم کنایی مقابل کدام عبارت نادرست است؟ 1.تازه سر حرف من افتاده اند:سخنم را درک کرده اند. 2.توی جماعت بر نخورده بودم:موردآزمایش قرارگرفتم. 3.ستاره مان از اول مطابق نیامد:سرنوشت مارا برای هم نخواست. 4.همیشه نان سواره باشد واوپیاده:همیشه درجست وجوی نان باشدوبه آن نرسد.
19.انتقال پیام درارتباط زبانی معمولاًدرکدام قالب صورت می گیرد؟ 1.زبان 2.داستان 3.جمله 4.دستور زبان
20.کدام گزینه غلط املایی ندارد؟ 1.اوبه سمت کتابدار دبیرستان مامنسوب شده است. 2.سهراب سپهری ، ازشاعران مآثرایران است. 3.کسانی که حدورسم معانی کلمات رانمی دانند،چگونه می توانند درست بیاندیشند. 4.سنگ های خردرا ازمین زراعی جمع کرد.
21.صورتی اززبان شناسی است که«زبان رابه قصدشناختن خودآن مطالعه نمی کند،بلکه هدف ازمطالعه ی زبان حفظ کتب آسمانی وآثارادبی ازدگرگونی های ناشی ازگذشت زمان بوده است.» 1.زبان شناسی ساخت گرا 2.زبان شناسی تاریخی 3.زبان شناسی سنتی 4.زبان شناسی تطبیقی
22.درعبارت زیر، کاربردتمامی وابسته های مذکوروجودداردبه جز... ((درادبیات گذشته وادبیات عرفانی ازشیوه ی تمثیل استفاده شده است تامطلب برای ماپذیرفتنی شود وبه مقصود بلند شاعرنایل شویم.)) 1.صفت نسبی 2.صفت فاعلی 3.صفت لیاقت 4.صفت مفعولی
23.درعبارت :«مااین داستان راباهمان سبک وسیاق نویسنده به میزان تقریبایک سوم کوتاه کرده ایم.»منظوراز«سبک وسیاق» چیست؟ 1.زبان 2.نظم 3.روش نویسندگی دقت 24.درکدام جمله،مطابقت فعل بانهادرعایت نشده است؟ 1.کاروانی می رسنداز راه دور. 2.هریک آمدوسخنی گفت. 3.هیچ یک عاقل ترازدیگری نیستند. 4.من با تو به سمت کهکشان خواهم رفت.
25.همه ی جملات زیرچهارجزئی ،بافعل گذرابه مفعول ومسندهستندبه جز ... 1.زبان شناسان ،زبان رایک نظام می دانند. 2.ما اورا دوست خود به شمارمی آوریم. 3.بدخویی دوستان را آزرده می کند. 4.حتّی شما هم اورا افسرده دیدید.
26.درعبارت زیرچندغلط ویرایشی ـ نگارشی وجوددارد؟ «اودوستان صمیمی ای داردکه توسط آن هابه دانشگاه های معتبرمعرّفی شده است،گرچه مدتهاست که ازبیماری مزمنی برخورداراست» 1. یک 2.دو 3.سه 4.چهار
27.هنگام ویرایش عبارت،«آیاچگونه می توان برعلیه سوابق گذشته ی افرادی که نمی شناسیم عملیّات قانونی انجام دهیم وموضوع رادقیقاًبررسی وموشکافی کنیم»چند واژه را باید حذف کنیم؟ 1.پنج 2.دو 3.سه 4.چهار
28.درکدام گزینه متمم فعل وجوددارد؟ 1.ترس از امتحان مانع نتیجه گیری می شود. 2.هرانسان آزاده بامتجاوزان می جنگد. 3.به زودی،دوستم ازمسافرت برمی گردد. 4.درحقیقت،انسان،حیوان ناطق است.
29.کدام گزینه درموردویرایش فنّی نادرست است؟ 1.حذف تکرارها 2.توجه به علائم نگارشی 3. گروه اسمی 4.نقش نما
30.درکدام گزینه غلط املایی وجوددارد؟ 1.ابا وامتناع،توطئه ی دشمن،زوال وفنا،تلؤلؤ آب، مضغ وجویدن 2.صدای تپانچه، ماشین قراضه،غزاوپیکار،مأمورومطیع، توتیای چشم 3.فقروغنا،هزیمت وشکست، حکم قصاص ،ازل وابد،غلیان درون 4.بقولات وحبوبات،اسباب وا ثاثیه،انیس ومألوف ،مذلّت وخواری ،بحبوحه ی مسابقه
31.کدام گزینه مربوط به گروه بندی «گونه ی زبان »است؟ 1.علمی،اداری،کودکانه،مطبوعاتی 2.طنز،کودکانه،جدّی،اداری 3.گزارش ،نامه،سفرنامه ،زندگی نامه 4.جدّی،زندگی نامه،قطعه ی ادبی،رمان
32.زبان نامه های اداری .................... و ........................ است ودرآن از ......................... و ......................... خاصّی استفاده می شود. 1.کوتاه،صریح،اصطلاحات،تعبیرات 2.مفصّل ، گسترده،زبان،بیان 3.عامیانه،ساده،اصطلاحات ،واژه های 4.کوتاه،عامیانه،الفاظ،ادبیّات
33.نویسندگان ،نامه ای به پسرم ،قصّه ی کوچک بزرگ ترین سیب دنیا،قصّه های مجید»به ترتیب چه کسانی هستند؟ 1.چارلی چاپلین،هوشنگ مرادی کرمانی،جلال آل احمد 2.پرویز ناتل خانلری،حافظ میرآفتابی ،جلال آل احمد 3.سیدعلی جمال زاده،جلال آل احمد،هوشنگ مرادی کرمانی 4.پرویزناتل خانلری،حافظ میرآفتابی،هوشنگ مرادی کرمانی
34.شناسه ی فعل درهمه ی افعال زیردرسوم شخص مفردحذف می شودبه جز ... 1.ماضی نقلی 2.ماضی بعید 3.ماضی استمراری 4.ماضی التزامی
35.درعبارت«وقتی اصحاب کهف ازخواب درازخویش بیدارشدند،جهان رادگرگونه یافتند.مانیزاکنون می خواهیم ازخواب چندصدساله بیدارشویم»زمان افعال به ترتیب درکدام گزینه درست است؟ 1.ماضی بعید،ماضی بعید،مضارع اخباری،مضارع التزامی 2.ماضی ساده،ماضی ساده، مضارع اخباری،مضارع التزامی 3.ماضی التزامی،ماضی ساده،مضارع التزامی،مضارع اخباری 4.ماضی ساده،ماضی ساده،مستقبل،مضارع التزامی
36.درکدام عبارت،اسمی وجود دارد که بایک متمّم کامل می شود؟ 1.علی دوباره ازسرعت خودکمی می کاهد. 2.آب باران به آسانی درآستین نیم تنه اش فرمی رفت. 3.نفربعدی تلاش می کندکه سبقت بگیرد. 4.ارباب یک جفت کفش کهنه به سوی اوپرتاب کرد.
37.ساختمان فعل درکدام عبارت بابقیّه تفاوت دارد؟ 1.ازاین پس غم زندگی اش پایان یافته است. 2.باید اداره ی همه ی کارها رابه عهده بگیری. 3.جمعیت یک صدا ،کلام مقدّس راتکرارکرد. 4.شب بی کران درمقابل این مخلوق کوچک قدعلم می کرد.
38.تعداد اجزای اصلی کدام عبارت ازبقیّه کم تراست؟ 1.علی به نفرات جلونزدیک می شود. 2.علی،درحال دو، آرام برمی گردد. 3.ناظم باخوش حالی علی را درآغوش می گیرد. 4.انگیزه ی به دست آوردن کفش، گام هایش رااستوارمی سازد.
39.تعدادغلط های املایی کدام گزینه درست مشخص شده است؟ 1.اعمی وبصیر،خاستگاه اجتماعی،جوان دیلایق،مخلّ فصاهت،رطل گران= دو 2.موهش وهراس انگیز،مصاحب وملاذم،اباوامتناع،غدقن وممنوع،صدای طپانچه = چهار 3.مدح وزم،ساطع ودرخشان،غلیان درونی ،عمارت وفرمانروایی، متاع ومعرفت= سه 4.باذل مشهدی،ماشین قراضه،منزّه ازدغل،براعت استهلال ،معموروآباد = یک
40.درواژه ی «پیش دانشگاهی»به ترتیب،چندمصوّت وچندصامت به کاررفته است؟ 1.شش،شش 2.پنج ، هفت 3.چهار، هشت 4.هشت ،چهار
41.درعبارت «این مرد بلندهمّت، پیوسته درسراسر زندگی خویش، دوهدف اساسی داشته است،اوّل اخلاقی ودوم علمی.»چندواژه ی غیرساده به کاررفته است؟ 1.هشت 2.پنج 3.شش 4.هفت
42.نوع دستوری کلمه های«سمنان،قالی،روان،ملل،گروه»به ترتیب،درکدام گزینه درست آمده است؟ 1.اسم خاص،اسم نکره،اسم ساده،اسم جمع ،اسم عام 2.اسم معرفه،اسم نکره،صفت فاعلی،اسم جمع،اسم جمع 3.اسم معرفه،اسم معرفه،صفت ساده،جمع مکسر،جمع مکسر 4.اسم خاص،اسم معرفه،صفت غیرساده،جمع مکسر،اسم جمع
43.دراین عبارت،چندوابسته ی پیشین وچندوابسته ی پسین وجود دارد؟ «من همین کتاب ارزشمند خودراازدومین مغازه ی خیابان خریده ام.» 1.دو وابسته ی پیشین، سه وابسته ی پسین 2.سه وابسته ی پیشین ،دو وابسته ی پسین 3.سه وابسته پیشین ،سه وابسته پسین 4.یک وابسته پیشین ،سه وابسته ی پسین
44.مقاله ی که نویسنده برای اثبات مدّعای خود،ازبرهان عقلی ونقلی کمک می گیرد،کدام است؟ 1.پژوهشی 2.اجتماعی 3.تحلیلی 4.تشریحی
45.نوع ترکیب اضافی مشخص شده درکدام گزینه متفاوت است؟ 1.شهراصفهان بسیاردیدنی است. 2.کارفرمایان بایدازقانون کار پیروی کنند. 3.امین پور،روزسه شنبه دارفانی راوداع گفت. 4 .آن مهربان،دست ارادت پیش آورد.
46.کدام گزینه به ویرایش نیازندارد؟ 1.مقداری ازدانش آموزان درنمایشگاه آثارهنری شرکت نمودند. 2.برخی ازکودکان مناطق محروم کشورازضعف جسمانی برخوردارندونیازبه رسیدگی دارند. 3.سیستم مخابرات برای رضایت مشتریان ،خدمات رایانه ای ارائه می دهد. 4.انسان راستین،همواره حقیقت رابرزبان می آورد ومی اندیشدکه،«مسلمان ودروغ!»
47.حافظ غزلی داردبه مطلع «به ملازمان سلطان که رسانداین دعارا/ که به شکرپادشاهی زنظرمران گدا را» کدام بیت مربوط به این غزل است؟ 1.چو تویی قضای گردان، به دعای مستمندان که زجان ما بگردان ره آفت قضارا 2.همه شب دراین امیدم که نسیم صبحگاهی به پیام آشنایی بنوازد آشنا را 3.چه زنم چونای هردم، زنوای شوق او دم که لسان غیب خوش تربنوازداین نوا را 4.به امید آن که شاید برسد به خاک پایت چه پیام هاسپردم،همه سوز دل، صبا را 48.کاربرد« را» درکدام بیت بابقیه متفاوت است؟ 1.برو ای گدای مسکین درخانه ی علی زن که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را 2.نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحیّرم چه نامم شه ملک لافتی را 3.به دوچشم خون فشانم ، هله ای نسیم رحمت که زکوی اوغباری به من آر توتیا را 4.به امید آن که شاید برسد به خاک پایت چه پیام ها سپردم ، همه سوز دل ، صبا را
49.درعبارت «صدای سنگین سکوت درسرسرا پیچیده بود» چه آرایه ی ادبی به کاررفته است؟ 1.تلمیح 2.واج آرایی 3.تشبیه 4.استعاره
50.مفهوم کدام بیت بابیت «بیا که قصر امل سخت سست بنیاداست / بیارباده که بنیاد عمربرباداست»تناسب معنایی ندارد؟ 1.خوریم امروز آب باصفا را که فردا خاک خواهدخورد ما را 2.بده ساقی آن آب آتش نشان ازآن پیش کز ما نیایی نشان 3.در کدوی سر شراب عشق ودر دل مهر دوست در درون عاشقان میخانه وخمّارهست 4.خیزو درکاسه ی زر آب طربناک انداز پیش تر زانکه شود کاسه ی سر خاک انداز
51.مفهوم همه ی گزینه ها به جز گزینه ی ....... تهدید به مرگ است. 1.بدو گفت خندان که نام تو چیست تن بی سرت را که خواهد گریست؟ 2.تهمتن چنین داد پاسخ که نام چه پرسی ؟ کزین پس نبینی توکام 3.کشانی بدو گفت بی بارگی به کشتن دهی سربه یکبارگی 4.کشانی هم اندر زمان جان بداد چنان شد که گفتی ز مادر نزاد
52.درکدام گزینه دو آرایه ی کنایه ویک مجازبه کار رفته است؟ 1.بیامد به دشت ونفس کرد راست پس آن گه باستادوهمرزم خواست 2.که ناگه عمروآن سپهر نبرد برانگیخت ابرش برافشادگرد 3.همه برده سر درگریبان فرو نشد هیچ کس را هوس، رزم او 4.نهادند آورد گاهی چنان که کم دیده باشد زمین وزمان
53.باتوجه به عبارت «چون عمروبن لیث واسماعیل سامانی به یکدیگر رسیدند،مصاف کردند.اتّفاق چنان افتادکه عمروبن لیث به دربلخ شکسته شدوهفتادهزارسواراوهمه به هزیمت رفتند»کدام بیت وصف الحال«اسماعیل سامانی» است؟ 1.آخرفلکت پشت شد وگیتی یار توشادی شدی مخالف ودشمن زار 2.کفرودین و روز وشب درعالم حیرت یکی است دربلا افتاد هرکس دوست ازدشمن شناخت 3.دل دیوانه ی من دوست از دشمن نمی داند چوآتش شعله ور شد آب ازروغن نمی داند 4.سنگ وگوهر رانه دشمن شو نه دوست آن نظر کن تو که این از دست اوست
54.درعبارت«درهمان بحبوهه ی بخوربخور که منظره ی فنا وذوال غاز خدابیامرز،مرابه یادبی ثباتی فلک بوقلمون ومردم دون وفریب جهان پتیاره ووقاهت این مصطفای بدقواره انداخته بود،صدای تلفن بلندشد.گفتم وزیر داخله اصرار داردباشما صحبت کندوصدای کشیده ی آب نکشیده ای طنین انداز گردید.»چندغلط املایی هست؟ 1.چهار 2.دو 3.سه 4.یک
55.معنای درست واژه های«آزگار،استیصال،استشاره،متفرّع،وقاحت»به ترتیب درکدام گزینه آمده است؟ 1.به طورمداوم،درماندگی،رای زنی،وابسته ،بی شرمی 2.سخت ،به ناچار، رایزنی ، دنباله ، زشتی 3.قدیمی ، ناچاری، مشورت کردن،فرعی ،بی شرمی 4.زمانی دراز، بدبختی ، اشاره کردن ، تابع ، زشتی
56.عنوان نخستین اتوپیای(آرمان شهر)ادب معاصر فارسی چیست ونویسنده ی آن کیست وجلد دوم تهران مخوف باچه عنوانی منتشرشده است؟ 1.تهران مخوف، مرتضی مشفق کاظمی ،انتقام 2.شهرناز، یحیی دولت آبادی ، مادام کاملیا 3.مجمع دیوانگان ، عبدالحسین صنعتی زاده ، یادگارشب 4.انسان واسرار شب، عبّاس خلیلی ،روزگارسیاه
57.مفهوم کدام بیت باعبارت «شلخته دروکنید تاچیزی گیر خوشه چین ها بیاید!» یکسان نیست؟ 1.بزرگی را که پاس خوشه چین نیست بسوزد برق آفت، خرمنش را 2.پیش خرمن دست کی چون خوشه چین داریم ما؟ تنگدستی را نهان درآستین داریم ما 3.بلاگردان جان وتن دعای مستمندان است که بیند خیر ازآن خرمن که ننگ از خوشه چین دارد؟ 4.ازاین درخت رطب در به روی خلق مبند که کس به شهرنبینم که خوشه چین تونیست
58.عبارت« هرکه آن جا نشیند که خواهد ومرادش بود، چنانش کشند که نخواهدومرادش نبود.» باکدام بیت،ارتباط معنایی ندارد؟ 1.پاکیزه روی را که بود پاکدامنی تاریکی ازوجود بشوید به روشنی 2.دلا تا کی دراین زندان ، فریب این وآن بینی یکی زین چاه ضلمانی برون شو تاجهان بینی 3.بلبل گلشن قدسم، شده ازجور فلک بی گنه بسته ی زندان وگرفتار قفس 4.بازخواهم به سوی مکمن عقبی رفتن چه کنم گلخن(= آتشدان حمّام) دنیا پس ازاینم بس وبس
59.مفهوم بیت:خلق چومرغابیان زاده ز دریای جان / کی کند این جا مقام مرغ کزان بحر خاست» کدام است؟ 1.به صوت خوش چو حیوان است مایل زحیوان کم نشاید بودن ای دل 2تن زجان وجان زتن مستورنیست لیک کس رادید جان دستورنیست 3.هرکسی کاو دور ماند از اصل خویش بازجوید روزگاروصل خویش 4.کبوتری که دگر آشیان نخواهددید قضا همی بردش تا به سوی دانه ودام
60.مؤلّفین آثار«موش ها وآدم ها، آدم ها وخرچنگ ها ، خوشه های خشم ، سال پنجم الجزایر، دوزخیان روی زمین »درکدام گزینه به درستی معرّفی شده اند؟ 1.خوزوئه دوکاسترو ، جان اشتاین بک ، فرانتس فانون ، فرانتس فانون ، جان اشتاین بک 2. جان اشتاین بک ، خوزوئه دوکاسترو ،جان اشتاین بک ،فرانتس فانون ، فرانتس فانون 3. خوزوئه دوکاسترو ، جان اشتاین بک ، جان اشتاین بک ، فرانتس فانون ،خوزوئه دوکاسترو 4. جان اشتاین بک ، خوزوئه دوکاسترو ، جان اشتاین بک ، خوزوئه دوکاسترو، فرانتس فانون
61.مفهوم مقابل ضرب المثل «از کوزه همان برون تراودکه دراوست» کدام گزینه است؟ 1.لاف یک رنگی مزن تا از صفت چون آینه ازدرون سوتیرگی داری وبیرون سو صفا 2.جوش صورت برون کن درصف مردان درا دل طلب کز دار ملک توان شد پادشا 3.تا خود راپای بستی باد داری دردو دست خاک برخود پاش کز خود هیچ نگشاید تورا 4.آن خویشی چند گویی آن اویم آن او باش تا او گوید ای جان آن مایی آن ما
62.معنی واژه های « خلنگ ، تعلّل ، پتیاره ، ستوه ، سهم» به ترتیب، کدام است؟ 1.کمان ، بی توجهی ، سالخورده ، خستگی ناپذیر، هراسان 2.تیر ، نگرانی ، زشت ، گرفته شده ، اندازه 3.علف جارو ،بهانه جویی ، مهیب ، درمانده ، ترس 4.درخت بلند ، توجیه کردن ، بیهوده ، ملول ، ترسو
63.مصراع اوّل بیت «کشتی شکستگانیم ای بادشرطه برخیز / باشد که بازبینیم دیدار آشنا را» بامصراع اوّل کدام بیت ارتباط معنایی دارد؟ 1.هم مگر یارشود بدرقه ی لطف خدای ورنه آدم نبرد صرفه زشیطان رجیم 2.حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح ورنه توفان حوادث ببرد بنیادت 3.گرچه کشتی بشکند تو دم مزن گرچه طفلی را کشد تو مو مکن 4.زندموجی برآن کشتی که تخته تخته بشکافد که هرتخته فرو ریزد زگردش های گوناگون
64.درکدام بیت هم جناس تام وهم جناس ناقص وجود دارد؟ 1.خوشا نماز ونیاز کسی که از سر درد به آب دیده وخون جگر طهارت کرد 2.کفراست درطریقت ما کینه داشتن آیین ماست سینه چو آیینه داشتن 3.مال اگرز ابن یمین مایل به غیری شد، چه شد گفته ام بادل؛ که از بهر منال ای دل ، منال 4.درآن نفس که بمیرم در آرزوی توباشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
65.کدام گزینه باعبارت : ((آخر کیست که تو را نمی هلد که بیرون آیی؟ گفت : آن کس که تو را نمی گذارد که اندرون آیی.»با کدام گزینه ارتباط معنایی ندارد؟ 1.روی کسی سرخ نشد بی مدد لعل لبت بی تو اگر سرخ بود، از اثر غازه شود 2.از خــدا جــوییم توفیــق ادب بی ادب محروم شــد از لطف رب 3.هرکه شدت حلقه ی در زود برد حقّه ی زر خاصّه که درباز کنی ، محرم دروازه شود 4.بــار یــابی به محفلــی کـان جـا جبرئیـــل امــین نــدارد بــار
66.معانی درست کلمات « سهم ، مضغ ، محظوظ، نصاب ، تفقّد» به ترتیب درکدام گزینه آمده است؟ 1.قسمت ، تنگنا ، لذّت بردن ، حدّ میانه ، مهرورزی 2.ترس ، خاییدن ، بهره ور ، حدّمعیّن ازچیزی ، دلجویی 3.ترس ، جویدن ، علاقه مندی ، میزان ، مهربانی 4.بهره ، باب طبع ، بهره وری ، معیار چیزی ، دل جوینده
67.عبارت« حسودان تنگ نظر وعنودان بدگهر وی را به می ومعشوق ولهو ولعب کشیدند.»با همه ی ابیات به جز بیت ............ قرابت معنایی دارد. 1.بیاموزمـــت کیمیـــای ســعادت زهم صحبت بد جدایی، جدایی 2.به هجران مرا سهل شد داد که سخت است دوری زیاران جانی 3.مصاحب نباید مگر بهر راحت چو زو رنج بینی نیاید به کاری 4.ز ناجنس بگریز اگر آفتاب است تو راسایه خود بس ، اگر یارخواهی
68.اگربخواهیم ماهیان داستان زیررابه ترتیب به ابیات زیر نسبت دهیم،کدام گزینه درست است؟ «درآبگیری سه ماهی بود:دوحازم،یکی عاجز. روزی دوصیّاد بر آن گذشتند وقرارشدکه دام بیارندوهرسه بگیرند.ماهیان آن سخن شنودند؛آن که حزم زیادت داشت،سبک روی به کارآوردوبیرون رفت. صیّادان برسیدند.دیگری هم که ازتجربت بی بهره نبود،خویشتن مرده کردوصیّادبه خیال این که مرده است اور ازآبگیربیرون انداخت وآن سومی که غفلت براحوال اوغالب بود، گرفتارشد.» یک)آنکس که نداند که نداند که نداند درجهل مرکّب ابدالدّهر بماند دو)آنکس که بداندکه بداند که بداند اسب شرف از گنبد گردون برهاند سه)آنکس که بداند که نداندکه نداند آن هم خرک لنگ به منزل برساند 1.ماهی اوّل بیت دو، ماهی دوم بیت یک ، ماهی سوم بیت سه 2.ماهی اوّل بیت یک، ماهی دوم بیت سه ، ماهی سوم بیت دو 3.ماهی اوّل بیت دو، ماهی دوم بیت سه ، ماهی سوم بیت یک 4.ماهی اوّل بیت یک ، ماهی دوم بیت دو،ماهی سوم بیت سه
69.درهمه ی ابیات به جز بیت ............... آرایه ی « پارادوکس»وجود دارد. 1.بنیاد ما خرابی مااستوار کرد گویی که سود داشت «نظیری » زبان ما 2.تو میدانی وخاطر باتو ذوق گفتگودارد گدا هنگام مردن پادشاهی آرزو دارد 3.فیروزی ضعیفان درعجزوانکسار است تا نشکنند مارا، مار راظفر نباشد 4.ندیده است تا نرگست سوی من نخندید جز گریه برروی من
70.شاعران مجموعه اشعار« بوی جوی مولیان ، درحیاط کوچک پاییز در زندان، بیعت بابیداری وچمن لاله »به ترتیب درکدام گزینه آمده است؟ 1.دکترشفیعی کدکنی ، طاهره صفّارزاده ، اخوان ثالث وسلمان هراتی. 2.نیما یوشیج ، دکتر شفیعی کدکنی ، موسوی گرما رودی واخوان ثالث. 3.دکترشفیعی کدکنی، اخوان ثالث ،طاهره صفّارزاده وموسوی گرمارود 4.هوشنگ ابتهاج ، اخوان ثالث ، موسوی گرمارودی وطاهره صفّارزاده
71.معنی کنایی مصراع « یکی زشب گرفتگان چراغ برنمی کند»درکدام گزینه آمده است؟ 1.ازاین شب خفتگان، هیچ کس به صبح نمی اندیشد. 2.دراین ظلمت اختناق کسی به فکر ازادی ورهایی نیست. 3.دراین تاریکی کسی چراغی نمی افروزد. 4.دراین سیاه بازار کسی به فکر درماندگان نیست.
72.درهمه ی گزینه ها به جز گزینه ی .............. هر سه آرایه ی جناس ، کنایه وتناسب وجود دارد. 1.نالم ز دل چو نای من اندر حصارنای پستی گرفت همّت من زین بلندجای 2.نه سایه دارم ونه بر، بیفکنندم سزاست اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند 3.دراین سرای بی کسی، کسی به درنمی زند به دشت پرملال ماپرنده پر نمی زند 4.گذرگهی است پرستم که اندرو به غیرغم یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:10  توسط جغراتی
|
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 13:4  توسط جغراتی
|
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 13:3  توسط جغراتی
|
زبان فارسی 2سال دوم دبیرستان
الف)ـ زبان شناسی 1ـ زبان و گفتار چه تفاوتي با هم دارند؟ جواب): زبان يكي از توانايي هاي ذهن انسان است حال آن كه گفتار فقط نمود آوايي اين توانايي است. 2ـ فوايد تمايز زبان و گفتار را بنويسيد. جواب): الف ـ اشتباه و خطا در گفتار رخ مي دهد و رفع و اصلاح آن به وسيله ي زبان صورت مي گيرد. ب ـ به كمك اين تمايز نشان مي دهيم كساني هم كه به طور مادر زاد يا به سبب تصادف از قدرت گفتار بي بهره اند، به هيچ وجه از نعمت زبان محروم نيستند. مثلا كر و لال ها به هنگام استفاده از زبان، به جاي نمود آوايي يا گفتار، از نمود حركتي (حركت دست ها و لب ها) كمك مي گيرند. ج ـ بر اساس اين تمايز نشان مي دهيم كه چرا گوناگوني هاي سبكي و لهجه اي و حتي گويشي به يگانگي زبان آسيب نمي رسانند. 3ـ در استفاده از زبان، افراد كر و لال چه تفاوتي با ديگران دارند؟ جواب): آن ها به جاي نمود آوايي از نمود حركتي استفاده مي كنند. 4ـ .................. يكي از توانايي هاي ذهن انسان است حال آن كه ............. نمود آوايي اين توانايي است. جواب): زبان ــ گفتار 5 ـ دو كلمه در زبان فارسي مثال بزنيد كه شكل گفتاري آنها با شكل نوشتاري آنها تفاوت داشته باشند. جواب): خواهر ـ خويش ـ خواستن يا هر كلمه اي نظير اين 6 ـ چرا گوناگوني هاي سبكي و لهجه اي به يگانگي زبان آسيب نمي رساند؟ جواب): زيرا گوناگوني هاي ياد شده عمدتاً به گفتار مربوط مي شوند نه به زبان . 7 ـ راز اصلي نياز ما به آموختن خط و نوشتار چيست؟ جواب): زيرا گفتار پس از اين كه به شكل نوشتار درآمد بر اثر مرور زمان از شكل گفتاري خود فاصله مي گيرد. 8ـ چرا شکل گفتاری و نوشتاری کلماتی مانند خواهر، خواستار و ... تفاوت دارد؟ جواب): زيرا زبان پس از آن كه از طريق گفتار به شكل نوشتار در مي آيد، كم كم آن شكل نوشتار از صورت گفتاري خود فاصله مي گيرد و به مرور زمان و در طول قرون ، شكلي متفاوت و مخصوص به خود پيدا مي كند. 9 ـ تفاوت زبان و گفتار را با خط و نوشتار بنويسيد؟ چهار مورد ذكر كنيد. جواب): 1)ـ ما، زبان و گفتار را در خانه و پيشِ خود ياد مي گيريم ولي خط و نوشتار را در مدرسه و نزد معلم مي آموزيم. 2)ـ زبان و گفتار ريشه در ذات و طبيعت انسان دارد؛ حال آن كه خط و نوشتار ذاتي و طبيعي نيست و ريشه در اجتماع و فرهنگ او دارد. 3)ـ سابقه ي زبان و گفتار به ميليون ها سال پيش باز مي گردد ولي خط و نوشتار پديده اي بسيار تازه است و سابقه ي آن به زحمت به ده هزار سال پيش مي رسد. 4)ـ زبان و گفتار يك استعداد طبيعي و خداداي است ولي خط و نوشتار خاستگاه اجتماعي و فرهنگي دارد و ساخته ي خودِ انسان است. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 10ـ واج های زبان به دو دسته ي .................. و ................. تقسيم می شوند. جواب): صامت و مصوّت 11ـ واج و هجا را با ذکر مثال تعريف کنيد. جواب): واج آوايي است كه مي تواند در يك ساخت آوايي، جانشين آواي ديگري شود و آن ساخت را به ساخت ديگري تبديل كند. مثلاً آواي ‹‹ د ›› كه مي تواند در ساخت آوايي ‹‹ بار ›› جانشين آواي ‹‹ ر ›› شود و آن را به ساخت آوايي ‹‹ باد›› بدل كند. واج هاي زبان با هم تركيب مي شوند و ساخت هايي رابه وجود مي آورند كه به آن ها هجا يا بخش مي گوييم. چنانچه در مثال بالا واج هاي:/ ب/،/ا/،/ر/ با هم تركيب شده اند و هجاي /بار/ را ساخته اند. 12ـ تفاوت حرف و واج را بنويسيد. جواب): واج ها آواهاي زبان هستند حال آن كه حروف الفبا نشانه هاي نوشتاري اند 13ـ تعداد هجاها و واج هاي واژه ي آستانه را مشخص كنيد جواب): هفت واج ـ سه هجا 14 ـ از راه جانشين سازي واج ها در ساخت آوايي (جان) دو كلمه ي جديد بسازيد. جواب): بار ـ جاي ـ دار يا هر پاسخ مشابه ديگر 15 ـ تعداد هجا و واج هاي كلمه ها ي « آموزش » و « كاشانه » را مشخص كنيد. جواب): آموزش : هفت واج و سه هجا ؛ كاشانه: شش واج و سه هجا دارد. 16 ـ در ساخت آوايي « صحن مدرسه» تكيه روي كدام هجا است؟ جواب): روي هجاي آخر (سه) 17ـ در ساخت آوايي « دانشمند » تكيه روي كدام هجاست؟ جواب): روي هجاي آخر ( مند ) 18ـ جايگاه تكيه را در كلمه ي « دانشگاه » مشخص كنيد. جواب): تكيه روي هجاي آخر (گاه) قرار دارد. 19ـ هجاها و واجهای کلمات ‹‹ آسمان ›› و ‹‹ دانش آموز ›› را معين کنيد. جواب): آسمان ، سه هجا دارد: آ ؛ سِـ ؛ مان . و شش واج : آ ؛ س ؛ ـِ ؛ م ؛ ا ؛ ن دانش آموز،چهار هجا دارد: دا ؛ نِـ ؛ شا ؛ موز. و نُه واج: د ؛ ا ؛ ن ؛ ـِ ؛ ش ؛ آ ؛ م ؛ و ؛ ز 20ـ تعداد هجا ( بخش) و واج های کلمات مقابل را مشخص کنيد. الف ـ نوا ب ـ کشاورز جواب): الف ـ نوا : دو هجا نَـ ؛ وا . وچهار واج دارد: ن ؛ ـَ ؛ و ؛ ا . ب ـ كشاورز: سه هجا كِـ ؛ شا ؛ ورز . و هفت واج دارد: ك ؛ ـِ ؛ ش ؛ ا ؛ و ؛ ر ؛ ز 21ـ تکواژ چيست؟ مثال بزنيد. جواب): واحد زباني معنا داري است كه به واحد هاي معني دار كوچك تر بخش پذير نباشد. مانند : ميز ؛ كتاب ؛ احمد 22ـ واژه ي « جوانمردانه » چند تكواژ دارد؟ تكواژ آزاد و وابسته ي آن را مشخص كنيد. جواب): شش تكواژ ـ « جوان » و « مرد» تكواژهاي آزاد ؛ و « انه» تكواژ وابسته است. 23ـ برای هر يک از تکواژهای آزاد و وابسته يک مثال بزنيد. جواب): تكواژ آزاد مانند: باغ ـ قلم تكواژ وابسته مانند: ‹ گر› در كلمه ي كارگر 24ـ در کداميک از ساخت واژه های زير، وند اشتقاقی و در کدام يک وند صرفی به کار رفته است؟ سودمند: سرشناس ترين: سخن سرايان: باغبان: جواب): ‹‹ مند ›› در سودمند، وند اشتقاقي. ‹‹ ترين ›› در سرشناس ترين، وند صرفي ‹‹ ان ›› در سخن سرايان، وند صرفي ‹‹ بان ›› در باغبان، وند اشتقاقي 25ـ نوع ساخت واژه های زير را تشخيص دهيد. الفـ روان شناسانه ب- شترِگاوپلنگ ج ـ تراشه د ـ اشكبوس جواب): الف ـ مشتق مركب ب ـ مركب ج ـ مشتق د ـ ساده 26ـ در واژه هاي زير نوع وند را تشخيص دهيد. الف ـ گفتار ب ـ مي رود جواب): الف ـ اشتقاقي ب ـ تصريفي 27 ـ نوع ساخت واژه هاي زير را تعيين كنيد. الف ـ شترِگاوپلنگ ب ـ پوشه ج ـ سياوش د ـ سي و سه پل جواب): الف ـ مركب ب ـ مشتق ج ـ ساده د ـ مشتق مركب 28 ـ در واژه هاي زير نوع وند را تشخيص دهيد. الف ـ درختان ب ـ ورزش جواب): الف ـ تصريفي ب ـ اشتقاقي 29 ـ نوع ساخت واژه هاي مقابل را تعيين كنيد. الف ـ نوروز ب ـ شمشاد جواب): الف ـ مركب ب ـ ساده 30 ـ نوع ساخت واژه هاي « خود خواه » و « چهارده ساله » را تعيين كنيد. جواب): خود خواه : مركب چهارده ساله : مشتق مركب 31 ـ در كدام يك از واژه هاي زير ، وند اشتقاقي و در كدام وند صرفي به كار رفته است؟ الف) ادبي ب) گل ها ج) دلسوزي د) چهره ها جواب): الف ) : اشتقاقي ب) : صرفي ج): اشتقاقي د): صرفي 32ـ نقش اصلي ساخت واژه ي اشتقاقي چيست؟ جواب): واژه سازي به منظور هر چه غني تر كردن واژگان زبان و رفع كمبودهاي واژگاني آن . ب) نگارش 1ـ به چه دليل كاربرد كلمات مشخص شده در جمله ي زير صحيح نمي باشد؟ حروف و نشانه هاي حذف شده را تشخيص دهيد و بنويسيد كه اصلاح شكل اينگونه جمله ها در حوزه ي كدام ويرايش است؟ « پس از فروپاشي سيستم كونيسم شوروي ها مردم اروپاي شرقي كشورهاي مستقل كوچكي را تشكيل دادند.» جواب): ـ « سيستم» يك واژه ي بيگانه است و به جاي آن بايد از كلمه ي « نظام» استفاده شود. ـ به جاي كلمه ي « شوروي ها» بايد از « مردم شوروي» استفاده شود زيرا « شوروي» يك صفت نسبي از كلمه ي شورا و نام كشور است و جمع بسته نمي شود. ـ پس از كلمه هاي « كمونيسم» و « شرقي» بايد علامت « ، » ويرگول قرار گيرد. ـ پس از كلمه ي « مردم» بايد حرف « و » عطف نوشته شود. ـ شكل صحيح اين جمله بدين صورت است: « پس از فروپاشي نظام كمونيسم، مردم شوروي و اروپاي شرقي، كشورهاي مستقل كوچكي را تشكيل دادند.» ـ اصلاح شكل اينگونه جمله ها در حوزه ي « ويرايش فني » است. 2ـ هر يك از موارد زير در حوزه ي كدام ويرايش است"؟ الف ـ اصلاح بندها (پاراگراف) ب ـ پرداختن به جنبه هاي دستوري و نگارشي يك متن جواب): الف ـ ويرايش فني ب ـ ويرايش زباني 3ـ متن زير را ويرايش كنيد. من از نمايشگاه بين المللي كتاب يك دانه ديوان شاعره ي معاصر ايران، پروين اعتصامي را خريدم. جواب): دانه (جلد) شاعره (شاعر) 4ـ ويژگی های « زبان معيار» را بنويسيد. جواب) : 1)ـ زبان ملي و رسمي، فرهنگي و علمي، مطبوعاتي و آموزشي كشور ماست. 2)ـ زبان درس خوانندگان ايراني است. 3)ـ اين زبان به غير فارسي زبان ها آموزش داده مي شود. 4)ـ نشانه ها و عناصر محلي، لهجه اي، لغات مهجور فارسي و لغات بيگانه در آن ديده نمي شود. 5)ـ زبان تثبيت شده و داراي اصول معيني است. 6)ـ مطابق دستور زبان فارسي معاصر نوشته شده است. 5 ـ طرز بيان و قالب نوشته ي زير را تعيين كنيد. « هشت و نيم صبح وارد شديم، سلام مأموران دروازه پيش باز خوشي بود. چون از يازده ديشب توي اتوبوس بوديم و پاها آماس كرده ..... جواب): طرز بيان: جِِد قالب: سفرنامه 6 ـ ويژگي هاي زبان محاوره را بنويسيد. جواب): 1ـ در آن، اركان دستوري جا به جا مي شود. 2ـ كلمات شكسته مي شود. 3ـ از لغات، اصطلاحات، امثال و كنايات عاميانه استفاده مي شود. 4ـ اين زبان، ساده و بي تكلّف و قابل فهم است. 7ـ در چه نوع نوشته هايي مي توان از زبان محاوره استفاده كرد؟ جواب): در نقل قول هاي نمايش نامه ها و داستان ها 8ـ طرح نوشته چه ويژگي هايي دارد؟ جواب) : الف ـ چارچوب كلي موضوع مورد نظر مارا تعيين مي كند؛ ب ـ به نوشته ي ما نظم و انسجام مي بخشد؛ ج ـ در سرعت و دقت نگارش مؤثر است؛ د ـ به ما فرصت مي دهد كه به طور همه جانبه و علمي به موضوع بنگريم. 9ـ فضا سازی يعنی چه؟ چرا شاعران و نويسندگان از اين عنصر استفاده می کنند؟ جواب) : فضا سازي يعني اين كه به فراخور محتواي نوشته، زمينه ي مناسب رواني را در خواننده يا شنونده ايجاد كنيم. شاعران و نويسندگان براي تأثيرگذاري بيشتر، غالباً از عنصر فضاسازي استفاده مي كنند. 10ـ در انتخاب عنوان هاي زير از چه شيوه هايي بهره گرفته شده است؟ الف ـ تنفس صبح ب ـ روشن تر از خاموش جواب): الف ـ استفاده از آيه ي قرآن ب ـ متناقض نما (پارادوكس) 11ـ روش های کلی و عمومی تحقيق را فقط نام ببريد. جواب) : 1ـ تجربه و آزمايش 2ـ روش مشاهده 3ـ روش پرس و جو 4ـ روش مطالعه 12ـ دو شرط اساسی استفاده از منابع در تحقيق چيست؟ جواب) : 1ـ شناختن منابع 2 ـ آشنايي با طرز استفاده از آن ها 13ـ در برگه دان هر کتابخانه چند نوع برگه وجود دارد نام ببريد. جواب) : سه نوع: 1ـ موضوعي 2ـ به نام مؤلف 3 ـ عنوان كتاب 14ـ براي تحقيق در باره ي مراحل تهيه ي شير پاستوريزه از كدام روش تحقيق استفاده مي شود؟ جواب): روش مشاهده 15ـ ـ خبرنگار ورزشي براي نظر خواهي در باره ي يك مسابقه ي مهم از چه شيوه اي استفاده مي كند؟ جواب): پرس و جو (مصاحبه) 16ـ روزنامه نگاران براي تهيه ي گزارش خبري خود از چه روشي استفاده مي كنند؟ جواب): روش مصاحبه ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 17ـ چه چيزی به تحقيق ارزش و اعتبار می بخشد؟ جواب) : شيوه ي درست ارجاع است. 18ـ ساده ترين راه ثبت يافته ها و نکته های مهم به هنگام تحقيق چيست؟ جواب): يادداشت برداري 19ـ فهرست ها بر دو نوع است آنها را فقط نام ببريد. جواب): 1 ـ فهرست موضوعي 2ـ فهرست راهنما 20ـ هر برگه (فيش) چه قسمت هايي دارد؟ جواب): عنوان ـ متن ـ مأخذ 21ـ جوهر تحقيق ........................... و ........................... است. جواب): ابتكار و نوآوري 22 ـ قدم اول در تحقيق و پژوهش كدام است؟ جواب): بهره گيري از منابع 23ـ در تحقيق چه عواملي نقش اساسي دارند؟ جواب): علاقه مندي ـ حوصله ـ دقّت ـ نظم ـ داشتن روش مناسب 24ـ در مقدمه ي يك تحقيق چه نكاتي توضيح داده مي شود؟ جواب): انگيزه و هدف تحقيق ـ ضرورت و اهميت آن ـ شيوه ي كار و برخي نكات ديگر. 25ـ در کتابهای مرجع برای يک واژه چه اطلاعاتی را می توان بدست آورد؟ جواب)معاني گوناگون،املاي درست، تلفظ، ريشه، ارزش دستوري، تعريف يا توصيف، شكل، نام هاي ديگر، گونه ها 26ـ چرا در ميان منابع پژوهشی کتابهای مرجع جايگاه ويژه ای دارند؟ جواب) : زيرا در كوتاه ترين زمان اطلاعاتي دقيق، جامع و اساسي را در باره ي يك واژه، مفهوم، موضوع، شخص، مكان و ... در اختيار مراجعه كنندگان قرار مي دهند. 27ـ نقل مطالب از کتاب های مرجع به چند شيوه انجام می پذيرد نام ببريد و يكي را به دلخواه توضيح دهيد. جواب) : به سه شيوه: 1ـ نقل مستقيم 2ـ نقل با تلخيص 3ـ نقل به مضمون در نقل مستقيم، عين متن كتاب مرجع را مي آوريم، در نقل با تلخيص، متن را خلاصه مي كنيم در نقل به مضمون، معني و مفهوم متن را مي نويسيم. 28ـ هر يك از علامت هاي زير بيانگر چه مفهومي است؟ الف ) الخ ب ) ر . ك جواب): الف: الي آخر ب ـ رجوع كنيد به 29ـ علامت دو خط موازي || در لغت نامه ي دهخدا و علامت مَد ( ~ ) در فرهنگ معين بيانگر چيست؟ جواب): دو خط موازي || معاني يا كاربردهاي گوناگون كلمه و علامت مد (~) جلوگيري از تكرار كلمه است. 30ـ علامت اختصاري (ج) بيانگر چيست؟ جواب): بيانگر جلد است. 31ـ كاربرد قلاب ] [ را در دو فرهنگ معين و دهخدا با يك ديگر مقايسه كنيد. جواب): در فرهنگ معين ريشه ي يك كلمه و در فرهنگ دهخدا تلفظ صحيح كلمه را نشان مي دهد. 32ـ ويژگی های مقاله ها را بنويسيد. جواب): 1ـ براي هدف و مقصودي خاص نوشته مي شوند؛ 2ـ از نظمي خاص و طرحي مشخص و سيري منطقي پيروي مي كنند؛ 3ـ ميان بخش هاي متفاوت آن ها هماهنگي و ارتباط وجود دارد؛ 4ـ در آن ها از منابع و مآخذ معتبر استفاده مي شود. 33ـ قسمت هاي تشكيل دهنده ي يك مقاله را نام ببريد. جواب): عنوان ـ فهرست مطالب ـ مقدمه ـ متن ـ نتيجه ـ فهرست ها 34ـ شرط اساسی برای نوشتن مقاله چيست؟ جواب): احاطه ي كامل بر موضوع است. 35ـ گام اول در نگارش مقاله چيست؟ جواب): انتخاب موضوع است. 36ـ حجم مقاله به چه چيزهايي بستگي دارد؟ جواب): موضوع ـ سطح مخاطبان 37ـ مقاله ها از نظر هدف، محتوا و شيوه ي نگارشی به دو دسته می باشند نام ببريد و توضيح دهيد. جواب) : الف: مقاله هاي پژوهشي، استدلالي و علمي كه بر اساس برهان، منطق، تفكر و پژوهش تهيه مي شوند. ب: مقاله هاي تحليلي كه در آن ها نويسنده به تحليل يا تفسير يك موضوع مي پردازد. 38ـ گرد آوري اطلاعات به چه شيوه هايي صورت مي گيرد؟ فقط نام ببريد. جواب): به3 شيوه: 1ـ مشاهده 2ـ پرس و جو و مصاحبه 3ـ مطالعه و مراجعه به مآخذ و منابع 39ـ در روش مشاهده، در چه صورتی نتيجه ی تحقيق دقيق تر خواهد بود؟ جواب): چنانچه مشاهده گروهي باشد، نتيجه ي تحقيق دقيق تر خواهد بود. 40 نام گزارش های زير را بنويسيد. الف) گزارش اجرای عمليات يك ساختمان ب) گزارش نتيجه ي تحقيقات کارشناس برای تاسيس سازمان ج ـ گزارش يک بازديد علمی د ـ گزارش مأمور بانك از منزل مسكوني براي دادن وام بانكي جواب) : الف ـ گزارش اجمالي و كوتاه ب ـ گزارش مفصّل و بلند ج ـ گزارش دوره اي و مرتب د ـ گزارش رسمي و اداري 41ـ در نگارش متنِ گزارش، چه اصولی را بايد رعايت کنيم؟4 مورد را نام ببريد. جواب): 1ـ آمار و ارقام را به دقت ذكر كنيم 2ـ از ذكر جزئيات غير لازم بپرهيزيم 3ـ در كمال امانت و صداقت و با بي طرفي به نقد و داوري بپردازيم 4ـ ابعاد و زواياي تاريك موضوع را به روشني بيان كنيم 42ـ از نظر حجم ، گزارش ها بر چند دسته تقسيم مي شوند؟ نام ببريد. جواب): اجمالي و كوتاه ــ مفصّل و بلند 43ـ يك گزارش تحصيلي از نظر حجم چگونه گزارشي است؟ جواب): اجمالي و كوتاه ج) دستور 1 ـ در جمله ي زير، نهاد جدا و نهاد پيوسته را مشخص كنيد. روزها پشت سرهم مي گذرد. جواب): نهاد جدا : روزها نهاد پيوسته ــَ د 2ـ نهاد جدا و نهاد پيوسته را مشخص کنيد. « سخت کوشان از هيچ مشکلی نمی هراسند.» جواب): سخت كوشان، نهاد جدا ــ ‹‹ ند ›› درفعل مي هراسند، نهاد پيوسته 3ـ در جمله های زير به چه دليل نهاد جدا با شناسه مطابقت نکرده است؟ الف- آقای مدير تشريف آوردند. ب- کتاب ها از دستم افتاد. ج- ديشب هيچ يک از ستارگان غروب نکرد. جواب): الف ـ براي احترام ب ـ نهاد، غير جاندار است. ج ـ نهاد، اسم مبهم است. 4ـ براي جمله ي زير فعل ها را با شناسه ي مناسب بياوريد. با ديگران چنان رفتار (كردن) كه دوست داري ديگران با تو رفتار (كردن) جواب): كن ـ كنند 5ـ از مصدر « رفتن» جاي خالي را با فعل و شناسه ي مناسب پر كنيد. الف ـ من و تو ................ ب ـ من با تو....................... ج ـ او و تو............... دـ حسين با تو.......... جواب): الف ـ رفتيم ب ـ رفتم ج ـ رفتيد د ـ رفت 6 ـ نهاد جمله ی زير را مفعول قرار دهيد. « کودک از خواب بيدار شد.» جواب): مادر، كودك را از خواب بيدار كرد. 7ـ با رسم نمودار گروه های تشکيل دهنده ی جمله ی زير و همچنين نقش هر گروه اسمی را مشخص کنيد. « مادر بزرگ هر روز عصر بساط مختصرش را به ايوان می آورد. جواب) لطفاً پاسخ زير را با رسم نمودار بنويسيد: ‹‹ مادربزرگ=نهاد›› و بقيه ي جمله گزاره است . ‹‹ هر روز عصر= گروه قيدي ›› ‹‹ بساط = مفعول ›› ‹‹ مختصر= صفت ›› ‹‹ ش، در مختصرش=مضاف اليه ›› ‹‹ ايوان = متمم قيدي ›› 8 ـ برای الگوی مقابل، يک جمله بسازيد. نهاد+ مفعول+ مفعول+ فعل جواب): مادر كودكش را غذا داد 9- با رسم نمودار گروه های تشکيل دهنده ی جمله ی زير و همچنين نقش هر گروه اسمی را مشخص کنيد. « زبان شناسان زبان را يک نظام می دانند.» جواب): نمودار را خودتان بكشيد. گروه ها و نقش آن ها: ‹‹ زبان شناسان ›› گروه اسمي و در نقش نهاد. بقيه جمله، گزاره است كه اجزاي آن شامل: ‹‹ زبان ›› مفعول . ‹‹ يك نظام ›› مسند . ‹‹ مي دانند ›› فعل . و ‹‹ ند ›› در مي دانند، شناسه 10ـ هر يك از جمله هاي زير چند جزئي است: الف ـ پرستار بيمار را دارو خورانيد ب ـ پرنده از قفس پريد جواب): الف ـ چهار جزئي ب ـ دو جزئي 11ـ در جمله ي زير،كلمه ي مشخص شده چه نقشي دارد؟ « شهدا شمع محفل بشريتند.» جواب): « شمع » نقش مسند دارد. 12ـ در جمله زير نقش کلمات مشخص شده را بنويسيد. احمد پرنده را از قفس تنگ آزاد کرد. جواب): احمد: نهاد پرنده: مفعول قفس: متمم قيدي تنگ: صفت 13ـ از فعل« دارم مي نويسم» با حفظ شخص ، مضارع التزامی و ماضي نقلي بسازيد. جواب): مضارع التزامي= بنويسم ماضي نقلي= نوشته ام 14ـ زمان فعل جمله زير را مشخص کنيد. « قافله تمدن بشری به کجا دارد می رود؟» جواب): مضارع مستمر 15ـ نوع فعل وکاربرد آن را در جمله ی زير مشخص کنيد. «شايد انسان متمدن امروز، مضرات زياده جويی و خود خواهی را دريافته باشد. جواب): ماضي التزامي و از اين فعل براي شك و ترديد و احتمال استفاده مي شود. 16ـ جدول زير را كامل كنيد. فعل ماضي نقلي ماضي بعيد ماضي مستمر مضارع مستمر مضارع التزامي آينده پرداختند جواب): ماضي نقلي : پرداخته اند ـ ماضي بعيد: پرداخته بودند ـ ماضي مستمر: داشتند مي پرداختند ـ مضارع مستمر: دارند مي پردازند ـ مضارع التزامي: بپردازند ـ آينده: خواهند پرداخت 17 ـ در فعل خواهيم ديد فعل كمكي را مشخص كنيد. جواب): خواهيم 18ـ زمان و وجه فعل را در جمله ي زير تعيين كنيد. براي مشكل خود چاره اي بينديش جواب): زمان (مضارع) وجه: امري 19ـ از مصدر (رسيدن) مضارع التزامي دوم شخص مفرد بنويسيد. جواب): برسي 20ـ در جمله ي زير، مصدر داخل كمانك را به فعل مناسب تبديل كنيد. « برگ درختان در پاييز ....................................... » (ريختن) جواب): (مي ريزد) يا (مي ريزند) مفرد يا جمع هر دو صحيح است. 21ـ با فعل « بريد» دو جمله بسازيد كه دريكي فعل، ناگذر و در ديگري گذرا باشد. جواب) ناگذر: طناب بريد. گذرا: پرويز طناب را بريد. 22ـ جمله ی زير را با توجه به پنج مرحله ي مجهول سازي، مجهول کنيد. ملل مسلمان جهان با بيداري خود ديكتاتورهاي ظالم بر كشورهاي خويش را از حكومت كنار مي زنند. ـ توجه: دانش آموز بايد پس از ذكر پنج مرحله ي مجهول سازي، به پاسخ زير برسد: « ديكتاتورهاي ظالم، از حكومت كنار زده مي شوند ». 23ـ جمله ی مجهول زير را با توجه به گروه اسمی داخل پرانتز معلوم کنيد. « آيا باز هم شاهکارهايی هم چون شاهنامه ي فردوسی سروده خواهد شد؟ ( ايرانيان) جواب): آيا ايرانيان شاهكارهايي هم چون شاهنامه ي فردوسي خواهند سرود؟ 24ـ فعل دوخت را مجهول كنيد. جواب): دوخته شد. 25ـ گزينه ي « الف» را مجهول و گزينه ي « ب » را منفي كنيد. الف ـ نوشته بود ب ـ داشت مي نوشت جواب): الف ـ نوشته شده بود ب ـ نمي نوشت 26ـ گزينه ي « الف » را منفي و گزينه ي « ب » را مجهول كنيد. الف ـ برآمد (منفي) .................. ب ـ ريختند (مجهول) ..................... جواب): الف : برنيامد ب : ريخته شدند زبان فارسي 1 سال اول دبیرستان الف ـ زبان شناسي 1ـ اجزاي سازنده ي نظام زبان در درجه ي اول چيست؟ جواب): نشانه 2ـ صورت ساده شده ي تعريف زبان را بنويسيد. ( اركان اصلي تعريف زبان را بنويسيد.) جواب): زبان يك نظام است و كار اصلي آن ايجاد ارتباط ميان انسان هاست و مقصود انتقال پيام از يك فرد به افراد ديگر است. 3ـ در تعريف زبان، مقصود از ارتباط زباني چيست؟ جواب : در اين ارتباط عمدتاً انتقال پيام از يك فرد به افراد ديگر است. 4ـ در تعريف زبان منظور از نظام چيست؟ جواب: مجموعه ي به هم پيوسته ولي پيچيده اي است كه طبق قاعده از اجزاي كوچك تري ساخته شده است. 5ـ زبان شناسان براي حل مشكل دگرگوني زبان ، چه راه حلي انديشده اند؟ مثال بزنيد. جواب): عامل زمان را كه موجب اين دگرگوني است كنار مي گذارند؛ مثلاً زبان فارسي را فقط به صورت امروزي آن بررسي مي كنند؛ از كلماتي نظير همي رفتم و شنيدستم كه شكل قديمي دارند، امروزه استفاده نمي كنند. 6ـ چرا زبان گستردگي دارد؟ جواب): زيرا بايد همه ي جلوه هاي ديگرِ هستي را، در خود بگنجاند ؛ خواه پديده ها و جلوه هاي انساني، خواه اجتماعي و خواه طبيعي. 7ـ براي هر يك از ويژگي هاي زايايي ونابجايي زبان ، يك مثال بزنيد. جواب): زايايي : ابرها پاورچين پاورچين وارد شدند . نابجايي : سخن در باره ي زندگي حافظ 8ـ مهمترين ويژگي زبان انسان چيست؟ جواب): دو ساختي بودن است. 9ـ ويژگي دو ساختي بودن زبان انسان را توضيح دهيد؟ و مثال بزنيد. جواب ): در زبان هاي انساني يك بار صداهاي بي معني با هم تركيب مي شوند و ساخت هاي معني دار را مي سازند كه به آن ها نشانه مي گوييم؛ بار ديگر نشانه هاي معني دار با هم تركيب مي شوند و در نهايت، پيام هاي كاملي را مي سازند كه آن را جمله مي خوانيم . مثال: در زبان فارسي ما يك بار صداهاي بي معنيِ « آ » ، « ر » و « د » را با هم تركيب مي كنيم و نشانه ي معني دارِ« آرد» را مي سازيم. بار ديگر اين نشانه هاي معني دار را با نشانه هاي معني دارِ « را » و « بيخت » (كه هر دو مثل« آرد » از صداهاي فاقد معني ساخته شده اند) تركيب مي كنيم در نتيجه جمله ي« آرد را بيخت » ساخته مي شود. 10ـ چرا جمله ي « عيد شما مبارك» در حد خود يك نظام است؟ جواب): چون مي تواند در كلّيّتِ خويش دست كم ميانِ دو نفر از افرادِ انساني رابطه برقرار كند و پيامي را در مايه ي شادباشِ عيد از يكي به ديگري منتقل كند. 11ـ با كدام ويژگي زبان، مي توانيم درباره ي « آدم برفي » سخن بگوييم؟ جواب): ويژگي نابجايي 12ـ به سبب كدام ويژگي از ويژگي هاي زبان مي توان جملات نا محدود بسازيم؟مثال بزنيد. جواب): ويژگي زايايي . مثال : ابرها پاورچين پاورچين وارد شدند . 13ـ زبان شناسي سنتي را تعريف كنيد. جواب): در گذشته زبان را به قصد شناختن خودِ آن مطالعه نمي كردند بلكه هدف از مطالعه ي زبان حفظ كتب آسماني و آثار ادبي از دگرگوني هاي ناشي از گذشت زمان بود يا ايجاد ارتباط ميان اقوام و مللي كه به زبان هاي مختلف سخن مي گفتند، مطالعه ي زبان به اين شيوه را زبان شناسي سنتي مي نامند. 14ـ دستور زبان به چند بخش تقسيم مي شود؟ فقط نام ببريد. جواب): به دو بخش: صرف و نحو 15ـ وظيفه ي هر يك از دو بخش صرف و نحو را در دستور زبان با ذكر مثال براي هر بخش بيان كنيد. جواب): در بخش صرف به بررسي و طبقه بنديِ نشانه هاي ساده، مثلِ « باغ » يا « ـ بان » در« باغبان » و مانند اين ها مي پردازند. و از نشانه ها به نام تك واژ ياد مي كنند. آن گاه به چگونگيِ تركيب تكواژها تا حد كلمات مشتق مثل « باغبان » و كلمات مركب مثل « كتاب خانه » توجه مي كنند. در بخش نحو به شيوه ي تركيبِ انواع كلمات تا سطح گروه يا جمله مي پردازند. آن گاه گروه ها را به انواع گروه اسمي (مثلِ « اين كتابِ جلد سبز ») ؛ گروه فعلي ( مثلِ « گفته شده بود »)؛ گروه حرف اضافه و غيره طبقه بندي مي كنند. جمله ها را هم به انواعِ جمله ي ساده، جمله ي مركب، جمله ي شرطي، جمله ي امري، جمله ي بياني و مانند اين ها تقسيم مي كنند. 16ـ يك مثال براي ترادف و يك مثال براي تضّمن بنويسيد. جواب): ترادف : نيك و خوب تضمن : توپ و فوتبال 17ـ انتقال پيام در چه قالبي صورت مي گيرد ؟ جـــواب : جمـلـــــــه 18ـ رايج ترين تعريف زبان شناسي چيست؟ جواب : مطالعه ي علمي زبان است. 19ـ زبان شناسي جديد را با چه نام هايي مي شناسند؟ جواب) : همگاني و ساختگرا 20ـ مطالعه ي صورت هايي نظير « همي رفتم » و « شنيدستم » به كدام شاخه زبان شناسي ارتباط دارد؟ جــواب : زبان شناسي تاريخي 21ـ عبارت « گفته شده بود » جزء كدام يك از گروه هاي زباني محسوب مي شود ؟ جواب : گروه فعلي 22ـ به مطالعه ي چه مواردي در نظام زبان « واج شناسي » مي گويند ؟ جواب: سطحي كه به مطالعه ي صداهاي زبان و قواعد تركيب آن ها به منظور ايجاد ساخت هاي آوايي زبان مي پردازد. 23ـ كدام عامل موجب تحول و تغيير در زبان مي شود؟ جواب : عامل زمــان 24ـ رابطه ي معنايي ميان كلمات زير را بنويسيد . الف ـ بحر و دريا ب ـ نيك و بد ج ـ ورزش ، فوتبال جــواب : الف ـ تــرادف ب ـ تضــاد ج ـ تضمّن 25ـ زبان شناسان مشكل پيچيدگي و گستردگي زبان را چگونه حل كرده اند؟ جواب: زبان را به چند بخش تقسيم كرده و هر بخش را جدا جدا يا به اصطلاح خودشان در سطحي جداگانه بررسي كرده اند . 26ـ در كتاب زبان فارسي كدام سطح از زبان مطرح شده است؟ جواب : دستــور زبــان 27ـ نمونه ي زير بيانگر كدام ويژگي زبان است ؟ « د» + « و» + « س » + « ت » = دوست دوستم + را + ديدم = دوستم را ديدم جواب : دو ساختي بودن 28ـ منظور از علمي بودن مطالعه ي زبان چيست؟ جواب: منظور آن است كه زبان شناسي مثل همه ي علوم ديگر از روش هاي رايج در تحقيقات علمي استفاده مي كند. 29ـ در زبان شناسي سنتي هدف از مطالعه ي زبان چيست؟ جواب : هدف از مطالعه ي زبان حفظ كتب آسماني و آثار ادبي از دگرگوني هاي ناشي از گذشت زمان بود يا ايجاد ارتباط ميان اقوام و مللي كه به زبان هاي مختلف سخن مي گفتند. 30ـ رابطه ي معنايي ميان اين كلمات را بنويسيد: الف ـ غــم و شــادي ب ـ درخــت و جنگــل جــواب : الف ـ تضاد ب ـ تضمّن 31ـ عبارت « شكوفه هاي زيباي درخت » جزء كدام يك از گروه هاي زباني محسوب مي شود؟ جـواب:گـروه اسمـي 32ـ زبان شناسان از نشانه هاي زباني به چه نامي ياد مي كنند؟ جــــواب : تكـــــواژ 33ـ شكل هاي مختلف يك زبان را فقط نام ببريد. جواب): گونه ـ لهجه ـ گويش 34ـ گويش هاي اجتماعي چيست؟ جواب): اين گويش ها، هر يك به طبقه يا قشر اجتماعيِ خاصّي متعلّق است؛ مثل گويش هاي واعظان و بازاريان و غيره. 35ـ نام گويش هاي زير را بنويسيد. الف ـ گويش واعظان ب ـ گويش بوشهري و شيرازي ج ـ گويش دوره ي سامانيان جواب ): الف ـ گويش اجتماعي ب ـ گويش جغرافيايي ج ـ گويش تاريخي 36ـ ويژگي زباني هر جمله را بنويسيد. الف ـ فردوسي بزرگترين شاعر حماسه سراي ايران است ب ـ باد، باشتاب از سينه ي كوه بالا مي رفت. ج ـ گل خنديد و جامه دريد. د ـ سخن گفتن در باره ي سعدي جواب ) : الف ـ نابجايي ب ـ زايايي ج ـ زايايي د ـ نابجايي 37ـ نشانه چيست؟ جواب): نشانه هر لفظي است كه معنايي داشته باشد.(ساخت هاي معني دار را نشانه مي گويند.) 38ـ يكي از دشواري هاي شناخت زبان را نام ببريد. جواب): پيچيدگي ـ گستردگي ـ ما مي پنداريم طرز استفاده از زبان را مي دانيم. 39ـ گونه در زبان چيست؟ جواب) : شكل هايي از زبان است كه در جا و موقعيت معيني به كار مي رود. 40ـ گويش در زبان چيست؟ جــواب : گويش به شكلي هايي از زبان گفته مي شود كه علاوه بر تلفظ ، در انتخاب كلمات و قواعد دستوري نيز با هم فرق داشته باشند. 41 ـ لهجه در زبان چيست؟ جواب): لهجه به شكل هايي از يك زبان گفته مي شود كه فقط در تلفظ با هم فرق دارند. ب ـ نگارش 1ـ انواع نامه ها را بر حسب نگارش و گيرنده ي آن ها بنويسيد. جواب): بر دو نوعند: 1ـ نامه هاي رسمي و اداري 2ـ نامه هاي خصوصي و دوستانه 2ـ در جمله هاي زير نوع نگارش كدام يك علمي، و كدام يك ادبي است؟ چرا؟ الف ـ « باران در مجمر سوزان مغرب، چون شراره هاي آتش به نظر مي رسيد.» ب ـ« ابر و باران با تبخير سطح آب دريا تشكيل مي شود و به ديگر نقاط كره ي زمين منتقل مي شود.» جواب): جمله ي « الف » ادبي است. زيرا از تشبيه و ديگر آرايه هاي ادبي استفاده شده است. جمله ي« ب» علمي است. زيرا گفتار آن صريح و بي ابهام است و هر واژه در معني واقعي خودش به كار رفته است. 3ـ درباره ي «گُل» يك مطلب ادبي ( در دو سطر ) و يك مطلب علمي (حداقل در دو جمله) با توجه به توضيح پاسخ سؤال2، دانش آموز بايد به سليقه و دلخواه خود جملاتي بسازد. 4ـ جمله ي زير را كوتاه تر كنيد به طوري كه مفهوم اصلي آن حفظ شود. الف ـ « دانشمندان و خردمندان با سعي و كوشش بسيار به هدف و مقصود خويش رسيده اند.» ب ـ«هركه دركارهاي بزرگ با خردمندان و عقلا مشورت و هم انديشي مي كند، در واقع شريك عقل و انديشه ي آن ها مي شود. » جواب): الف ـ دانشمندان با كوشش بسيار به هدف خويش رسيده اند. ب ـ هر كه در كارهاي بزرگ با خردمندان هم انديشي مي كند،در واقع شريك انديشه ي آن ها مي شود. 5 ـ چرا به كار بردن عبارت « نگهبان دين تواند بود » و« از جاي بشد» در نوشتار امروز نا درست است؟ جواب): زيرا اين گونه عبارت ها در كتاب هاي قديم و در ادبيات گذشتگان كاربرد داشته و امروزه از اين نوع زبان و ادبيات استفاده نمي شود. 6ـ بين شباهت ها و تفاوت هاي دو امر با كدام يك از راه هاي پروراندن معاني ميّسر است؟ جواب): مقايسه 7ـ برابرهاي مناسب واژگان مقابل را بنويسيد: الف ـ علي هذا : ب ـ كانديدا جواب): الف ـ بنابراين ب ـ نامزد 8 ـ عام ترين و صميمانه ترين نوع نوشته كدام است؟ جواب): خاطره نويسي 9ـ پيام هاي تبريك و تسليت جزء كدام يك از انواع نامه محسوب مي شود؟ جواب): نامه هاي رسمي و اداري 10ـ در توصيف، كدام دسته از جزئيات يك پديده بايد مورد توجه قرار گيرد؟ جواب): به آن دسته از جزئيات بايد پرداخت كه به روشن تر شدن مقصود كمك كند. 11ـ در عبارت هاي زير ، نشانه هاي مناسب نگارشي را به كار ببريد. الف ـ صاحب نظران آموزشي مي گويند درست نوشتن درست فهميدن است ب ـ عوامل مهّم تربيت عبارتند از خانواده مدرسه و ج ـ حضرت علي عليه السلام فرمود آنكه نخواهد آبرويش بريزد از جدال بپرهيزد جواب): الف ـ صاحب نظران آموزشي مي گويند : درست نوشتن، درست فهميدن است . ب ـ عوامل مهم تربيت عبارتند از : خانواده ، مدرسه و ... . ج ـ حضرت علي ـ عليه السلام ـ فرمود: «آنكه نخواهد آبرويش بريزد، از جدال بپرهيزد.» 12ـ جمله هاي عاميانه ي زير را از زبان گفتار به زبان نوشتار بنويسيد. « فردا صب زود خاركن به جاي اينكه به صحرا بره به قصر حاكم رفت.» جواب): « فردا صبح زود خاركن به جاي اينكه به صحرا برود به قصر حاكم رفت.» 13ـ براي كاربرد ويرگول(،) نقطه ي ويرگول(؛) خط فاصله (-) مثال بزنيد. جواب): به جدول صفحه ي 26 و 27 كتاب مراجعه كنيد. 14ـ درچه صورت سخن ما صميمي ترخواهد بود؟ جــواب: در صورتي كه به زبان خودماني بيان شود(ساده و بي تكلف) 15ـ در عبارت زير از قرآن كريم از چه شيوه اي براي بيان مقصود استفاده شده است؟ « مثل كساني كه اموالشان را در راه خدا مي بخشند، همچون دانه اي است كه هفت خوشه مي روياند و در هر خوشه اي يكصد دانه و خداوند براي هر كس كه بخواهد چند برابر مي كند .» ( بقره 261 ) جــواب : مقايسه و تمثيل 16ـ يك نامه ي تبريك عيد به برادر بزرگتان كه در شمال زندگي مي كند، بنويسيد.(پاسخ به عهده ي دانش آموز) 17ـ چرا نوشته زير از نظر بيان علمي است ؟ «گونه، به شكل هايي از زبان گفته مي شود كه هر كدام در جا و موقعيت معيني به كارمي رود. جواب): زيرا هر لفظي در معناي واقعي خودش به كار رفته و از آرايه هاي ادبي و بديعي در جمله استفاده نشده است 18ـ خاطره اي از دوران تحصيل خود را در يك بند بنويسيد. ( پاسخ به عهده ي دانش آموز) 19ـ تصويري از « شب » را كه در ذهن داريد در چهار سطر بنويسيد. 20ـ متن زير چه نوع نوشته اي است . « آفتاب لب بام بود و هوا گرم گرم . از ديواري كه رو به مغرب بود هُرم آفتاب توي حياط مي زد. بوي گرم خاك نم كشيده، هوا را پر كرده بود .» جــــواب : تـــوصيفـــي 21ـ چرا شيوه ي بيان عبارت زير به زبان ادبي است ؟ « يك تك بوته كوتاه مغيلان وسط يك بيابان دراز ، يك قصيده بلند است.» '' جلال آل احمد" جــواب : چون نويسنده از تشبيه يا واج آرايي يا تكرار يا تناسب ( آرايه هاي ادبي) استفاده كرده است . يا (چون پيام نوشته به طور غير مستقيم و غير صريح بيان شده است ) يا (چون نويسنده از تصوير معاني ذهني براي بيان احساس خود بهره برده است.) يكي از اين جمله ها 22ـ مقصود نوشته زير را به طور ساده و كوتاه بنويسيد. « علي هذا ، عدم تعادلي كه بين ملل مختلف عالم ار لحاظ درجات تمدن مشهود است ، صرفاً نتيجه مستقيم اختلاف زندگي آن هاست. » جواب : تفاوت تمدنها با تفاوت محيط زندگي بستگي مستقيم دارد. 23ـ با استفاده از چه شيوه اي مي توانيم تفاوت هاي دو شعر زير را پيدا كنيم؟ الف ـ مي خروشد دريا / و زره دور فرا مي رسد آن موج كه مي گويد باز / از شبي طوفاني/داستاني نه دراز ب ـ خيال روي تو در هر طريق همره ماست نسيم موي تو پيوند جان آگه ماست جــواب : مقـــايســـه « حافظ » 24ـ قسمت هاي اصلي متن زير را مشخص كنيد . ( با حذف جزئيات) « از فردا صبح هر روز ميرزا صادق خان به منزل ما مي آمد، سواره يا پياده با هم به مدرسه مي رفتيم ،عصر با هم به منزل بر مي گشتيم و تا يكي دوساعت از شب رفته با هم بوديم.» جــواب: هر روز ميرزا صادق خان به منزل ما مي آمد، تا يكي دو ساعت از شب رفته با هم بوديم . 25ـ پيام كوتاهي به معلم خود بنويسيد و از او به خاطر زحماتش تشكر كنيد. 26ـ مقصود از مقايسه دو نمايش نامه ي زير چيست؟ « نمايش نامه ي « حماسي » صحنه ي حادثه را مجسم مي كند و به تماشاگر تجربه مي آموزد و نمايش نامه ي « درام» صحنه ي حادثه را حكايت مي كند و به تماشاگر معرفت مي بخشد.» جــــواب: بيان شباهت و تفاوت اين دو نمايش نامه . 27ـ با توجه به اين نوشته: « اسطوره »در لغت به معني افسانه و قصه است و در اصطلاح به قصه اي اطلاق مي شود كه ظاهراً منشأ تاريخي نامعلومي دارد.» الف ـ به اين نوع نگارش اصطلاحاً چه مي گويند؟ ب ـ مهم ترين ويژگي هاي اين نوع نوشته ها چيست؟ جــــواب : الف ـ علمي ب ـ صريح، دقيق و گويا بودن يا (هر واژه در معناي روشن و حقيقي خود به كار رفته است.) 28ـ يك كوه بلند را در چهار سطر توصيف كنيد. ( پاسخ به عهده ي دانش آموز است.) 29ـ در نوشته ي زير چه عاملي سبب شده است كه مقصود نويسنده به راحتي دريافت نشود؟ « من براي اظهار اين سِرّ، فصول مشبع انديشيده بودم و آن را اصول و فروع نهاده و ميمنه و ميسره ي آن را به حقوق صحبت و سوابق بياراسته.» جــــواب: استفاده از كلمات دشوار ( متكلف بودن) 30ـ دو ويژگي از ويژگي هاي نامه ي اداري و رسمي را بنويسيد. جــــواب: خلاصه، صريح و بي ابهام بودن ـ صميمي نبودن و تعارف و درد دل نكردن استفاده از كلمات احترام آميز در شروع و پايان نامه بدون تملق. 31 ـ براي تبديل گفتار به نوشتار چه نكاتي را بايد رعايت كنيم؟ جواب): از تكرار بپرهيزيم ـ مطالب زايد را حذف كنيم ـ كلمات شكسته به كار نبريم ـ اصل رسايي نوشته را رعايت كنيم 32 ـ خانه و مدرسه را در دو مورد مقايسه كنيد. ( پاسخ به عهده ي دانش آموز است.) 33ـ آسان ترين و ارزان ترين راه ارتباط چيست؟ ( جواب): نامه نگاري 34ـ زبان به اعتبار شيوه ي بيان به چند نوع تقسيم مي شود؟ نام ببريد. جواب): علمي ـ ادبي 35ـ غرض از مقايسه چيست؟ جواب):روشن كردن معني و مفهوم ـ بيان شباهت ها ـ و تفاوت هاي ـ درجات و ويژگي هاي دو امر است. 36ـ ويرايش تخصصي را تعريف كنيد. جواب): ناظر بر جنبه ي علمي يا تخصصي اثر است. ج ـ دستور زبان 1ـ با فعل « خورانيد» يك جمله بسازيد و اجزاي آن را مشخص كنيد. جواب): پرستار، بيمار را دوا خورانيد. پرستار: نهاد؛ بيمار: مفعول؛ دوا : مفعول؛ خورانيد: فعل گذرا 2ـ نوع فعل هاي زير را از حيث زمان بنويسيد. الف ـ خريده باشم ب ـ مي نويسم جواب): الف ـ ماضي التزامي ب ـ مضارع اخباري 3ـ گـذرا يا ناگـذر بودن فعل هاي زير را مشخص كنيد و در صورت گذرا بودن نوع گذراي آن را بنويسيد. الف: او به گذشته ي خود مي نازد. ب: احمد به مدرسه رفت. ج: شهر تهران بسيار وسيع است جواب): مي نازد ؛ گذرا به متمم رفت ؛ ناگذر ج ـ است ؛ گذرا به مسند 4ـ براي نمودار زير يك گروه اسمي مثال بياوريد. گروه اسمي صفت مبهم صفت بياني اسم ................. ............... .................. جواب): هر انسان عاقل = هر: صفت مبهم ـ انسان: اسم ـ عاقل: صفت بياني 5ـ با توجّه به متن زير به پرسش هاي آمده پاسخ دهيد. « رستم بي درنگ با سپاهي گران به جنگ سهراب رفت، در نخستين روز جنگ كاري از پيش نبردند، در روز دوم سهراب از پدر خواست كه از جنگ دست بدارد.» الف ـ « بي درنگ » چه نوع قيدي است؟ ب ـ هسته و وابسته هاي گروه اسمي « نخستين روز جنگ» را بنويسيد. ج ـ يك صفت شمارشي پسين در متن بيابيد. جواب): الف ـ بي درنگ: قيد نشانه دار ب ـ روز: هسته ـ نخستين: وابسته ي پيشين(صفت شمارشي) ـ جنگ: وابسته ي پسين ج) دوم: صفت شمارشي پسين 6 ـ نوع هر كدام از حروف (نقش نما) را در اين عبارت بنويسيد. « به او سفارش كردم تا بيشتر تلاش كند.» جواب): «به» : حرف اضافه «تا» : حرف ربط وابسته ساز 7ـ در عبارت زير ضمير شخصي را به ضمير مشترك تبديل كنيد. « حسين با دوستانش به كوهنوردي رفت.» جواب): دوستانش: دوستان خود 8 ـ كدام يك از اسم هاي زير ساده، كدام مركب و كدام يك مشتق اند؟ الف ـ دادسرا ب ـ دادگاه ج ـ مداد دـ پرده هـ ـ گريه وـ خريدار جواب): الف : مركب ب ـ مشتق ج ـ ساده د ـ ساده هـ ـ مشتق وـ مشتق 9ـ جمله اي بنويسيد كه در آن «سبزي» اسم جنس باشد. جواب): مادر از بازار سبزي خريد 10ـ كدام يك از اسم هاي زير ساده ، مركب يا مشتق اند؟ الف ـ سيما ب ـ خنده جواب): الف: ساده ب: مشتق 11ـ جمع مكّسر واژه هاي زير را بنويسيد الف ـ قلّه ب ـ دعا ج ـ ماده جواب): الف : قلل ب : ادعيه ج ـ مواد 12ـ هسته ي گروه هاي اسمي زير را بنويسيد. الف ـ « همان دو دوست شاعر من» ب ـ همين داستان شاهنامه جواب): الف ـ دوست ب ـ داستان 13ـ واژه ي كدام را در دو جمله ي جداگانه،يكبار به عنوان ضمير پرسشي ويكبارصفت پرسشي به كار ببريد. جواب): ضمير پرسشي: كدام را مي پوشي؟ صفت پرسشي: كدام لباس را مي پوشي 14ـ كدام يك از‹‹ صفت هاي شمارشي›› ، پيشين و كدام يك پسين اند؟ مثال بزنيد. جواب): 1ـ عدد اصلي، مانند دو كتاب ؛ و عدد ترتيبي نوع اول (عدد اصلي+ پسوند ـُ مين) مانند دومين كتاب، ازصفت هاي شمارشي پيشين هستند. 2ـ عدد ترتيبي نوع دوم(عدد اصلي+ پسوند ـُ م) مانند: كتاب دوم ، از صفت هاي شمارشي پسين است. 15ـ با توجه به متن زير به پرسش هاي آمده پاسخ دهيد. « پير مرد با خانواده هر سال تابستان به يوش مي رفتند، اما من مي ديدم كه او در اين سفر هاي هر ساله به جست و جوي تسلّايي مي رفت او دور از هر ادايي به سادگي در ميان ما مي زيست.» الف ـ مرجع ضمير او چيست؟ ب ـ يك صفت اشاره و يك صفت مبهم در متن بيابيد ج ـ واژه هاي« تابستان » و « به سادگي » در متن بالا به عنوان قيد به كار رفته است ، نوع آنها را (نشانه دار يا بي نشانه)بنويسيد. د ـ فعل مي زيست گذرا است يا ناگذر؟ جواب): الف ـ پيرمرد(نيما) ب ـ اين : صفت اشاره ـ هر: صفت مبهم ج ـ تابستان : قيد بي نشانه ـ به سادگي : قيد نشانه دار ـ د ـ ناگذر 16ـ جدول زير را كامل كنيد. فعل بن مضارع صفت فاعلي صفت لياقت صفت مفعولي نوشته بودم جواب): بن مضارع: نويس صفت فاعلي: نويسنده صفت لياقت: نوشتني صفت مفعولي: نوشته 17ـ صفت عالي ( وابسته ي پيشين) را در يك گروه اسمي به كار ببريد. جواب): محبوب ترين مرد جهان محبوب ترين: صفت عالي 18ـ واژه ي « حافظ » را با نقش نماهاي (كسره و حرف ندا) در جمله هاي جداگانه به كار ببريد. 1ـ با كسره : حسين حافظِ تمام قرآن است . 2 ـ با حرف ندا: اي حافظ تو بزرگترين شاعري! 19ـ نهاد، فعل و شناسه ي جمله ي زيررا مشخص كنيد. « دانشمندان ايران در دانش هسته اي پيشرفت جهاني داشتند.» جواب): دانشمندان ايران: نهاد داشتند: فعل (ـَ ند) در داشتند: شناسه 20ـ با رسم نمودار درختي اجزاي جمله ي زير را مشخص كنيد. « پزشكان ايران براي اولين بار در جهان، واكسنِ ايدز را كشف كردند.» جواب): رسم نمودار به عهده ي دانش آموز است كه بايد پاسخ زير را در نمودار جاي دهد. پزشكان ايران: نهاد ؛ بقيه جمله گزاره است. اجزاي گزاره: واكسن: مفعول ـ ايدز: مضاف اليه. كشف كردند: فعل 21ـ فعل « مي روي » را با حفظ شخص به زمان هاي زير ببريد. الف ـ ماضي بعيد: ب ـ ماضي ساده ج ـ مضارع التزامي جواب): الف ـ رفته بودي ب ـ رفتي ج ـ بروي 22ـ در جمله هاي زير نام وابسته هاي پيشين و پسين را بنويسيدو هر يك را با پيكان به هسته وصل كنيد. الف ـ احمد كدام درس را بهتر مي داند؟ ب ـ هيچ سارقي حاضر به اعتراف نشد. ج ـ مسلمانان عليه ستم به پا خاستند. د ـ ستاره ي درخشان غروب نكرده است. جواب): الف ـ كدام : صفت پرسشي، وابسته ي پيشين و هسته ي آن درس ب ـ هيچ : صفت مبهم، وابسته ي پيشين و هسته ي آن سارقي ج ـ نشانه ي جمع « ان » در مسلمانان وابسته ي پسين و هسته ي آن مسلمان د ـ درخشان : صفت بياني از نوع فاعلي، وابسته ي پسين و هسته ي آن ستاره توضيح: با توجه به پاسخ ها: دانش آموز بايد وابسته ها را به هسته ها با پيكان وصل كند. 23 ـ در جمله هاي زير به جاي ضمير مشترك ، ضمير شخصي بياوريد و بالعكس. الف ـ علي هديه ي دوستش را پذيرفت . ب ـ حسين نامه ي خود را با پست فرستاد. ج ـ به دوستانتان احترام بگذاريد. د ـ سربازان فرمانده ي خود را اطاعت مي كنند. جواب): الف ـ دوست خود ب ـ نامه اش ج ـ دوستان خود د ـ فرمانده شان 24 ـ قيد ها را در جمله هاي زير شناسايي كنيد و نوع هر يك را بنويسيد. الف ـ هرگز از ناملايمات نهراسيد. ب ـ انسان دانا در حقيقت همان انسان رستگار است. جواب): الف ـ هرگز : قيد مختص (بي نشانه) ب ـ در حقيقت : نشانه دار 25ـ حروف ربط وابسته ساز و هم پايه ساز را در جمله هاي زير مشخص كنيد. « حسين دانشجو است اما پس از درس تحقيق مي كند . اگر اين چنين ادامه دهد محقق خواهد شد و ديگران مي توانند تحقيقاتش را مورد استفاده قرار دهند . وي چون پشتكار دارد بي شك موفق خواهد شد.» جواب): اما : هم پايه ساز ـ اگر : وابسته ساز ـ و : هم پايه ساز ـ چون : وابسته ساز 26ـ دو جمله بنويسيد كه واژه ي« لباس»در يكي به صورت اسم جنس و در ديگري شناس به كار رفته باشد. جواب): اسم جنس : از فروشگاه لباس خريدم شناس: لباس را از فروشگاه خريدم 27ـ كدام يك از اسم هاي زير ساده ، مركب يا مشتق اند؟ الف ـ پلكان ب ـ دادرس جواب): الف ـ مشتق ب ـ مركب 28ـ جمع مكّسر واژه هاي زير را مشخص كنيد. الف ـ كاسب ب ـ زمان جواب): الف ـ كَسَبه ب ـ ازمنه ـ جمله ي« علي كتاب را به دوستش داد » را زير نمودار بنويسيد و اجزاي آن را مشخص كنيد. ج) اين پاسخ را در نمودار جاي دهيد: علي: نهادـ كتاب: مفعول ـ دوستش: متمم ـ داد: فعل 30ـ بن مضارع، بن ماضي و صفت مفعولي را از مصدر « شكستن» بنويسيد. جواب): بن مضارع: شكن بن ماضي : شكست صفت مفعولي : شكسته 31ـ گذر يا ناگذر بودن افعال زير را مشخص كنيد، در صورت گذرا بودن ،نوع گذراي آن را بنويسيد. الف ـ او به اموال و دارائيش مي نازد. ب ـ پرويز از سفر آمد . ج ـ ديروز هوا خيلي سرد بود جواب): الف ـ مي نازد : گذرا به متمم ب ـ آمد : ناگذر ج ـ بود : گذرا به مسند 32ـ فعل «مي رود » را با حفظ شخص به زمان هاي زير ببريد. الف ـ ماضي بعيد ب ـ ماضي نقلي ج ـ مضارع التزامي جواب): الف ـ رفته بود ب ـ رفته است ج ـ برود 33 ـ در نوشته ي زير جمله ها را مشخص كنيد، نهاد و گزاره ي هر جمله را تعيين نماييد. «شما خود را در زندگي بارها نياز به نوشتن را احساس كرده ايد و براي يكي از دوستانتان كه به قصد اقامت موقت يا دايم به شهر يا كشوري ديگر نقل مكان كرده است نامه نوشته ايد.» جواب): 1 ـ شما خود را در زندگي ........... احساس كرده ايد. شما: نهاد و بقيه جمله گزاره است. 2 ـ براي يكي از دوستانتان .............. نقل مكان كرده است. نهاد اين جمله به قرينه محذوف است (شما) و بقيه جمله گزاره است. 3ـ نامه نوشته ايد . نهاد اين جمله نيز به قرينه محذوف است (شما) و بقيه جمله گزاره است 34 ـ با رسم نمودار اجزاي جمله ها ي زير را مشخص كنيد . الف ـ « احمد كارنامه اش را از مدير مدرسه تحويل گرفت.» ب ـ « ايران به جوانان خود مي نازد.» ج ـ « او ايستاده است.» جواب): الف ـ پاسخ زير را در نمودار جاي دهيد؛ احمد: نهاد ـ كارنامه اش: مفعول ـ مدير مدرسه: مضاف اليه ـ تحويل گرفت: فعل ب ـ ايران: نهاد جوانان خود: متمم مي نازد: فعل ج ـ او: نهاد ايستاده است : ماضي ( ماضي نقلي) 35ـ فعل هاي زير را با حفظ شخص به زمان هاي ماضي استمراري ، ماضي بعيد و مضارع التزامي بر گردانيد. الف ـ خواهيد دانست ب ـ برو جواب): الف ـ مي دانستيد ، دانسته بوديد ، بدانيد ب ـ مي رفتي ، رفته بودي ، بروي 36 ـ در جمله هاي زير نوع فعل را از نظر گذرا و ناگذر مشخص كنيد. الف ـ پدر احمد ديشب دير وقت به خانه رسيد . ب ـ هوا بس ناجوانمردانه سرد است. ج ـ علي شجاعانه با دشمن جنگيد. جواب): الف ـ رسيد : ناگذر ب ـ است : گذرا به مسند ج ـ جنگيد: گذرا به متمم 37ـ يك جمله با فعل گذرا به مفعول و يك جمله با فعل ناگذر بسازيد. الف ـ گذرا به مفعول : احمد غذا را خورد ناگذر : علي روي صندلي نشست 38ـ هسته ي گروه اسمي زير را مشخص كنيد. « همين يك گلّه آهوي وحشي جنگل» جواب): آهو : هسته 39 ـ خاص و عام بودن اسم هاي زير را ثابت كنيد. الف ـ شهاب ب ـ گل جواب): الف ـ شهاب : اگر در معني نام يك پسر به كار رود، خاص است ولي اگر در معني يك نوع سنگ آسماني به كار رود ، عام است . زيرا اسم خاص را نمي توان جمع بست . ب ـ گل: عام است چون جمع بسته مي شود (گل ها) 40 ـ ساخت اسم هاي زير را مشخص كنيد. الف ـ جوشن ب ـ تيغه جواب): الف ـ ساده ب ـ مشتق 41ـ دو جمله بنويسيد كه در يكي واژه ي « ماشين » نكره (ناشناس) و در ديگري اسم جنس باشد. جواب): ناشناس: پدرم از نمايشگاه ماشيني خريد اسم جنس : پدرم از نمايشگاه ماشين خريد 42ـ كدام يك از اسم هاي زير ساده ، مركب و مشتق اند؟ الف ـ خيابان ب ـ ابن سينا جواب): الف ـ ساده ب ـ مركب 43ـ مفرد جمع هاي مكّسر زير را مشخص كنيد . الف ـ اشرار ب ـ ابعاد جواب): الف ـ شرور ب ـ بُعد 44ـ جمله « آرش با نيروي تمام تير را از كمان رها كرد» را زير نمودار بنويسيد و اجزاي آن را مشخص كنيد. پاسخ زير را در نمودار جاي دهيد . آرش : نهاد بقيه جمله گزاره. اجزاي گزاره: تير : مفعول كمان: متمم رها كرد : فعل 45 ـ نوع فعل هاي زير را از حيث زمان مشخص كنيد . الف ـ خوانده ايم ب ـ بروند جواب): الف ـ ماضي نقلي ب ـ مضارع التزامي 46ـ گذرا يا ناگذر بودن افعال زير را مشخص كنيد در صورت گذرا بودن نوع گذراي آن را بنويسيد. الف ـ جوجه را آخر پاييز مي شمارند. ب ـ او هرگز موفق نمي شود. جواب): الف ـ مي شمارند: گذرا به مفعول ب ـ نمي شود: گذرا به مسند 47ـ نهاد ، فعل و شناسه ي جمله ي زير را مشخص كنيد. « براي خوب زيستن ، آدمي بايد پيوسته در زندگي اش تجديد نظر كند.» جواب): آدمي : نهاد كند : فعل (نَد) در كند شناسه 48ـ فعل « در بر گرفتند » را با حفظ شخص به زمان هاي زير ببريد. الف ـ مضارع التزامي ب ـ ماضي التزامي ج ـ مضارع اخباري جواب): الف ـ در بر بگيرند ب ـ در بر گرفته باشند ج ـ در بر مي گيرند 49ـ در نوشته هاي زير قيد ها را شناسايي كنيد و نوع آنها را (نشانه دار 0 بي نشانه) بنويسيد. الف ـ احمد به سختي بيمار است. ب ـ بهروز آهسته به راه خود ادامه داد. جواب): الف ـ به سختي: قيد نشانه دار ب ـ آهسته : قيد بي نشانه 50ـ كدام يك از اسم هاي زير ساده ، كدام مركب و كدام يك مشتق است؟ الف ـ گلستان ب ـ غافله سالار ج ـ گوسفند جواب): الف ـ مشتق ب ـ مركب ج ـ ساده 51ـ در جمله ي زير ضمير و مرجع آن را مشخص كنيد. «از گرز و كمند و نيزه خبري نيست، تن پيلوار رخش بود كه آنها را مي كشيد.» جواب): آنها : ضمير ــ گرز و كمند و نيزه : مرجع ضمير 52ـ حروف ربط وابسته ساز و هم پايه ساز را در نوشته هاي زير مشخص كنيد. الف ـ به او سفارش كردم تا بيشتر تلاش كند. ب ـ سعدي نويسنده است و شاعر جواب): الف ـ تا : وابسته ساز ب ـ « و » همپايه ساز 53ـ حروف ندا و منادا را در مصراع زير پيدا كنيد. « اي دوست بيا تا غم فردا نخوريم.» جواب): اي : حرف ندا دوست : منادا 54ـ در نوشته هاي زير وابسته هاي پيشين و پسين را شناسايي كنيد و نام هر يك را بنويسيد. الف ـ چه دردي بالاتر از ناداني سراغ داريد. ب ـ مردي آمد. جواب): الف ـ « ي » در دردي : پسين، نشانه ي نكره . ـ « تر » در بالاتر، پسين: صفت تفضيلي ب ـ « ي » در مردي . وابسته ي پسين . نشانه ي نكره 55 ـ هر يك از واژه هاي مشخص شده در عبارت زير از نظر ساخت چه نوع اسمي هستند؟ « برق آفتاب سنگ ها را داغ مي زند شتر بان دهنه ي شتر را مي گيرد .» جــواب : آفتاب : ساده دهنه : مشتق 56ـ نقش نماها را در عبارت زير بيابيدو نوع آن ها را بنويسيد. « هوا سرد بود و برفِ سنگيني زمين را پوشانده بود . » جــواب : و : پيوند هم پايه ساز را : نشانه ي مفعول ( كسره ي اضافه) 57ـ چرا واژه ي « كتاب» در جمله ي زير يك اسم جنس است؟ « در لحظات تنهايي ، كتاب بهترين هم صحبت است» جـواب : چون نه شناس است نه ناشناس يا چون جنس آن مطرح شده است يا چون هيچ نشانه اي ندارد 58ـ در عبارت زير قيد ها ي ( نشانه دار و بي نشانه ) را مشخص كنيد. « چنان گرمايي را هرگز نديده بودم . هيچ كس توان كار كردن نداشت. بعضي حيوان ها واقعاً ديوانه شدند به سختي نفس مي كشيديم. » جــواب : هرگز: قيد مختص بي نشانه واقعاً : نشانه دار به سختي: نشانه دار 59ـ با يكي از روش هايي كه خوانده ايد، ثابت كنيد واژه ي « اميد» در جمله ي زير يك اسم است؟ ‹‹ چشم اميد همه به اوست.›› جـواب: 1ـ مي توان آن را جمع بست : اميدها 2ـ مي توان به دنبال آن ‹‹ي›› نكره آورد: اميدي 3ـ مي توان واژه ي ‹‹اين›› و ‹‹آن›› را پيش از آن به كار برد: اين اميد ، آن اميد 4ـ به عنوان مضاف اليه در جمله به كار رفته است. 60ـ با توجه به جمله ي زير : ‹‹ مادرشان نبود و از تنهايي بيشترمي ترسيدند ›› الف ـ فعل ‹‹ مي ترسيدند›› را به صورت ماضي بعيد بنويسيد. ( با توجه به شخص فعل) جــواب : تـرسيــده بــودنــد ب ـ اين فعل ( مي ترسيدند) گذرا به چيست ؟ جــواب:: گــذرا به متمم 61ـ نمودار گروه اسمي زير را رسم كنيد . « همه ي آن زيبايي » 62ـ با توجه به نوشته ي زير : « رستم به كمك ايرانيان مي شتابد .دشمن عرصه را بر ايشان تنگ كرده است. رستم تيري چند به بند كمر مي زند خود را آماده مي سازد و راهي ميدان مي شود . كشانيِ مغرور ، آهنگ باز گشت دارد كه رستم به او نهيب مي زند : هماوردت آمد. بر مگرد.» الف ـ نوع ضمير هاي مشخص شده را بنويسيد. ب ـ ضمير شخصي پيوسته را به صورت جدا بنويسيد . پ ـ مرجع ضمير در جمله ي دوم چيست؟ جـواب : الف ـ ايشان : ضمير شخصي جدا خود: ضمير مشترك او : ضمير شخصي جدا ت ؛ در هماوردت ، ضمير پيوسته ب ـ هماورد تــو پ ـ ايرانيان 63ـ در جمله ي زير كدام واژه ها ضمير هستند؟ آن ها را به صفت تبديل كنيد. « پرسيد: چه مي گويي؟ مگر اين را نمي بيني ؟ جــواب : چه ـ اين چه حرفي مي زني ؟ اين آدم را مي بيني ؟ 64 ـ در عبارت زير خبر و صاحب خبر كدامند؟ « گنجشك ها با نوك باز بر شاخه ها چرت مي زدند .» جــواب : گنجشك ها ( صاحب خبر) ادامه ي جمله ( خبـر) 65 ـ با توجه به متن زير : « شتر آهسته مي رود... آبادي از پس گرمايي كه بر دشت نشسته است ، خود را نشان مي دهد. خاربن ها به زمين چنگ زده اند و سنگ ريزه ها از زير پايش سر مي خورند . » الف ـ زمان و نوع افعال مشخص شده را بنويسيد . ب ـ ثابت كنيد كه « زمين » يك اسم عام است؟ پ ـ فعل جمله ي اول گذرا است يا ناگذر ؟ ت ـ در عبارت بالا يك اسم مركب مشخص كنيد. جــواب : الف ـ ماضي نقلي ؛ مضارع اخباري ب ـ با اضافه كردن ‹‹ ي نكره ›› يا علامت جمع ‹‹ ها ›› اين واژه باز هم معني دارد. پ ـ ناگــذر ت ـ خاربــن 66ـ ثابت كنيد واژه ي جواهر امروزه در معني مفرد به كار مي رود. جــواب : چون قابل جمع بستن است ( جــواهــرات) 67ـ نقش نماها را در عبارت زير مشخص كنيد . « پروردگارا ! بارانِ رحمتت را بر من ببار» جــواب : ‹‹ ا ›› در پايان پروردگار: نشانه ي ندا ‹‹ ــِـ›› بعد از‹‹ باران›› كسره ي اضافه ‹‹ را ›› نشانه ي مفعولي ‹‹ بر›› حرف اضافه نشانه ي متمم 68ـ در عبارت زير يك متمم قيدي( نشانه دار) و يك قيد مختص ( بي نشانه) بيابيد. « شايد به خوبي نتوانستم با او سخن بگويم» جــواب : شــايــد : مختص با او : متمم قيدي 69ـ نوع ضمير ها را در عبارت زير مشخص كنيد. « بيا تا هوا تر و تازه است، خودت را برسان ، مادر چشم به راه توست ، آب خوش از گلويش پايين نمي رود.» جــواب : خودت : ضمير مشترك تو: ضمير شخصي جدا ش در گلويش : ضمير پيوسته 70ـ با توجه به عبارت زير : « بهار گذشته دوسال بودكه آنجا بودم .» الف ـ « هسته هاي » گروه هاي اسمي كدامند؟ ب ـ نام وابسته هاي پيشين و پسين اين گروه هاي اسمي را بنويسيد. جــواب: الف ـ بهار ، سال ، جا = هسته ها ب ـ گذشته : صفت مفعولي دو : صفت شمارشي آن : صفت اشاره 71ـ چرا واژه ي « كدام » در جمله ي زير صفت پرسشي است نه ضمير پرسشي ؟ « به كدام سو مي رود؟» جــواب : چون با اسم همراه است. 72ـ در جمله ي زير به جاي ضمير هاي شخصي جدا ، ضمير پيوسته بنويسيد. « توله ي شكاري بزرگ شده است . اسم او رابه دستور تو « پات» گذاشته ام .» جــواب : اسمش دستورت 73ـ نمودارگروه اسمي زير را رسم كنيد. « پروانه ي زيباي خيال » 74ـ از مصدر «گسستن» يك صفت لياقت و از مصدر« روييدن » يك صفت فاعلي بسازيد. جــواب : گسستني روينده يا رويان 75ـ در عبارت زير كدام واژه « اسم خاص » است ؟ چرا ؟ « از گرزو كمند و نيزه خبري نيست. تن قدرتمند رخش بود كه آن ها را مي كشيد» جــــواب: رخش چون جمع بسته نمي شود يا «ي» نكره نمي گيرد. 76ـ در عبارت زير «هسته ي » گروه اسمي را مشخص كنيد و نام وابسته هاي پيشين و پسين آن را بنويسيد. « يك موج باد از دور وحشيانه زوزه مي كشيد.» جــــواب: موج ( هسته ) يك ( صفت شمارشي) باد ( مضاف اليه) 77ـ با توجه به عبارت زير : « چشمان دخترك به رنگ آبي آسماني بود و نگاه آرام و گيرايش تا عمق وجود را مي كاويد.» الف ـ نام صفت هاي مشخص شده را بنويسيد. ب ـ از فعل « مي كاود» ( مصدر كاويدن) يك صفت مفعولي بسازيد. جواب: الف ـ آسماني (نسبي) ـ گيرا ( فاعلي) ـ آرام (ساده) ب ـ كاويده 78ـ ثابت كنيد كه واژه ي (هوا) در جمله ي زير اسم معرفه (شناس ) است. « بوي شبدر دو چندان هوا را عطر آگين ساخته است.» جواب: چون با حرف « را» آمده است. 79ـ با توجه به اين عبارت : « آفتاب غروب در ميان ابرهاي سرخ مي درخشد.» الف ـ فعل جمله را به صورت مضارع التزامي در آوريد.( با حفظ شخص فعل) ب ـ بن مضارع اين فعل چيست؟ جـــواب: الف ـ بدرخشد ب ـ درخش 80 ـ عبارت زير : « ماه مه كه رسيد،چه بگويم كه چه گرما يي شد! خداي من ! چنان چيزي را هرگز نديده بودم.» الف ـ واژه هاي مشخص شده صفت هستند يا ضمير ؟ چرا؟ ب ـ نام دستوري هر يك از آنها چيست؟ جـــواب: الف ـ چه (اول) ضمير چون بدون اسم آمده .چه (دوم) صفت چون با اسم آمده است. ب ـ چه (اول) (ضمير) پرسشي ، چه(دوم) (صفت) تعجبي 81ـ نمودار جمله ي مقابل را رسم كنيد . « پدر از توي اتاق ، همه ي اين بساط را مي ديد.» جــــواب: جمله ي گذرا به مفعول نهاد گزاره پدر فعل مفعول مي ديد ديد از توي اتاق، همه ي اين بساط را 82 ـ در عبارت زير يك اسم و يك صفت مشترك با قيد شنا سايي كنيد. « مرد، صبح زود به راه افتاد ، بايد اين كار را ميكرد، چون شتر آهسته و آرام مي رفت و شايد شب هم به آبادي نمي رسيد.» جــــواب: صبح يا صبح زود ( اسم مشترك با قيد) يا شب، آهسته يا آرام ( صفت مشترك با قيد) 83ـ چرا بخش مشخص شده در عبارت زير قيد است؟ « چيزي نگذشت كه در ميان علف ها و خارها بوي دلخواه خود را يافت.» جـــواب : چون با حذف اين قسمت جمله ناقص نمي شود ( يا معني جمله تغيير نمي كند) 84 ـ نقش نما ها را در اين جمله مشخص كنيد. « آي آدم ها ، كه بر ساحل بساط دلگشا داريد! » جـــواب : آي ( نشانه ي ندا) بر ( حرف اضافه) ـِ ( كسره ي اضافه) 85 ـ در جمله ي زير ضمير و مرجع آن را بنويسيد. « كبكي به هوا رفت . به زمينش آوردم . روي گَوَن ها افتاد.» جــــواب: ش ضمير ، كبك مرجع ضمير 86 ـ شناسه ي فعل هاي زير را بنويسيد . الف ـ ديده است ب ـ خواهد رفت جواب ): الف ـ ندارد ب ـ ـَـ د در خواهد 87 ـ فعل كشيد را گذرا كنيد. جواب ـ كشاند ؛ كشانيد 88 ـ مصدر « دويدن» را گذرا كنيد. جواب) دواندن ؛ دوانيدن 89 ـ با كلمه ي ساعت دو جمله بسازيد كه در يكي معرفه و در ديگري نكره باشد. جواب): معرفه : ساعت را براي تعمير به ساعت ساز سپردم نكره: از مغازه ساعتي خريدم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ د ـ املا و بياموزيم 1ـ چرا كاربرد جمله ي زير نا درست است؟ « هم آنان از موضوع اطلاع داشتند هم شما » جواب): زيرا نهاد هر دو جمله متفاوت است و يكي نيست. بنابراين نمي توان فعل را بدون قرينه حذف كرد. صحيح جمله به اين صورت است: هم آنان از موضوع اطلاع داشتند هم شما اطلاع داشتيد 2ـ در عبارت زير چه واژه اي نادرست نوشته شده است؟ چرا؟ « نوع بيماري پس از تحقيقات و آزمايشات متعدد ، شناخته شد » جواب): آزمايشات . زيرا « ات » نشانه ي جمع عربي است وكاربرد آن در واژهاي فارسي درست نيست . آزمايش يك واژه ي فارسي است و بايد با نشانه ي جمع فارسي« ها » جمع بسته شود. 3ـ خطّ نوشتن با دست را در اصطلاح چه مي نامند ؟ جواب): خط تحريري 4ـ در عبارت زير كدام واژه ها نادرست است؟ چرا؟ « اين روز ها گاهاً در مطبوعات اخبار هاي متفاوتي نوشته مي شود.» جواب): گاهاً ـ اخبارها . « گاه » يك واژه ي فارسي است و نبايد با تنوين كه نشانه ي خط عربي است به كار رود. به جاي آن بايد بگوييم : گاهي. « اخبار » يك واژه ي جمع است( جمع خبر) بنابراين دوباره جمع بستن آن اشتباه است. مي توان براي جمع بستن آن با « ها » از شكل مفردش استفاده كرد. مثلاً : خبرها 5ـ همزه در كدام يك از مثال هاي زير به حركت(كسره) نياز ندارد؟ الف ـ قائم ب ـ جزءِ اوّل جواب): الف 6ـ هريك از دو جمله ي زير را به يك جمله كاهش دهيد. الف ـ « اين پسر زرنگ است. او را تشويق كنيد.» ب ـ « مطلب ارزنده اي بود . آن را در دفتر خاطراتم نوشتم.» جواب): الف ـ اين پسر زرنگ را تشويق كنيد. ب ـ مطلب ارزنده را در دفتر خاطراتم نوشتم . 7ـ جمله ي مقابل را با خط « شبه نسخ» بنويسيد. « امين با پدرش از بازار ميخ و تخته خريد .» جواب): به صفحه ي 65 كتاب، خط چهارم مراجعه شود. 8ـ يكي از مزاياي خط شبه نسخ را بنويسيد. جواب): در اين خط، حرف ها به شكل واضح و برجسته در كنار يك ديگر قرار مي گيرند. 9ـ كدام جمله نادرست ؟ چرا؟ الف ـ آن قدر منتظر او ماندم كه به قول معروف خوابم برد. ب ـ آن قدر منتظر او ماندم كه به قول معروف علف زير پايم سبز شد. جواب): جمله ي « الف » نادرست است . زيرا بعد از اصطلاح « به قول معروف » بايد يا ضرب المثل يا قول معروفي بيايد، حال آنكه « خوابم برد » قول معروفي نيست. 10ـ صحيح هر يك از چهار غلط املايي موجود در ميان كلمات زير را بنويسيد. ابهام و غموض ـ حج گذاري ـ واعظ و قاري ـ هضم مطالب ـ هوش و فراصت ـ سطور مرتّب و منظّم ـ ابراز مصّرت ـ غم غربت ـ گوشه و بيقوله ـ غم اغيار جواب): حج گزاري ـ فراست ـ مسرّت ـ بيغوله 11ـ املاي تقريري چيست؟ جواب): املاي تقريري آن است كه معلّم متن املا را به تدريج قرائت مي كند و دانش آموزان آن را مي نويسند. 12ـ در كدام يك از دو تركيب زير كاربرد نقش نماي اضافه الزامي نيست؟ الف ـ كتابِ علي ب ـ لبِ تشنه جواب): الف . زيرا با حذف نقش نماي ـِ ، معني خود را حفظ مي كند و معني ديگري پيدا نمي كند. 13ـ چه خطي « خط معيار» به شمار مي رود؟ جواب): خط تحريري 14ـ تقرير يعني چه؟ جواب): تقرير يعني بيان كردن . 15ـ در فارسي چه كلمه اي اهميّت املايي دارد؟ جواب): به صفحه هاي 105 و كادر آبي صفحه ي 106 كتاب مراجعه شود. (حروف 6گانه خوانده شود) 16ـ به تركيب هايي كه نه كلمه اند و نه جمله ...............گفته مي شود. جواب): گروه كلمه 17ـ در تركيب هاي زير شش غلط املايي وجود دارد صحيح هر يك را بنويسيد. « ظرايف ادبي ـ ناحيه ي دهخوارقان ـ التذاز ادبي ـ نثر مرصل و مسجّع ـ مقاصد و اغراض متذوّقان قديم ـ رساي شهيدان ـ سود مند و مقتنم ـ گاو سمين ـ قدر و خيانت ـ بيماري صرع سپاس گذاري و تقدير ـ قصد و عزيمت- » جواب): التذاذ ادبي ـ مرسل ـ رثاي شهيدان ـ مغتنم ـ غدر ـ سپاس گزاري 18ـ در عبارت زير كدام واژه ( از جهت نگارشي) نادرست است ؟ چرا؟ « پروين اعتصامي شاعره ي متعهد و بر جسته ي ايران است» جواب: شاعره . زيرا در زبان فارسي به كسي كه شعر مي گويد چه زن باشد چه مرد، شاعر گفته مي شود. 19ـ چرا رعايت نقش نماي اضافه در تركيب « اسبِ سواري » الزامي است؟ جواب: زيرا اگر آن را ننويسيم كلمه به شكلي غير از آن چه منظور ماست، خوانده و معني مي شود. 20ـ رعايت نقش نماي اضافه در كدام تركيب الزامي است؟ الف ـ لبِ تشنه ب ـ سخنِ معلم جواب): الف 21ـ در گروه كلمات زير املاي برخي از گروه كلمات نادرست آمده است، درست آنها را بنويسيد. الف ـ داستان هاي اساطيري ب ـ ثبت و ضبت پ ـ آميخته و اجين ت ـ جذبه ي اسرار آميز جواب : ب ـ ثبت و ضبط پ ـ آميخته و عجين 22ـ چراكاربرد « بر » در تركيب « بر عليه» در جمله ي زير حشو است ؟ « آن ها بر عليه من بد گويي مي كردند» جواب: زيرا ‹‹ عليه ›› = علي+ه (براو) و زايد است. 23ـ علت نادرستي عبارت زير را بنويسيد. « من مسابقه اي كه ديروز بر گزار شد ، را ديدم» جواب : بايد نشانه ي مفعولي ‹‹ را›› بلافاصله در كنار مفعول جمله ‹‹ مسابقه اي›› قرار بگيرد. 24ـ كار برد « ي» در كدام يك از واژه هاي زير درست است ؟ چرا؟ بويِ گل ـ ماهي ي ِ دريا جواب : بويِ گل . زيرا ‹‹ي›› در بويِ گل ‹‹ي›› ميانجي است. 25 ـ چرا كاربرد واژه هاي« دوماً» و« حواس ها» نادرست است؟ جواب : زيرا نشانه ي تنوين مخصوص كلمات عربي است در حالي كلمه ي ‹‹ دوم ›› فارسي است. و كلمه ي حواس جمع است و نبايد دوباره جمع بسته شود. 26ـ املاي برخي از گروه كلمات زير نادرست آمده است ، درست آنها را بنويسيد. الف ـ مهرمانه و سري ب ـ فلق و شفق پ ـ قدر و خيانت ت ـ هور و ماه جواب : الف ـ محرمانه و سري پ ـ غـدر و خيانت 27ـ جمله هاي زير را اصلاح كنيد . الف ـ منظره ي زيبايي كه ديروز ديدم را ، به تصوير كشيدم. ب ـ در كتابخانه هم آنان مطالعه كردند و هم ما. جواب : الف ـ منظره ي زيبايي را كه ديروز ديدم ، به تصوير كشيدم ب ـ در كتابخانه هم آنان مطالعه مي كردند و هم ما مطالعه مي كرديم. 28ـ علت نادرستي جمله ي زير را بنويسيد . « آيا چه اتفاقي ممكن است بيفتد؟ » جواب : با وجود صفت پرسشي ‹‹چـه›› نيازي به آوردن كلمه ي ‹‹ آيا›› نيست . 29ـ چرا كاربرد كلمه ي « گرايشات » نادرست است ؟ جـــواب : زيرا كلمه ي فارسي را با نشانه ي جمع عربي، جمع نمي بندند. 30ـ شكل درست تركيب زير را بنويسيد . ارائـة گـزارش جـواب : ارائـه ي گـزارش 31ـ جمله ي زير را اصلاح كنيد. « آيا چگونه مي توانيم بر سرعت مطالعه ي خود بيفزاييم ؟ » جواب : چگونه مي توانيم بر سرعت مطالعه ي خود بيفزاييم؟ 32ـ املاي برخي از كلمات زير نادرست آمده است ، درست آن هارا بنويسيد. الف) تعسّي و پيروي ب) فرياد و نهيب پ) آسايش و فراغ بال ت) تحصين و اعجاب ث) جذر و مدّ آب ج) گليم و حصير د) اوايد دولت هـ) تعزيه و مرثيه جـــواب : الف ) تأسّي و پيروي ب) تحسين و اعجاب ث)جزر و مد آب د) عوايد دولت 33ـ علت نادرستي عبارت هاي زير را بنويسيد . الف ) آن قدر بازي كرد كه به قول معروف خسته شد. ب ) پيامبر اسلام ـ صلّي الله ـ فرمود : من « معلم» برانگيخته شدم. جـــواب : الف) بعد از « به قول معروف » بايد نمونه اي از مَثَل و حكمت و ....... بيايد. ب) چون جمله ي دعايي « صلّي الله عليه و آله » به صورت كوتاه شده آمده و كلمه ي «عليه» از اين جمله حذف و معناي جمله ي دعايي ناقص شده است.
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 13:1  توسط جغراتی
|
ه نام حق شرح چند شعر متون نظم و نثر 2 رشته انسانی دوره پیش دانشگاهی
هر که عاشق تر بود بر بانگ آب 1- دیوار بلندی کنار جویی قرار داشت و تشنهی دردمندی هم بر روی دیوار نشسته بود. نکات: تشنه نماد عاشق، طالب معرفت و کمال/ جو نماد حقیقت/ دیوار نماد موانع بین عاشق و معشوق 2- آن دیوار بین آن تشنه و آب مانعی ایجاد کرده بود و آن تشنه برای رسیدن به آب مثل ماهی بی قرار و ناآرام بود. نکات:آب نماد معشوق/ در مصرع دوم تشبیه وجود دارد. 3- او ناگهان خشتی در آب انداخت و صدای آب به گوشش رسید مثل صدای معشوقی که عاشقش را به سوی خود بخواند./ نکات: خطاب: به سوی خود خواندن، فرا خواندن عاشق از جانب معشوق/ در مصرع دوم تشبیه وجود دارد. 4- صدای آب مثل صدای معشوق زیبا و دلپذیری بود که عاشقش را به سوی خود بخواند و این صدای آب او را مثل شراب مست کرد. نکات: / هم در مصرع اول و هم در مصرع دوم تشبیه وجود دارد/ یار شیرین لذیذ: حس آمیزی دارد 5- آن عاشق رنجدیده به خاطر صفا و پاکی صدای آب به سرعت خشت ها را از دیوار می کند و به آب می انداخت. نکات: ممتحن: توضیحات کتاب/ صفای بانگ حس آمیزی دارد/ خشت نماد موانع بین عاشق و معشوق/ 6- آب بانگ می زد و می گفت : ای تشنه از خشت انداختن به آب چه فایده ای می بری؟ نکات: خشت نماد موانع بین عاشق و معشوق/ آب نماد معشوق/ هی شبه جمله است/را در مرا جانشین حرف اضافه: "به" است و در "تو را" جانشین حرف اضافه: "برای" است 7- تشنه گفت: ای آب من از این کار دو فایده می برم پس هرگز این کار را ترک نمی کنم. نکات: را در "مرا" نشانه ی مالکیت است/ آبا: ای آب( منادا است پس یک جمله شمرده می شود)/ دست داشتن از چیزی کنایه از کنار گذاشتن و ترک کردن آن است/ 8- فایده ی اول این کار شنیدن صدای آب است صدایی که برای تشنگان مثل صدای رباب لذت بخش است. نکات: سماع: شنیدن/ رباب از وسایل موسیقی قدیمی/ کاربرد ضمیر" او" برای غیر انسان در مصرع دوم/ رباب مجازا صدای آن است. 9- صدای آن مثل صدای صور اسرافیل است که مرده را به زندگی جاودانه می رساند.( عاملی که سبب تجدید حیات می شود فراخوانده شدن عاشق از طرف معشوق است.) نکات: کاربرد ضمیر" او" برای غیر انسان در مصرع اول/ را" در مصرع دوم فک اضافه است: زندگی مرده/ اسرافیل: از فرشتگان مقرب الهی است که هنگام رستخیز در صور(شیپور، شاخ) می دمد تا مردگان از گور برخیزند/ تشبیه در مصرع اول 10- یا صدای آب مثل صدای غرش آسمان است ( که نوید بخش باران است) که باغ با شنیدن آن صدا گل ها و سبزه های زیادی می رویاند. نکات: بانگ رعد را می توان به علاقه لازمیه مجاز از باران دانست/ تشبیه در مصرع اول/ باغ نماد جان انسان است/ کاربرد ضمیر "او" برای غیر انسان/ نگار استعاره از گلها و سبزه ها 11-فایده ی دیگر کار من این است که با کندن هر خشتی از این دیوار به آب گوارا نزدیک تر می شوم. نکات: ماء معین: آب گوارا نماد معشوق/ خشت نماد موانع 12-زیرا هر بار که من خشت ها را از دیوار می کنم و آن ها را از روی دیوار کم می کنم دیوار بلند هم کوتاه تر می شود. نکات: پست و بلند تضاد دارند 13-تا زمانی که این دیوار بلند است مانع رسیدن من به آب می شود. نکات: عالی گردن کنایه از بلند/ سر فرود آوردن کنایه از تعظیم و فروتنی 14-تا زمانی که از وجود مادی خود رهایی نیافته ام نمی توانم در برابر معشوق خودم سجده کنم. نکات: آب حیات استعاره از معشوق/ تن خاکی: وجود مادی، دلبستگی های جسمانی/ بیت های هم معنی: یک قدم بر سر وجود نهی وان دگر در بر ودود نهی/ خود را بر در بگذار و بیا/ از در درآمدی و من از خود به در شدم و ... 15-از بین کسانی که روی دیوار هستند هر کس که تشنه تر باشد زودتر خشت و گل دیوار را می کند تا به آب برسد.( هر کس که عاشق تر باشد زودتر از دیگران موانع و حجابها را پشت سر می گذارد.) نکات: دیوار نماد مادیات و موانع بین عاشق و معشوق/ تشنه نماد عاشق/ مدر به معنی گل در اینجا نماد حجابهای ظلمانی و دلبستگی های دنیوی و موانع است 16-کسی که به صدای آب عاشق تر باشد، کلوخ های درشت تر و بزرگتری از موانع را می کند.(کسی که بیشتر از دیگران عاشق باشد، برای رسیدن به معشوق موانع بزرگتری را از سر راه بر می دارد) نکات: هم معنی با بیت قبلی/ آب نماد معشوق/ کلوخ نماد دلبستگی های مادی/ حجاب نماد تعلقات خرگیری 1-یکی با هیجان و اضطراب و ترس به خانه ای می گریخت. نکات: در خانه ای در: کاربرد دو حرف اضافه برای یک متمم/ زرد رو و لب کبود و رنگ ریخته هر سه کنایه ترسیده / 2-صاحب خانه گفت اینکه اندام تو از ترس مثل بدن پیر می لرزد، خیر باشد. نکات: را فک اضافه است: دست تو/ دست مجازا بدن/تشبیه در مصرع دوم 3-جریان چیست؟ چگونه فرار کرده ای و چگونه از شدت ترس رنگ از رخت پریده؟ نکات: رنگ رخساره ریختن کنایه از ترسیدن 4-گفت: در کوچه و بازار الاغها را برای بارکشی و بیگاری جهت شاه سرکش می گیرند. نکات: برون مجازا کوچه و بازار 5-گفت ای عزیز من خرها را می گیرند اینجا که خری نیست، چون که تو خر نیستی آسوده باش و نگران نباش. نکات: جان عم کنایه از عزیز من/ " را " نشانه مالکیت است: تو غمی نداری. 6-گفت: آنها چنان در گرفتن خر جدّی و مصمم هستند که اگر مرا بجای خر بگیرند چندان عجیب نخواهد بود. نکات: گرفت: گرفتن(مصدر مرخّم است با فعل اشتباه نشود) ضمیر "م" در خرم مفعول است/ خرم گیرند جمله 4جزئی با مفعول و مسند است/ 7-آنها چنان به خرگیری اقدام کرده اند که راستی راستی قدرت تشخیص آنها از بین رفته است. نکات: دست برآوردن به چیزی کنایه از اقدام کردن به آن است/ 8-چون که افراد نادان و ناشایست سرور ما شده اند، از روی نادانی صاحب خر را به جای خر می گیرند. نکات: ضمیر "مان" مضاف الیه سرور است که جابه جایی ضمیر متصل شخصی صورت گرفته/ حرف حساب 1-مدتی کار ما به تأخیر افتاد در نتیجه مدّعی و مخالف ما مثل شیر جرئت پیدا کرد. نکات: تشبیه بلیغ اسنادی در مصرع دو م/ بیت به تقلید از این بیت مولوی است: مدتی این مثنوی تأخیر شد مدّتی باید که تا خون شیر شد. 2-مدّعی با خود می گفت: این من هستم که مثل طاووس بهشتی به اوج مقام و شوکت رسیده ام و به خاطر لجبازی با گل آقا اینچنین شده ام. نکات: مصرع اول تضمینی است از مولوی/ مصرع اول تشبیه بلیغ اسنادی دارد 3-ما با دو جملهی کوتاه شرمنده و پشیمانش کردیم، جلوی سخنانش را گرفته و ساکتش کردیم. نکات: سبیل کسی را سوختن: کنایه از پشیمان و شرمنده کردن است/ دهان کسی را دوختن: کنایه از ساکت کردن/ نطق مجاز از دهان 4-به ناچار او نیز عیب های ما را بیان کرده و حرف های بی ربطی در مورد ما گفته بود. نکات: آسمان با ریسمان بافتن کنایه از حرف های بی ربط گفتن 5-معنی بیت واضح است 6-او با وجود داشتن چشم و گوش باز، کور و نابیناست، شما در مورد ادعای او قضاوت کنید. نکات: مصرع اول تضمینی است از شعر مولوی/ عمی: کور / جذف فعل اسنادی "است" از آخر جملات به قرینه معنوی 7-همه باید توفیق کسب علم و ادب را از خداوند بخواهیم. نکات :مصرع اول تضمینی است از شعر مولوی/ 8-انسان بی ادب حق ندارد که سخن راست و درست را بی ارزش و بی رونق کند.نکات: جناس تام بین حق(اجازه) و حق (راست و درست)/ تق و لق کردن چیزی کنایه از بی ارزش کردن آن است 9-من نزد تمامی افراد ناله و فریاد سر دادم تا (یا با همه افراد هم درد شدم تا) در این دوران به شهرت گل آقا بودن رسیدم نکات :مصرع اول تضمینی است از شعر مولوی/ 10-هر دوی ما در یک سطح و با امکانات مشترک تلاش کردیم اما من مثل بلبل با ارزش شدم در حالی که غضنفر مثل کلاغ بی ارزش شد نکات: این بیت با بیت بعدی تقلیدی از اشعار مولوی است مثل: هر دو گون آهو گیا خوردند و آب زین یکی سرگین شد و زان مشک ناب/ از یک چراغ دود خوردن کنایه از هم سطح بودن است/ مصرع دوم دو تشبیه بلیغ اسنادی دارد. 11-هر دوی ما از یک امکانات بهره بردیم ولی پیشرفت و ترقی من از او بیشتر بود( من مثل خرمای مرغوب شدم و او مثل خرمای خشک و بی ارزش) مصرع دوم دو تشبیه بلیغ اسنادی دارد. 12-ما از کسی گله نداریم چون من (که مثل عقاب هستم) در برابر غضنفر (که مثل چلچله کوچک و ناتوان است،) سست و ضعیف نیستم. نکات: کم نمی آید کنایه از :ضعیف و ناتوان تر نیست/ مصرع دوم تمثیل است/ 13-همچنانکه باد سرد باعث ریزش برف می شود، مدّعی هم باعث سخن گفتن ما می شود( ما را وادار به سخن گفتن می کند) نکات: سر حرف آوردن کنایه وادار به سخن کردن است. 14-وگرنه ما اهل دعوا و درگیری نیستیم یا لااقل اکنون چنین تصمیم نداریم. 15-ای کسی که با خودت ثروت و سرمایه داری چرا بیهوده خودت را با ما درگیر میکنی. نکات: بار و بنه مجازا سرمایه و ثروت/ تنه زدن کنایه از : بهانه گرفتن و تلاش برای درگیری است 16-اگر می خواهی مثل من شوی وجود مادی خود را کنار بگذار تا نیازی به تعلّقات مادی نداشته باشی. نکات: مصرع دوم را از مولوی تضمین کرده است 17-اگر دنیا هم ویران شد تو هیچ حرفی نزن تا سخن تو هم درست و باارزش باشد. نکات: لب تر کردن کنایه از سخن گفتن/ پر از آب شدن دنیا کنایه از ویران شدن آن / حرف حساب کنایه از سخن درست و با ارزش/ 18-من که هیچ یک از اعضای بدنم آگاه و هوشیار نیست نمی توانم حرفی بزنم، مدعی و مخالف زیادی دارم در حالی که هیچ یار و همدمی ندارم. نکات: رگ مجازاُ اجزای بدن
تاوان این خون 1- روزی که خورشید در جام شفق شراب ریخت و سر امام حسین مثل خورشید بر سر چوب خشک نیزه ها نمایان شد. نکات مهم: جام شفق: اضافه تشبیهی/ خشک چوب: ترکیب وصفی مقلوب/ مل: شراب/ گل کردن: کنایه از نمایان شدن/ خورشید در مصرع دوم استعاره از سر امام حسین 2- خورشید(چهره نورانی امام حسین) و شفق(خون سرخ امام حسین) را همچون صدفی در آب- که به روشنی پیداست- دیدم با این همه سر امام حسین را بر نیزه دیدن برایم مثل خواب بود و نمی توانستم آن را باور کنم نکات: شید و خورشید استعاره از سر امام حسین/ شفق استعاره از خون سرخ امام حسین /چیزی را مثل خواب دیدن کنایه از ناباوری/+توضیحات کتاب 3- آیا سر امام حسین را بر نیزه دیدم؟ آری همین طور است، دیدن سر خورشیدوار حسین بر روی نیزه عجیب و شگفت است. نکات: خورشید استعاره از سر امام حسین/" را" فک اضافه است: بر نیزه دیدن خورشید 4- ای ساقی امشب قبل از همه شراب عشق را در جام من بریز(قبل از همه مرا مست معشوق کن) و با من بیشتر سازگاری و مدارا کن. نکات: ساقی نماد دلجویی کننده/ کن و کن جناس تام/ بیش و پیش: جناس ناقص اختلافی/ 5- در سرچشمه تشنگان برای خوردن آب مقدم تر هستند پس شراب را اول به من بده(چون بیشتر از دیگران عاشق و تشنه معشوق هستم)زیرا دوستانم می توانند صبر کنند. نکات: بیت حسن تعلیل دارد. 6- من هرگز نمی توانم که تا سحرگاه پیروزی و آزادی با شب ظلم و بی عدالتی همنشین باشم من درد و ناراحتی دارم پس نمی توانم صبر کنم. نکات: استفهام انکاری در هر دو مصرع/ زخم مجازا زخم و ناراحتی به علاقه سببیه/ 7- ساکن شدن و تثبیت ظلمت به مردم نادان و غافل مبارک باشد، ساقی به سلامت باشد این برقرای ظلم و ستم به کسانی که صبر و درنگ کردند و به امام حسین کمک نکردند مبارک باشد. نکات: کوران: استعاره از غافلان/ بیت نوعی طنز دارد. 8- به خاطر این دردهای قدیمی که در دل دارم بی قرار و ناراحت هستم و با وجود اینکه در این دنیا ساکن هستم باز هم احساس غریبی می کنم. نکات: اینجا مجازا دنیا/ مصرع دوم پارادوکس دارد: غریب بودن در خانه خود/ زخم های کهنه کنایه از درد های قدیمی 9- من با صبر کردن و سکوت در برابر ظلم، کینه و دشمنی دارم و همانطور که آدم در مرگ فرزندش هابیل ماتمزده بود من هم در سوگ امام حسین داغدار و ماتمزده هستم. نکات: تلمیح به داستان حضرت آدم و کشته شدن فرزندش هابیل به دست قابیل 10- من از شمشیر قابیل(ظالمان) زخم خورده و مجروح هستم و وارث درد و رنج هابیل هستم. نکات: تلمیح به داستان کشته شدن هابیل به دست قابیل / قابیل نماد ظالمان و هابیل نماد مظلومان 11- من از زمانی که حضرت محمد یتیم بود عهد بسته ام و در کودکی با عاشقی و از خودگذشتگی پیمان خون بسته ام. نکات: تلمیح به یتیم ماندن حضرت محمد در کودکی/ مهد مجازا کودکی/ مهد و عهد جناس دارند 12- من همراه با ابوذر ریگهای سوزان بیابان را تحمل کردم و مثل عمار همچون ابر و دریا گریستم. نکات: تلمیح به داستان تبعید شدن ابوذر صحابه پیامبر در زمان خلافت عثمان 13- من تلخکامی صبری که مظهر صبر خدا(حضرت علی) است در کام خود دارم (یعنی من تلخی صبر و سکوت علی را چشیده ام) و تلخی رنج امام حسن را هم چشیده ام. نکات: تلخی صبر حس آمیزی دارد/ صبر ایهام تناسب دارد به معنی شکیبایی است ولی در معنی نوعی درخت دارای میوه های تلخ با تلخی تناسب دارد/ جام استعاره از وجود و خاطر/ صفرا در لغت ماده زرد رنگ و تلخی است که ار کبد تولید می شود و در اینجا مجازا رنج و درد و ناراحتی است به علاقه سببیه(قدما معتقد بودند که به هم خوردن فعالیت صفرا باعث خشم و ناراحتی انسان می شود)/ 14- من از ستمگران زخم خوردم و در برابر ستم آنها صبر کردم و برای شهادت با امام حسین در روز عاشورا با او همراه شدم 16- فریاد انسانهای خسته سر به آسمان می کشید و خون انسانهای پاک در دشت و صحرا موج می زد. نکات: خسته ایهام تناسب دارد1- یاران خسته امام حسین2- ناتوان و مجروح با فریاد تناسب دارد./ سر بر اوج زدن کنایه از بلند شدن/ مصرع دوم اغراق دارد 17- خدایا ما چه انسانهای بی احساسی بودیم و چه مردمان ناجوانمرد و پستی بودیم. (بیت مفهوم خود اتهامی دارد)نکات: آرایه تکرار 18- خدایا امام حسین کشته شد و ما سالم و زنده ماندیم؛ زینب(س) به اسارت رفت در حالیکه ما آسوده خاطر بودیم. نکات: از پا افتادن کنایه از کشته شدن، نابود شدن/ بر پای بودن کنایه از زنده و سالم بودن/ 19- با کمک ما برای کشتن امام حسین و یارانش روی ریگهای صحرا فرش چرمین گستردند و دست علمدار خدا، عباس(ع) را قطع کردند. (بیت مفهوم خود اتهامی دارد) نکات: نطع : فرشی چرمین که بر زمین می گستردند و سر محکومین را روی آن می بریدند/ دست در مصرع اول مجازا کمک/ 20- سر فرزندان نو رسیده پیامبر و خاندانش را بریدند. نکات: را در هر دو مصرع فک اضافه است/ مرغان بستان خدا استعاره از حسین(ع)و یارانش 21- هنگام شهادت خاندان پیامبر ما شاداب و خوشحال بودیم، زنجیر اسارت را تحمل کردیم و منتظر مرگ طبیعی بودیم. (بیت مفهوم خود اتهامی دارد) نکات: برگ کردن هنگام برگریزان پارادوکس دارد/ برگ ریز کنایه از شهادت/ باغ استعاره از خاندان پیامبر / برگ کردن کنایه از شادابی/ زنجیر خاییدن کنایه از کار بیهوده کردن/ 22- مثل انسانهای پست و فرومایه ننگ سلامت جویی را بر خود خریدیم و جریمه و تاوان شهادت امام حسین تا قیامت بر عهده ما ماند. (بیت مفهوم خود اتهامی دارد) نکات: سلامت مجازا عافیت طلبی/ خون مجازا قتل و شهادت به علاقه لازمیه/ در ذکر عشق 1- معنی بیت توضیحات کتاب/ نکات : مفهوم: عشق مایه کمال و ترقی انسان است/ عشق آرایه تشخیص دارد/ سرنما کنایه از سربلند کننده/ 2- عشق اسرار خود را با انسان سرباخته در میان می گذارد چون می داند که سر انسان(زبان او ) اسرار را افشا می کند.(بیت: هر که را اسرار حق آموختند مهر کردند و دهانش دوختند/ من عرف الله کلّ لسانه: هر که خدا را بشناسد زبانش از گفتن این رازگنگ می شود/ سر مجازا زبان/ بیت حسن تعلیل دارد/ غماز: سخن چین/ 3- برخیز و خود را آماده عاشقی کن زیرا مؤذن بانگ دعوت به سوی نماز عشق را سر داد نکات: قامت نمودن: کنایه از آماده شدن/ قد قامت مجازا اذان و تلمیح هم دارد به جمله قد قامت الصلاه / 4- توضیحات کتاب/ آب آتش فروز و آتش آب سوز پارادوکس دارد./ عشق آب آتش افروز است و عشق آتش آب سوز است تشبیه بلیغ اسنادی است/ 5- عشق فراتر از تعلقات مادی و دلبستگی های جسمی است همانطور که پرنده زیرک در قفس نمی ماند. نکات: چارمیخ تن در لغت اخلاط چهارگانه بدن انسان است:خون، بلغم، سودا و صفرا/ تن مجازا کل تعلقات / چارمیخ مجازا دلبستگی های جسمی/ بیت اسلوب معادله هم دارد/ 6- جانی که از عشق بی بهره باشد مانند مرغ خانگی است که قدرت پرواز ندارد(تشبیه)/ یگانگی:عشق 7- مرغ خانگی سوی اوج پرواز نمی کند، پر و بال دارد اما نمی تواند به سوی اوج پرواز کند.نکات: ش در کش متمم است: که برای او/ سفر مجازا حرکت/ علو : بلندی/ با بیت قبل موقوف المعانی است/ 8- تمام همت چنین مرغی آنست که رزق و روزی بخورد و تمام قدرتش آنست که دور خانه پرواز کند(مفهوم: کوتاه همت و کم قدرت است) نکات: دانه مجازا رزق و روزی و غذا/ 9- بنده عشق باش تا از بلاها و زشتی و تباهی رهایی یابی 10-در راه عشق لذت های شخصی و نفسانی موجود نیست، عاشقان کاری با میل و هدف شخصی ندارند. نکات: مصرع دوم استفهام انکاری دارد/ تقدیم فعل در مصرع اول/ بیت: به شادی و آسایش و خواب و خور ندارند کاری دل افگارها 11-عاشق واقعی هرگز به دنبال اهداف شخصی نمی رود و آن را نوعی کفر ورزی می داند و عاشق از آرزوهای شخصی خودش بیزاری می جوید. 12-خداوند خودش پاک و منزه است و کارها را نیز پاک و خالص می خواهد. تلمیح: انّ الله جمیل و یحب الجمال/ هو الله الخالق الباری المصوّر/ 13-محدوده ی زمین برای لهو و لعب است و دنیای عشق برای اخلاص و پاک بازی است. نکات: را در هر دو مصرع جانشین حرف اضافه است/ خاک مجازا زمین، دنیا // انما الحیاه الدنیا لهو و لعب/ 14-عاشقان در شب تاریک سر بر سجده می گذارند( یا : در راه معشوق سر خود را از دست می دهند) در حالی که تو به این فکر هستی که چگونه ثروت و مادیات برای خود کسب کنی. نکات: سر نهادن ایهام دارد:1- از دست دادن سر 2- بر سجده نهادن/ سر مجازا پیشانی/ دستار نماد مادّیات/ 15-16-17-سه بیت متوالی موقوف المعانی است: شخصی ناآگاه از عالم عشق، عاشقی را دید که در حال مرگ می خندید به او گفت:در هنگام مرگ خنده و خوش رویی تو به خاطر چیست؟ عاشق گفت: وقتی که زیبارویان جمال خود را نشان بدهند عاشقانشان نیز اینگونه شادمان در برابر آنها می میرند. نکات: یکی فسرده نهاد مصرع اول است/ خوش استادن کنایه از خوش رویی است/ پرده برگرفتن کنایه از نشان دادن خود/ 18- راه و راهنما برای عشق وجود ندارد و در راه عشق مقام و منصب جایگاهی ندارد. نکات: را در مصرع اول نشانه مالکیت است/ سر و کلاه مجازا مقام و منصب/ 19- عاشق در پرداختن به عشق و معشوق از خود اختیاری ندارد، عشق آنگونه که تو می پنداری نیست. نکات: یادآور این سخن پیامبر است: فیقول عبدی انت عاشقی و محبی و انا عاشق لک و محب لک ان اردت و او لم ترد: خدا به بنده می گوید که تو عاشق و محب مایی ما معشوق و محب توایم چه بخواهی و چه نخواهی
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 12:57  توسط جغراتی
|
رس شانزدهم
عشق و عاشق و معشوق عين القضات همداني (525-492ه.ق) عارف شيفته و شوريده ، از چهره هاي مشهور و برجسته تصوف و عرفان ايراني است . از او آثار فرواني به عربي و فارسي مانده است كه در انتساب تمام آن ها به وي ترديد است. او در طي عمر كوتاه خود – سي و سه سال – نوشته هاي شور انگيز و شيرين و پربار از خود گذاشت.« تمهيدات » وي حاوي سوز و گداز ها و سخنان دردآلود و عميقي است كه ترجمان ژرف بيني و عظمت روح او در عين حال كج فهمي ها، سطحي انديشي ها و ظاهر بيني ها و قشري نگري زمانه ي اوست. عين القضات به سبب همين نوشته ها مورد رشك و اتهام و تكفير قرار گرفت و در سال 525 به دار كشيده شد. نوشته اند يك هفته قبل از اين ماجرا كاغذي به يكي از مريدان خود داد و چون پس از قتل و سوزاندن، نامه را گشودند؛ اين رباعي را در آن نوشته ديدند ؛ ما مرگ و شهادت از خدا خواستيم و ان هم به سه چيز كم بها خواستيم گر دوست چنان كند كه ما خواستيم ما آتش و نفت و بوريا خواستيم اينك دمي با او در در تمهيدات سير و سفر مي كنيم .
عشق و عاشق و معشوق « اي عزيز اين حديث را گوش دار كه مصطفي – عليه السلام – گفت : مَنْ عَشَقَ وَ عَفَّ ثُمَّ كَتَمَ فَمات ، ماتَ شهيداً ، اي عزيز ، اين حديث را بشنو كه حضرت محمد – عليه السلام – فرمود : هر كه عاشق شود و پاكدامن، آن گاه عشق پنهان دارد و بر عشق بميرد ، شهيد باشد . هر كه عاشق شود و آن گاه عشق پنهان دارد و بر عشق بميرد شهيد باشد .. هر چند مي كوشم كه از عشق در گذرم ، عشق مرا شيفته و سرگردان مي دارد و با اين همه ، او غالب مي شود و من مغلوب ، با عشق كي توانم كوشيد ؟ هر چند كه تلاش مي كنم از عشق دوري كنم ، اما عشق مرا دل باخته و متحير مي كند و با وجود اين ، عشق پيروز مي شود و من شكست مي خورم ، با عشق چگونه مي شود در افتاد ( با عشق كي مي توانم درافتم ) دريغا عشق فرض راه است همه كس را در عشق قدم نهادن كسي را مسلّم شود كه با خود نباشد و ترك خود بكند و خود را ايثار عشق كند . عشق آنش است هر جا كه باشد جز او ، رخت ديگري ننهد ، هر جا كه رسد سوزد ... افسوس كه عشق، از واجبات راه ( رسيدن به معشوق ) است . كسي مي تواند در راه عشق قدم بگذارد كه به فكر خود نباشد و خود را فراموش كند و خود را فداي عشق كند. عشق مانند آتش است هر جا كه باشد لباس ديگري به جز او نگذارد ( به هيچ چيز اجازه ي حضور نمي دهد ) و همه چيز را مي سوزاند . اي عزيز به خدا رسيدن فرض است ، و لابد هر چه به واسطه ي آن به خدا رسند فرض باشد به نزديك طالبان . عشق بنده را به خدا رساند . پس عشق از بهر اين معني فرض راه آمد . اي عزيز رسيدن به خدا واجب و ضروري است و ناچار هر چه را كه مي توان به وسيله ي آن به خدا رسيد به نظر عاشق و سالك واجب وضروري است . عشق، بنده را به خدا مي رساند پس عشق به همين دليل واجب و ضروري است . اي عزيز مجنون صفتي بايد كه از نام ليلي شنيدن جان توان باختن ، ... كار طالب آن است كه در خود جز عشق نطلبد . وجود عاشق از عشق است ، بي عشق چگونه زندگاني كند ؟ حيات از عشق مي شناس ، و ممات بي عشق مي ياب ... . اي عزيز ، عاشق واقعي بايد مانند مجنون باشد كه از شنيدن نام ليلي بتواند جان خود را فدا كند ،... كار سالك آن است كه در خود چيزي جز عشق نخواهد . وجود عاشق از عشق است ، بي عشق چگونه مي تواند زندگي كند ، منشأ زندگي را از عشق بدان و مرگ واقعي را در بي عشقي بدان ... اي عزيز ندانم كه عشق خالق گويم و يا عشق معشوق . عشق ها سه گونه آمد اما هر عشقي درجات مختلفي دارد: عشقي كبير و عشقي صغير و عشق ميانه . عشق صغير عشق ماست با خداي تعالي ؛ و عشق كبير ، عشق خداست با بندگان خود ؛ عشق ميانه دريغا نمي يارم گفتن كه بس مختصر فهم آمده ايم . اي عزيز ، نمي دانم كه عشق خالق و خدا را بگويم يا عشق معشوق و بنده را . عشق ها سه نوع هستند و هر عشقي درجات مختلفي دارد : يك عشق صغير ( كوچك ) است و يك عشق كبير (بزرگ ) است و يك عشق ميانه است . عشق صغير همان عشق ما به خداست و عشق كبير همان عشق خدا به بندگان خود است ؛ و عشق ميانه ، افسوس كه نمي توانم بگويم ، زيرا كه بسيار فهم ما ناقص است ( توان فهم آن را نداريم ) اي عزيز معذوري ؛ كه هرگز « كهيعص» با تو غمزه اي نكرده است تا قدر عشق را بدانستي .. اين حديث را گوش بدار كه مصطفي – عليه السلام – گفت : اذا احب الله عبداً عشقه و عشق عليه فيقول عبدي انت عاشقي و محبي ، و انا عاشق لك و محب لك ان اردت اولم ترد . اي عزيز ، تو معذوري زيرا كه (كهيعص) يا قرآن در تو اثر نكرده ؛ تا قدر عشق را بداني ... پس اين حديث را گوش كن كه حضرت محمد – عليه السلام – فرمود: او بنده ي خود را عاشق خود كند ، آن گاه بر بنده عاشق باشد و بنده را گويد : تو عاشق و محب مايي ، و ما معشوق و حبيب توايم. چه بخواهي و چه نخواهي )»
خودآزمايي ص130 1. « ترك خود كردن » يعني چه ؟ موتوا قبل ان تموتوا ( وجود خود را در ميانه نديدن ، خود را فراموش كردن ) 2. مفهوم سخن« « مجنون صفتي بايد ما از نام ليلي شنيدن جان توان باختن » را بيان كنيد. هركسي حقيقت را درك نمي كند و فقط آن كسي كه حقيقت را چشيده است درك مي كند يعني فقط مجنون، ليلي را مي شناسد و بس.
3. اين بيت حافظ : هرآن كسي كه در اين حلقه نيست زنده به عشق بر او نمرده به فتواي من نماز كنيد با كدام عبارت درس ارتباط معنايي دارد ؟ ممات بي عشق مي ياب 4 . مفهوم آيه ي شريفه يا ايها الذين امنو من يرتد منكم عن دينه فسوف ياتي الله بقوم يحبهم و يحبونه . ( سوره يمائده ، آيه ي54) در كجاي متن آمده است ؟ حديث و ترجمه آن در پايان درس آمده است. 5. به نظر شما « عشق ميانه » چيست ؟ عشق دو طرفه بنده به خدا و خدا به بنده ، عشق انسان به انسان (عشق سالك به پير يا مرشد كامل )
هركه عاشق تر بود بر بانگ آب حكايت كوتاهي كه از مثنوي در اين جا مي خوانيم تمثلي است براي بيان رابطه ي عبد با معبود و اين كه چگونه مي تواند بنده ي خاكي مي تواند با عالم غيب آشنا پيدا كند . و با دل كندن از زندگي مادي و علايق دنيايي به خدا برسد يا به هستي مطلق بپيوندد تا خود نيز هستي جاودانه بيابد . در اين تمثيل مولانا مي خواهد بگويد كه ، دل كندن از خاك هستي و رسيدن به هستي مطلق ناگهاني و يك باره صورت نمي گيرد بلكه روح كمال طلب بايد گام به گام و منزل به منزل ، هفت شهر عشق را بپيمايد تا به جاودانگي واصل گردد. در اين معني از بايزيد بسطامي نقل شده است كه « هر چه هست، در دو قدم حاصل آيد كه يك قدم در نصيب ها ي خود نهد، و يكي به فرمان هاي حق، آن يك قدم را بردارد و اين ديگر را به جاي بدارد » (تذكره الاولياي عطار ، ص 194) و در اين تمثيل مولانا سخن در همان يك قدم اول است كه راه درازي را در بر مي گيرد .
هر كه عاشق تر بود بر بانگ آب مضمون درس: بيان رابطه ي عبد و معبود و چگونگي دل كندن از زندگي مادي و رسيدن به خدا وزن شعر : فاعلاتن ، فاعلاتن فاعلن بحر : رمل مسدس محذوف (مقصور ) بر لب چو بود ديواري بلند بر سر ديوار تشنه ي دردمند بر لب جوي آب ديواري بلند ي بود و بر سر ديوار هم يك نفر تشنه اي زار و پريشان بود. جوي آب: نمادي از « حقيقت و رسيدن به حق يا معشوق » است. ديوار: نمادي از تمايلات مادي يا وجود انسان تشنه: نمادي از سالك و رهرو حق است.
مانعش از آب ،آن ديوار بود از پي آب، او چو ماهي، زار بود آن ديوار ( تمايلات مادي ) مانع او براي رسيدن به آب ( حقيقت بود و او هم مثل ماهي ( كسي كه زندگيش را به آب بستگي دارد ) به دنبال بود .
ناگهان انداخت او خشتي در آب بانك آب آمد به گوشش چون خطاب ناگهان او خشتي از ديوار كند و در آب انداخت و صداي افتادن خشت در آب كه به گوش او رسيد مانند صداي معشوق بود كه عاشق را به سوي خود مي خواند .( عاشق كمي از حجاب ها را كنار زد ).
چون خطاب يار شيرين لذيذ مست كرد آن بانگ آبش چون نبيذ آن صدا، مانند صداي معشوق، شيرين و لذيذ بود ، آن صداي آب مانند شراب، او را مست كرد آرايه ) حس آميزي ، ايهام ، تشبيه ، تتابع اضافات لغات ) نبيذ : شراب از صفاي بانگ آب آن ممتحن گشت خشت انداز ، از آن جا خشت كن آن سالك از صداي پاك و دل پذير آب ، شروع به كندن خشت و انداختن در آب كرد . لغات )ممتحن : كسي كه در راه حق قدم مي نهد و رياضت مي كشد آب مي زد بانگ ، يعني :« هي، تو را فايده چه زين زدن خشتي مرا ؟» آب ، صدا مي زد كه آهاي، از اين كه خشت به من مي زني چه سودي مي بري ؟ تشته گفت « آبا مرا دو فايده ست من از اين صنعت ندارم هيچ دست تشنه ( سالك )گفت : اي آب براي من دو فايده دارد و من از اين كار دست بر نمي دارم و ترك نمي كنم .
فايده اول سماع بانگ آب كاو بود مرتشنگان را چون رباب فايده ي اول آن شنيدن صداي آب است كه براي افراد تشنه، مانند صداي موسيقي رباب دلپذير است . لغات ) سماع شنيدن رباب : يكي از ساز هاي سيمي كه ظاهراً موسيقي دان ها ي ايراني آن را ساخته اند .
بانگ او چون بانگ اسرافيل شد مرده را زين ، زندگي تحويل شد صداي آب مانند صداي اسرافيل است كه باعث زنده شدن مردگان مي شود . لغات ) اسرافيل: يكي از فرشتگان مغرب كه مأمور دميدن صور و بر انگيختن مردگان در روز رستاخيز است. تحويل : در اين جا به معني زنده شدن مردگان است . آرايه : تلميح، مراعات نظير ، تشبيه يا چو بانگ رعد، هنگام بهار باغ مي يابد ، از او چندين نگار يا مانند غرش ابر، به هنگام بهار است كه باغ به وسيله ي آن گل ها و گيا هان زيبا و رنگارنگ به دست مي آورد لغات ) رعد : غرشي كه از ابر پديد آيد نگار : استعاره از گل ها و گيا هان رنگارنگ آرايه ) تشبيه ، مراعات نظير ، استعاره فايده ي ديگر كه هر خشتي كز اين بر كَنَم آيم سوي ماءِ معين فايده ديگر اين است كه هر خشتي كه از اين ديوار بكنم ، به آب گوارا نزديك تر مي شوم . لغات ) ماء معين : آب خوشگوارا كز كمي خشت ديوار بلند پست تر گردد به هر دفعه كه كند هر بار كه خشتي كنده شود اين ديوار بلند كوتاه تر مي شود ( هر چه تعلقات كم تر شود ، فاصله ي ميان سالك عاشق و معشوق كم تر مي شود .
تا كه اين ديوار ، عالي گردن است مانع اين سر فرود آوردن است تا زماني كه اين ديوار ( تمايلات مادي، وجود انسان ) بلند است، مانع رسيدن تشنه ( سالك ) به آب (معشوق )مي شود (تا موقعي كه انسان گرفتار تعلقات مادي است مي تواند در برابر معشوق تعظيم كند)
سجده نتوان كرد بر آب حيات تا نيابم زين تن خاكي نجات بر آب زند گي نمي توانم سجده كنم ( نمي توانم عاشق معشوق شوم ) تا زماني كه از اين جسم خاكي (تعلقات ) رهايي نيابم . آرايه ) آب حيات استعاره ار عشق به معشوق
بر سر ديوار هر كاو تشنه تر زودتر بر مي كند خشت و مدر هر كسي كه بر سر ديوار تشنه تر است ( هر كسي كه عاشق تر است ) زوتر خشت و گل را مي كند (زوتر موانع و حجاب ها را بر مي دارد ). لغات ) مدر : گل ، آن چه در لابه لاي خشت ديوار به كار مي رود هركه عاشق تر بود بر بانگ آب او كلوخ زفت تر كَند از حجاب هر كسي كه بيش تر عاشق صداي آب باشد ( خواستار معرفت بيش تر و ديدن جلو ه هاي معشوق باشد) ، كلوخ بزرگ تر ي مي كند و زوتر حجاب و مانع را از ميان بر مي دارد .
خودآزمايي 1) مولانا در اين تمثيل به كدام اصل عر فاني اشاره مي كند ؟ تلاش عاشق در پيوستن به معشوق و برداشتن حجاب ها و موانع 2) در اين تمثيل تشنه ، ديوار و آب نماد چه چيز ي هستند؟ تشنه : سالك ديوار : حجاب و مانع ، وجود انسان آب : معشوق 3) صداي افتان خشت در آب به چه چيز هايي تشبيه شده است ؟ بانگ اسرافيل، بانگ رباب ، بانگ رعد بهاري ، خطاب يار شيرين لذيذ 4) دو نمونه حس آميزي در شعر بيابيد . چون خطاب يار شيرين لذيذ مست كرد آن بانگ آبش چون نبيذ 5)بيت: « حجاب چهره يجان مي شود غبار تنم خوش آن دمي كه از اين چهره پرده بر افكنم» با كدام بيت شعر تناسب بيشتر ي دارد ؟ هر كه عاشق تر بود بر بانگ آب او كلوخ زفت تر كند از حجاب دو بيت زير نيز روي هم با بيت حافظ تناسب معنايي دارد : تا كه اين ديوار ، عالي گردن است مانع اين سر فرو آوردن است سجده نتوان كرد بر آب حيات تا نيايم زين تن خاكي نجات 6) مقصود شاعر از بيت سيزدهم چيست؟ تا زماني كه ديوارِتعلّقات، بلند است به مقصود نمي رسيم . 7) به نظر شما آيا بين اين تمثيل و بيت زير از مولانا تناقضي ديده مي شود؟ چرا ؟ آب كم جو ، تشنگي آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست خير ، زيرا در يكي مي گويد در جست و جوي آب باش تا به حق برسي و در ديگري مي گويد آب را رها كن تا به حق برسي و در هر دو، طلب را توصيه مي كند كه باعث رسيدن به حق مي شود.
8) غرش رعد از چه جهت زيبا و دل انگيز معرفي شده است ؟ از اين جهت كه غرش رعد در بهار موجب بارش باران بهاري مي شود و زمينه ي رويش گل ها و گيا هان رنگا رنگ را فراهم مي كند .
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 12:55  توسط جغراتی
|
|